Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Download Farsi Persian Subtitle

Season 17

Release info

Greys Anatomy S17E07 Helplessly Hoping 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TOMMY
A Commentary by mA_Ad
Simpile ترجمه

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
Published on: 2021-03-21
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این شغل، راحت نیست

‫ این حجم ازفشار و از دست دادنی که ‫ هر روز باهاش مواجه میشیم...

‫ میتونه از پا درتون بیاره

‫ یا درماندتون کنه

‫تو خوبی ‫ تو خوبی

‫ شما باید راهی برای مقابله با این ‫استرس پیدا کنین

‫ اون میتونه فیزیکی باشه

‫ میتونه احساسی باشه

‫سلام رفیق ‫ سلام

‫هی تو خیلی ‫ بزرگ شدی

‫مامان خیلی دلش برای ‫ جفتتون تنگ شده

‫عاشقتم مامی

‫من عاشقتم ‫ دلم برات تنگ شده.

‫ میتونه خانواده باشه

‫ اما باور کنید، شما قرار نیست ‫از رزیدنتی نجات پیدا کنین

‫ مگر اینکه یک نقطه‌ی شاد ‫در زندگیتون داشته باشید

‫ جایی که بتونین توش ‫از همه چیز فرار کنین

‫آناتومی گری ‫قسمت 7 فصل 17

‫ترجمه و زیرنویس ‫نسیم پیله‌ور ابریشم

‫این قسمت ‫«امید از روی ناچاری»

‫یک ای.بی.دی دیگه لازم دارم.

‫چرا هنوز نرسیدیم؟

‫ما با بیشترین سرعتی که میشه ‫ بدون تصادف کردن بریم داریم میرونیم

‫- باید بهشون بگی اونه، تا آماده باشن ‫- باشه کارینا،

‫من میدونم که ترسیدی، ‫اما این کمکی نمیکنه

‫- "بی" ‫- "بی"؟ "بی" چیه رفیق؟

‫بی مثبت. این ‫گروه خونیمه

‫ما بهشون میگیم تا مطمئن ‫ شیم، میدونن

‫یه 4/4 بده

‫آندریا، تو حالت خوب میشه، باشه؟

‫وال اشتون

‫دو روز بعد از برداشت ‫ کبد.

‫سطح ال.اف.تیش هنوز بالاست

‫کشت خونش درحال ‫ رشد باکتری های گرم منفیه

‫حالت چطوره؟ هیچ ‫حساسیت یا حالت تهوعی داری؟

‫راستش، فکر کنم میتونم از ‫تخت بلند شم و یه دوری بزنم

‫اون هنوزم عفونیه

‫ لیووفد رو شروع کن، یک ‫ضد قارچ اضافه کن و دستور تکرار سی.تی رو بده

‫حالت افتضاحه بعد جوری ‫رفتار میکنی انگار نیست

‫- چرا باید؟ ‫- تا اجازه بدم از تخت بلند شی بری لونا رو ببینی

‫من روشی که تو گفتی رو امتحان کردم ‫ولی جواب نمیده

‫- وال من میدونم که ‫- لطفاً نگو که میدونی چه حسی داره

‫چون من ازت خوشم میاد و ‫ میخوام که همینجوری بمونه

‫اما اگه بچه‌ای نداری که اجازه نداشته ‫باشی بغلش کنی یا حتی یه دل سیر نگاهش کنی،

‫تو نمیدونی

‫من بالاخره پدر لونا رو ‫ محروم کردم.

‫اون حقوق پدریشو امضا کرد و تحویل داد

‫- این همون چیزی نبود که میخواستی؟ ‫- آره

‫اما انتظار داشتم حداقل ‫یکم مبارزه کنه

‫نه فقط یه پیام موفق باشی ‫با یه ایموجی بچه.

‫پس آره من ‫حالم افتضاحه

‫حس میکنم تا استخونام درد میکنه، چون با آدمی ‫یه بچه ساختم، که حتی براش مهم نیست که اون وجود داشته باشه!

‫بیا عفونت رو کنترل کنیم، و بعدش ‫میتونیم در مورد دیدن لونا صحبت کنیم.

‫ شیر جو دو سرشون تموم شده بود، ‫پس حتماً شیر بادومه!

‫- چه خفن ‫- درسته

‫باید غذا بخوری

‫اول قهوه

‫و نیازی هم به سخنرانی در مورد ‫اهمیت صبحانه و مواد مغذی برای مغز ندارم

‫چون مغز من تازه ‫بالاخره خاموش شده

‫و دوست دارم تا جایی که ‫ممکنه همینجوری بمونه

‫ کمی هوای تازه نمیخوای؟

‫میتونیم بریم قدم بزنیم

‫من درست همون جاییم ‫که میخواستم باشم.

