The first 200 lines.
اسم من کارآگاه ریمی سالیوانه
پدرم سال 1996 به قتل رسید
دیشب...
- Wq2yv - الو؟
- هی - باهاش حرف زدم
- پدرت؟ - بابا؟
پس داری میگی من 20 سال دیگه
با دخترم سر یه کارم؟
نه تو فردا میمیری
بابا نجات پیدا کرد
ولی نجات زندگیش همه چیز رو عوض کرد
ما هویت بقایای باتلاق رو به دست آوردیم
متاسفم، ریمی مادرته
تحت تعقیب ترین قاتل سریالی نیویورک مادرم رو دزدیده
حالا، هر کاری میکنیم،
هرقدر سعی میکنیم چیزارو درست کنیم،
تاریخ دائم عوض میشه
اسمت دانیل لورنسه
اسم منو از کجا میدونی؟
من دوست دخترتم
تا حالا تو کوئینز نبودم تو رو هم نمیشناسم
شرمنده
تمام چیزی که میخوام برگشت چیزایی که از دست دادم
آنچه در فرکانس گذشت...
فکر میکردم رفتم اونجا و تمیزش کنم
طوری که انگار پولارو برداشته و از شهر فرار کرده
انگار امروز کرده
مامان مگان رو پیدا کردم
تو خونه ی جو دفن شده بود
خادم جو نایت اینگله
حالا من میکشمش
فرانک، کجایی؟
ریمی قره نیش رو تو ماشینت جا گذاشته
لطفاً باهام تماس بگیر
Untranslated Line -
20 سال شده
- میگیریمش، ریم - اسلحه رو بنداز!
منهم میخوام وقتی داری به اون حرومزاده دستبند میزنی
کنارت باشم
این به خاطر مادرته
ما باید ردمون رو اینجا از بین ببریم...
یکی از خودمون مقصره
باشه؟
خیلی خب از دیدنت خوشحالم
هی
خوبی؟
ریمی، منو نگاه کن
منو نگاه کن
میخوایم راهشو پیدا کنیم، باشه؟
آره
البته
همه اش...
همه اش درست میشه
جسد هنوز اونجاست؟
آره، پزشکی قانونی همین الان کارش تموم شد
درست میشه
هی
میدونم اون مثل خانواده اس، ولی میخوام بازداشت بشه
تا اونا تصمیم بگیرن شلیکش کار درستی بود یا نه
ولی ما میخوایم مطمئن شیم خودشه، درسته؟
این نایت اینگله که داریم در موردش اینجا صحبت میکنیم
نمیدونم، استچ
تعداد زیادی اظهاریه شهادت دارم که اون مقصره
چه نایت اینگل باشه چه نباشه،
همه امون باید قانون رو رعایت کنیم
. مترجم عابد . Abed.Alinejad
جسد چرا هنوز اونجاست بابا؟
چرا جسد هنوز اونجاست؟
..:: فرکانس ::.. . قسمت یازدهم فصل اول .
اوه، نه
خب، فسقلی، تو میبینمت، باشه؟
سلام
سلام
اوه خدای من چی شده؟
گوش کن، من خوبم تو خوبی؟
من خوبم داستان طولانیی داره، باشه؟
بیا، بزار ببینم بزار ببینم
هی، هی، من خوبم فقط... خیلی... خیلی به خاطر قره نی
شرمنده ام، باشه؟
شرمنده ام چطور... تک نوازی چطور پیشرفت؟
یه قره نی از معلمش قرض گرفت
عالی انجام داد، ولی چی... بزار اینو ببینم
خوبه، خوبه
میخوای بهم بگی چی شده؟
امشب نایت اینگل رو گرفتم
خب
معنیش چیه؟
تو...
تو صندوقت بود؟
تصادف کردیم
پرید بیرون
- اون بیرونه؟ - هیس
کسی از این خبر نداره، باشه؟
- چرا؟ - چون نباید داشته باشن، باشه؟
یا چیزی هم در مورد ماشین نگو،
چون من باید... باید تعمیرش میکردم
نمیدونم هم باید چطور اینکارو بکنم
فرانک، فرانک، فرانک، داری منو میترسونی، باشه؟
چی... چیکار میخوای بکنی؟
تروخدا، جولز، منو...
