The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Mentalist S02E20 Red All Over HDTV XviD-FQM
A Commentary by sirvaan

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2019-12-27
Downloads: 90
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

املاک هارينگتون اَتِرسون ، کاليفرنيا

. بيا شروع کنيم

. " ممنون ، " سيدي

، دوستانِ من

بسيار مفتخر و خوشحالم که اومدنِ شما

، به اين جشنِ پسرم ... زاندر " رو خوش آمد بگم "

مديرِ کلِ جديدِ شرکتِ . " رسانه اي " هارينگتون

حالا اين لعنتيِ کوچولو کجاست ؟

-- دير کرده واسه کار . علامتِ خوبي نيست

اليزابت ، بهس مسيج بزن ، ميشه ؟ - . باشه -

مطمئنم که شوهرم

... دليلِ خيلي خوبي واسه اين

. اينجايي ، زاندر

، اين چيزيه که زاندر هارينگتونُ کُشته

و اينجا بهش حمله شده . رَدِ خون

از اينجا شروع شده ، درست . جايي که نامه بازکن پيدا شده

نماينده پزشکي قانوني ميگه که فقط . يه زخمِ چاقوي روي گردن وجود داره

ضربه اونُ پرت کرده ، عقب . سرش خورده به جايي

، افتاده زمين . گيج شده به آهستگي خون اَزش ميرفته

، واسه مدتِ 20 دقيقه يا بيشتر بعدش يه جوري خودشُ جمع کرده

و رفته که از کسي کمک بگيره . پزشکي قانوني حتي باورش نميشه اون

. تونسته خودش به مهموني برسونه

مهموني که واسه اون بوده . طرف . تازه يه ارتقاي رتبه خفن گرفته

. زن و يه بچه داره چقدر ناراحت کننده است ؟

خيلي . چيزِ ديگه هست ؟

خُب ، براساسِ حرف هاي پدرِ مقتول ، يه پوشه

با موضوعِ محرمانه رو . اين ميز بوده که گم شده

. چيزِ ديگه اي بُرده نشده - تو اون پوشهِ چي بوده ؟ -

. برنامه هاي " ناظرِ روزانه " ... روزنامه

. بازسازي وام ، کاهشِ هزينه ، تعديلِ نيرو

تعديلِ نيرو ؟

از کارمندها اون روزنامه کسي دعوت شده بود ؟

خُب شما خبرنگارهاي . روزنامه " ناظر " هستين

... زاندر هارينگتون خدمتگذارِ مردم ، ها ؟

. بدبخت هاي قلم بدستُ دعوت ميکنه

. زاندر آدمِ خوبي بود

هيچ کدوم از شماها از تعديل نيرويي

که بزودي اعمال ميشد خبر داشت ؟

تعديل نيرو ؟ چه تعديلِ نيرويي ؟

خُب ، راستش يه ليستِ . بلند بالايي وجود داره

آره . بنظر مياد همه در خطرِ اخراجَن . اين روزها وضعِ

. کار تو روزنامه ها بايد بد باشه

. اون لباسِ قشنگيه

. رنگش عاليه

. ممنون . " هيدر اَونس " هستم

. سلام ، هيدر اوَنس . خيلي جذابي

احتمالاً بهمين خاطره . که اسمت تو اون ليست نيست

زن هاي خوش قيافه تو يه . دنياي ديگه زندگي ميکنن

ببخشيد ؟ اين ليستي که ميگيد چيه ؟

. بي خيال ، هيدر

همون ليستِ داخلِ پوشه

. که از روي ميزِ زاندر هارينگتون برداشتي

... همه آدمهاي اينجا

، وقتي از تعديل نيرو حرف زديم ، عکس العمل نشون دادن ، بجز تو

. چون تو اون ليستُ خونده بودي

. مسخره است

. من اصلاً نزديکِ ميزِ زاندر نشدم

، آفرين . خيلي خوب نقش بازي کردي

با توجه به اون همه استرسي که . الان بايد داشته باشي ، عالي بود

مي دونيد ، اميدوارم بودم شما رو با

مهارت هاي غيرِ عادي کارآگاهيم ... خيره کنم ، ولي تو منُ مجبور کردي

تو منُ مجبور کردي که متوجه يه علامتِ احمقانه بشم

. و خوني رو که کفشته ببينم ، هيدر

ميشه کفشتونُ دَر بياريد ، خانم ؟

جلوي خبرنگارها رو بگيريد " ؟ " جمله اَش همين بود ، درسته ؟

جلوي خبرنگارها رو " . بگيريد " ؟ آره . خودش بود

. هميشه ميخواستم اين جمله رو بگم

