The first 200 lines.
قسمت 18
دروازه رو باز کنين
ژنرال دائه جانگ سانگ برگشته
دروازه رو باز کنين
من ,دائه جانگ سانگ
احترام خودمو به شما نشون ميدم, ژنرال يانگ مانچون
حالتون خوبه؟
عزيزم, چه چيزي باعث شد که اين همه از من دور باشي؟
...ژنرال
...ژنرال
بوسيله تو خطر بزرگي از اين
کشور دفع شده
من فرستادمو پيش فرمانده ارشد
ميفرستم و اين خبرو بهش ميدم
ازتون ميخوام که اين مسئله رو به پيونگ يانگ گزارش ندين قربان
منظورت چيه؟
چرا؟
پسر منو يادتون مياد؟ شما اسمشو جويونگ گذاشتين
مگه اون...هنوز زنده ست؟
شما قبلا اونو ديدين شما اونو به اسم گيدونگ ميشناسين
آقاي گوم من ميخوام شما به ودو بريد
از آنجا که محل فعلي فرمانده ارشد تانگه
تمام دستورات از ودو خواهد آمد
اونا بايد حوالي ساعت تماشا کنند
اين کارو ميکنم
گولسابيوو من ميخوام شما به ساسو بريد
ارتش کيتان رسيده
پس اونا آمادگي براي جنگ رو شروع خواهند کرد
ما لازمه هر حرکتشونو زير نظر بگيريم
نگران نباشيد
تموم ارتباطات بين ساسو و ودو
از ميان اينجا خواهد گذشت
و اون ارتباطات حاوي
اطلاعاتي در مورد استراتژي مبارزشون خواهد بود
اين چيزيه که ما بدنبالشيم
همانطور که من بارها و بارها تاکيد کرده ام
اقداممون اينه که بجنگيم
بنابراين، شما دو ژنرال اومدين با ايده هاي خوب
در حالي که ما دور بوديم؟
...خوب
ما ايده هاي زيادي داشتيم,
اما عبور از رودخانه براي حمله
به قلعه پيونگ يانگ خطر بزرگيه
شما در مورد چي صحبت ميکني؟
در مورد اون فکر مي کنم
اگر آنها از قلعه آمده و ما را به عقب برانند
چه کار ميخواين بکنين؟
ما با رودخونه اي که پشت سرمونه به دام خواهيم افتاد
اون خودکشيه
اين نگرانيه من در تموم زماني بود
که ما در جاده بوديم
ما در حال برخورد با يئون گائه سومون بوديم
کسيکه سابقا بخشهايي از چينو فتح کرد
اون مخفيانه داخل قلعه منتظر نخواهد ماند
اما بيرون اومدن اونا از قلعه
چيزي نيست که ما ميخوايم؟
شما گوش نداده بودي؟
اين بسيار خطرناکه براي عبور از رودخانه
خطر ميشه فرصتي تنهابراي غلبه بر آن
اگه اونا دروازه هارو باز کنن و از قلعه بيرون بيان
شکستن ديوارها بسيار آسانتر خواهد بود
فرمانده لي درست ميگه
اگه اين جنگيه که نميتونيم جلوگيري کنيم
ما بايد يه روش پر تهاجم ديگري رو پيدا کنيم
اوه، اين يک معضله
اين نيست اگر ما بتونيم سربازانو
در رودخونه پنهان و کمين کنيم
کي؟ من؟ آه، من فقط شوخي کردم
تو فقط گفتي: ما مي توانيم سربازانو در رودخونه پنهان کنيم
آه، من فقط نا اميد شده بودم
نه، اين يک ايده درخشانه
مخفي کردن سربازان در آب
اين درخشانه
ها؟ چي گفتم ؟
شما مرد باهوشي هستي ژنرال پانگ
من؟ پانگ ژياتيا؟
منظور شما چيه؟
بيرون از قلعه بريم براي مبارزه؟
اين ساسوست که از دشمن نگهداري ميکنه
براي راحت ساختن حرکتشون
اين درسته سرورم
اين يک خطر بزرگ براي مبارزه
با توجه به پشت سرشون تا رودخونه ست
مبارزه ما يه جنگ محاصره اي نخواهد بود اما حمله اي تهاجميست
به فرماندهان چنين ابلاغ شده
اما سرورم,
اگه اين خيلي واضح باشه,
دشمن نقشه ي ديگه اي خواهد کشيد
موافقم
اگر دقت نکنيم،
ممکنه داخل دامشون بيفتيم
فرمانده ارشد شما حرفي نزديد
اربابها نگرانيه اصلي منو تشخيص دادن
علاوه بر اين,
سورينگو ارتش تانگو فرماندهي ميکنه
سورينگو؟
بله سرورم
او فرستاده تانگي ست که چندي پيش نزد ما آمد
بله به ياد آوردم
اون براحتي دستگير نميشه
اگه اون از ساسو عبور کنه
با يه نقشه خواهد آمد
اما اونا بدون عبور از ساسو نميتونن به ما حمله کنن
