The first 200 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
باید محکم بگیرم و برم؟
.شایدم باید کار دیگهای بکنم
.نه، یه لغزندهست
...از اینجا شروع میشه و
خوشاومدید آقا
خوشاومدید خانم
خوشاومدید آقا
خوشاومدید خانم
خوشاومدید آقا
املت پُرشده با مرغ وبرنج
خوشمزه شو، موئه موئه کیون
با مقداری زیادی از شیر و عشق
بیا طلسم کنیم، موئه موئه کیون
دیدن این همه مشتری
!من رو خیلی شاد میکنه
تازه از جنگل موئه موئه
!این خدمتکار تمام تلاشش رو میکنه
خوشاومدید آقا
!کاوایی عدالته
آرایشم بمبه، بهترینه
رامن، سبزیجات اضافی، با سس، چربی و سیر فراوان
!به خوکدونی خوشاومدید
این روش خدمتکار بودن منه! (ووهو
(!شلیک به سمت قلبت مثل، بوم! بوم! بوم! (خیلی خب
چک رو بگیر! چک چک چک
پرنسس خدمتکار جهنمی (ووهو
(برام هورا بکش! بان! بان! بان! (اوکی
پیشخدمتها توی درگیری چرخ میزنن
قایم باشک در کافه خدمتکاری
خدمات خوب برای فروش پررونق
عاشق شدن؟ نه نه
یک باغ زیبا از اسرار
...مانامی، دوست عزیز ما
میتونم پشیمونیت رو حس کنم که هیچوقت به آرزوت نرسیدی
.که بیگبنگ آکیبا رو انجام بدی
ولی منش زیبا رو روشنی که برای ما گذاشتی .توی قلب ما زندهست
این دیگه چه کوفتیه؟
باید مراسم خانم مانامی رو توی همچین جای کثیفی برگزار میکردیم؟
،بهخاطر اون ادغام
احتمالاً سرزمین خالق نتونسته مقدماتش .رو ترتیب بده
ادغام؟! چهجوری هست حالا؟
دیگه برای سرزمین خالق کار میکنیم .و میدالینی در کار نیست
.آخرای کارش بود
با تصمیم خانم اوگاکی مخالفی؟
.تمومش کن .وسط مراسمیم
حالا که سرزمین خالق و ،فرازمینیها متحد شدن
.خانم مانامی باید لبخند زده باشن
آدم سرزمین خالق رو میبینم؟
و اون کیه؟
.مدیر کافهی خوکدونی
.برو
!کافه خوکدونی؟
.تسلیتم رو برای عزیز از دست رفتهتون بپذیرید
.ممنونیم که این همه راه تا اینجا اومدید
.اتفاق ناگواری بود
.قطعاً زمان سختی رو سپری میکنید
!مقصر تویی
،چون تا الآن بهعنوان نیروهای زمینی زندگی کردید .احتمالاً یه سری چیزای ما براتو عجیب باشه
اگه چیزی بود که ما خالقهای باتجربه میتونستیم انجام بدیم
خانم اوگاکی و بقیه همین الآنشم دارن بهخوبی .توی سرزمین خالق عمل میکنن
.درآمدشون هم از خوکدونی بیشتر شده
،تحت عنوان اکسولوتل
کار خودشون رو با عنوان کافهی حیوانات .اکسولوتل دوباره شروع کردن
فکر میکنی اکسولوتل جزو سرزمین خالقه؟
!البته که هستن
این همه هیاهو برای چیه؟
!رئیس
!رتبه رو با این تایین کنید
به بازی دوستانه بیسبال؟
.این دستور رئیس ماست
دستور برای بازی بیسبال؟
.من نیستم، زحمت الکی به خودم نمیدم
بعد این که میخواستیم همو بکشیم بازی کنیم؟ جدی میگی؟
!انجامش بدیم
!اخلافات گذشته رو بهشیرینی از بین میبریم
!بهعنوان یه خدمتکار، نمیتونیم راه مسالمتآمیز دیگهای بخوایم
چهطور ممکنه این مسالمتآمیز باشه؟
!مطمئن میشیم که باشه
با هم توپ رو دنبال میکنیم و !اوضاع رو درست میکنیم
.آره آره. برای نمایش باید تنها بازی کنیم
!نه! اگه انجامش بدیم حتماً میبریم
.یکی اینجا داره روجیه میده
ولی با هفت نفر میشه بیسبال بازی کرد؟
،برای از دست رفتگان آشوبهای اخیر !یک دقیقه سکوت
