Monsieur Aznavour

Monsieur Aznavour

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Monsieur Aznavour 2024 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Monsieur Aznavour 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-20
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 170 lines.

فصل ۱: «دو گیتار»

فکر کنم بیشتر از حد توانم رو دست بالا گرفتم.

خودم رو زیادی دست بالا گرفتم. و پول زیادی دارم از دست می‌دم.

واقعاً؟

ورشکست شدم.

نه، صبر کن. داری چی میگی؟

شاید باید کلاً همه چی رو بذارم کنار.

من تا حالا نشنیده بودم اینطوری حرف بزنی.

می‌بینیم.

هی، همه چی درست میشه. مطمئنم.

به زودی می‌بینمت، خواهر. زنگ می‌زنم بهت.

باشه.

من چشمم و تو نور.

بی‌نور، چشم در تاریکیه.

من ماهی‌ام.

تو رود.

بی‌آب، ماهی زنده نمی‌مونه.

اما غرق در آبِ زلال، دوباره زنده میشه.

اگه تو و من از هم جدا شیم، همین ساعت آخرم خواهد بود.

براتون خوردنی و نوشیدنی میارم!

بیا، آیدا. شروع کردن.

میشا

میشا، چی می‌خوای بهشون بدی بخورن؟

هفته پیش که همه‌چی رو خالی کردی، یادت نیست؟

و داری نصف مشتریاهات رو هم دعوت می‌کنی!

مشتری نیستن، دوستن.

و اونا هم مثل ما هستن. اونا هنرمندن، عزیزم.

بیا برقصیم.

تو که می‌دونی من همیشه چی میگم.

ببین ما از کجا اومدیم و امروز کجاییم!

بله، مامان! یالا، بیا برقصیم.

اونجا چیکار می‌کنی؟ به ما گوش نده.

یالا، یالا، یالا!

«دو گیتار» (ازناور)

مانوش، کجای کاریم؟

چندتا ایده دارم.

اوهوم. اما هنوز دارم مردد هستم.

میشا، این تراکت‌ها گرونن. مطمئنی که می‌خوای سفارش بدی؟

معلومه که مطمئنم.

تبلیغات مهمه.

مانوش، چی پیشنهاد می‌کنی؟ خب...

«در آزناووریان، همه چیز عالیه.»

می‌تونیم بهتر از این باشیم. بهتر!

«در آزناووریان... خوب می‌خوری.»

پس قافیه‌ش چی شد، خنگ؟ خودت خنگی.

قافیه ساختن با «آزناووریان» آسون نیست.

وگرنه شاید یه ایده داشته باشم.

«به آزناوور، می‌شتابیم.» «به آزناوور، می‌شتابیم.» بفرمایید.

سلام. «به آزناوور، می‌شتابیم.» به رستوران ما بیاید.

سلام آقا. به رستوران ما بیاید.

سلام خانم. «به آزناوور، می‌شتابیم.»

سلام، شارل! سلام، سلام!

هی، سلام شارل! سلام. چطوری؟

بهتون اخطار داده بودم. یالا، بچه‌ها. بریم!

اون که حتی فرانسوی هم بلد نیست.

چی می‌خوایم بخوریم؟ من میرم خرید.

با کدوم پول؟

نگران نباش.

دندون طلات رو فروختی؟

باید که غذا بخوریم، مگه نه؟

فکر می‌کنی همه چی خوب پیش میره، مامان؟

اگر خدا بخواد.

بچه‌ها.

بیاین کافه جدیدمون رو ببینین، خونه جدیدمون رو.

می‌دونم چی فکر می‌کنید.

می‌دونم.

درسته که اینجا کوچیکه.

اما زیاد اینجا نمی‌مونیم.

باشه؟

و ما با همیم.

تا وقتی که به عنوان یه خانواده با همیم، هیچ اتفاقی نمی‌تونه برامون بیفته.

صبح دوشنبه، تئاتر شانزلیزه، ساعت ۹ صبح.

به پدر و مادرت بگو. بله.

تبریک می‌گم.

پسر کوچولویی اینجا هست که بتونه با لهجه آفریقایی صحبت کنه؟

آقا، پول می‌دید؟

کی گفت؟ من بودم.

شاید. می‌تونی اون لهجه رو دربیاری؟

البته! سلام قربان.

دوشنبه، تئاتر شانزلیزه. باشه.

ساعت ۹ صبح.

ممنونم.

هی، تو!

