The first 170 lines.
.خداروشکر نزوکو خوابش برد
...هی هی
!نزوکو
!بس کن
...خرگوشک روی تپه
...بهم بگو چرا چشمهات قرمزه
.راحت بخواب
.هنوز میتونم بجنگم
.هنوز میتونم حرکت کنم
...این بار
!تا آخرش میجنگم
!تا آخرش
(قسمت هشتم (پانزدهم
گرد آمدن
.ها! داره میره رو مخم
،خوشقیافهای ،سه تا زن داری
.و مهمتر از همه، پر از کبر و غروری
تو فرق داری، مگه نه؟
!اصلاً شبیه هاشیراهای دیگهای که کشتم نیستی
.حتماً از روزی که متولد شدی خاص بودی
یه منتخب نابغه، درسته؟
!باعث میشه حسودیم بشه !باید هرچه زودتر بمیری
نابغه؟
به نظرت من آدم بااستعدادی هستم؟
اگه از آدمی مثل من همچین برداشتی میکنی .پس حتما زندگی راحتی داشتی
ممکنه چند صد سالت باشه، اما اگه تمام مدت ...توی همچین جایی خودت رو حبس کردی
.پس عجیب نیست که از دنیای اطرافت خبر نداشته باشی
بالاردهی ششم
تو چی میدونی؟
.من خیلی خوب میدونم
ولی تو روحت هم خبر نداره، مگه نه؟ .ببین، این کشور خیلی بزرگه
.انقدر از آدم پر شده که مخت هنگ میکنه
.بعضیهاشون واقعاً پیچیدهن
.بعضیها میتونن شمشیر به دست بگیرن و دو ماهه هاشیرا بشن
من، منتخب؟
!چرتوپرت تحویلم نده
فکر میکنی تا حالا جون چند نفر از دستم رفته؟
.درسته
!من نمیتونم مثل رنگوکو باشم
پس این رو چطور توضیح میدی؟
،داسهای خونین من به زهری کشنده آغشته شدن
!با این حال تو هنوز زندهای
.من از یه خاندان شینوبی میام .مصونیت دارم، زهر روی من کارساز نیست
!شینوبیها توی دورهی ادو از بین رفتهن
!چرتوپرت نگو
.دروغ نمیگم
.شینوبیها وجود دارن
.من نُه برادر و خواهر داشتم
.تا به 15 سالگی برسم هفت تاشون مردن
،از ترس نزول قبیلهمون
،پدرم مثل جنزدهها ما رو وادار به انجام تمرینات وحشیانه کرد
.و تنها باقیموندهها من و برادرم بودیم که دو سال از من کوچیکتره
.برادرم درست مثل پدرم بود
...طرز فکر و رفتارش درست مثل پدر بود
.زیردستهاش مثل مهرههای شطرنج بودن
.همسرهاش تا وقتی که براش فرزند میآوردن قابل جیگزینی بودن
.هیچکس حق حرف زدن نداشت
.نظر بقیه مهم نبود
...و من
!نمیخواستم مثل اون باشم
سخته، مگه نه، تنگن؟
.راهی که انتخاب کردی
،پس زدن ارزشهایی که تو رو شکل دادن ،همونهایی که از بچگی با گوشت و خونت آمیختن
...حتی وقتی در میدان جنگ هستی .واقعاً عذابآوره
...تمام اون کشمکشها و سردرگمی ها رو توی هودت نگه داشتی
...تو هنوز
همهتون هنوز اصرار دارین به جلو حرکت کنین و بجنگین، درسته؟
.تا بتونین از جان بقیه محافظت کنین
.ممنونم
.تو فرزند فوقالعادهای هستی
.اونی که باید ممنون باشه منم
ارباب، بهخاطر شما حتی لحظهای به .گذشتن از جونم شک نمیکنم
.من قطعاً میتونم بهدستش بیارم
اونهایی که چیزی ساده ای مثل سردرگمی .اذیتشون میکنه احمقهای ترسو هستن
.این همیشه داستان زندگی من بوده
ها؟
ها؟
ها؟
داری به چی میخندی؟
!زهر دارره روت اثر میذاره !آهسته است ولی موثره