‫مگی، نمیدونم خوابی یا داری ‫من و کل دنیارو نادیده میگیری!

‫- اما زنگ بزن. ‫- هنوز هیچی؟

‫اون ممکنه از کرونا کف زمین ‫بیهوش شده باشه و کسی هم نفهمیده باشه

‫یا ممکنه ماشین بهش زده باشه ‫ تو خیابون آی94 در مسیرش به وایومینگ

‫- وایومینگ چیه؟ ‫- نمیدونم.

‫اما یکی از خواهرام به ‫دستگاه وصله، و اونیکی هم گم شده

‫و آخرین باری که یکی از برادرام گم شد، اونو ‫در حال مرگ کنار جاده پیدا کردن پس در نتیجه

‫مامانم قراره بمیره؟

‫اوه...

‫اشکالی نداره ‫میتونین بهم بگید

‫بیا زو ‫بیا بریم تو

‫من به بانک خون زنگ زدم تا ‫از خون بی مثبت آماده داشته باشن

‫امیدوارم که ‫این یه نشونه باشه

‫میدونی مثبت اندیش بودن؟ ‫B+ = be posetive

‫آمبولانس رسید

‫کارینا، چی شده؟

‫- این آندریاست. ‫ - چی؟

‫زخم چاقو به شکم، احتمالاً به قفسه ‫سینه، افت فشار و تاکیکاردیک

‫- بعد از یک لیتر ان.اس ‫- چی اتفاقی افتاد؟

‫اون داشته یک قاچاقچی جنسی رو ‫تعقیب میکرده و اون بهش حمله کرد.

‫- اونا گرفتنش، من ‫فکر کنم خوبم

‫دلوکا، سعی کن حرف نزنی ‫من دکتر هانتم تو در گری-اسلونی

‫ بیاید ببریمش به بخش ‫سوانح یک بریم، اشمیت بدو

‫-اوون ‫- بله؟

‫لطفاً نجاتش بده! ‫ لطفاً!

‫باشه.

‫مایع شکمی اطراف ‫ قلبش رو احطه کرده

‫- چه حسی داری دلوکا؟ ‫- حس میکنم انگار چاقو خوردم!

‫- فیلم سینه آماده است ‫- باشه بذار ببینم

‫دلوکا تو هموتوراکس داری

‫من میخوام برات لوله بذارم، باشه؟

‫- عالیه ‫- اشمیت، یه واحد دیگه اضافه کن

‫داره میاد حاضری؟

‫فشار خون هنوز پایینه

‫باشه به اتاق عمل خبر بدین ‫ ما داریم میایم باشه؟

‫- هی منم میخوام باهاش برم ‫- کارینا ، نه

‫آندریا، منم میخوام باهات بیایم.

‫کارینا، حق با اونه. ‫لطفاً

‫- باشه ‫- خب حاضری؟ ما خوبیم؟

‫اوه خدا

‫باشه، خوبه بریم. ‫ حرکت.

‫دکتر وبر

‫اوم...

‫الان یک اورژانسی ‫بدخیم آوردن، و ...

‫خب، هانت درخواست ‫کمک داده؟

‫نه اوه...

‫ازت خواسته ‫که بیای به من زل بزنی؟

‫این، اوه.. ‫این دلوکا است!

‫اون چاقو خورده، ‫و من دیدمش

‫و ای کاش نمیدیدم اما

‫من دیدم، و فکر کردم ‫ شما هم باید بدونی

‫هی!

‫هی به خودت!

‫چشمگیره

‫نوبت توعه!

‫ببینیم چی داری!

‫باشه

‫همینه!

‫ فقط باید یکم از ‫ماهیچه‌هات بیشتر کمک بگیری

‫آره ‫ها ها ها

‫میدونی، این اولین بار در زندگیمه ‫که هیچ حس رقابتی ندارم

‫این زندگیته؟

‫چی؟

‫خب، تو گفتی که این ‫اولین بار در زندگیته! اما..

‫من نمیدونم ‫ خیلی مطمئن نیستم

‫- ما زنده‌ایم؟ ‫- من اینطوری فکر میکنم.

‫تو خوب به نظر میرسی.

‫ساحل بهت میاد

‫به تو هم همینطور.

‫من برای زولا پنیرکبابی ‫درست کردم

‫الان داره با 2تای ‫دیگه فیلم نگاه میکنه

‫چیزی هم بهش گفتی؟

‫الیس پرید وسط حرفمون ‫قبل اینکه خیلی پیش بریم؛

‫که به نظرم کار خدا بود! چون من هیچ ‫نظری ندارم که میخواستم چی بهش بگم!

