The first 200 lines.
پريا، تيغم کجاست؟
بايد نزديک سينک باشه - باشه -
دارم لباسها رو ميندازم تو ماشين
ديويا، سفيدها رو جدا بشور
وگرنه رنگي ميشن - باشه -
لباسهاي منم بنداز، عمه - باشه، بذار تو -
ديپا، زود باش چاييم رو بيار. ديرم شده
الان ميارم. يه لحظه صبر کن
پريا، لطفاً چايي داداش مانوج رو بده - باشه -
ريا زود باش شيرت رو بخور به اتوبوس مدرسهـت نميرسي
ديويا. ديويا دخترم - بله -
اين رو بذار تو اتاق دعا - باشه -
شير دوباره فاسد شده. چندمين باره
اولين شبت تو خونه جديد چطور بود؟
مثل هميشه - جدي؟ آخه به نظر مياد در مورد شبهاي اول تجربهت زياد باشه -
معلومه.دو تا بچه دارم
هنوز جا داري، داداش
ريا زود باش ديگه ديرم شده
مانو، لطفاً آنتن تلويزيون رو قبل از رفتنـت چک کن
ديروز نتونستيم سريال مورد علاقهمون رو ببينيم
گاز، برق، آب... راجع به اينا نگران نيستن
اما جونشون به آنتن تلويزيون بَنده
مامان، سريال که ساعت 1 شروع ميشه چرا از الان غرغر کردن رو شروع کردي؟
چي؟ هيچي نشنيدم
خيلي خب، داداش. صبر کن - چي شد؟ -
چايي چرا اينجوريه؟ طعمش فرق کرده
از شير خشک استفاده کردم شير دوباره خراب شده بود
امروز رو تحمل کنين - شير دوباره فاسد زده -
آره - نشونه خوبي نيست -
چيه؟ - شير ديروز هم فاسد شده بود -
امروز هم همينطور اين شگون نداره
مامان جان،يه لحظه بشين - باشه -
بذار خودم برات توضيح بدم - ...آخه -
بشين، بذار برات توضيح بدم
ببين، من و داداش، هر چي پول داشتيم براي خريد اين خونه خرج کرديم - بله -
...حالا تا 20 سال ديگه پولش رو نديم
مالِ ما نميشه...
پس اينکه شگون داره يا نداره رو فراموش کن
چون قراره اينجا خوش و خرم زندگي کنيم
داداش، تو يه چيزي بگو - البته -
عمو،عمو - مرد کوچک، اين اسباب بازي نيست -
ميدوني عموت چقدر بابت اين پول داده!؟
برو مدرسه.زود باش برو - زود باش.آماده شو -
داره دير ميشه - صبحونهت رو بخور -
بچهها اين روزا مستقيم ميرن سراغ موبايل
مدرسهتون دير ميشه - مامان، يه کارتون ديگه ببينيم -
اينقدر تلويزيون نگاه نکنين وگرنه بايد عينک بزنيدها
مامان بزرگ و تو و عمه کل روز رو سريال نگاه ميکنين
شماها که هيچوقت عينک نميزنين
ساکت باش، دوباره داري حاضر جوابي ميکني که
از وقتي رفتي مدرسه اينجوري شدي
زود باش، بخور
زود باش، بريم مدرسه
داداش، باهاش صحبت کن - سعي ميکنم ولي گوش نميده -
مامان، ديرمون شده
ميبرمشون دمِ سرويس - باشه -
خدافظ - خدافظ مامان -
داداش، من رو يادت نره - فکر کردم تو يادت رفته -
هر چي - چي؟ -
آره. فعلاً مامان - خدافظ -
صبحونهت رو بخور - تو دانشگاه ميخورم -
اين دختره هيچي نميخوره
مانو - چيه؟ -
هنوز عکسهاي اتاق دعا رو نزدي به ديوار
شرمنده داداش ديروز وقت نکردم
امروز حتماً ميزنم
قول داديها - قول ميدم -
تا ظهر انجامش بده
باشه
خيلي خب، مامان. فعلاً خدافظ - خدافظ پسرم -
منم داره ديرم ميشه.بايد برم
غروب ميبينمت - خدافظ -
باشه، مامان - خدافظ -
خدانگهدار، مامان جون - خدافظ پسرم -
مامان، من رفتمها - باشه ديگه -
مـامــان مــن دارم ميــرم - چرا داد ميزني پسرم؟ -
اگه ميخواي با پريا خدافظي کني برو داخل
داره دوش ميگيره - نه بابا، داشتم با تو خدافظي ميکردم،ديوونه -
!!عجيبه
!!آقا، سگتون - نه -
بشين، هري زود باش بشين
بيا عقب هري - آقا لطفاً سگتون رو کنترل کنين -
شما کي هستين؟ - آقا، مانوهار هستم -
و اخيراً با خانوادهم اينجا اسباب کشي کرديم
سلام، کامدار هستم
نگهبان ساختمون در مورد خانواده شما گفته - جدي؟ -
...اين دو هفته اخير انقدر نجارهاي واحدتون
سر و صدا کردن... - واقعاً شرمندهـم -
سعي کردم بهشون تذکر بدم ولي شما که اين جماعت رو ميشناسين
مشکلي نيست، در واقع اين ساختمون تازه ساخته
هيچکس حق اعتراض نداره
ولي من دارم، خدا چشمهام رو ازم گرفته
ولي هنوز گوش براي شنيدن دارن
...ولي اگه شما همينطور به سر و صدا کردن ادامه بدين
مجبور ميشم چوب پنبه تو گوشم بذارم
خيلي متاسفم
