Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Loot S01E07 1080p x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-03
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫ما در بنیاد ولز خیلی مفتخریم که به ساخت یه مرکز هنری ‫دانشجویی برای جوامع محروم خودمون کمک میکنیم.

‫همونطور که مایا آنجلو گفت : ‫"شما نمیتونید خلاقیت رو تموم کنید.

‫هر چی بیشتر ازش استفاده کنید، ‫بیشتر خواهید داشت."

‫ما خوشحالیم که به همه بچه های لس آنجلس ‫جایی برای پیدا کردن صدای خودشون میدیم.

‫و ما خیلی هیجان زده ایم که از گروه رقص ‫مورد علاقه من سرگرمی داشته باشیم.

‫بیاید برای گروه سِرریتوس کف بزنیم!

‫هورا!

‫شما... اوه، میخواید منم ملحق بشم؟

‫- باشه. فکر کنم... ‫- اوه، برو تو، رفیق.

‫فکر کنم به من نیاز دارید، درسته؟ اینو ببینید.

‫اوه.

‫باید این کارو بکنم؟

‫هی. اوه. راستش شما این قسمت من رو از دست دادین

‫اوه. اوه، نه، نه، نه.

‫این یکم خطرناکه. این، ام...

‫گردنشون طوریشون نمیشه؟

‫ما یه... نه، و هیچکس...

‫به نظر خوب میاد.

‫من از اینجا ازتون حمایت میکنم. نظرتون چیه؟

‫سلام، ژان پیر. حالت چطوره؟ اینجا چیکار میکنی؟

‫چی؟ تو فرانسوی بلدی؟

‫اوه، این یکم... یکم برام خیلی پیشرفته‌ست.

‫تو... تو چیزی درباره‌ زبون دراز گفتی؟

‫اوهوم، نزدیک بود.

‫عرق نریز. عرق نریز.

‫تو. برو یه پنکه برام بیار، وگرنه میکشمت! برو!

‫اوم، چی باعث شده به سریتوس بیای؟

‫آه، داشتم میرفتم به مزرعه‌ بادی که توی پالم دزرت دارم،

‫و افرادم اینو بهم گفتن، برای همین اومدم.

‫اوه. خب، اوم، خیلی ممنونم که اومدی.

‫همونطور که قبلاً بهت گفتم، باید یه چیزی پیدا کنیم...

‫- که با هم روش کار کنیم. ‫- آره، قطعاً.

‫دوست داری یه وقت با من شام بخوری؟

‫- اوم، آره. حتماً. خیلی دوست دارم. ‫- عالیه.

‫عالیه. اوه.

‫به زودی می‌بینمت، مالی.

‫وای، اسمم چقدر توی فرانسوی خوب به نظر میرسه.

‫مالی.

‫میشه فقط یه بار دیگه برام بگی؟

‫مالی.

‫هنوزم خوبه.

‫- باید الان برم. ‫- آره. باید بری.

‫البته. باشه.

‫خداحافظ.

‫- اوه، تو خیلی شبنمی هستی. ‫- وای خدای من.

‫من بقیه عمرم رو صرف جبران این به تو میکنم.

‫- خیلی متاسفم. ‫- بوی بدی میدم؟

‫نه. در واقع بوی فوق العاده ای میدی.

‫فکر میکنم اون باعث شد من شروع به تخمک گذاری کنم.

‫شماها دیوونه اید. ‫اون به اون صورت از من خوشش نمیاد.

‫راستش نه، من... مردهایی مثل اون ‫با مدل ها یا دخترهای بالدوین قرار میذارن.

‫لطفاً. اون مرد تو رو تا سریتوس دنبال کرد.

‫تنها کسایی که به سریتوس میرن، ‫عاشقن یا توی صندوق عقب گیر افتادن.

‫نه، اون فقط میخواد با هم کار کنیم.

‫- فکر میکنم ازش خوشت میاد. ‫- اوه، بیخیال. تازه باهاش آشنا شدم.

‫اممم، من با نیکلاس موافقم.

‫هاله تو نارنجیه، رنگ برانگیختگی.

‫خب، به هر حال، باید مراقب باشیم.

‫منظورم اینه، ما نمیدونیم که اون ‫داره یه جور باج‌ گیری طراحی میکنه...

‫یا یه جور آدم‌ ربایی به سبک فیلم ربوده شده.

‫اگه هالیوود چیزی به من یاد داده باشه، ‫اینه که به اروپایی‌ ها اعتماد نکن.

‫آره، من، من موافقم.

‫منظورم اینه، ما واقعاً چی درباره این یارو میدونیم؟

‫ژان پیر. کی به دو تا اسم نیاز داره؟

‫یکم زیاده‌ خواهیه.