احتياط زياد مي تونه مضر باشه
بعد از همه فشار بر تانگه
استفاده از نيروي دريايي؟ درسته
ما به ودو يه پيغام رسان فرستاده
و مخفيانه درخواست کمک از نيروي دريايي ميکنيم
و ما اونارو با کشتيهاشون در جايي
از ساسو پنهان خواهيم کرد
بوسيله نيروي دريايي حمله مشترکي رو شروع ميکنيم
زمانيه که به ساسو فشار وارد ميکنيم؟
درسته
نيروي دريايي در رودخونه مخفي خواهد شد
پس اگه اين حمله نيست چيه؟
...حمله نيروي دريايي
اين درخشان، ژنرال
اين تموم ايده ام بود
چه کسي جز من فکري شبيه به چيزي مثل اينو داشت؟
درسته ,سورينگو؟
شپشهارو بدست آوردم يادتونه؟
ما براي چي منتظريم؟
اجازه بدين يه بار ديگه پيغامي به ودو بفرستيم
من ميخوام برم
نه هونگ پي ميخوام شما بمونين
فرمانده لي کايگو بله قربان
شخصا به ودو برو
و مجوز فرمانده ارشدو برگردون
محرمانه بودن از اهميت بالا در اين عمليات هست
اين علتيه که ميفرستم تورو
من شمارو نااميد نخواهم کرد ژنرال
راه بسته شده
اين يه تله ست, برگردين
برگردين اردوگاه
فرمانده
همشونو بکشين
نزارين زنده فرار کنن
برگرد به اردوگاه و به قبيله خبر بده
فرمانده برو,حالا
عجله کن
اين نامه نشون ميده که تصميم دارين به پيونگ يانگ حمله کنين
اما جزيياتشو ننوشته
فقط به سوالام جواب بده
اگه بخواي دروغ بگي بدون اينکه
فرصتي بهت داده بشه کشته ميشي
پيامي که ميخواستي بري بدي چي بوده؟
چه نقشه اي دارين که تو اين نامه ننوشتين؟
منو بکش
چه اتفاقي افتاد؟ فرمانده لي کجاست؟
اونا در راه به ودو حمله کردن
حمله کردن؟
حمله توسط چه کسي؟
اونا همان سربازان گوگوريويي بودن
که با ما در پاسو جنگيده بودن
اين پسريه که ما زنداني کرده بوديم
زماني که فرصت داشتيم بايد اونو ميکشتيم
ما منتظر چي هستيم؟
ما بايد فرمانده لي رو نجات بديم
ما حتي نميدونيم که اون زنده ست
در اين نامه او به ارائه جزئيات نپرداخته بود
لي براي اطمينان از محرمانه ماندن از جزييات
نقشه هاشون شخصا براي گزارش بود
اگه اون توسط دشمن زنده اسير شده
نقشمون ميتونه لورفته باشد
ژنرال شايد ما بايد استرتژيمونو عوض کنيم
فرمانده لي هرگز حرف نخواهد زد
حق با چولينه
لي کايگو هرگز نقشمونو لو نخواهد داد
حتي اگه اونا شمشير رو گلوش گذاشته باشن
افرادو بيرون بفرستين
هم اکنون فرمان نجاتشو بدين
اين اولويت ما در حال حاضر نيست
ما براي يک جنگ آماده شديم
پس شما اجازه ميدين فرمانده لي رو بکشن؟
بيرون فرستادن گروهي از افراد
اين مشکلو حل نخواهد کرد
عمو
...احتمالش هست که او در حال حاضر مرده
و ما حتي نمي دانيم که دشمن کجا پنهان شده
اين لي کايگوست,به خاطر خدا
چگونه ميتونيد اينقدر بي تفاوت باشيد؟
اين خواسته شماست ژنرال
تصميمتونو بگيرين
لي کايگو شايسته ترين جنگجويست که من تا به حال ملاقات کردم
من نميخواستم اونو با يه لشکر 1000 نفري معامله کنم
اما ما در در آستانه پيروزي هستيم
من نميتونم از اين فرصت خداداده براي نجات يه مرد چشم پوشي کنم
ژنرال سان وان رانگ بله قربان
يه ارتش 100 نفري بگير و به ودو برين
اجراي ماموريت شکست خورده ي فرمانده لي رو کامل کنين
بله قربان
ما براي صحبت کردن اون نميتونيم تا زماني نامشخص منتظر بمونيم
از دست کيتان خلاص بشين
ما بايد بفهميم اون چيه
اين يک پيام از ماموران ما در ساسوست
صدها نفر از سربازان دشمن در اين راهند
اونا کي هستن؟
اونا اومدن براي حمله به ما؟
اينقدر زياد نخواهند بود
اگه اونا نگهبانان پيام رسان هستن
No comments yet. Be the first to leave one.