ببخشيد، خيلي ديرم شده ميتونم برم؟
آقا، جمعه بعدي من مرخصي دارم
اگه دوست داشتين ميتونين با من و خانوادهم ناهار بخورين
چي ميگين؟
حتماً چرا که نه، حتماً ميام
پس ميبينمتون. خدافظ هري - خدافظ -
آقاي مانوهار - بله؟ -
طبقه 13 آسانسور داره
چرا سوار نميشين؟
آسانسورش کار نميکنه گفتم سر راهم به نگهبان اطلاع بدم
آهان، باشه
بيا، هري
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سارا - نگارش: سميرا
!!آسانسور مسخره
!نگهبان
من رو صدا کردين قربان - آروم تر داداش، چه خبرته؟ -
برو خونهي ما،طبقه 13 چشم آقا-
چند تا تابلو بايد تو اتاق دعا نصب کني
باشه، آقا - خوبه. اين رو بگير -
گوش کن. وقتي دارن سريال نگاه ميکنن
نرو اونجا چون ممکنه بکشنت - بله چشم -
خيلي خب، ديگه دارم ميرم - باشه آقا -
نگهبان - آقا -
آسانسور ساختمون خوب کار نميکنه - چشم -
به شرکت خدماتي ـش زنگ بزن تا بيان درستش کنن - بله، آقا -
درستش ميکنم
ديگه دارم ميرم - باشه، قربان -
صبح بخير، رئيس - صبح بخير -
ميندازتت بيرون
صبح بخير، رئيس - صبح بخير -
چه خبر؟ - صبح بخير -
بتونها رسيدن؟ - بتون رو ولش کن -
از خونه جديدتون برام بگو
خونه که واقعاً حرف نداره - جدي؟ -
وقتي پنجره طبقه 13 رو باز ميکني
انگار تو منهتن هستي - !چه خوب -
تهويه هواش هم عاليه - خوبه -
يه لحظه - باشه -
وام نميخوايم همين الانشم کلي قرض و بدهي داريم
آدمهاي مزاحم! فکر کنم ...شرکتهاي تبليغاتي شمارهمون رو
زودتر از ما پيدا ميکنن
گوشي جديد، خونه جديد. حسابي پولدار شديها - گوش کن -
به هيچ کس چيزي نگيها ديگه پولي برام نمونده
اين رو با تخفيف گرفتم. گوشي ارزونيه - !!دروغگو -
چيه؟
از همون جايي که خريدي بگو عوضش کنن
لنز دوربينش مشکل داره
امروز صبح که خوب بود
لبخند بزن چه خوشتيپ شدي
اما "گولابي" اگه بود، عکس تار ميشد - آره -
گوشي مشکلي نداره
برادرزاده کوچيکم حتماً موقع عکس گرفتن دستش لرزيده
همه کارگرها اومدن؟ - بله قربان -
بگو، لاکشمي! اگه اين بچه من نيست پس بچه کيه؟
چي بايد بگم؟ - لاکشمي، يه چيزي بگو -
هميشه جاي حساس تمومش ميکنن
لاکشمي فرصت نکرد حقيقت رو بهش بگه
و سريال رو تموم کردن
مامان، خيلي جدي سريال ميبيني
بايد يه دونه بنويسي
سريالي که ما بسازيم، کلي طرفدار پيدا ميکنه،نه؟ - ساکت -
مامان، راست ميگه ديگه
پريا، "شاب ويوا" الان شروع ميشه
سريع کنترل رو بيار کانال رو عوض کن
زود باش
مامان، قسمت هفته قبليش چه اتفاقي افتاد؟
قسمت قبلي، زنگ در رو زدن و منديرا رفت که در رو باز کنه
...موزيک متنش خيلي ترسناک بود
مامان، هيچکس نبوده
حتماً از اداره گاز بوده
عوضش کن - بزن ديگه -
مشکلش چيه؟ - نميتونم کانال رو عوض کنم -
يه لحظه، الان درستش ميکنم
به "شاب ويوا" نميرسيمها
حتماً باتري تموم کرده از خودِ تلويزيون عوض کن
زود باش ديگه. الان سريال شروع ميشه
مامان، کانال عوض نميشه
تلويزيون چيزيش شده؟ - نميدونم -
اين چيه؟ - حتماً سريال جديده -
سريال جديد. خونه جديد و سريال جديد
"خــوبــــه! هـــمـــه چـــيز خــــوبــــه"
اون "شاب ويوا" ديگه داشت کسل کننده ميشد
"هـــمـــه چـــيز خــــوبــــه"
"هـــمـــه چـــيز خــــوبــــه"
"هـــمـــه چـــيز خــــوبــــه"
...ميبيني مامان؟ بعد از اين همه سختي و مصيبت
خونه جديدمون عالي به نظر ميرسه
...واقعاً خيلي خوشگله ولي پسرم
واقعاً لازم بود اين همه پول بابتش بدين؟
مادر، خوشبختيِ تو براي ما قيمت نداره
من و داداش وام گرفتيم
مامان، خيلي زود وام رو پس ميديم
!!نگهبان
اي خدا! اين چجور تنبيهاي بود
چي شده؟ چرا نفس نفس ميزني؟
نميدوني چي کشيدم تا برسم بالا
به نگهبان گفته بودم آسانسور کار نميکنه
ولي درستش نکرده
بدش به من - مرسي -
!اي واي - چيه؟ -
هنوز عکسها رو نزدن به ديوار؟ - چيکار کنم؟ -
نگهبان اومد تا بزنه ولي نتونست
فکر کنم پشت ديوار ميل گِرد باشه - چي!؟ -
از وقتي زنِ يه مهندس شدي همه چي ياد گرفتيها
No comments yet. Be the first to leave one.