.نرولا، فقط تماشا کن
!قول میدم با این بازی همهچی رو درست کنیم
!گفت یه دقیقه سکوت، احمق
میگما، واقعاً نیازه بازی کنیم؟
میگما، واقعاً نیازه بازی کنیم؟
!منظورت چیه، هاه؟
خب تا الآن فضایی بودین و حالا اکسلوتوتی شدین
!اون اکسولوتله احمق
!جلوی ما خیلیم جسور نشو، موجود مسخره
ببخشید؟
!بسه دیگه
.این موجودا کشمکشای خودشونو دوست دارن
موجودات مسخره، هاه؟
،میدونی
تحت تاثیر قرار گرفتم که چهقدر پریشونید و دارید .گروه سرزمین خالق رو به تمسخر میگیرید
!هی، بذار فقط خوش بگذرونیم
به هر حال اینم بخشی از شادی .و جشن برای متحد شدنه
شایدم باید آهنگ داشته باشیم؟
!درسته
!با بیسبال حلش میکنیم
همگی بیاید !منصفانه و عادلانه بازی کنیم
!پرتتون میکنیم بیرون خوکای چرت
،سرزمین خالق ما رو مجبور کردن تغییر کنیم ،اقتدار ما بهعنوان فرازمینیها زیر پا گذاشته شد
.خوب میدونم ناامید شدید
!این جنگه
!بهشون نشون بدید از اتحاد اونا خارج شدیم
!این جنگه
!نیست
!به کی گفتن سربار سرزمین خالق؟
.برام مهم نیست از چه حقهی کثیفی استفاده میکنید
!نابودشون کنید
!نمیتونیم
!بازی خشن دور از انسانیته
!رئیس، باید بیسبال رو عادلانه و منصفانه برنده بشیم
اگه نمیخوایم نرولا و بقیه ،الکی قربانی شده باشن
.نمیتونیم به خشونت متوسل بشیم
!اگه منصفانه بازی نکنیم فایده نداره
!بیاید انجامش بدیم
!دوم
!شورت
!یومچی! شیپون
!صداتون رو نمیشنوم
بیشتر از همیشه درد داره، ها؟
!اول
!سوم
!حالا پیچر
!بیرون زمینیا! سروصدا کنین! هورا
!هورا
!هورا
!هورا
اونا کین؟
.ظاهراً ونزوئلاییهایین که رئیس استخدام کرده
.زویا میگفت نمیتونیم با اون حرف بزنیم
!شروع بازی
به چی زل زدی؟
همه اخراجن، ها؟
.چشمهای کاسومی دنبال خانم مانامیه
!توپ رو جایی میفرستم که شما هستید خانم مانامی
!بیرون
!خوب و سریع بود
!عالی بود! عالی بود
.لعنت بهش
!برید و پرتشون کنین بیرون
!هی، هی، هی
!پرتابکنندهشون گرم نکرده
!پرتاب اول راحت و آسونه
!باید اولش تاب بخوری
...عجب کار سختی
!لعنتی! قصد نداشتم بزنمش
!عالی بود
!پرتابکننده شروع بدی داشت
!این شانس مائه
!چی کار میکنی، احمق؟
!بله
!هی، تو
!خوش به حال ما
!برو، یومچی
چرا من باید اینجا باشم آخه؟
!برو، برو، برو
!دونده باید بدوئه
.منم نمیخوام بدوئم
!خوبه، خوبه
تجربهی بیسبال داری؟
.فقط یهکم، توی خدمت
!استریک
!استریک
!خسته، باید اون چوبو تکون بدی ها
شنیدیش؟
.پس باید تکون بدم
!برگردید، برگردید
!هی، هی! دوزیستا دارید وقت ما رو تلف میکنین
!لعنتیا چه غلطی میکنین؟
!راستش من قبلاً سافتبال بازی میکردم
!استریک
!اوه، فهمیدم، فهمیدم
!حالا
!استریک! بیرون
.آره، حسابی خراب کردم
!مهم نیست، مهم نیست !ولش کن، تیم
!خیلی خب! دوزیستا رو له کن
!زود باش، سلاح مخفی
!اگه میخوای زنده بمونی، کارشو بساز
توپــ
!استریک
.اوه، واو
!بیرون
بیسبال توی ونزوئلا معروف نیست؟
اونا چهشونه؟
Study abroad students who were in Electric Town to buy cameras.
.بازی عادلانه همینجا تمومه
.برید لهشون کنین
.فهمیدم
.خب، بذارید بازی واقعی از الآن شروع بشه
!استریک
No comments yet. Be the first to leave one.