The first 200 lines.
ارائهاي از تيم ترجمهي ديباموويز
صبح به خير، کارآموزها
صبحونهتون امروز طبق معمول ساعت 7 داده ميشه
داروها و چکهاي فيزيکي ساعت 9 انجام ميشن
بعد از اون تدريسهاي فيزيکي و مطالعههاي فرهنگي رو داريد
لطفاً براي اطلاعات بيشتر به مأمورِ رابط خودتون مراجعه کنيد
و از روزتون لذت ببريد
!احمق نباش، عبدول
!چيزيم نميشه! من يه قهرمانم
!بپر! بپر
چرا نميپره؟
!ريده به خودش
مطمئن نبودم که باهام مياي
با اون احساس امنيت نميکردم
بهت گفت کجا داشتين ميرفتين؟
نه
،گفت من بخشي از يه برنامهام
و اينکه ميتونم آدمايي که پشتش هستن رو ببينم
بهت گفت چي کار ميکردن؟
نه
آزمايش انجام ميدادن
بررسي ميکردن يه سري جهشها ،چه تأثيراتي روي بچههاي تازه دنيا اومده ميذاره
واسه منفعت بردن
چه جهشهايي؟
درمورد اون علم چيزي بهم نگفتن
من فقط تو بخش استخدام کار ميکردم
و مادرم رو استخدام کردي
بله
چون منو نميخواست
هانا، مادرت خيلي سنش کم بود
مشکلاتِ زيادي داشت
واسه همين ولت کرد
،به محض اينکه تو رو ديد نظرش عوض شد
التماسم ميکرد تا تو رو از اونجا ببرم
موقع تلاش براي نجاتِ تو مُرد
دوستت داشت، هانا
خب حالا چي؟
خب، ميخوام زندگياي که لايقشي بهت بدم
...ولي
ولي نميتونه با من باشه
هميشه پيدامون ميکنن
پس کجا برم من؟
يه پدرِ واقعي داري
تو پدر واقعيم رو ميشناسي؟
...از نزديک نديدمش، ولي
يوهانا اسمش رو بهم گفت
باهاش حرف زدم
هنوز تو رومانياست
ميخواد تو رو ببينه
،اگه ميتونستي ميخواستي باهاش زندگي کني؟
يه زندگي معمولي؟
امکان داره؟
ممکنش ميکنم
اونقدر بهت مديونم
و اگه ازم خوشش نياد چي؟
...و حالا افرادم رو به جلو حرکت ميکنن
!مُردي! مُردي
بازم مُردم. مثل هر دفعه
ولي يه قراري داشتيم
وقتي برگردم رهبري عمليات رو به دست ميگيرم
قضيه اينه که، دختره رو تحويل ندادي، دادي؟
و فکر ميکني تقصير منه؟
تو گذاشتي اِريک بره
وقتي توي هليکوپتر بود ميتونستي بزنيش
از فرصت استفاده نکردي
ميخواي بهم بگي چرا؟
چرا نميخواي برگردم سر اين پرونده؟
چي رو ازم مخفي ميکني؟
گوش بده
،پاريس بمون زندگيت رو بکن
و دوباره نزديک من نشو
اون خوابيد
«تشکيلات يوترکس، داراباني، رومانيا»
دويست و 49، حالا ميتوني بري
بايد از چندتا کشور بگذريم؟
.سه ،ولي مرزهاشون بازه
پس کسي بررسيمون نميکنه
درموردش چي ميدوني؟
پدرت؟
متأهله، بچه داره
چند تا؟ - سه -
چند سالشونه؟
از تو کوچيکترن
،مادرم و اون با هم نبودن، بودن؟
...نه. چيز بود
تصادفي بود
منطقهي تصادف رو بررسي کرديم، قربان
هنوز چيزي نشده - و ويگلر؟ -
هنوز خونهست. جابهجا نشده - حتي اگه -
،پاش رو بيرون در بذاره ميخوام با خبر بشم
و اريک هلر رو برام پيدا کنيد
سوير
نوريس هستم
هنوز خبري نداريم، خانم
يکي از کامپيوترهاتون در برلين هک شده بود
يه نفر به فايلهاي متولدين يوترکس دسترسي پيدا کرده
فکر ميکنيم کار اريک هلر بوده