مجبور نکن بگم
میخواستی بکشیش؟
- اوه خدای من، اوه خدای من - جولز، تو درک نمیکنی...
- اوه خدای من، نمیتونی... - در حال حاضر انتخاب دیگه ای ندارم
به خدا قسم، اگه بکنم...
- نمیکنی - انتخاب دیگه ای نداری؟
نه، هیچ مدرکی ندارم که دستگیرش کنم،
هیچکس هم... هیچکس هم به غیر من اونو نمیشناسه
- به غیر تو؟ - به غیر من
- اون دیوونگیه، احمقانه اس - نه، نیست...
به یکی بگو
من... تو درک نمیکنی
- به من توضیح بده - نمیتونم
تلاشم رو کردم
چرا؟ چرا، چون به خاطر...
رادیوئه؟ خودشه؟
چون قبلاً این راهو امتحان کردیم
جولز، اگه چیز دیگه ای بهت بگم،
بدترش میکنه، باشه؟
پس نمیتونم بهت توضیح بدم
نمیتونم، به جز...
به جز... نایت اینگل...
اون میدونه توکی هستی، جولز
اون میدونه من کیم
اگه یه چیزی هست که من در موردش میدونم،
اینه که بس نمیکنه
پس راهش همینه، جولز، این تنها راهه
که میتونم حقیقتاً مطمئن شم که تو در امانی
پس تو باید... تو...
تو باید الان بهم اعتماد کنی
- باشه؟ - فقط اعتماد کن
اگه اشتباه کنی چی؟
نمیکنم
بیا، ازت میخوام اینو بگیری باشه؟
یادته چطوری ازش استفاده کنی؟
واقعاً انتخاب دیگه ای نیست
. فانوس دریایی و قایق صید نهنگ . . خواننده : ما بی نهایتیم .
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
Untranslated Line -
چطور گذروندی؟
تک خال ها
خسته ام فقط باید برم خونه
حالا میترسم ممکن نباشه
متاسفم
رئیس تصمیم گرفته پرونده رو ازت بگیره
اونها میگن شلیکت درست نبوده
فکر نمیکردم اینطور پیش بره
حالا، میدونم که قائم مقام تو صحنه اسلحه ات رو ازت گرفته
من میخوام نشونت رو ازت بگیرم
مهمه که تو
روشن کنی که مظنون
قصد داشته اسلحه اش رو در بیاره،
تو هم از امنیت خودت ترسیدی
و امنیت اطرافیانت،
ازخودت دفاع کردی و بهش شلیک کردی
منظورم اینه که، این حرفا رو خودت بزنی،
و از تکیه کلامهای خودت استفاده کنی
کارآگاه سالیوان،
ستوان سینتیا بارو هستم، از دادگاه نظامی
خیلی از مردم بهت میگن قهرمان
عصر به خیر
ببخشید به جشن دیر رسیدم
گوردون هاس بزرگ هستم از اینجا به بعد
وکالت خانم سالیوان رو من به عهده میگیرم
آماده اید این بار چه اتهامی به موکلم بزنید؟
بدون اطرافیان کارآگاه تو این داستان،
مجبوریم به اظهارات شواهد تکیه کنیم
پس ندارید؟
ریمی
- هی - هی
چه خبر؟
با سرت چیکار کردی؟
هم؟
اوه، زدم به طاقچه تو خونه
احمق
خب ببین، پسر...
من فقط میخواستم...
سالیوان، ماشین تحویلیت
تو پارکینگ موتوری پارکه؟
چطور مگه؟
تمام حوزه باید ماشیناش شمارش بشه
چیه، نشنیدی؟
بیمارستان در مورد یه راننده ی مست به پلیس زنگ زده
که دیشب برای عمل جراحی جزیی اونجا بوده
یارو اعتراف کرده که با یه ماشین پلیس تصادف کرده
برای همین دارن اینکارو میکنن
شوخی نیست این یکی برای ما بود؟
آره، اون قسمت دیونه کننده اش هم نیست
گفته بعد از تصادف یکی از صندوق پریده بیرون
آره، درسته
اون واقعاً یه جورایی سالیوان رو برام خاص میکنه
اوه، آره، آره، برای منم همینطور به نظر میاد
- منتظر منی، آره؟ - آره
نه، نه، مال منم اون بیرونه برو... میتونن پیداش کنن
No comments yet. Be the first to leave one.