The first 200 lines.
بزن
سعد، همينطور پرت کن عاليه
يکي ديگه
بگيرش
آره، داريمش
بالاي کمر بود امتيازي نداره
بهشون بگو امتياز نداره
امتياز نداره
يعني چي امتياز نداره؟
...بالاي کمر بود
جر نزنيد
داور گفت که امتياز نداره- ...پايين کمر بود-
جر ميزنيد- قوانين رونميدوني؟-
مراقب رفتارت باش
ميزنم سرت رو ميترکونم بهش بگو
ببريدش کنار وگرنه همنجا دفنش ميکنم
حرف دهنتو بفهم اورانگزب
گمشو
مسلمون عوضي
حرومزاده- ...هي-
ميخواي دعوا کني حرومزاده؟
ديوونه شدي سعد؟ برو بيرون
هي بالو، ويجيا
چي شده؟- ماشين رو بيار بيرون-
بريم، بيا بريم
کوشال، داره خون مياد
اينجا شده کشور خارجيها
و ديگه جايي براي هندوها تو هندوستان نمونده
قربان، طبق تاريخ
وقتي داشتيم با خودمون ميجنگيديم اول مغولها اومدن
بعد انگليسيها اومدن و بعد ما رو تقسيم کردن به طبقههاي مختلف اجتماعي
موقع جدايي هند و پاکستان يه فرصت ديگه بدست آورديم
اما ترجيح داديم راه دور از خشونت رو انتخاب کنيم
نگاشون کنيد دوهزار ساله که دارن اين کار رو ميکنن
و ما فقط تلاش ميکنيم دولت رو متقاعد کنيم که
قيمت بنزين رو کم کنن
....احمقها- هزار و چهارصد سال-
اسلام 1400ساله که بوجود اومده نه 2000 سال
چرا اومدين اينجا؟
کسي رو به نام سعد ميشناسي؟
همون که براي بازي کريکت مياد؟
هفته پيش اتفاقي افتاد؟
توپ پرت کن خيلي بديه
همهي توپهايي رو که پرت کرد زدم رفت بيرون از پارک
ميدوني چيکار کرد؟
زد سر رامش رو شکست
مثل آبشار نياگارا از سرش خون ميومد- بعدش چي شد؟-
بعدش ديگه هيچي رامش رو برديم بيمارستان
و سعد؟
فکر کنم فرار کرد
شمارهي هيچکدوم از هم تيميهاش رو نداري؟
ممنون کوشال
قربان، چرا سر به سر اونا ميذاريد؟
مراقبش باشيد
حرومزاده، چيکار کردي؟
بگو
بگو
بگو، حرومزاده
بگو حرومزاده، بگو
بگو
حرومزاده
قسمت دوازده باردو
بيا معامله کنيم- ميدونم ميخواي معامله کني عوضي-
رئيست بهت ياد نداده که
به آقا عيسي احترام بذاري؟
ميخواي معامله کني؟ وفاداريت رو بهم ثابت کن
... دستت رو بيار جلو
وفاداريت رو ثابت کن. نمک من رو بخور وگرنه از اينجا برو بيرون
مزهش يادت بمونه
اين دقيقا همون چيزيه که حتي شاهيد هم درک نميکنه
دشمن داشتن مشکلي نداره
اما بايد ياد بگيري که به دشمنت احترام بذاري
بذار از شر شاهيد خلاص شم اين همهي مشکلات رو حل ميکنه
نه
ميدونم اون يه احمقه
اما احمقها هم گاهي به کار ميان
پنجاه ميليون
ميليون کمه
مي خوام برم اورشليم
قباد الصخره رو ببينم
و واضحه که با ويزاي پاکستان نمي تونم اين کار رو انجام بدم
پس برو پيش صاحبت دمت رو تکون بده
و يه گذرنامه ديپلماتيک هندي برام بگير
باشه
الان ديگه ميرم
آره، برو
من خلافکار مرکز شهرم
اشتباه بزرگي کردم
الان ديگه به همهي دعاي خير شما نياز دارم
بانتي، اون حرومزاده شاعر شده
و زويا، بازيگر شده
و من شدم سگ خونگي ياداو که بايد براش ليس بزنم
براي عيسي يا يکي از شيخهاي دبي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي - ويرايش: فاطمه
جنوب
عموم
اين اطلاعات رو کجا بذارم؟
همهش اطلاعات بيارزش بهم ميده
کجا؟
بمبئي
فردا تولدمه
فيلمبرداري دارم
زنگ ميزنم به بانتي
به کارگردان ميگه که زنگ بزنه و بگه که مريضه
گوش کن، يه مهموني هست
آديتيا جوهر هم مياد اونجا
ستارهي تو هم مياد اونجا
آره، داره کمکم ميکنه
پيچ سفت کردن شده کمک؟
نايروبي
خانمها و آقايون خوانندهي عصر رو معرفي ميکنم
چيزي که گم کردي ديگه پيدا نمي شه
آرزوي پرواز الان ديگه محدود شده
لبها به قلب گريان ميخندند
