The first 200 lines.
به کالیفرنیای شمالی خوش اومدید
خیلی از خونه دور شدی
پراسپکت با حیوون ها بازی نکن
اونا مادرقحبه های کثیفی هستن
این بهترین چیزِ استاکتون ـه
!کمکمون کنید
!اون خیلی خون از دست داده
تیر خورده
انجل، انجل، وایسا
بیخیال- گمشو، تو اینجا چه گوهی میخوری؟-
بیمه سلامت - کون لقت، از طرفِ کی؟-
الوارز
بهم بگو چرا یه تعداد آدم گذاشتی
توی بیمارستان
تو درموردِ هروئین به من دروغ گفتی
حالا اگه دست بزنی به اون مایان های استاکتون
اونوقت فقط نباید به فرمانرواها پاسخگو باشی
بله؟
انجامش بده
تف
مطمئنی؟
انجل: میریم به جنگ
خیلی متأسفم عزیزم
چیزی نیست- ...مادرِ فلاکو-
من رو سرزنش میکنه میگه تقصیرِ منه
نه، اون میدونه که تو نمیخواستی اینکارو بکنی عزیزم
اون میدونه که تو فلاکو رو دوست داشتی
مثل سگ با تیر کشتنشون
تو اون مادربه خطاها رو گیر میاری عزیزم
و تو قضیه رو درستش میکنی
چیزی نیست
!همون پایین بمون
!راموس کدوم گوریه؟
ترجمه از انجـــــــــــــــــــل Angel
داداش این خیلی خفنه
خیلی جمع و جوره- خیلی جمع و جوره داداش-
سلام چه خبر بچه ها؟
کار چطوره؟
قرارمدارهای رفاقتی برادری اینجا نیاز به رزرو قبلی ندارن
ولی باقیِ روز رزرو ـه
!مادرج*نده
!راموس کدوم گوریه؟
!همون پایین بمون
!اون کدوم گوریه؟
!راموس کدوم گوریه؟
مشکلی پیش اومده؟
نه
گبی رو گذاشتم لودای پیش خانواده ـش
از جاده 99 برگشتم
حالت چطوره؟
من خوبم
چیزی رو از دست دادم؟
هیچ اثری از راموس نیست
ولی برادرت قشنگ رو کله یِ گیتا یه دست رژه رفت
اوه تف، داداش
من از گیتا خوشم میومد- مَرد، کون لق گیتا-
هی، دوست دخترش خفن بود
فکر کنم از من خوشش میاد
داداش، تو بهش گفتی میخوای دوست پسرش رو بکشی
و خونه ـش رو آتیش بزنی
بعضی دخترا از این خوششون میاد
...و راستش
شاید همین الآنم خودش باشه که داره زنگ میزنه
تف؛ لوبو ئه
چی شده؟
تو واسه چی اینقدر گیج میزنی؟
نه
اوه تف، اوه، ایول
بالاخره قحطی و تشنگی تموم شد؟
خفه شو- اوه مَرد-
شرط میبندم خیلی رمانتیک بوده
شرط میبندم مثلاً پرنده ها داشتن چه چه میزدن
و از اینجور چیزا- خفه شو داداش-
با برادرکشی مشکلی ندارم ها :)
من نمیدونم اونی که گفتی معنیش چیه
ولی میدونم که باید ازم متشکر باشی
بابت چی؟- بابت چی؟-
نصیحتِ به درد بخورِ من
که بهت گفتم براش مبارزه کنی و این حرفا
گوش کن داداش این اتفاقی ـه که وقتی به برادرِ
بزرگترِ خوش تیپ ترت گوش میکنی میوفته- آره-
مشتاقم یه روز اون کسی که میگی رو ببینم
بس کن
برگشتی
نمیشد از دستش بدم
چطوری؟- کاملاً خوبم-
اگه خوب نبودی هم نمیگفتی- احتمالاً نه-
...آخ- خیلی خب بهش میگم-
داداش
از توسان خبری نشده؟
آره، همین الآن داشتم باهاشون صحبت میکردم
اونا هنوز سمتِ خونه یِ راموس هستن ولی هیچ خبری اونجا نیست
هیچی- تف-
بگو بیان باید تجدید قوا کنیم
بنظرم استاکتون میدونه ما الآن اینجاییم- خیلی خب-
همه برید استراحت کنید
وقتی از توسان خبری بشنویم دوباره مع میشیم
...من شنیدم که
هی
تو کدوم گوری میری؟
...بیشاپ گفت- هی-