فکر ميکنيم ميخواد برگرده به يوترکس
بايد يکي رو ببينم، تو مسير
کي؟
چي کار ميکني؟
فقط يه چيزايي رو به ياد ميارم
کي اينجا زندگي ميکنه؟
اريک
ديگه راز نباشه
چي ميخواي؟
برو پي کارت
کار دارم
اريک؟
سلام، مادر
اين همه مدت کجا بودي؟
همهجا. کار ميکردم
کسي اومد درمورد من چيزي بپرسه؟
هيچکس
چرا اومدي اينجا؟
.تفنگهاي پدر رو لازم دارم داريم ميريم شکار. سمتِ شرق
هنوز داريشون؟
بله
همونجان که هميشه بودن
.به دختره نگو تفنگها رو ميبرم سورپرايزـه
اون دخترِ توـه؟
.من، کارم داره تموم ميشه تو ماشين منتظر باش
،چرا نميمونيد؟ دير وقته نميشه تمام شب رانندگي کني
الانشم ديرمون شده
نه، بيا بمونيم. خوشم مياد
آلاباما. آلاسکا
آريزونا
آرکانزاس
کاليفرنيا
کلورادو
کننيکت
دليور
،اين حقايق رو نگه ميداريم تا باور داشته باشيم
،که تمام انسانها برابر خلق شدن
که خالق اونها بهشون
،يک سري حقوق مسلم اعطا کرده
،که در اين بين حق زندگي
آزادي و دنبال کردن خوشبختي هم هست
اِريک، کارل بائر رو يادت مياد؟ دوستت از زمان مدرسه؟
حتماً، چرا؟
الان شهردار شده. سه تا بچه داره
تو اون خونهي بزرگ که درخت ليمو داره زندگي ميکنه. کنار درياچه
قبلاً اونجا بازي ميکردي. يادته؟
هميشه فکر ميکردم اريک بايد اونجا زندگي کنه
باعث ميشد پدرش خيلي افتخار کنه
پدرت الان کجاست؟
مُرد. حمله قلبي
.مردِ شگفتانگيزي بود خيلي شاد بوديم
اين اتاقِ تو بوده؟
بله، ولي دکوراسيونش رو عوض کرده
برادر يا خواهري نداري؟
حرف مادرم رو گوش نکن
اونا با هم شاد نبودن
چرا نه؟
فکر نکنم پدرم هيچوقت دوستش داشته
...اون
سرکش بود
،هميشه با سيستم ميجنگيد
و مادرم واسه همين ازش متنفر بود
از بابام پشتيباني نميکرد
...ميگفت تنها وظيفهش
حفاظت از کساييِ که دوست داشته
آره
ماريسا ويگلر
قبل از اينکه بري يه مقدار نون و سوسيس ميخواي؟
وقت نداريم
.تو مسير به خارج شهر خونهاي که سه تا دريخت ليمو داره
!حواستون بهش باشه
اگه کسي اومد، ما هيچوقت اينجا نبوديم
سه ساعت پيش رفت
و اسحله برداشت؟
گفت ميخواسته بره شکار
توي شرق
گفت کجاي شرق داشته ميرفته؟
نه
فکر ميکني ممکنه بهش صدمه بزنه؟
اينه؟
،هميشه دردسر بود
از همون اول
درِ پشتي دارين؟ - نه -
برين.برين
ديشب اصلاً نخوابيدي، خوابيدي؟
چرا نميذاري يه مدت من
رانندگي کنم تا يه استراحتي بکني
به نظر هيچ نشوني ازش نيست
دريافت شد
.ردِ تايرها رو برداريد پيدا کن سوار چه ماشيني هستن
پيغام رو نگرفتي، مگه نه؟
چرا اريک هلر داره ميره شرق؟
چي رو بهم نميگي؟
ترتيبش رو بدين
بله؟
درست ميگفتين، خانم، اون ميدونه
فکر کنم داره ميره اونجا
دويست و 49، دير کردي - يادم رفته بود -
بايد ياد بگيري بيشتر انضباط داشته باشي
بگير بشين
همه کارآموزها فوراً به اتاقشون برگردن
و منتظر دستورالعملهاي بعدي باشن
همه برگردن اتاقهاشون
No comments yet. Be the first to leave one.