The first 200 lines.
،با بیش از 20,000 کیلینک در سراسر جهان
سول کانکس به مردم کمک کرده نیمهی گمشدهشون رو پیدا کنن
به نتیجه رسیدم که وقتشه
چیزیه که تمام عمرم میخواستم
آیندهی شما در انتظارتونه
«عشّاق»
اثرِ رنه ماگریت
بعضیها میگن داستانِ علاقهی نومیدانه رو روایت میکنه
بقیه به جلوهی عاشقانهاش اعتقاد دارن
آغوشِ گرم یک عاشق
خب کدومه؟
شاید باید از خود نقاش بپرسیم؟
ماگریت، از ابتدا همیشه اصرار کرد که داستانی پشتش نیست
،به منتقدین گفت
«هیچ معنای خاصی نداره»
ولی خود ماگریت چی؟
،وقتی فقط 14 سالش بود مادرش خودش رو غرق کرد
جلوی چشمهاش جنازهی ،مادرش رو از رود بیرون کشیدن
لباس شبِ سفید و خیسش
که به صورتش چسبیده بود
...ولی البته
...این نقاشی
«هیچ معنایی نداره»
که ما رو به بحثِ جامعتری ،در مورد معنا میرسونه
و این که چه کسی روایت رو تعیین میکنه
به نظرت میدونن رفتارشون کاملاً کیلشهایه
مرغهای عشق دانشجو
احتمالاً داره شعرهای بودلر رو واسش میخونه
از یه کتاب
خدای من
داری تو درسم میوفتی، هانا
.هنوز خماری دیشب تو تنمه. پریودم هستم .نیازی به سخنرانی انگیزشی ندارم
مامانت حالش چطوره؟
داروهای تازه دارن کمک میکنن
و این چیه، طعنهی قدیمی؟
...شاید فقط
چیزهای قدیمی رو دوست دارم
حالا کی داره کلیشهای حرف میزنه؟
برو بیرون
!برو
!اوه! بگیر
!اوه
خدای من
پروفسور گاسکل؟
والتر
چه کمکی ازم برمیاد؟
مادرِ کارل فوت شد
از شنیدنش متأسفم
،اون واسه خاکسپاری مادرش مرخصی میگیره
واسه همین تو کنفرانسِ سهشنبهی هیئت امنا سخنرانی نمیکنه
و هیئت مدیره تو رو خواسته
البته، آره
یه چکیدهی سخنرانی واسه بازبینی آماده میکنم
دیوید مدکس؟
سلام
سلام
من آلیسون جونز هستم
سلام - سلام -
ببخشید. شما رو به جا نیاوردم
ما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟ - نه -
...نه، ولی
اطلاعاتِ مهمی دارم که میخوام باهاتون در میون بذارم
چجور اطلاعاتی؟
...خیلی خب
خب، در مورد نتیجهی آزمایشمه
نتایج آزمایشهامون
.من پروفایلم رو خصوصی کرده بودم .این نباید دستِ شما باشه
میدونم
من یه کاری کردم که بهش افتخار نمیکنم ...و معذرت میخوام. ولی
باید میدونستم
چطور این اطلاعات رو به دست آوردید؟
به شکل غیرقانونی
اشتباه بود، ولی... دیوید من دو سال قبل آزمایش دادم
و از اون موقع هر روز با این سؤال از خواب بیدار شدم ...که نیمهی گمشدهام کیه
و اگه هرگز نمیخواست من رو ببینه چرا آزمایش رو داده؟
من متأهلم
حدس میزدم
در ضمن منم متأهلم
...و آره، خیلی شوهرم رو دوست دارم، ولی
...یه روزی بیدار شدم و همه چی به نظر
متفاوت میومد. میدونی منظورم چیه؟
متأسفم
آره
راستش اصلاً نمیدونم امیدوار بودم چه اتفاقی بیوفته
میدونی چیه؟ من چند روزی واسه یه کاری تو شهرم
...شاید
بتونیم یه قهوه باهم بخوریم
...شاید قراره
دوست باشیم
این شمارهی منه
خب. همین دیگه
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
یه چیزی میگی دیگه، مگه نه؟
اون ازم متنفره - اون ازت متنفر نیست -
...فقط فکر میکنه تو
به قدر کافی واسه من خوب نیستی
این رو درست فهمیده
خیلی خوشگل شدی - مرسی -