این شهرِ آشغال رو میبینی؟
هوم؟
اگه یکی سعی کنه وَن رو بدزده چی؟
اوه، باید جواب بدم؟
خب، این لعنتی یه سؤال بود
توده یِ استفراغِ بی خاصیت !پس آره
به گا میریم؟- نه-
تو به گا میری
چون اون کونِ چاقت رو باید اینهمه راه
تا سانتا پادره پیاده ببری
فکر میکنی بتونی از پسش بر بیای؟
و چرا نه؟
...چون من یک توده یِ
استفراغِ بی خاصیت هستم؟
درسته
و واسه همینه که باید ورزش کنی
میخوام تا برمیگردم بیرون 15 پوند سبک تر شده باشی
هی، هی
تو خوبی؟
ببین مَرد، میدونم که سخته
ولی تسلیم نشو، باشه؟
خودِ جماعت شو و بخشی از جماعت
این حرف علمی بود؟
حرف از یانگ بود
یانگ جیزی؟
...نه نه نه، فقط...این
یعنی پراسپکت بودن برای نابود کردن غرور و خودپسندی ـه
یادگیری اینکه برای منفعتِ بزرگتری از همه یِ گروه وجود داشته باشی
توش آزادی هست
اینکه نیازها و خواسته های خودت رو تسلیم کنی
برای منفعتِ چیزی بزرگتر از خودت
تـ... تو واسه این عضو شدی؟
از لحاظ ذهنیتی
تو واقعاً باهوشی
...آره خب
البته منم واقعاً میخواستم که مردم رو بزنم ناکار کنم
من هیچوقت تسلیم نمیشم
این تنها چیزیه که میخوام
جوری که مردم بهت نگاه میکنن
جوری که به همتون نگاه میکنن
کلِّ زندگیم
فقط مایه خنده بودم
و من دیگه نمیخوام همراهشون بخندم
هی، اوضاعت رو به راه میشه
ممنون ایزی
حالا یکم ورزش کن استفراغِ لعنتی
اوه یا مسیح
فکر کردم مُردی
نمردم
تو چه مرگته؟
ها؟- چی شده؟-
چطور تونستی فقط همینطوری غیبت بزنه؟
شبیه عن شدی
یه چیزی لازم دارم
نه تف توش کوکو من کمکت نمیکنم مواد بگیری
نه نه؛ تف توش
فقط یه چیزی واسه دردم میخوام
میرم ببینم چی داریم
تنها چیزی که داریم یکم اکسدرین تاریخ گذشته یِ کهنه ـست
هر روز همینطور بود
اونا بس نمیکردن
نه فقط من
همه یِ دخترا
...از مبارزه خسته شدم
برای همین رفتم
دیگه چیزی نمونده بود که پاش وایسیم
...خیلی ها بهمون خیانت کردن
برو، همه رو بیار
کاری میتونم براتون بکنم؟
آره
میتونی گمشی خونه
میترسم همچین اتفاقی نیوفته دیاز
اون تو چی هست؟
اسباب بازی
اون همونی هست که بهش شلیک کردن؟
آره خودمم
بنظر من که حالش خوبه
از فلاکو و چِپه بهتره
اگه کشتنِ ما سخت تره دیگه مشکل ما نیست
میدونی که چپه سه تا بچه داشته، نه؟- خب دیگه مجبور نیستن-
با دانستن اینکه پدرشون یه تیکه گوه بوده بزرگ بشن
مَرد، اون برادرِ لعنتی ـت بود- نه-
این برادرِ لعنتیِ من ـه
هر کسی با یک جلیقه یِ مایان که روش ننوشته باشه که استاکتون
برادرِ لعنتیِ من ـه
بقیه یک هدفِ لعنتی هستن
هی
با چندتا مایانِ مُرده خوشحال میشی؟
امرو، فقط همون یکی
باهامون تماس گرفته، میدونی؟
راموس
پشتیبانیِ من رو درخواست کرده
و تو چی گفتی؟
پسرعمو ـت و من
...ما این آشغال رو باهم شروع کردیم
پسران هرج و مرج، اون تخم حروم های نژادپرست دستشون به ما نمیرسه
الوارز بهت میگه که اون پایه گذارِ مایان اصلی بوده
ولی یک مَرد که نمیتونه یک باشگاه رو تشکیل بده، درسته؟
میخوای با این حرف ها به جایی برسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.