The first 200 lines.
...آنچه گذشت
تصاویر امنیتی استال
توی مترو کجاست؟
.اون نیست
.هارلی اون فاحشه رو کشته
.با محاسبه کارش رو پیش میبره
میدونی ممکنه هرگز پسرم رو نبینم؟
هیچوقت؟
قرار نیست با دروغ گفتن از این یکی .خلاص بشه
قضیه چیه؟ - .مجبورش کن بهت دروغ بگه -
.ازش بپرس تا حالا کسی رو کشته یا نه
تا حالا کسی رو کشتی و جسدش رو دفن کردی؟
دخترم از اُوردوز مواد مرد
.وقتی 19 سالش بود
،تو تحت تحقیقات هستی .و پلیس نیویورک ازت متنفره
و تو باورش داری؟ - مهمه؟ -
این یکی چه بهایی برام داره، واز؟
از کارتهای اعتباریم واسه ،گذروندن اوضاع استفاده کردم
.ولی خیلی وضعم خرابه
خیلی وقته داری واسه وازنیاک .فداکاری میکنی
.رمزی به وفاداری پاداش میده
رمزی دستش با اِنریکه اورتیز و .کارتل ریوهاچا تو یه کاسه است
.فکرکنم یه چیزی دارم که میخوای
فرزند اول یه رهبر کارتل؟
میتونیم معاملهای بکنیم .که به نفع همه است
.کول نمیدونه سوزوندیمش
حالا فقط سعی داریم از این اجتناب کنیم .که رمزی اون رو نکشه
،رمزی از نقشهتون خبر داره .و حالا خودش یه نقشه داره
.این یه تله است، بریم
،تمام واحدها توچه کنید ستوان مت وازنیاک
تحت تعقیب میباشد به اتهام .ارتباط با یه حملهی تروریستی
illusion امیرعلی
کسی تعقیبت نکرد؟ - اگه اینطور بود الان اینجا بودم؟ -
واز کجا مخفی شده؟
.خونهی من، رادیواَکتیو شده
مردم این مزخرفات تروریستی رو باور کردن؟
.همه دارن دنبالش میگردن
.باید شکرگزار باشی فقط اسم اون رو گفتن
.از ما چیزی گفته نشده
.اگه سر رو قطع کنی، بدن میمیره
بعیده، رئیست قراره همهمون رو .از پا در بیاره
مطمئن شو فردا سر موقع .به اداره بیای
.نمیخوایم مشکوک به نظر بیایم
.آره، سر موقع شاید مشکوک باشه
اون پول مسافرت رو برداشتی؟
.نمیتونی بری
پس قرار نیست از شهر خارجم کنی؟
میشه فقط یه روز بهم وقت بدی تا یه نقشه بریزم؟
،اگه الان فرار کنی .بازیای نمیمونه
.فرار میشه بازی
خب، رمزی قراره .انتظار رفتنت رو داشته باشه
.همه جا آدم میذاره
.یه روز
.نقشهات رو بفهم
،اگه ازم خبری نشنیدی .گل بفرست
کجا؟
.دنبالت نکردن
لازم نیست واسه تفتیش .تا اینجا تعقیبم کنن
.بالای لیستشونه
.قرار نیست زیاد بمونم
از وقتی فراری شدی با لیندا حرف زدی؟
،بالا شهره .منتظره اوضاع آروم بشه
.بابتش خوشحال نیست
.کریستینا هم حاضر نبود مدرسه نره
.مأموریت رو به اِسپادا دادم
.خوبه، چون دیگه صحبت از مصالحه تمومه
.اینجا اهرم فشار زیادی نداریم، واز
.اِنریکه رو داریم - .چیزی که میخوایم یه متحده -
.کول میدونه جسدها کجا دفن شدن
خب، کجاست؟
.نمیدونم
،فقط دارم انتخابها رو در نظر میگیرم .تا اینجا فقط اون انتخابمونه
،به نظر من یه قهرمان نیست
.پس من بودم روش حساب نمیکردم
باید اِنریکه رو جایی ببرم
.که رمزی هرگز دنبالش نگرده
.بهتره اگه جفتمون در حرکت باشیم
کجا میرید؟ - .شهر منه -
.تمام گوشههای تاریکش رو میشناسم
.وقتشه یکی از اون گوشهها رو پیدا کنی
،کارآگاه هارلی سانتوس
این یه جواز برای ضبط ماشینتون برای .مدارک پزشکی قانونیه
.خب، خیلی سریع بالا گرفت
.پایان خط باید یه زمانی از راه میرسید
،اگه امور داخلی میخواست تحت فشار قرارمون بده
ورکو تا الان .جدامون میکرد
.باشه شروع شد .انکار، انکار، انکار
به نظرت من باکرهام؟
.سلام، بچهها .شرمنده منتظر موندین
،اینجا همهمه شده .یه فراری داریم
.درسته، وازنیاک و زندانی تروریستش
بهم نگو اون تمرین نویسندگی .خلاقیت رو خریدی
.سعی میکنم سریع نتیجه گیری نکنم
برای مثال، موقع صبحونه خوردن .داشتم این پرونده رو بررسی میکردم
اینجا نوشته داشتید دنبال یه مظنون دزدی میرفتید
وقتی به ماشین مارشالهای آمریکایی خوردین
که اِنریکه اورتیز همراهشون بوده، مردی که .توسط واحد شما دستگیر شد
.و نگاه کنید
به نظر میاد اِنریکه سه دقیقه بعد از تصادف