!ادعا میکردی روت اثر نداره خیلی تحقیرآمیزه، ها؟
!نه اصلاً! آصلاً و ابداً اثری روم نذاشته
میخوای رقصم رو ببینی؟
انقدر آتیشی شدم که میتونم 100 تا کاسه !تمپورا اودون بخورم
!اون هم پرزرقوبرقطور
!با خواهر کوچولوم لگد نزن
!آشغال
.خب، مواد منفجرهی خاصی هستن
میتونن به بدن شیاطین آسیب وارد کنن
.و با کمترین ضربه منفجر میشن
.چون بدون اینکه بفهمه به یکیشون ضربه زد آسیب خورد
!همهش داره کتک میخوره
...شمشیرش داره بلند
!نوک شمشیرش رو گرفته
پنجههاش چقدر قویهن؟
!برو
!لعنتی، فرصت بریدن سر این یکی رو از دست دادم
!دوباره سرم رو برید
!لعنت بهت! لعنت بهت
!کاری میکنم تقاصش رو پس بدی
منصفانه نیست! منصفانه نیست! چرا همهش فقط سر من قطع میشه؟
وایسا، نکنه خودت فهمیدی؟
چی رو؟
!اینکه فهمیدن راجعبه ما فایدهای برات نداشت
!چون بههرحال قراره مرگ آروم و دردناکی داشته باشی
حتی الان که داریم حرف میزنیم داریم به سمت پیروزی ما پیش میریم، نه؟
!مطمئن نیستم
!بهتره من رو یادت نره
،نه تنها اینوسکه ساما !بلکه زیردستهاش هم اینجان
اینا دیگه کدوم خرهایی هستن؟
ها؟
!اگه زخمی شدین، از این طرف بیاین
!بقیه از این طرف فرار کنن
.ها
...هی، شما
!چه ورود پرزرقوبرقی
!خوشم اومد
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
...هر تعداد دوست داری زیردستهات رو بیار
!باز هم هیچ آیندهای روشنی در انتظارت نیست
...بههرحال باز هم میمیری
!پس با اون چشمهای درخشان بهم زل نزن
.حالا شدن دو تا شیطان
چطور این اتفاق افتاد؟
!ضمناً، شیطان کمربند نمرده
هردوشون بالاردهی ششم هستن؟
از هم مشتق شدهن؟
...اگه اینطور باشه
!بدن اصلی باید این مرد باشه
!بوی متفاوتی داره
!سنگینی بوش
!انگار پشت گلوم بیحس شده
!دستهام داره میلرزه
یعنی بهخاطر خستگیه؟
...یا
بهخاطر ترسه؟
!نه
...با این وجود، من
...ما
!ما برنده میشیم
!ما شیطانکشها
!عمراً بتونین ببرین
!نه وقتی هاشیرایی که بهش امید بستین مسموم شده
مسموم؟
،اوه، خیلی راحت برنده میشیم !موجود پست احمق
!وقتی سم توی بدنم باشه در بهترین حالت ممکن هستم
!انقدر بلوف نزن
!خفه شو! انسانها رو دستکم نگیر
!هرسه تای این پسرها تسوگوکوهای عالی من هستن
!عزم راسخی دارن
!آره، داریم
!حتی اگه دستها و پاهاشون قطع بشه هم تسلیم نمیشن
!و اینکه دیگه فهمیدهم چطور شکستتون بدم
!بریدن سر هردوتون همزمان
!هردوتو همزمان درست میگم؟
در غیر این صورت دلیلی نداشت مهارتهای خوبت رو تقسیم کنی
!به جای اینکه خواهر ضعیفت رو درون خودت جذب کنی
!اب خوردنه
!که اینطور! خیلی ساده است
دیگه برنده شدیم، ها؟
تمام شیطانکشهای قبلی از بین رفتن چون نتونستن .اون کار ساده رو انجام بدن
!نه حتی هاشیرا
.پانزده تا خودم و هفت تا خواهرم
!این تعدادیه که خوردیم
!شنیدی چی گفت
!هیچکدومشون زنده نموندن
.چون شب بلند همیشه طرف ماست
!تکتکتون بمیرین
!زنیتسو
No comments yet. Be the first to leave one.