The first 200 lines.
مسيرت کجاست؟
شينکيل-دونگ
بهش يکم پول برا تاکسي بده و بذار بره
بيا از مسير کانگبوک-رو بريم
هانگسوک
هانگسوک
!برو بيرون
تو هم به زودي از اينجا بيرون مياي
HanOh از
!هي جيسو
سعي کردم ازت محافظت کنم
بايد تا آخرش ازم محافظت ميکردي
!با اينحال، چطور تونستي اون سند رو به اون عوضي بدي
مواظب حرف زدنت باش برادر
اون شوهرمه
چي ميتونم بگم؟
ديگه چيزي ندارم بهت بگم
بابا، بايد يه اعترافي بکنم
اون روز که مادرم تو بيمارستان فوت کرد رو يادتونه؟
...آخرين کلماتش
من تنها کسي بودم که شنيدم
...بهت گفت ممنونه
و متاسفه
اما بابا
دروغ بود
مادرم در اصل اينو گفت
"به پدرت اعتماد نکن"
"هر نفسي که ميکشه دروغه"
فکر کنم دخترا اينطورين
به حرف مادرمون گوش نميديم
و آخرش پشيمون ميشيم
حالا ميخواي چيکار کني؟
چيکار ميتونم بکنم؟
فکر کنم بايد به حرف مادرم گوش کنم
نبرد طولاني ايه
از عمرمون که طولاني تر نيست
من و تو الان به هيه را احتياج داريم
کارم بدتر بود..................
برش گردون
هيچکي داخل نيست
و رو ديوار هنوز تقويم سال 1997 آويزونه
برو تو و استراحت کن
من کشيک ميدم
هونگسوک
وقتي بچه بودي ميخواستي چکاره بشي؟
من ميخواستم کاراگاه بشم
ولي وقتي شدم، دلم ميخواست فرمانده بشه در نهايت ميخواستم يرپرست هم بشم
...آه
تموم عمرت رو ميخواي تو ميدون باشي؟
اگه سخت کار کردي، بايد گهگاهي هم آسون بگيري
بايد به فرمانده شدن قانع بشم
اما نزديک شصت سالگي، تموم پولم رو براي هزينه درمان همسرم خرج کردم، چهل هزار دلار و اجاره ماهي سيصد دلار دارم چقدر تاثرانگيز
فکر ميکنم يه پسر روستايي اهل هاپچون نسبتا خيلي پيشرفت کرده
اين احساسيه که اين روزا دارم
...زندگيت
شايد ارزش بيست رو نداشته باشه، اما لايق 18 هست
اما امروز، يه فردي داشت زندگي منو با يه مقياس وزن ميکرد
داشت ميگفت که حقوق مستمري و مزاياي من رو ميگيره و منو پشت ميله هاي زندون ميندازه
يه نسخه چاپي رو جلوم تکون ميداد، و من فکر ميکردم که چطور زندگيم از يه برگه کاغذ بهتره؟
عجيبه، هان؟
من توي يه تاکسي بودم و يهو دلم برات تنگ شد
اينقدر منو دوست داري؟
ادامه نده
فرمانده
ميدوني چرا بيسبال 9 دور و نيم داره؟
دوباره نصيحتم نکن
ميخواي بگي زندگي غير قابل پيش بينيه پس تموم تلاشت رو بکن
نه
اگه تيم ها همه از لي ده-هو تشکي شده باشن، کي قراره به توپ ضربه بزنه؟
هميشه فکر ميکردم
که من يه بازيکن صرفا ضربه زن قرباني م
حتي اگه کسي برام دست نزنه، اگه همون اول خارج بشم کي اهميت ميده؟
من ميون و سوجونگ رو تو خونه داشتم
تو همسر، پسر و دخترت رو داري
من دارم پير ميشم
بهت غر ميزنم، در حالي که ميدونم چه وضعي داري
ببخشيد
اگه متاسفي
يکم از جات تکون بخور
بذار من اينجا رو تميز کنم
خب اين نتيجه جلسه شبانه ست؟
بله
امروز با کلي احساس گناه جلوتون ايستادم
از اينکه خانواده م در گير اين شرايط ناخواسته شده ن، معذرت ميخوام. حتي اگه من اطلاع نداشتم
خيليا ميترسن در نتيجه اين اتفاق، به اقتصاد صدمه بزنه
ريتينگ ملي ممکنه کاهش پيداکنه، نرخ بيکاري ممکنه زياد بشه سرمايه گذاران خارجي ممکنه منصرف بشن،
ولي مردم ما انرژي دارن
ميتونيم از پس هر سختي و رنچي بر بيايم
الان سر يه دوراهي قرار داريم
يه رنج موقتي رو انتخاب ميکنيم يا تا ابد تو يه دروغ زندگي ميکنيم؟
من، کانگ دونگيون، کانديداي رياست جمهوري دائه هان
اصرار دارم که حزبهاي اکثريت و اقليت سريعا جمع شده و با تحقيقات ويژه !موافقت کنن و يه دادرسي (استماع دعوي) تشکيل بدن
