The Mosquito Coast - Second Season

The Mosquito Coast - Second Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Mosquito Coast S02E09 WEBRip x264-ION10
The Mosquito Coast S02E09 HDR 2160p WEB H265-GLHF
The Mosquito Coast S02E09 2160p WEB H265-GLHF
The Mosquito Coast S02E09 1080p WEB H264-CAKES
The Mosquito Coast S02E09 1080p WEB h264-TRUFFLE
The Mosquito Coast S02E09 720p WEB H264-GLHF
The Mosquito Coast S02E09 1080p ATVP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Mosquito Coast S02E09 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Mosquito Coast S02E09 720p WEB x265-MiNX[TGx]
The Mosquito Coast S02E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
A Commentary by Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ◄

Tags

webrip
web
x264
BRip
HD
1080
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
Published on: 2022-12-30
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫هی، دخترم کجاست؟ قرار بود قارچ بچینید

‫- ببینید، قرار بود فقط یه قرار باشه ‫- خب، کجاست؟

‫- می‌خواست شهرم رو ببینه و... ‫- الآن کجاست؟

‫نمی‌دونم. اون...

‫فقط صحبت کردیم و... آره، من...

‫چی؟ برنگردوندیش خونه؟

‫وانتم رو دزدید، خب؟ وانت ریدلی

‫- شانس آوردم که گیرش انداختم. اون... ‫- کجا؟

‫- توی پلایا. جای ایستگاه اتوبوس ‫- اون هیچ پولی نداره

‫هرچی داشتم رو بهش دادم، خب؟ ببینید، من...

‫دوستش دارم، خب؟ ‫می‌خوام بهترین‌ها براش اتفاق بیفته

‫می‌دونی، اون گفت که بهش گفتی بفرما برو

‫و دیگه هم برنگرده

‫دیدمت، کثافت کوچولو! تن لشت رو بیار اینجا!

‫اون برمی‌گرده

‫ولی تو که نمی‌دونی. و بهش گفتی بره

‫اون جون‌سخته

‫- شاید بهتره فعلاً به مامانت نگیم ‫- چرا؟

‫خب، گاهی اوقات گفتن بخشی از حقیقت ‫بهتر از اینه که به کسی آسیب برسونیم

‫شاید متناقض‌نما به نظر برسه، ولی سعی دارم ‫خانواده از هم نپاشه. فهمیدی؟

‫من کار آشپزخونه دارم

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

« هتل و تفریحگاه مارکس میرامار »

‫این هست

‫یا این هم هست

‫از وقتی اومدیم اینجا، هیچ پستی نذاشته‌م

‫دنبال‌کننده‌هام احتمالاً فکر می‌کنن مُرده‌م

‫نه

‫شرمنده. می‌خوره آمریکایی باشی

‫- سلام ‫- سلام

‫بله

‫نه. ممنون

‫...هتل مارکس میرامار؟

‫خیلی‌خب

‫ممنون

‫خب این مأموریت و هدفمه

‫یه نیروگاه ۱۰۰۰مگاواتی جدیده که پارسال به کار افتاده،

‫و سعی کردن این کوفتی رو مخفی کنن ‫چون با زغال‌سنگ کار می‌کنه

‫و نمی‌خوان مردم به‌خاطر خاکستر ‫توی آب آشامیدنی‌شون شکایت کنن

‫آره، یا آسیب کبد و کلیه، یا انواع سرطان‌ها

‫این برج انتقال نیرو سمت راست چیه؟

‫یه پروژهٔ جدید رو تغذیه می‌کنه

‫- و سمت‌چپی؟ ‫- به وزارت معادن منطقه‌ای

‫و وزارت کشور می‌ره

‫وای، هدف بزرگیه

‫چه‌جور موادمنفجره و چاشنی‌ای؟ ساعتی یا ازراه‌دور؟

‫ازراه‌دور. کنترل‌شده. این‌دفعه کسی آسیب نمی‌بینه

‫سرمایه‌گذارها فرار می‌کنن، و سیاست‌مدارها ‫راه آسون‌تری برای پرکردن جیبشون پیدا می‌کنن

‫محموله رو چطور وارد می‌کنی؟

‫- یه کامیون داریم ‫- و بعدش چطور برمی‌گردی؟

‫نگران نباش. مو لای درزش نمی‌ره

‫من کجا باشم؟

‫توی خونه در حال خوندن کتاب

‫نه، جدی می‌گم. می‌خوام توش نقش داشته باشم

‫یه الگو می‌شه برای آمازون، بورنئو، ‫و کل دنیا که آتیش گرفته

‫کِی؟

‫هنوز زمانش مشخص نشده

‫موادمنفجره رو به شاسی می‌بندی؟

‫نه. عقب کامیون

‫و به‌سمت توربین‌ها هدایتش می‌کنی

‫آره

‫می‌دونی...