‫باشه، خیلی احمقانه‌ست که ‫وقتمون رو سر این تلف کنیم.

‫به هر حال اون احتمالاً یه دوست دختر داره.

‫اوه، خب، ما میتونیم اینو بفهمیم. ‫بیا شبکه‌ های اجتماعیش رو چک کنیم.

‫آه.

‫- این خانواده منه. ‫- آه.

‫آه.

‫- متاسفم که همه سفید پوستیم. ‫- آره.

‫- آه. آره. ‫- اینجا کاری در حال انجامه؟

‫اوهوم، آره. داریم یه پسر خوشتیپ رو ‫چک میکنیم ببینیم مجرده یا نه.

‫برو اونور، اینزلی.

‫باشه، متاهل نیست.

‫پرچم قرمز بالای ۴۰ سال، ‫ولی برای یه میلیاردر بد نیست.

‫اوهوم، هیچ ورشکستگی ای نداره. ‫اوه، گروه دوستاش خیلی متنوعه.

‫هیچی توی ردیت نیست.

‫اوه، و یه عکس ازش با اشتون کوچر هست.

‫اوه.

‫- اجازه میدم. ‫- باشه.

‫نه ماه پیش با دوست دخترش بهم زد.

‫چی؟ چی... تو از کجا ممکنه اینو بدونی؟

‫به تاریخچه عکس هاش نگاه کن.

‫گابریل، گابریل، گابریل، ‫عکس سگ، عکس سگ، ماراتن.

‫آره. پسرت دلش شکسته، ‫ولی الان دوباره برگشته سر کار.

‫وای.

چیه؟

‫من اکس های زیادی داشتم. ‫من برای این جور چیزها زندگی میکنم.

.اوه

‫- چی؟ ‫- اون الان بهم پیام داد.

‫اون من رو به تاکستانش برای شام دعوت کرد.

‫باشه، حالا رفیق، اگه اون تو رو برد، مقاومت نکن.

‫از حس بویاییت استفاده کن تا بفهمی ‫توی کدوم شهری، و یه پیام بفرست بیرون.

‫ما تو رو پیدا میکنیم.

‫باشه. باشه. خوبه.

‫نه. ما همه چی رو نیاز داریم. ‫ما به ظاهر روز، ظاهر شب نیاز داریم،

‫ظاهر طلوع آفتاب، ظاهر غروب آفتاب ‫تاکستان شیک، تاکستان غیر رسمی

‫فقط همه رو بیار، خاویر.

‫این چیه؟

‫این یه هدیه برای گرفتن نقش توی نمایشه. ‫تبریک میگم، مرد.

‫- بهت افتخار میکنم. ‫- وای خدای من.

‫هاوارد، لازم نبود این کارو بکنی.

‫منظورم اینه، نقش خیلی کوچیکیه. اصلاً مهم نیست.

‫اوه، بیخیال.

‫«احترام به بازیگری»، ‫«آماده سازی یه بازیگر»،

‫- و یه سری توییت های چاپ شده از رندی کواید. ‫- اوهوم.

‫خب، بعضی هاشون درباره بازیگریه،

‫و بعضی هاشون درباره فراری بودن از توطئه دولتی.

‫مشخص نیست کدوم به کدومه.

‫"شما باید صادقانه رفتار کنید، حتی در شرایط خیالی."

‫دیدی؟

‫هاوارد، یکی از دلایلی که من اینقدر جذابم اینه که ‫از نظر عاطفی برای همه اطرافیانم در دسترس نیستم.

.این یکی از بهترین ویژگی هاته - ،ولی، امم -

‫کاری که برای من با نمایشنامه کردی، ‫واقعاً برای من خیلی ارزش داشت.

‫از آشنایی باهات خوشحالم، گوکو.

‫خوشحالم که اینو گفتی،

‫چون حالا بهت نیاز دارم که یه دوست حامی باشی،

‫و با دوست دخترم، تانیا، ملاقات کنی.

‫باشه، ببین، کاری که الان کردی ‫اینه که من رو به دام انداختی،

‫و من بهش احترام میذارم.

‫- میدونستم دارم چیکار میکنم! ‫- آره، آره.

‫به هر حال، یه زمانی رو تعیین کن.

‫اوه، خیلی جلوتر از توئم. ‫امشب، ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر، چیزک فکتوری.

‫- هی. متاسفم… ‫- سلام.

‫شاید الان بهترین زمان نباشه.

‫- فقط میخوام یه نگاهی به این بندازی. ‫- اوه. نه، نه.

‫بیا تو. اتفاقاً الان زمان خیلی خوبیه. ‫به استراحت نیاز دارم.

‫واقعاً میخوای یه تیپ خفن بزنی.