تو آرتور هستی؟

بله، خودمم. آماده‌ای؟

بله. خیلی خب، خوبه.

می‌گم «بریک ا لگ».

«بریک ا لگ»؟ یعنی «موفق باشی».

اولین باره که روی صحنه میری؟

بله. بیا.

نوبت توئه.

ممنونم. بیا.

فراموش نکن صاف بایستی و بلند صحبت کنی.

باشه.

برو جلو.

اوه، تو اینجایی؟

اینجام. از پسش براومدم.

فصل دوم: «جوانی او»

لطفاً از هنرمند بعدی‌مون استقبال کنید.

شارل ترنه!

بیایید با کف زدن‌های گرم ازش استقبال کنیم.

«شادی هست» (شارل ترنه)

ممنونم، خانم.

همین بود، بفرمایید.

هنریِت

می‌ذاری جز تقلید ترنه، کار دیگه ای هم بکنم؟

من می‌تونم آهنگ‌های واقعی بخونم. چی می‌خوای بخونی؟

کلاسیک‌ها، آهنگ‌های عاشقانه.

برای خوندن درباره عشق باید خوش‌قیافه باشی.

صدات کاملاً گرفته‌ست.

به همون کاری که بلدی ادامه بده.

مردم اینجا هستن که خوش بگذرونن.

ولی من... دست از سرم بردار!

آهنگ‌های عاشقانه. چه آدمی!

سلام، ملینِی. سلام، شارل.

مانوش اینجاست؟ منتظره که باهات شطرنج بازی کنه.

ببینیم چی میشه.

مامان.

نان و شلغم پیدا کردم. چه به موقع!

باید شام رو تقسیم کنیم. و تو...

می‌دونم، باید روی زمین بخوابیم.

اینجا آدم هست. حتی فرانسوی‌ها.

فرانسوی‌ها؟ یهودی‌ها. مانوش توضیح می‌ده.

باورنکردنیه. چیه؟ خواهرته.

هفته دیگه عکس منو همه جای مترو می‌بینی.

راستی، تو خوشگلی. قبلاً هرگز متوجه نشده بودم.

«آزنامور»؟ - به گفته کارگردان، جذاب‌تره.

خیلی هم چاپلوسانه نیست، ولی من تنها کسی هستم که لباسم رو درنمیارم.

قرار نبود ایراد بگیرم.

بهت افتخار می‌کنم. ممنونم.

آقایان.

این پسرمه.

اجازه بدید معرفی کنم، شارل. خانواده روزنباوم.

اونا قراره چند روز اینجا بمونن. - باشه.

قرار بود ما رو تنها بذارن.

از صبح، همه رو جمع می‌کنن.

با کمک پلیس فرانسه.

واقعاً؟ بله.

کارت عالی بود، آقای مانوشیان.

ممنونم.

دو تا روس و اون ارمنی برای ارتش آلمان کار می‌کردن.

مجبور بودن. اونا تازه فرار کردن.

براشون لباس پیدا کردیم ولی باید کمک کنیم ناپدید بشن.

یه چیزی مثل اون پسر دیوونه‌ت، شارل.

لباس‌ها رو از بین می‌بری؟ بله.

و تو به محله دیگه ای نقل مکان کن.

اونا رو تو یه جا ننداز. باشه.

آره!

تو اون آدم‌های «جالب» رو از کجا می‌شناسی؟

به خاطر پوستر من.

اونا دیدنش. اسم توجهشون رو جلب کرد.

اونا اومدن منو تو کنسرت ببینن.

مثل پدرمون، تبلیغات خیلی مهمه.

بله.

آه، سلام آیدا! خوش اومدی.

سلام. شارل، بذار ژان-لویی مارکه رو بهت معرفی کنم.

سلام

شما رو با "کلوپ شانسون" آشنا می‌کنم.

خواهرت خیلی ازت تعریف کرده. - لطف داره.

نویسنده‌هامون، فرانسیس بلانش و لارنس ریسنر. - خوش آمدید!

سلام. چطوری آیدا؟ - خوبم.

پی‌یر ساکا، ایشونم خواننده هستن.

سلام.

پشت نت‌ها، رئیسمون... پی‌یر روش.

پی‌یر؟

اوه، سلام.

شارل. از آشناییت خوشبختم.

اوه، افتخار منه.

برای من یه "آسو بوکو" و پنکیک کره‌ای با سس میوه، لطفاً.

و برای شما؟

Monsieur Aznavour subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Monsieur Aznavour

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left