...خب
یه چیزی میگی؟
دیوید؟
خیلی خب، همگی
آماده شید
بیاید تمومش کنیم
به سلامتی اونی که تولدشه
آدمِ اخموی مورد علاقهی همه
مردی که هزاران کلامش
به شکل کتاب در اومدن
اما فقط گزیدهای از این کلمات رو به زبون میاره
به سلامتی پدرم
و الهام بخشم
والتر پی گاسکل
سلامتی
سلامتی
دیوید، تو هم یه چیزی بگو
...فقط یکی دیگه
،به سلامتی مردی شگفت انگیز
،پدری مهربون
و رئیسی بیرحم و تنبیه کننده
والتر
حتماً خوبه که کل خانوادهات رو اینجا دور هم جمع کردی
من آخرِ این ترم بازنشست میشم
،ولی به عنوانِ آخرین کارم
تو رو برای استاد ممتازی به هیئت مدیره پیشنهاد میکنم
اوه، نمیدونم چی بگم
ممنون - بقیه فکر میکنن -
که تنها علتِ این کارم اینه که ...تو با دخترم ازدواج کردی
و میخوام بدونی علتش دقیقاً همینه
چی شده؟
والتر داره بازنشست میشه
این رو بهت گفت؟
کِی؟ - امشب -
از درخواستم برای استاد ممتازی حمایت میکنه
اوه، خدای من. دیوید
این خیلی عالیه
این اوج موفقیته
باشه، پس چرا ما تو عالمِ مستی
تو حموم رو خودمون شامپاین نمیریزیم؟
اون فکر میکنه من فقط واسه پولت و نفوذش با تو هستم
این رو گفت؟ - بهش اشاره کرد -
،خب، از نظرِ من اشکالی نداره
چون فقط به خاطرِ بدنت با تو هستم
میدونی که دوستت دارم. مگه نه؟
...هیس
!جوون! خفه شو، پیرمرد
اوه، من خیلی بهت افتخار میکنم
من قبول ندارم که وقتی کالو به خودش نگاه میکنه
به هر نحوی مغرورانه یا خودپسندانه باشه
پس چرا انقدر خودش رو نقاشی میکرد؟
.55 تا نقاشی. یک سوم آثارش .این سلفیهای خیلی زیادیه
ببین، اینجوری هنرش رو تخریب نکن
نقاشیهاش از خودش روشی برای بیان
،درد جسمانیِ حوادثیه که تجربه کرده
،درد احساسی روابط مخفیانهی دیگو
اقدامهاش برای خودکشی
من معمولاً دو هفته در ماه تو راهم
...میتونم پرواز کنم، ولی فقط
جرأتش رو ندارم
بعلاوه، فکر میکنم قهوههای سر راهی دست کم گرفته شدن
من زنم رو دوست دارم
و منم شوهرم رو دوست دارم
پس چرا اومدی دنبالم؟
نمیدونم
نمیدونی؟
تو دادی حسابم رو هک کردن
این یه جرمِ فدراله. ممکنه 20 سال بری زندان
فکر میکنی قبلاً این رو نمیدونستم؟
من هرگز تو عمرم قانون شکنی نکردم
ببین، فکر میکردم که
...اگه بیام اینجا و ببینمت، همین
نمیدونم، کافی باشه
ولی فقط باعث شد احساسم بدتر شه
متأسفم، آلیسون. واقعاً
،من خیلی وقت پیش آزمایش رو دادم
الان آدمِ خیلی متفاوتی هستم
من به شوهرم نگفتم
فکر میکنه این فقط یه سفرِ کاری دیگهست
تو به زنت گفتی که من به دیدنت اومدم؟
شاید حق با توئه
شاید قراره باهم دوست باشیم
میتونیم شماره رد و بدل کنیم
شاید... یه ماه حرف بزنیم
آره
...آره، خوشم میاد. این به نظر
پُخته و معقول به نظر میاد
گمونم حالا رسماً تو دنیای همدیگه وجود داریم
پس بذار من رسماً قهوهها رو حساب کنم
ممنون
خب، از دیدنت خوشحال شدم... فکر کنم
هنوز سعی دارم تصمیم بگیرم
خوشحالم که تماس گرفتی
مطمئنی؟
نه
...همدیگه رو بغل کنیم یا
نمیدونم
البته
خیلی معذرت میخوام
...نباید
شبِ دانشگاه شراب بارولو میخوری؟
آره. روزِ عجیبی داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.