‫ببخشید، نباید اینو میگفتم.

‫وای خدای من، این خیلی خجالت‌ آوره.

‫من... من دارم میرم تاکستان تا ژان پیر رو ببینم،

‫و هیچ ایده‌ ای ندارم چی بپوشم.

‫و متاسفم چون این واقعاً خسته کننده‌ست،

‫و نمیدونم چرا دارم با این موضوع تو رو خسته میکنم.

‫من... من فقط... دارم از کنترل خارج میشم.

‫نه، نگران نباش. کاملاً درک میکنم.

‫من به اولین قرار بعد از طلاقم رفتم، ‫و یه ساعت به کمد لباس هام خیره شدم.

‫- آره. ‫- و بعد فهمیدمش.

‫پیراهن آبی، شلوار خاکی و کراوات.

‫اوه، دقیقاً همون چیزی که الان پوشیدی؟

‫آه، آره. فکر کنم.

‫فقط اینکه، حتی نمیدونم این یه قراره، میدونی؟

‫- اوم. ‫- و من... من یه جورایی دارم از خود بی خود میشم.

‫خب، میدونی توی کوهنوردی چی میگن؟

‫- قطعاً نمیدونم. ‫- آه.

‫لباس لایه لایه بپوش. برای هر چیزی آماده باش.

‫هوم. این واقعاً ایده جالبیه.

‫فکر کنم میتونم باهاش کار کنم.

‫باشه.

‫و، ام، گوش کن.

‫هر چی که انتخاب کنی، فوق العاده به نظر میای.

‫- ممنون. ‫- آره. اوهوم.

‫برو کنار، خانم.

‫یه موش لعنتی اون پایینه.

‫یه موش لعنتی! باورت میشه؟

‫- سلام، مالی. ‫- سلام.

‫خیلی دوست دارم بغلت کنم، ولی غرق گریس شدم…

‫منم همینطور.

‫- توئم؟ ‫- نه.

‫منظورم اینه، نه.

‫- من، من، منم تازه از سر کار اومدم. ‫- آه.

‫این دستگاه ها خیلی قدیمی ان، و مدام خراب میشن،

‫- ولی یه شراب عالی بهمون میدن. ‫- اوم.

‫ببخشید، فقط یه لحظه بهم فرصت بده، و آزاد میشم.

‫آره، آره. وقتت رو بگیر. برگرد به آچار کشیت.

‫اوه!

‫مراقب باشید، خانم. اون منطقه پر از موشه!

‫اوه، خدای من.

‫اوه، در واقع، من از قبل تماس گرفتم،

‫و یه سبد فقط از نون قهوه ای درخواست کردم.

‫هاوارد جی. ویلسون. من با الیزابت صحبت کردم.

‫اوه، من نگفتم، "اون یکی رو بردارید."

‫ممنونم.

‫اوه، نه، من به دلایل مذهبی نون نمیخورم.

‫میخوام به اندازه عیسی مسیح خوش اندام به نظر برسم.

‫اوه، من اون رو می‌بینم.

‫اوه، اینجاست.

‫نیکلاس، بذار عشقم رو بهت معرفی کنم...

.برو به جهنم، مادر.... به من دست نزن

‫سلام، من نیکلاسم.

‫هاوارد، چه غلطی داری میکنی که ‫پست اینستاگرام دانیل رو لایک میکنی،

‫وقتی که تقریباً هیچی نپوشیده؟

‫اوه، من همه چی رو توی فید خودم لایک میکنم. ‫من یه... من یه فالوور خوبم.

‫- پس میخوای به من دروغ بگی؟ ‫- به نظر میاد شماها دارید یه چیزی رو پشت سر میذارید

‫بشین سر جات!

‫- چشم، خانم. ‫- من تماشاچی دوست دارم. برو کنار.

‫- من نون سبوس‌ دار رو برات آوردم. ‫- مگه بشقاب ندارن؟

‫اوه… میشه لطفاً... ما اینجا بشقاب لازم داریم!

.نیکولاس : قطعاً این یه قرار عاشقانه نیست ] [ .اون پر از گریسه. منم پام رو روی یه موش گذاشتم

‫- خیلی متاسفم بابت این. ‫- اوه، نه، خواهش میکنم. اصلاً.

‫به هر حال، این اتاق خیلی قشنگ‌ تره.

‫خب، ام... تو واقعاً به اسب‌ ها علاقه داری، ها؟

‫آه، من عاشق اسب‌ هام.

‫من دو سال به عنوان کارگر مزرعه توی اسپانیا کار کردم.

‫اوه، این یه شغل عجیبی برای بچه یه میلیاردره.

‫در جوانی، من ثروت خانوادم رو رد کردم.

‫تنهایی زندگی کردم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left