‫می‌تونم به‌عنوان دیدبان ازت استفاده کنم

‫می‌تونیم بریم یه گشتی توی منطقه بزنیم

‫سلام، مامان

‫- اونجا چه خبره؟ ‫- سیلویا جوش آورده

‫یه بار دیگه امروز حمله کردن، و خوک‌ها رو بردن

‫گوش کن، می‌دونم چقدر اینجا رو دوست داری

‫ولی نظرت چیه اگه بگم

‫دارم روی چیزی کار می‌کنم که برگردیم آمریکا؟

‫بابا هم میاد؟

‫تا اونجا فکر نکردیم، ولی...

‫واقعاً داری همچین کاری می‌کنی؟

‫نقشهٔ بابا رو بیشتر دوست دارم

‫نقشه‌ش چیه حالا؟

‫نمی‌دونم. فقط یه مکانه، ولی آمریکا نیست

‫خواهرت رو ندیدی؟

‫چند ساعته که ندیده‌مش

‫نمی‌دونی کجاست؟

‫فکر کنم شاید با آدولفو سوار قایق باشه. ‫می‌شه این‌ها رو بذارم زمین؟

‫البته

‫سلام. آره، ببخشید. درواقع این دوچرخه رو برمی‌گردونم

‫چون صدای تَرق‌تَرق خیلی بدی می‌ده انگار...

