The first 200 lines.
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
چونگ یون بو رو ،من کشتم
جون صدها آدم بی گناه رو گرفت
حتی مادر من کُشت
به همه میگم
که یه جانی تمام عیاری
اینکه چی درسته و چی غلط رو
دیگه نمیتونم تشخیص بدم
من و تو ،یه هدف مشترک داریم
نابودی کامل رئیس جو
هیچوقت فراموش نکن
خودتُ با کی درانداختی
! خفه شو
چون یونگ بو
"قسمت 16"
ای هیون بفرست این طرف
اگه میخوای زنت زنده بمونه
بذار ای هیون بره
سوار شو
چی؟
نقشه من عوض نمیشه
لطفا بذارید ای هیون سالم برگرده
ای هیون ؟
اگه ای هیون زنده بمونه
دیگه چیزی از اینکه چطور زندگی کردید و
چه چیزایی رو مخفی کردید، نمیپرسم
...هه وو
ولی اگه اتفاقی براش بی افته
هیچوقت نمیبخشمت بابا بزرگ
اگه ای سو نتونه برگرده
حقیقت رو پیدا می کنم حتی اگه تلخ باشه هر چی که مخفی کردید رو فاش می کنم
آخه از رو چه مدرکی
داری اینارو به من میگی ؟
مهمتر از هر مدارکی
حقیقته
ماه تا ابد پشت ابر نمیمونه
نمیدونم دنبال چه حقیقتی هستی ولی
پدر بزرگت تا امروز تمام تلاشش کرده
تا خوب زندگی کنه
امروز خیلی مهمتر از گذشته ست بابا بزرگ
حتی اگه گذشته ی درستی هم نداشتید باید اشتباهتون رو قبول کنید و
داری درس اخلاق به من میدی ؟
کاری به ادمای دیگه ندارم
ولی همیشه فکر می کردم تو به من اعتماد داری
واسه اینکه توو ذهن تو آدم خوبی باشم
همه ی تلاشم کردم
من هنوزم
به شما امید دارم
لطفا هیونُ برگردونید
حرف دیگه ای ندارم
دژی که ساختید ماسه ایه
چیزی که سعی دارید نگهش دارید
یه روز مثله یه قصر ماسه ای فرو میریزه
مهم نیست چقدر با عظمت باشه
قصری که بناش از دروغ ساخته بشه یه روز حتما اوار میشه
...راست یا دروغ
بخاطر تو ساختمش
برای نجات تو
اینی که من میبینم یه زندانه
واسه پنهان کردن حقیقت
..کجا اشتباه کردم
که حتی توام بهم بی اعتمادی
اشتباه کردم
بابا بزرگ
باشه اگه می تونی ثابتش کنی حرفی نیست
من چیزی واسه پنهون کردن ندارم
کاری نکردم که شرمنده باشم
اینم با خودت ببر
این عکس از منم برات مهمتره
برش دار و
برو بیرون
میدونم نگرانیتون واسه من
از رو خلوص نیته
منم شمارو دوست دارم بابا بزرگ
ولی مجبورم کاری که وظیفمه انجام بدم
بهم اجازه میدید که حرفم
فقط با اجازه ی شما
حقیقت ثابت میکنم
ردیابی موبایل
کجا میری ؟
یه کار ضروری پیش اومده
کار ضروریت چیه؟
بعدا برات توضیح میدم
هه وو
ببخشید اوپا
نمیخواد در خواست نیرو بدیم ؟
اول بذار موقعیت بسنجیم الان فقط امنیت ای هیون مهمه
انگار منافع رئیس جو از جون همسرت مهمتره
سوار شو
کاری نکن که پشیمون بشی
زر نزن ،سوار شو
چه نوکر وفاداری متاثر شدم
دلت میخواد خواهرت بمیره ؟
یالا
اوپا
...خون
چیزی نیست پشتم بمون
سو هیون
خوبی ؟
گلوله شونت خراش داده
چیزی نیست
باید جلوی خونریزیش رو بگیریم
خوبی ؟ چیزیت که نشد ؟
اون که آسیب دیده تویی؟
باید بریم بیمارستان
خوبم نگران نباش
خونریزیت زیاده
گفتم که خوبم
چه خبره ؟
باید زودتر بریم
باشه
چرا بهم نگفتی ؟
حتی اگه نمیشناختمتم
باید بهم می گفتی
معذرت می خوام ای هیون
نه ،من معذرت میخوام
معذرت میخوام که
نتونستم بشناسمت
معلومه که نمی تونستی بشناسیم
صورتم تغییر کرده
نبایدم میشناختی
نه فحتی یه ذره هم عوض نشدی
من نتونستم بشناسمت
درست مثل همون روزایی
یه ذره هم عوض نشدی
ولی
چرا اسمت شده کیم جون ؟
نکنه داری یه کاری می کنی ؟
چیزی نیست
واقعا ؟
بگو بهم
ای هیون
یه کاری دارم که باید انجامش بدم
الان نمیتونم بهت بگم ولی
مجبورم که تمومش کنم
هر چی هست بی خیالش شو
همه چی بذار کنار و بیا با هم زندگی کنیم
تو قول دادی
گفتی میریم گردش
قول دادی هر روز با هم غذا میخوریم
ای هیون
از نگرانی دارم دیوونه میشم
میترسم دوباره
یه بلایی سرت بیاد
نگرانی نداره
دیگه چیزی نمونده
این کارم که تموم بشه
به قولم عمل می کنم
میخوای چیکار کنی ؟
وقتی تموم شد
همه چی بهت میگم
همه چی ؟
بهت میگم
نگران هیچی نباش و
آرامشت رو حفظ کن
دوباره میبینمت ،مگه نه ؟
معلومه
می تونم بهت زنگ بزنم ؟
البته
قول بده
قول بده یه دفعه غیب نشی
چشم قول میدم
حتما مامان بابا نگران شدن
یه کلینیک خصوصی سراغ دارم
بهتره بری اونجا
باید بری اوپا
خودم حواسم هست
مراقب هیون باش
نگران نباش به فکر زخمت باش
برو
باشه
سوار شو
میدونم یه عالمه سوال داری
توو راه همه رو برات میگم
باید بری بیمارستان
باید بری
خوب غذا بخور ،باشه ؟
چشم ،حواسم هست
سوار شو
بهم زنگ بزن
اگه نتونستی اس ام اس بده
رو چشم پیام میدم
دفعه ی دیگه که دیدمت برام اسپاگتی بخر
باشه
زنگ میزنم
ممنونتم
اس ام اس بدیا
باشه ،حتما
ای هیون خوبه
داره میاد خونه
ماشین روشن کن چی ؟
زود باش ،راه بی افت باشه
آجوشی
بله
اس ام اس ؟
الان میرم منزلتون
نیازی نیست ،برگشت بهت زنگ میزنم
...ولی
بخاطر ای هیون میگم
خبرم کنید
No comments yet. Be the first to leave one.