The first 200 lines.
هی، دخترم کجاست؟ قرار بود قارچ بچینید
- ببینید، قرار بود فقط یه قرار باشه - خب، کجاست؟
- میخواست شهرم رو ببینه و... - الآن کجاست؟
نمیدونم. اون...
فقط صحبت کردیم و... آره، من...
چی؟ برنگردوندیش خونه؟
وانتم رو دزدید، خب؟ وانت ریدلی
- شانس آوردم که گیرش انداختم. اون... - کجا؟
- توی پلایا. جای ایستگاه اتوبوس - اون هیچ پولی نداره
هرچی داشتم رو بهش دادم، خب؟ ببینید، من...
دوستش دارم، خب؟ میخوام بهترینها براش اتفاق بیفته
میدونی، اون گفت که بهش گفتی بفرما برو
و دیگه هم برنگرده
دیدمت، کثافت کوچولو! تن لشت رو بیار اینجا!
اون برمیگرده
ولی تو که نمیدونی. و بهش گفتی بره
اون جونسخته
- شاید بهتره فعلاً به مامانت نگیم - چرا؟
خب، گاهی اوقات گفتن بخشی از حقیقت بهتر از اینه که به کسی آسیب برسونیم
شاید متناقضنما به نظر برسه، ولی سعی دارم خانواده از هم نپاشه. فهمیدی؟
من کار آشپزخونه دارم
ترجمه از مرتضی لکزایی Morteza_Lkz
« هتل و تفریحگاه مارکس میرامار »
این هست
یا این هم هست
از وقتی اومدیم اینجا، هیچ پستی نذاشتهم
دنبالکنندههام احتمالاً فکر میکنن مُردهم
نه
شرمنده. میخوره آمریکایی باشی
- سلام - سلام
بله
نه. ممنون
...هتل مارکس میرامار؟
خیلیخب
ممنون
خب این مأموریت و هدفمه
یه نیروگاه ۱۰۰۰مگاواتی جدیده که پارسال به کار افتاده،
و سعی کردن این کوفتی رو مخفی کنن چون با زغالسنگ کار میکنه
و نمیخوان مردم بهخاطر خاکستر توی آب آشامیدنیشون شکایت کنن
آره، یا آسیب کبد و کلیه، یا انواع سرطانها
این برج انتقال نیرو سمت راست چیه؟
یه پروژهٔ جدید رو تغذیه میکنه
- و سمتچپی؟ - به وزارت معادن منطقهای
و وزارت کشور میره
وای، هدف بزرگیه
چهجور موادمنفجره و چاشنیای؟ ساعتی یا ازراهدور؟
ازراهدور. کنترلشده. ایندفعه کسی آسیب نمیبینه
سرمایهگذارها فرار میکنن، و سیاستمدارها راه آسونتری برای پرکردن جیبشون پیدا میکنن
محموله رو چطور وارد میکنی؟
- یه کامیون داریم - و بعدش چطور برمیگردی؟
نگران نباش. مو لای درزش نمیره
من کجا باشم؟
توی خونه در حال خوندن کتاب
نه، جدی میگم. میخوام توش نقش داشته باشم
یه الگو میشه برای آمازون، بورنئو، و کل دنیا که آتیش گرفته
کِی؟
هنوز زمانش مشخص نشده
موادمنفجره رو به شاسی میبندی؟
نه. عقب کامیون
و بهسمت توربینها هدایتش میکنی
آره
میدونی...
میتونم بهعنوان دیدبان ازت استفاده کنم
میتونیم بریم یه گشتی توی منطقه بزنیم
سلام، مامان
- اونجا چه خبره؟ - سیلویا جوش آورده
یه بار دیگه امروز حمله کردن، و خوکها رو بردن
گوش کن، میدونم چقدر اینجا رو دوست داری
ولی نظرت چیه اگه بگم
دارم روی چیزی کار میکنم که برگردیم آمریکا؟
بابا هم میاد؟
تا اونجا فکر نکردیم، ولی...
واقعاً داری همچین کاری میکنی؟
نقشهٔ بابا رو بیشتر دوست دارم
نقشهش چیه حالا؟
نمیدونم. فقط یه مکانه، ولی آمریکا نیست
خواهرت رو ندیدی؟
چند ساعته که ندیدهمش
نمیدونی کجاست؟
فکر کنم شاید با آدولفو سوار قایق باشه. میشه اینها رو بذارم زمین؟
البته
سلام. آره، ببخشید. درواقع این دوچرخه رو برمیگردونم
چون صدای تَرقتَرق خیلی بدی میده انگار...