‫نمی‌دونم، یه مشکل جدی داره. خیلی خطریه

‫برای همین می‌خواستم ببینم با کی حرف بزنم

‫که مطمئن بشم به پای بابام حساب نشه؟

‫متصدی هتل، خانم

‫ممنون

‫آب بابونه و ختمی میل داری؟

‫- البته ‫- لطفاً چشم‌هات رو ببند

‫- اسمت چیه؟ ‫- دینا

‫دینا، یک نفس عمیق بکش، که ما بهت ‫پاک‌سازی جسم و روح عرضه می‌کنیم

‫قلبت پاک شود تا پیام‌هایش را به‌وضوح بشنوی

‫گلویت پاک شود تا سخن راست بگویی

‫بدنت اینجا در تفریحگاه و استراحتگاه هتل میرامار استراحت کند

‫قراره یه نیروگاه برق رو بترکونه

‫جدی؟ خب، هدف خوبیه

‫می‌دونی، اون هدف به‌خودی‌خود فایده‌ای برام نداره ‫مگه اینکه زمان دقیقش رو بدونم

‫جفتش رو می‌خوام وگرنه قرار بی‌قرار

‫آره، و بهت گفتم باید قرارداد رو مکتوب ببینم

‫من اینجا زندگی کوفتی‌م رو به خطر انداخته‌م

‫ بهت گفتم قراره اونجا باشم. دیدبانم

‫پس توافق‌نامه رو با امضای خودت، مافوق‌هات،

‫ دونالد داک لامصب اگه توش نقش داره، بهم بده

‫گوش کن، مارگو، می‌دونم برات آسون نبوده

‫وقتی برای نجات بچه‌هات انجامش بدی ‫همه‌چی آسون به نظر میاد

‫مدارکم رو می‌خوام، و بعد زمان رو بهت می‌گم

‫- اینجا چی‌کار می‌کنی، الی؟ ‫- گوش کن چی می‌گم

‫چرا داری از کامپیوترم استفاده می‌کنی؟

‫برای مشکل گیرموت یه راه‌حل دارم. ببین

‫یه‌مشت بسته و یه سوراخ که توش جنسه؟

‫اون‌ها بسته‌های گیرموان. اون جنس گیرموئه

‫از کارتل‌ها کِش می‌ره

‫نه اون‌قدر که بدون بررسی متوجه بشن، ‫بلکه اون‌قدری که بتونه بفروشه

‫پس این‌طوری پول درمیاره؟

‫گه توش

‫چیزی که باهاش بتونم بزنمش زمین الآن دارم. دائمی

‫امروز می‌رم ببینمش چون چیزی داره که من می‌خوام

‫و اگه به دستش بیارم، ‫می‌تونه مشکلات تو رو هم حل کنه

‫می‌زنه می‌کشدت. و منو. و کاسا روخا رو

‫مطمئنم خیلی دوست داره این کارو بکنه

‫ولی روی سندپایپر «کلید مرد مُرده» می‌ذارم ‫

‫اون لاشی تو مشتمه. تو مشتمه

‫پس حالا می‌خوای مالک بشی، ها؟

‫علاقه‌ای بهش ندارم. ‫حتی دیگه مطمئن نیستم به اینجا تعلق دارم یا نه

‫برای تو چی داره، الی؟

‫یه جای امن برای ما. خانواده‌م. بدون مالک

‫سریع باش

‫فاکس کجاست؟

‫امروز ندیده‌مش

‫تو می‌دونی کجا می‌شه پیداش کرد

‫بگو کجاست

‫بهم دست نزن! دارم می‌گم که ندیده‌مش

‫ولم کن!

‫می‌خوای ببرمت جای خونه‌ش؟

‫ببرمون اونجا. یالا

‫لازم نیست منو بگیری!

‫راه برو!

‫راه برو!

‫هرزه، داری وقت‌کشی می‌کنی

‫بهم بگو! فاکس کجاست؟

‫کجاست؟

‫حرف بزنید! فاکس کجاست؟

‫فاکس کجاست؟

‫حرف بزنید!

‫- چارلی ‫- سیلویا

‫چارلی، بیا. چارلی، نه

‫- بس کن! ‫- چارلی

‫آهای!

‫نه!

‫سیلویا

‫هی!

‫چارلی!

‫چارلی!

‫خوش اومدید، آقا و خانم ریتا. ‫این هم کلیدهاتون

‫ممنون. اینو بگیر

‫سلام، ببخشید، شرمنده، ‫شما فقط سه تا کلید بهمون دادید

‫من و خواهرهام دوست نداریم ‫یه کلید مشترک داشته باشیم. می‌دونید؟

‫اوه، بله، البته

‫- بفرمایید ‫- مرسی

‫گندش بزنه، گمشون کردم. ‫گفتید شماره اتاق چنده؟

‫۲۰۸

‫- عالی. مرسی ‫- خواهش می‌کنم

‫فکر کردی چه گهی داری می‌خوری؟

‫بهت ۷۲ ساعت وقت دادم که سندپایپر رو راه بندازی. ‫چطور پیش می‌ره؟

‫خب، معلوم شد فقط ۲۴ ساعت لازم داشتم

‫پس، کاری کردم که خیلی وقت بود نکرده بودم

‫یه روز برای سلامت روان مرخصی گرفتم

‫توی جنگل پیاده‌روی کردم. یه کلبهٔ کوچیک پیدا کردم

‫نمی‌دونم از چه گهی داری حرف می‌زنی!

‫شاید بهتره از «روی اوربیسن» بخوای که بره ‫

‫نه، بمون

‫با خودته

‫عملیات دزدی‌ت رو پیدا کردم

‫جانم؟

‫فکر کنم خودت می‌دونی

‫محموله‌ها رو برای کارتل‌ها جابه‌جا می‌کنه. ‫از روی جنس برمی‌داره

‫- خیلی شرافتمندانه نیست، مگه نه؟ ‫- داره دروغ می‌گه

‫من سعی دارم جلوی نابودشدن کاسا روخا رو بگیرم، همین

‫«تومبادورس». درسته؟ این کلمه رو شنیدی. ‫برای کارتل کار می‌کنی

‫«تومبادورس»، یعنی دزد

‫خیانت‌کار

‫بیل، تو یه‌کم اسپانیایی بلدی، نه؟ ‫درست گفتم؟

‫دخلت اومده

‫واقعاً؟ مطمئن نیستم دخل من اومده باشه. مدرک دارم

‫عکس‌ها و اسناد. همه‌شون توی فضای ابری‌ان

‫اگه هر چند ساعت تأیید نکنم که سالمم،

‫عملیاتت به‌طور خودکار همه‌جا پخش می‌شه

‫برای افرادی که دلت نمی‌خواد ببیننش

‫اوه، این‌طوریاست؟

‫به یه ورم هم نیست

‫چه گهی می‌خوای؟

‫یه خونه

‫توی ساحل شرقی ایالته، شبه‌جزیرهٔ نوسرا

‫قطعهٔ زمین قشنگیه

‫خانواده‌م قطعه‌های کوچیک زمین قشنگ زیادی داره

‫خب، این‌یکی ۳۲ کیلومتر عرضشه، ‫طولش هم حدود ۴۸ کیلومتره

‫می‌خوامش

‫سندش رو به نام من بزن. معاملهٔ تمیز

‫وگرنه چی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left