‫یعنی، من نمیتونم دروغ بگم ‫چون این دروغ گفتنه!

‫و زولا هم خیلی باهوشه و ‫ الانشم خیلی چیزها رو فهمیده.

‫پس میخوای همینجوری ‫براش پنیر کباب کنی؟

‫تو میخوای 2ساعت راه بری ‫هرسری که اسکات خوابش میاد؟

‫میخوای ببینی اگه ‫راه نرم چی میشه؟

‫متاسفم!

‫من به مگی نیاز دارم ‫مگی باهوش و منطقیه

‫و من میدونم که باید به ‫زولا حقیقت رو بگم!

‫اما کمک لازم دارم تا بفهمم ‫چجوری حقیقت رو بهش بگم

‫ اون جواب نمیده. ‫من باید برم پیداش کنم!

‫چی؟ نه تو نخوابیدی تو نمیتونی ‫هوشیار بمونی. نباید رانندگی کنی

‫- تو هم نخوابیدی ‫- باشه نفس عمیق.

‫ما حلش میکنیم

‫من الان زنگ میزنم یکی مگی رو پیدا کنه

‫کی؟

‫نمیدونم!

‫اوه

‫هی، کارینا کجاست؟

‫اون رفت بالا سمت ‫نیایش‌گاه

‫باشه، میتونی بهش بگی وضعیت ‫دلوکا ثابته و در راه اتاق عمله؟

‫آره، مرسی

‫اون کیه؟

‫اون زنی ‫که دلوکا دنبالش بود

‫کارآگاها عکسش رو نیاز ‫داشتن، چرا؟ تو میشناسیش؟

‫ دیشب اینجا بود و ‫من معالجش کردم!

‫- برای چی؟ ‫- اون گفت که خفت شده، اوه خدا!

‫- اشمیت ، هی ، هی. ‫- اوه خدای من. این تقصیر منه؟

‫ هیچ کدوم از ‫اینا تقصیر تو نیست.

‫سلام.

‫چی؟ هیچ کادویی نیاوردی؟

‫حداقل، یه جدولی کولوچه ‫بادام زمینی، پورن قاچاقی؟

‫شوخی کردم

‫من همشونو با یه ‫ مکالمه‌ی خوب عوض میکنم

‫باشه، اگه درمورد پرستارهاست ‫اونا باید آروم بگیرن!

‫ما جفتمون کرونا داریم، ‫چیز بزرگی نبود!

‫- در مورد چی حرف میزنی؟ ‫- من رفتم دیدن گری

‫من نیاز داشتم یه کم ‫ تصویر زنده ببینم

‫عاشقش میشدی هردومون ‫زیر پتو، شبیه برکه‌های کرونایی

‫- این خنده‌دار نیست! ‫- یکم خنده‌داره

‫ما مریدیت، رو ‫لوله گذاری کردیم تام!

‫میدونی، اگه یه وقت فکر کردی بری ‫بخش کودکان سرطانی روحیه بدی، این کارو نکن!

‫متاسفم، متاسفم. ‫من، من فقط...

‫نیاز داشتم تو یه اتاق با کسی باشم ‫که ازم متنفر نباشه

‫خب، هیچکس نمیتونه به خوبی ‫تام کوراسیک حواست رو پرت کنه

‫بفرما بشین

‫من ازت متنفر نیستم آلتمن

‫اما کمکم میکنه اگره تو اقرار کنی که ‫هیچوقت عاشقم نبودی.

‫مجبور نیستی که همین ‫الان بگیش؛ اما..

‫تو خسته‌ای. ‫ما هر دومون ترسیدیم.

‫اما این میتونه کُمکم کنه، ‫شنیدن هرچه زودتر این

‫دکتر ویلسون آره؟

‫من بالابرنده فشارخون ‫خانم اشتون رو حداکثر کردم،

‫اما فشار شریانیش ‫همینجوری داره کم میشه

‫تکرار سی.تی هیچ مایعی رو نشون نداده، که ‫یعنی هرچی هست در در ناحیه کبدش از کار افتاده

‫دیالیز کبدش رو شروع کن ‫و اگه شرایطش بدتر شد خبرم کن

‫مادر لونا اشتون بیمار ‫شماست، درسته؟

‫چرا؟

‫لونا کیست برونکوژنیک داره

‫من میخوام ببرمش اتاق عمل قبل ‫از این که باعث مشکل تنفسی بشه

‫گفتم شاید بخوای ‫با هم به مادرش بگیم!

‫- نه ‫- باشه هرطور راحتی!

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left