The Tale of the Fox

The Tale of the Fox (Le Roman de Renard)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

TheStoryoftheFox
A Commentary by ScreeningChannel

Tags

other
Published on: 2023-11-08
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 191 lines.

گروه اسکرین چنل تقدیم می‌کند

.این یه نقاشی متحرک نیست

.بلکه انقلابی در تاریخ سینماس

.به مدت ده سال روی ساختش کار کردیم

...فیلمی که قراره ببینید

...توسط روژه ریشبه از روی سناریویی

.به قلم ایرین استارویچ، اقتباس گرفته شده

کارگردانی و پویانمایی توسط .لادیسلاس و ایرین استارویچ انجام شده

دیالوگ‌ها توسط ژان نوآ و آنتوانت نوردمن .نوشته شدن

.و آهنگسازی توسط وینسنت اسکوتو صورت گرفته

«صداگذاری‌ها»

کانال تلگرامی:

ارائه‌دهنده‌ی آثار نایاب سینمای جهان

...آقایان، خانم‌ها، بچه‌ها، رفقای قدیمی

داستانی که افتخارش رو ...دارم واسه‌تون تعریف کنم

قدیمی‌ترین و زیباترین داستانیه .که ما حیوانات می‌شناسیمش

به هنگام غروب، گاوها در طویله .برای گوساله‌های کوچیک خودشون تعریفش می‌کنن

،خرگوش‌ها در فضای باز جنگل تعریفش می‌کنن ،سنجاب‌ها روی درختان‌شون

.و حیوانات وحشی در طبیعت وحشی خودشون

.داستان روباه

.خوشحال می‌شم واسه‌تون ورقش بزنم

در اینجا با بعضی از قهرمان‌های .داستان‌مون آشنا می‌شید

،استاد کلاغ مشکی

.که ما رو با موسیو دو لا فونتن آشنا کرد

،لردچه‌های حیاطِ مرغ و خروس

جناب خروس و همسر ارجمندشون .بانو مرغ خونگی

،خرگوش کوچولویِ طفلکی وحشت‌زده

همیشه مضطرب و سراسیمه‌س .و قلب و گوشش در حال منقبض شدنه

،رنولت و سربروس .دو سرگروهبان حیاط مزرعه

.گرگ، همسرش و بچه‌هاشون

اصلاً دلمون نمی‌خواد شب .تو بیشه‌زار ببینیم‌شون

،استاد گورکن .بهترین وکیل‌مدافع در هیئت وکلای حیوانات

.اون قراره از قهرمان واقعی‌ ما دفاع کنه

،ببینید، خودشه، رینارد روباهه ...همیشه حیله‌گره حتی در حالی که

،روزانه حیله‌هاش بیش‌تر می‌شه

نیرنگ‌هاش مایه‌ی یاس و ناامیدی .همه‌ی همکارای حیوونش شده

تا می‌گید روباه فقط با به نمایش گذاشتن .دُمش مواجه می‌شید

...اون صبح مثل همه‌ی صبح‌ها

،جناب رینارد ...پرسه‌زنان در دشت

.دنبال قربانی اون روزش می‌گشت

احساساتی شده؟ .بعید به نظر می‌رسه

حیوانات دارن بهش بی‌اعتماد می‌شن؟

.بهتره سریع یه بررسی بکنم

.خیلی دور نیست