.از انتقالش آزاد شده
میدونی، وقتی ما بگیم .جزئیاتش بیشتره
.سر تا پا گوشم
.خب، حالا که پایان بندیش رو خراب کردی
.نکته همینه، اَفسر
.قراره پایان بندی رو بنویسیم
فکر کردیم یکی از مظنونها رو شناختیم
از برگههای تحت تعقیب .اتاق جلسه
،خودمون رو نشون دادیم .طرف شروع به فرار کرد
.تصدیق گناه
.پس ما با ماشین گشتمون تعقیبش کردیم
پیاده نبودید؟
.قرار نیست سه بلوک رو بدوئم
،به یه چراغ قرمز رسیدم ...و یه
.مظنون رو تشریح کن
،مذکر سفیدپوست، اواخر 20 سالگی .لاغر، شاید 8'5 قد
شاید 8'5؟ تو یه پلیس هستی، میدونی 8'5 .چطوریه
چی تنش بود؟
.همه چیز توی گزارش هست - .پس باید به یاد بیاریدش -
.یه هودی - چه رنگی؟ -
.دیر گفتی، همدستی در جرم، خاکستری
.یه هودی خاکستری لیست شده .گوش کنید
کاپیتان پاینز تا حدود هفت دقیقهی دیگه
.میاد داخل شاید یکی از اعضای
.واحد اطلاعات رو همراه خودش بیاره
.دنبال مقصر میگردن
جزئیات تا به حال مثل امروز صبح .اهمیت نداشتن
،ما در تعقیب یه مظنون دزدی بودیم
.مذکر سفیدپوست، اواخر 20 سالگی، لاغر، قد 8'5
.هودی خاکستری
ماشینم رو توقیف کردن، نمیتونستی بهم یه خبر بدی؟
قتل جینو رومرو .تحقیقات من نیست
،نه، پیداکردن استال هست .گرچه تو نمیدونی
اطلاعاتی رو به اشتراک گذاشتی .که بهت اطمینان کرده بودم به دستت سپرده بودم
وظیفه داشتم به مسئول تحقیقات .بدمش
.من چاقو رو برات آوردم
حالا سعی داری برعلیهم ازش استفاده کنی؟
.میدونی چطوری کار میکنه
.باید تمام سرنخها رو بررسی کنن
اینجا خوب آنتن داری؟
.بعضی جاها
مثل اتاق بازجویی؟
.رابرت استال
که چی؟ - .اینجاست -
.و شاید از چیزی که فکر میکردم نزدیکتر باشه
.فکر میکردم آدریان مدرسه باشه
.بعد از ناهار میبرمش خونهی پسرعموش
.پلیاستیشن دارن
.وقت غذاست - .ممنون، مامان -
دور نون رو بریدی؟ - .آره -
.ممنون
.دارن تو محلهای اشتباهی دنبال واز میگردن
مأمور مایرز اون فیلم مترو رو شخصاً تحویل داد؟
کی؟ - .مأمور ویژه مایرز، از اِفبیآی -
.اون بسته رو برای من گرفتی
نه، یه پیغامرسون بود، چرا؟
.با استال در کوانتیکو بوده
،بعد استال توی مأموریت جونش رو نجات داده
.فکرکنم داره لطفش رو جبران میکنه
چی باعث شده این حرف رو بزنی؟ - .به خاطر جوری که ازم بازجویی میکرد -
.حس کردم روبروی استال نشستم
،سؤالاتی که پرسید .چیزهایی که میدونست
.و بعد یه گوشی روی میزش دیدم
.به قدری کوچیک بود که نامرئی باشه
.احتمالش کمه
جوازی که برای تصویر راهنمایی رانندگی درخواست کردم
.بعد از مرگ ناوا
نادیدهاش گرفتم چون فکر میکردم .فیلم رو دیدم
فکر میکنی قلابی بوده؟
،مأمور مایرز شاید بتونه یه کپی رو تغییر بده
.ولی نمیتونه اصلی رو پاک کنه
چه زمانی؟ - .11:37 -
غریزهام رو نادیده گرفتم به خاطر یه فیلم که کسی برام فرستاده بودش
.که حتی نمیشناختمش
اِفبیآی بوده، هرکسی .گمون میکرده واقعی بوده
.اونجا، وایسا
.از اونجا پخشش کن
.بالا رو ببین، حرومزاده
.هارلی، خودشه
.حرفم رو باور نمیکردی
.عیب نداره
.خودم هم حرف خودم رو باور نمیکردم
.مایرز کاری کرده بود فکر کنم دیوانهام
خب حالا چی؟
.حالا دیوانگی رو نشونش میدم
برای یه روز به قدر کافی لوازم آوردی؟
جالبه چطور تمام چیزی که نیاز داری یه روز دور بودنه
.تا باعث بشه دلت برای خونه تنگ بشه
بابا لطف کرد که در حین فرار کردن .یه مسافرت کوچیک رو ترتیب داد
.خب، من دیگه فرار نمیکنم
بابا، اینجا هستی؟
.خوبه - مت؟ -
.خونهاید
تو خونهی من چیکار میکنی؟
.کارم رو .جواز روی میزه
جواز برای چی، جریان چیه؟
آخرین باری که مت وازنیاک رو دیدین کِی بود؟
میشناسیش؟
.گفتم شاید بشناسی - ...متوجه نمیشم -
نه، نمیشی، واسه همین .مأمور مایرز اینجاست که توضیح بده
.من هم به اندازهی اون متوجه نمیشم
No comments yet. Be the first to leave one.