براي رهايي از همه سوالات و شبهه ها، پيشنهاد ميکنم که همه کسايي که تو پرونده دخيل بودن، بررسي و
بازپرسي بشن
خسته نباشيد
حالا همه ميتونيد بريد
خيلي سريع حرکت ميکنن
پدر
بازرسان بايد اين پرونده رو ه عهده بگيرن
نبايد بذاريم يه تيم تحقيقاتي ويژه تشکيل بدن
تحقيقات ويژه و دادرسي انجام ميشن
نماينده مجلس چطور به اين مساله نه بگه؟
دونگيون خيلي بهشون فشار مياره
به نظر مسائل رو زيادي با عجله پيش مي بري
،ما بايد بسته به عکس العمل سوه قدم به قدم جلو بريم
داوود چطور جالوت رو پايين کشيد؟
هانيبال چطور تا رم راهپيمايي کرد؟
.با يه ضربه ناگهاني و سريع
يه فرصت دو بار به دست نمياد
بله، افتتاحيه در چين؟
بله
مراسم سئو، ها؟
وقتي دعوتنامه ها رو چاپ ميکني، يکي هم برا يونگسوک بذار
من "برگه ها" را تهيه ميکنم
گفتي سه روز ديگه ست؟
فهميدم
خسته نباشيد
پدر
...من
تازه دو ماه پيش برگشتم، بعد از اينکه عفو بهم خورد
و قراره دوباره فرار کنم؟
چيکار ميتونيم بکنيم؟
بايد فعلا مراقب باشيم
تا وقتي خارج کشوري، من اقدامات رو براي پوشوندن اين قضيه انجام ميدم
ما بايد کنار بايستيم و رئيس جمهور شدنش رو تماشا کنيم؟
چطور ميتونه رئيس جمهور بشه وقتي من هنوز هستم؟
گفتي اسم پدر دختره، بک هونگسوک ه؟
با احتياط مدارک بيشتري آماده کن که به اتهاماتمون کمک کنه
يه سري شواهد به مطبوعات درز بده
و حتما اطلاعاتي هم به سازمانهاي عمومي درز بده
يه مساله اضطراري هست
بک هونگسوک
اگه اون به دست سوه بيفته، سوه ورقي دستش مياد که ميتونه زمينگيرت کنه
چي احتياج داريم؟
يکم پول
و قدرت تاثير روي پليس
ما بايد قبل از اونا بک رو پيدا کنيم
...من
...پدر سوجونگ
!هستم...
هر نفسي بکشي، منو به ياد مياري
...بک هونگسوک
باد خارج کردي؟
بله
...حتي هنوز غذا نخوردم
باد خارج کردي؟
از کجا فهميدي
بو ميدي
چرا پدرها اينقدر فرق دارن؟
پدر من
حتي اگه يه هفته هم خونه نباشم، بهم زنگ نميزنه
چطوره تو اول بهش زنگ بزني؟
!امکان نداره
من هيچوفت اول بهش زنگ نميزنم
اول کانگ بيونگهو رو چک ميکنيم؟
اون بايد همه چيز داشته باشه
از اسناد مربوط به محاکمه، شواهد، شايد حتي مدرک جعل
حدس ميزنم چون وکيل معروفيه، دفترش تو کانگنام ه؟
فکر کنم
پس انتخاب خوبيه
کاراگاه چو؟
کاراگاه چو؟
به کانگنام ميرم
ميبينمت، يونگسيک
...من
نميخواستم محل کاباره رو لو بدم، ولي اين افراد مسلح بودن
منم تسليم ميشدم
!ما فقط در همين حدم به نزديکيم
خيلي نامردي
من حتي اومدم اينجا، چون نگران بودم ممکنه صدمه ببيني
منم همينکارو ميکردم
ما فقط در همين حدم به نزديکيم
منظورت چيه؟
کاراگاه چو؟
!کاراگاه چو
چهل نگهبان در روز، چهل تا شب، و هر پنج دقيقه يکبار دو نفر دونفر گشت ميزنن
نفوذ به ورودي اصلي ممکنه سخت باشه
آ، بک
چطور ميتوني تو اين فضاي کوچيک باد خارج کني؟
باد منه
بوي سوپ برنج ميده
عصرها يه شرکت امنيت از درهاي دفتر جداگانه نگهباني ميکنه
نفوذ تو شب غير ممکنه
خب، اگه شب نميتونيم داخل شيم، پس بايد !روز بريم تو
تو روز؟
چطوري؟
کاراگاه چو
ميتوني اول توضيح بدي ما چه رابطه اي داريم؟
سونبه، ميتوني يه دقيقه بهمون وقت بدي؟
امروز ديدم. روز تعليم دفاعي نظاميه، برا همين همه بايد براي تمرين تخليه به پشت بام برن
دفتر اون موقع خاليه
يونگسيک
سر راهشون در رو قفل نمي کنن؟
فکر کنم
کاراگاه چو
بايد راهي باشه
بايد ازم تشکر کني
هر چي باشه، من ضمانتت رو کردم که آزاد بشي
آره
نمي تونم... چيزي بگم
No comments yet. Be the first to leave one.