.یه پرنده‌ی سیاهِ خوشگل بود

...و روباه، دلپذیر و دلپذیرتر

،صبح بخیر، جناب کلاغ، چقدر نازی

...و به چشم من

...خیلی برازنده و شیکی

،و کت و شلوار مشکیت خیلی بهت میاد

.واقعاً برازندته

...باور کن اگه آوازت هم به پرت بیاد

.ققنوس این جنگل‌ها می‌شی

شرم‌آوره، کلاغ با تاخیر قسم خورد .دوباره فریب نخوره

ولی شوخی‌های رینارد گاهی‌اوقات .آنچنان هم بدون‌ آسیب نبودن

یک شب سال نو که گرگ در حال ...گرم کردن خودش جلوی آتش بود

!ای تنبل‌خان .مایه‌ی خجالته

.می‌تونستی یه چندتا ماهی واسه شام بگیری

تو این سرما برم بیرون؟

!به هیچ وجه

.اگه سردته بیا خودم گرمت می‌کنم

!کتکم نزن

من یه کم ماهی می‌خوام، می‌فهمی؟

.باشه، باشه

با کمال بی‌میلی خودش رو ...از آتیش جدا کرد

.و پا به درون برف‌ها گذاشت

،به سمت یه بوی خوشمزه کشیده شد ...خیلی زود روباه رو دید

.که درگیر انجام دادن یه کار مرموز بود

.درواقع روباه سرش گرم کباب کردن ماهی بود

...گرگ رفت نزدیک‌تر

.و با حسادت مشغول تماشا شد

...روباه هم ماهی کباب می‌کرد و

.هم می‌خوردشون .آب دهن گرگ راه افتاده بود

ولی جرئت نداشت از روباه .تقاضای خیرات کنه

.هرچند، خوردن یکی که به جایی برنمی‌خورد

.بی‌خیالش شو ...یه راه خارق‌العاده پیدا کردم

.که می‌تونی هر چقدر ماهی بخوای بگیری

.فقط به خودت میگم، به کسی نگو

.بهش میگن ماه ماهیگیری .آسونه

.اینجوری یه حفره تو یخ درست می‌کنی

.بعد دمت رو این‌جوری داخلش نگه می‌داری

بدون قلاب؟

بعد صبر می‌کنی تا .ماهی گازش بگیره

.آره، همون‌جوری

.خداحافظ دیگه

!گرگ !گرگ

در این جنگ مغرضانه .گرگ بیچاره دمش رو از دست میده

بعد از این کتک جانانه‌ی به یادموندنی ،برمی‌گرده خونه

...ولی متوجه می‌شه که

.روباه غافلگیری‌های دیگه‌ای هم واسش داره

...همه‌ی قربانیان روباه

به این قلعه‌ی بزرگ اومدن .تا شکایت‌شون از روباه رو مطرح کنن

اومدم اینجا تا پنیرم رو .همراه با بهره‌ی متعلقه‌ش پس بگیرم

تو چطور؟

،منم همین‌طور .ولی به کسی نگو

همه جمع شده بودن تا ،از سلطان حیوانات طلب عدالت کنن

.اعلیحضرت، شیر

ایشون هم ملکه هستن .جذاب، عشوه‌گر و حریص

اون فقط عاشق .پرنده‌ی زردپره‌‌ی سرزیتونیِ کبابیه

.شجاعانه حرفت رو بزن، جناب گرگ

.این شکایت منه، اعلیحضرت

دوباره روباه؟

.دفتردار، بخونش

.بخونش

...اعلیحضرت، من تقاضای غرامت دارم"