نمیدونم، یه مشکل جدی داره. خیلی خطریه
برای همین میخواستم ببینم با کی حرف بزنم
که مطمئن بشم به پای بابام حساب نشه؟
متصدی هتل، خانم
ممنون
آب بابونه و ختمی میل داری؟
- البته - لطفاً چشمهات رو ببند
- اسمت چیه؟ - دینا
دینا، یک نفس عمیق بکش، که ما بهت پاکسازی جسم و روح عرضه میکنیم
قلبت پاک شود تا پیامهایش را بهوضوح بشنوی
گلویت پاک شود تا سخن راست بگویی
بدنت اینجا در تفریحگاه و استراحتگاه هتل میرامار استراحت کند
قراره یه نیروگاه برق رو بترکونه
جدی؟ خب، هدف خوبیه
میدونی، اون هدف بهخودیخود فایدهای برام نداره مگه اینکه زمان دقیقش رو بدونم
جفتش رو میخوام وگرنه قرار بیقرار
آره، و بهت گفتم باید قرارداد رو مکتوب ببینم
من اینجا زندگی کوفتیم رو به خطر انداختهم
بهت گفتم قراره اونجا باشم. دیدبانم
پس توافقنامه رو با امضای خودت، مافوقهات،
دونالد داک لامصب اگه توش نقش داره، بهم بده
گوش کن، مارگو، میدونم برات آسون نبوده
وقتی برای نجات بچههات انجامش بدی همهچی آسون به نظر میاد
مدارکم رو میخوام، و بعد زمان رو بهت میگم
- اینجا چیکار میکنی، الی؟ - گوش کن چی میگم
چرا داری از کامپیوترم استفاده میکنی؟
برای مشکل گیرموت یه راهحل دارم. ببین
یهمشت بسته و یه سوراخ که توش جنسه؟
اونها بستههای گیرموان. اون جنس گیرموئه
از کارتلها کِش میره
نه اونقدر که بدون بررسی متوجه بشن، بلکه اونقدری که بتونه بفروشه
پس اینطوری پول درمیاره؟
گه توش
چیزی که باهاش بتونم بزنمش زمین الآن دارم. دائمی
امروز میرم ببینمش چون چیزی داره که من میخوام
و اگه به دستش بیارم، میتونه مشکلات تو رو هم حل کنه
میزنه میکشدت. و منو. و کاسا روخا رو
مطمئنم خیلی دوست داره این کارو بکنه
ولی روی سندپایپر «کلید مرد مُرده» میذارم
اون لاشی تو مشتمه. تو مشتمه
پس حالا میخوای مالک بشی، ها؟
علاقهای بهش ندارم. حتی دیگه مطمئن نیستم به اینجا تعلق دارم یا نه
برای تو چی داره، الی؟
یه جای امن برای ما. خانوادهم. بدون مالک
سریع باش
فاکس کجاست؟
امروز ندیدهمش
تو میدونی کجا میشه پیداش کرد
بگو کجاست
بهم دست نزن! دارم میگم که ندیدهمش
ولم کن!
میخوای ببرمت جای خونهش؟
ببرمون اونجا. یالا
لازم نیست منو بگیری!
راه برو!
راه برو!
هرزه، داری وقتکشی میکنی
بهم بگو! فاکس کجاست؟
کجاست؟
حرف بزنید! فاکس کجاست؟
فاکس کجاست؟
حرف بزنید!
- چارلی - سیلویا
چارلی، بیا. چارلی، نه
- بس کن! - چارلی
آهای!
نه!
سیلویا
هی!
چارلی!
چارلی!
خوش اومدید، آقا و خانم ریتا. این هم کلیدهاتون
ممنون. اینو بگیر
سلام، ببخشید، شرمنده، شما فقط سه تا کلید بهمون دادید
من و خواهرهام دوست نداریم یه کلید مشترک داشته باشیم. میدونید؟
اوه، بله، البته
- بفرمایید - مرسی
گندش بزنه، گمشون کردم. گفتید شماره اتاق چنده؟
۲۰۸
- عالی. مرسی - خواهش میکنم
فکر کردی چه گهی داری میخوری؟
بهت ۷۲ ساعت وقت دادم که سندپایپر رو راه بندازی. چطور پیش میره؟
خب، معلوم شد فقط ۲۴ ساعت لازم داشتم
پس، کاری کردم که خیلی وقت بود نکرده بودم
یه روز برای سلامت روان مرخصی گرفتم
توی جنگل پیادهروی کردم. یه کلبهٔ کوچیک پیدا کردم
نمیدونم از چه گهی داری حرف میزنی!
شاید بهتره از «روی اوربیسن» بخوای که بره
نه، بمون
با خودته
عملیات دزدیت رو پیدا کردم
جانم؟
فکر کنم خودت میدونی
محمولهها رو برای کارتلها جابهجا میکنه. از روی جنس برمیداره
- خیلی شرافتمندانه نیست، مگه نه؟ - داره دروغ میگه
من سعی دارم جلوی نابودشدن کاسا روخا رو بگیرم، همین
«تومبادورس». درسته؟ این کلمه رو شنیدی. برای کارتل کار میکنی
«تومبادورس»، یعنی دزد
خیانتکار
بیل، تو یهکم اسپانیایی بلدی، نه؟ درست گفتم؟
دخلت اومده
واقعاً؟ مطمئن نیستم دخل من اومده باشه. مدرک دارم
عکسها و اسناد. همهشون توی فضای ابریان
اگه هر چند ساعت تأیید نکنم که سالمم،
عملیاتت بهطور خودکار همهجا پخش میشه
برای افرادی که دلت نمیخواد ببیننش
اوه، اینطوریاست؟
به یه ورم هم نیست
چه گهی میخوای؟
یه خونه
توی ساحل شرقی ایالته، شبهجزیرهٔ نوسرا
قطعهٔ زمین قشنگیه
خانوادهم قطعههای کوچیک زمین قشنگ زیادی داره
خب، اینیکی ۳۲ کیلومتر عرضشه، طولش هم حدود ۴۸ کیلومتره
میخوامش
سندش رو به نام من بزن. معاملهٔ تمیز
وگرنه چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.