The first 200 lines.
تو چرا اينجايي؟
تو کوفته برنجي هارو درست کردي؟
ترسيده بودي؟
چون ريس هان منُ فرستاد اومدم
هان ته هي بدترين شرايطُ مديريت کرد
سارا بهش کم کرد
سارا رو بيشتر از همه چي ميخوام
تو منُ تو اين شرايط قرار دادي
باورم نميشه
...حالا ما
با هم غريبه ايم...
بخش غذايي وينر 100درصد مال هان ته هي بود
اما تو پشت سر من به هان ته هي کمک کردي
ناراحت شدم
...گفتي حمله به هان ته هي
کار تو نبوده. درسته؟
اون هان مين هيوک حرومزاده اين کارو کرد !و انداخت گردن من
سارا
من گروه وينر مي گيرم نه هان ته هي
همچنين تو رو هم ميخوام
براي بدست آوردنش هرکاري لازم باشه مي کنم
بريم
امروز، من به عنوان مديرعامل گروه وينر کانديد شدم
اما گزارشگر ها فقط به تو اهميت ميدن
جلسه هيئت مديره خيلي راضي کننده بود
همه اينها بخاطر تو بود
خوب فکر کن
اگه هان ته هي ناپديد مي شد
کي بيشتر از همه سود مي برد؟
يه سوال دارم
بگو
چند وقت پيش
هان ته هي به شدت صدمه ديد
...کسي که بهش صدمه زد
تو بودي؟
چرا يهو همچين فکري کردي؟
کار تو بود؟
با ديدن چشمات مي تونم حدس بزنم
از قبل هم همين فکرو مي کردي
نميخوام وقتُ تلف کنم
....با ديدن تو که
...داشتي براي هان ته هي کوفته برنجي درست مي کردي
...عشق
سرمايه ي خوبيه
حسوديم ميشه
بهتره همه چيزو
هان ته هي تموم کني
پشت سر من به ديدنش نرو و بهش کمک نکن
...ديگه منُ فريب نده
يا عصباني نکن
چي شده؟
...بخش روابط عمومي
برنامه سارا رو مشخص کرده
طبق برنامه پيش ميريم
سارا مشتاقانه باهامون همکاري مي کنه
چه يون، منم
سلام، اوپا ته هي
در مورد برنامه مصاحبه ـت شنيدم
چي شده؟
نميخوام در موردش صحبت کنم
ببخشيد اوپا
اگه در مورد اون موضوع ميخوايي صحبت کني قطع مي کنم
چه يون
کجايي؟
ميام اونجا
...در مورد جراحي پلاستيک سارا
ميدوني؟...
هنوزم سارا برات مهم ـه؟
حتي با اون خفتي که تو جلسه هيئت رئيسه کشيدي
چند وقته مي دوني؟
خيلي وقته
قبل از طلاقم مي دونستم
...جراحي پلاستيک سا گيوم ران
ميدونم چون عاشق من بودي اين کارو کردي
شوکه شده بودم
اما فهميدم منُ خيلي ميخواستي
...اما آخرش سارا
تو رو فريب داد و رفت پيش هان مين هيوک
حالا ممکنه گروه وينرُ از دست بدي
گروه وينر مشکل منه
لازم نيست تو قاطي بشي
نه
اين مشکل منم هست
فکر مي کني تنها کسي که براي امروز تلاش مي کنه تويي؟
منم بخاطر سارا دارم تلاش مي کنم
....اين موضوع
بين من و سارا ست
خودتُ قاطي نکن، اوپا
نمي توني
اين کار وضع شما دوتا رو بدتر مي کنه همينجا تمومش کن، چه يون
بهترين کاري که مي تونيم انجام بديم اينه که هرکي راه خودشُ بره
ببخشيد که دير خبرميدم. مادربزرگ
تو جلسه هيت مديره براي مدير عاملي گروه وينر کانديد شدم
...درک مي کنم
چه حسي دارين
براي فراموش کردن شما
عذر ميخوام
لطفاً کوتاهي منُ درک کنين
اومدم يه پيشنهادي بدم
...من به محاکمه شما رسيدگي مي کنم، در عوض
ته هيُ مجبور کنين از گروه وينر کناره گيري کنه
...من مي تونم
...بندازمتون زندان
و کار ته هيُ تموم کنم
اما نميخوام تا اونجا پيش برم
ما يه خانواده ايم، نه؟
اگه ته هي قبل از جلسه سهام دارها از شرکت نره
اينس به عنوان اعلام جنگ حساب مي کنم
درموردش فکر کنين
و بهم جواب بدين
...حرومزاده
ممنونم که تشريف آوردين، سهامداران محترم
با توجه به مدارک
متوجه کارهاي غير قانوني هان مين هيوک ميشين
.....ريس هان مين هيوک
درسته که شايعات بدي درموردش هست
اما از اونجايي که کانديداي رسمي هيت مديره براي مدير عاملي ـه
هيچ راهي نيست
به اين راحتي نميشه تو جلسه سهام دارها نتيجه رو تعيير داد
من همه سهامدارها رو مي بينم و قانع ـشون مي کنم
دوباره دستيار هان مين هيوک ـه
سارا تلفنشُ جواب نميده
فکر نکنم به مهموني شام بياد
يه ماشين بفرست خونه سارا
خودت بيارش
بله رئيس
مصاحبه سارا فرداست؟
فردا پخش زنده است
باشه ميتوني بري
گيوم ران
هان ته هي
دکتر؟
منم
مشکلي پيش اومده؟
يخوام حرف بزنيم
زياد حرف نميزنم
ميخوام ببينمت
مشکلي که نيست؛ نه؟
اتفاقي افتاده؟
چي؟
هيچي
باشه
بيا همديگه رو ببينيم
منم ميخوام يه چيزي بهت بگم
دکتر
...چرا
اين جوري بهم نگاه مي کني؟
اين جوري نشستن روبروي تو
منُ ياد گذشته ميندازه
اما ما با هم غريبه ايم
اتفاقات زيادي افتاد
...همه چي
خوب پيش ميره، درسته؟
چي؟
احتمالاً
کسي سعي نکرده بهت حمله کنه؟
يا تعقيبت کنه؟
يا همچين چيزي؟
تو قبلاً صدمه ديدي
...يه دفعه اي فکر کردم
ممکنه دوباره اتفاق بدي بيافته
عصبي به نظر ميايي
حالت خوبه؟
من خوبم
...همه چيزو
با هان ته هي به خوبي تموم کن
پشت سر من باهاش قرار نذار و حرف نزن
...دوباره منُ فريب نده
يا عصباني نکن
يه چيزي ميخوام بگم
بله
منم
تو اول بگو
...لطفاً
لطفاً منُ کامل فراموش کن
...حتي اگه تصادفي همديگه رو ديدم
منُ ناديده بگير
ميخواستي اينُ بگي
...ميخوام رسماً
با رئيس هان مين هيوک کار کنم
...نميخوام مارو
ببينه که با هم حرف ميزنيم
نميخوام هيچ سوء تفاهي پيش بياد
انقدر مهمه که اون چه فکري مي کنه
اين همه؟
...تو چي ميخواستي
بگي؟...
فردا مصاحبه تلويزيوني داري؟
بله
نرو
چه يون ميخواد هويت ـتُ فاش کنه
...چه يون مي دونه تو سا گيوم راني
و جراحي پلاستيک انجام دادي
...پس نرو
...تو
نگران مني؟
اميدوارم آخرين بار باشه
همونطور که گفتي
ناديده ـت مي گيرم
بخاطر هردومون
No comments yet. Be the first to leave one.