خانه بدوش ديگر به اين سو نمي آيد
نمي آيد
به اين سو نمي آيد
به اين سو نمي آيد
اين گرون ترين و مزخرف ترين تولد من بود
حتي بين مردم هم احساس تنهايي ميکردم
جسمم پر از زخم
مثل آسمان شب که پر از ستاره ست
وارد شلههاي آتش شدم
همهش فکر ميکردم که چرا عيسي رو ديدم
خانم ياداو توي خونهي خودم من روچسبوند به ديوار
خانه بدوش ديگر به اين سو نمي آيد
به اين سو نمي آيد
به اين سو نمي آيد
به اين سو نمي آيد
آهام براهماسمي گانش
آهام براهماسمي استاد
دعاي خيرم در روز تولدت با توئه گانش
تصميم گيري برات خيلي سخته
اين داستان بهت کمک ميکنه
در جنگ دنياها بين خدايان و اهريمنان
...زماني بود که
اهريمنها غالب بودن
پس خدايان يک پسر ...پسري بيگناه رو
به نام کاچا رو به عنوان جاسوس به سرزمين اهريمنان فرستادن
استاد اهريمنها به نام شوکراچاريا
راز "مريت سانجيوني" رو ميدونست
"مريت سانجيوني" به معني
مي تونست يک مرده رو به زندگي برگردونه
و همينطور که زمان گذشت
دوياني، دختر شوکراچاريا عاشق کاچا شد
اهريمنها نگران شدن
اونا نمي خواستن که خدايان راز اسلحهي مخفي اونها رو بدونن
به همين خاطر اونا کاچا رو کشتن
وقتي که شوکراچاريا
ناراحتي ديوياني رو ديد، از مريت سانجيوني استفاده کرد تا کاچا رو دوباره زنده کنه
دوياني خوشحال شد
و کاچا باور کرد که هميشه ميتونه از مرگ فرار کنه
بعد؟
ادامهي داستان رو بعدا ميگم
هنوز تولدهاي زيادي خواهي داشت گانش
فعلا فقط بدون
براي شکست مرگ بايد چندين بار بميري
چطور؟
چطور ميتونم مجدد متولد بشم؟
خيلي هم آسون نيست گانش
از خودگذشتگي لازمه، نه قدرت
انجامش ميدم- از خود گذشتگي؟-
اولين قدم چيه؟
لولهاي که پيدا کردي قطعا آغازگره
براي توليد نوترون براي واکنش شکافت هسته اي
کرهي شمالي چندين وقته که روي دستگاه شکافت مونتاژ شده کار ميکنه
و فکر کنم
الان اون طرح رو در بازار سياه ميفروشن
اما به نظر نمياد که اين طرح به مقدار زيادي از اين لولهها نياز داشته باشه
نه دقيقا، حتي 2 يا 3 لوله کار آغاز بمب رو انجام ميدن
لولههاي بيشتر از اين فقط به عنوان تقويت کننده کار ميکنن
پس فکر ميکنيد چند تا داشته باشن؟
اين لولههاي به ظاهر معمولي که اينجا ميبينيد
ميتونن تبديل به بزرگترين سلاح در مقابل هند بشن
گزارشهاي آزمايشگاه ما نشون ميده که اونا حاوي ليتيوم دوتريد هستن
اينا ميتونن تقويت کننده بمب هستهاي باشن
مالام و آلام 10 تا لوله داشتن
و ما پنج تا از اونا رو ازشون گرفتيم
بنظر ما اونها براي بيشتريت تاثير اين سلاح همهي لولهها رو بخوان
ما لپ تاپ آلام رو هم قفل گشايي کرديم
و يک چت روم در دارک نت پيدا کرديم
که حزب الدين از اون براي ارتباط استفاده ميکنه
راما الان در تلاشه تا اين چتها را رمزگشايي کنه
فاتح....پيروزي
اين چيه قربان؟
شونزده، هفت، هفده
شونزدهم جولاي
امروز هشتمه
با توجه به رمزشکنيهايي که انجام داديم شونزده جولايي ممکنه همون روز مبادا باشه
بايد تمام گوشه و کنار شهر زير نظرمون باشه
سوخت هستهاي رو دنبال کنيد
از نقاط حمل و نقل بازجويي کنيد
هيچ کدوم از شمارههايي که از دفتر خاطرات آنجلي پيدا کرديم روشن نبوده؟
هنوز نه قربان، اما نمونهاي از صداي شاهيد خان و دستيارشهارون رو پيدا کرديم
داخل چت روم چه اطلاعاتي بود راما؟- داريم بررسيش ميکنيم قربان-
بررسي کافي نيست شما هم در چت روم صحبت کنيد
اعتمادشون رو جلب کنيد اين بهترين شانسيـه که داريم
يه قرار ملاقات با شاهيد خان بذاريد
بلند شو
بشينيد قربان
No comments yet. Be the first to leave one.