...برای سرما

برای ضربه‌ی روحی و روانی و ".برای گوشت‌های دزدیده شده

.روباه دوباره داره حقه میزنه

!در محضر دادگاه سکوت کنید

.من حقیقت رو راجع به روباه می‌دونم .این گرگ یه دروغگوی نفرت‌انگیزه

،حرفم رو باور کنید، اعلیحضرت .رینارد چیزی که اونا ادعا می‌کنن نیست

...رینارد داره بی‌سروصدا در حومه‌ی شهر و

.در یک قلعه‌ی قدیمیِ دلپسند زندگی می‌کنه

اون با همسرش و سه فرزندش ...و یک توله‌ی تازه متولد شده‌

،که فقط چند هفته‌شه .داره زندگیش رو می‌گذرونه

...این توله، نور خونه‌شون شده

و وقتی که به دنیا اومد ...کُل خانواده

.غرق در خوشی و لذت شدن

انقدر تصویر تکان‌دهنده‌ایه که .ممکن نیست تحت‌تاثیرش قرار نگیرید، قربان

قلب پسرعمویم مانند شیر مادر .پاک و خالصه

داستان حقیقی رو .الان واسه‌تون شرح میدم، قربان

،در یک شب زمستانی ...پسرعمویم رینارد، دهقانی رو دید

که از ماهیگیری برگشته و متوجه شد .که داره صید سنگین خودش رو حمل می‌کنه

بعد رینارد یه فکر هوشمندانه .به سرش میزنه

همون‌جا و در زیر نور ماه .خودش رو به مُردن میزنه

این چیه؟ یه روباه مُرده‌س؟

ازش واسه مادربزرگ روتختی درست می‌کنم .یا واسه پدربزرگ شلوار می‌دوزم

،بعد سفرش آغاز می‌شه

،چرخ‌دستی پُر از ماهی بود

،در مجاور این گنج ،رینارد یاد بچه‌هاش میفته

...بچه‌های عزیزش

که خیلی به قزل‌آلا، سالمون .و تندآبه علاقه دارن

...پس، طبق یه داستان قدیمی

.ماهی‌ها رو تو مسیر پخش و پلا می‌کنه

!با خانواده چه جشنی بگیریم

،ولی گرگ که در حال پرسه‌زدن بود ...گرگ خشن، گرسنه و تنبل

یکی یکی تا مرز ترکیدن .همه رو یه لقمه‌ی چپ می‌کنه

،حقیقت همین بود، اعلیحضرت

...و باید همه‌ی کسانی که

به طور غیرمنصفانه شکایت کردند رو .مجازات کنید

.داره جُک میگه، اعلیحضرت

...ولی در مورد حمله‌ی رینارد به خرگوش

که خودم شاهدش بودم چی میگه؟

...در کلیسای سلطنتی

خرگوش‌های گروه کُر ...معصومانه ستایش خودشون رو می‌خوندند

بعد روباه به طور حیله‌گرانه ...لباس یه راهب رو می‌پوشه و

...اگه من نبودم

.خرگوش تبدیل به یه وعده‌ی غذایی شده بود

روی اتهامات خودت پافشاری می‌کنی؟

.بله، اون من رو گرفت، اعلیحضرت

،اینجای من رو گرفت .هنوز از زخمش دارم درد می‌کشم

.این یه دروغ خفت‌آمیزه، اعلیحضرت

پسرعموم رینارد برای کفاره‌ی ...چند گناه قابل‌بخشش رفته بود

و همون‌موقع اون خرگوش کافر ...و حرمت‌شکن رو می‌بینه

.که داره از میز عشای ربانی بالا میره

اون‌وقت پسرعموی من مقصره؟ .چه مسخره

خرگوش با خوردن شراب عشای ربانی .مست شده بود

خدای من، می‌دونی چیکار کردی؟

!میگم، بس کن .این رفتار شرم‌آور رو تمومش کن

.داری شورش رو درمیاری

خرگوش براش زبون درمیاره .و اینکارش واقعاً زیاده‌روی بود

...حالا خرگوش مستهجن

یا رینارد عادل؟

کدوم‌شون گناهکارن؟

چه حرفی برای گفتن داری؟

...دیگه این اختلافات

.باید تموم بشه ...تصمیمی که

...می‌خوام بگیرم

!تغییرناپذیره

.دفتردار یادداشت کن

،اینجانب، شیر، سلطان حیوانات" ".فرمان می‌دهیم تا صلح برقرار شود

".رعیت‌های ما نباید همدیگر را بخورند"

،فقط خوردن سبزیجات" ...محصولات لبنی

...و میوه

".جایز است

...از امروز به بعد

".عشق والا باید در قلمرو حاکم شود"

.عشق...عشق

:به منظور برقراری صلح در قلمرو"

".رعیت‌های ما نباید همدیگر را بخورند"

فقط خوردن سبزیجات، محصولات لبنی" ".و میوه جایز است

".عشق باید در قلمرو حاکم شود"

".متخلفان به دار آویخته می‌شوند"

...فقط سلطان حق دارد"

".پنج‌شنبه‌ها و شنبه‌ها کمی گوشت تازه میل کند

،به لطف اعلیحضرت

.دیگه کسی من و مامان و بابام رو نمی‌خوره

دیگه گوشت نخوریم؟ من، گیاه بخورم؟

.خب، تلاشم رو می‌کنم

،اوه، گرگ .من دیگه متعلق به این دنیا نیستم

.تموم شد .من تو بهشتم

The Tale of the Fox subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Tale of the Fox

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left