...::: WwW . TvCenter . ir گروه ترجمه :::... تقديم ميکند

روان کاو فصل دوم - قسمت بيستم : سراسر قرمز

زاندر هارينگتون وقتي تو ، دفترش بودين مچتونُ گرفت

. و شما هم کُشتينش

. حالا شايد قصدشُ نداشتيد

... شما غافلگير شدين ، ترسيدين - . نه . من حتي نديمش -

. تاريک بود . چراغي روشن نبود

. پردهِ پنجره ها کشيده شده بودن

، رفتم سراغِ ميز

، فايلُ برداشتم

. و فرار کردم

... اگه ميدونستم که اون

... خداي من ، هيچ وقت

اصلاً از کجا ميدونستيد ليستي وجود داره ؟

يکي بهتون گفته بود . کي ؟

. يه منبعِ محرمانه

و واسه محافظت از اين منبع مي خواي بري زندان ؟

... " اِد " . " اِدوارد هارينگتون " . برادرِ زاندر

... اون

. گفت که دوشنبه مي خوان تعديلِ نيرو بکنن

من فقط ... من فقط ميخواستم بدونم

. که منم اخارج ميشم يا نه

. شغلِ خيلي خوبيه - . ديگه نه ، نيست -

. دقيقاً از اول بهم بگو چه اتفاقي افتاد

، قربان ؟ چيزي هست

چيزِ خاصي هست که ميخوايد بدونيد ؟

. نه . نه . فقط ميخوام بدونم چه خبره

آلکس هارينگتون مالکِ

. هفتمين مجموعه رسانه اي بزرگِ دنياست

. بله ، قربان

و آدم نمي خواد مردي رو که صاحبِ

حدودِ 200 ايستگاهِ تلويزيوني و . يه روزنامه سراسريه ، ناميد کنه

. نه ، قربان

. بنظر مياد کارِ هيدر نيست

خطِ وقوعِ وقايع نشون ميده . که در حينِ حمله تو بار بود

اين براساسِ حرف هاي سه تا مهمونِ . مذکره که اونُ خيلي خوب يادشونه

. عاليه

فقط 196 نفر مهمون و 42 نفر خدمتگزار بعنوان

. مظنون باقي ميمونن . از برادره شروع کن

. باشه

. با ريگسبي برو

مشکلي هست ؟

. نه . اصلاً

قربان ؟ شما به تيمِ من ماموريت ميدين ؟

. ميدونم . ببخشيد . بايد تو تصميم ميگرفتي

فقط ميخواستم مطمئن بشم که . او دوتا ميتونن با هم کار کنن

. منطقيه

ريسِ حراستِتون گفتش که

، خونه کاملاً تجهيز شده ولي خونواده خواسته که

دوربين هاي داخل خاموش بشن ؟ چرا ؟

. مسئوليتُ اونُ بعهده ميگيرم

... نه ، تقصيره منه . من " تارا " هستم . زنِ الکس . اينم " اِلا " ست

. و اوني که دوربين ها رو قطع کرد ، منم

. تقصيره منه - . تقصيرِ کسي نيست ، عزيزم . آروم باش -

چرا اونکارُ کردي ؟

دوربين ها و اتاقِ هاي ... مخفي و محافظ هاي مسلح

. کنار اومدن باهاشون سخته

از اين احساس که تو خونهِ خودم . هميشه تحتِ نظر باشم ، متنفرم

. ولي حالا احمقانه بنظر مياد

ببخشيد . چقدر ديگه طول ميکشه تا اونچيزهاي وحشتناکُ برداريد ؟

بچه هاي آزمايشگاه قول دادن در اولين فرصتِ ممکن

صحنهِ جرمُ آزاد کنن . بابت هر . مزاحمتي که ايجاد کرديم عذرميخوايم

. منُ ببخشيد

. خيلي آشفته اَم

ميشه من بگيرمش ؟

. ممنون

پس شما و زاندر با هم صميمي بودين ؟

. اون و سيدي تنها دوستانِ واقعيِ من بودن

بنظرمياد مردم وقتي که با

مدير کلِ شرکتِ رسانه اي هارينگتون ازدواج ميکني

. بيشترميخوان باهات دوست باشن

بله ، فکر کنم بعضي . اوقات اين مسئله سخت باشه

. بهرحال ، مديرِ کلِ سابقِ

. زاندر مجبورم کرد که برم - واقعاً ؟ -

. بله ، واقعاً

، هيئت مديره رو جمع کرد . تعداد آراي لازمُ بدست آورد

. پسر کودتا کرد

. بله

ميدونيد انجامُ اونکار چقدر جيگر مي خواد ؟

. زاندر نشون داد که ميتونه رهبري کنه . هيچ وقت انقدر بهش افتخار نکردم

همچنين به اِدي هم افتخار . ميکنم ... اون پسرِ ديگه اَم

. خُب ، البته

ولي زاندر قدرتِ رهبري . رو داشت ، جيگرشُ داشت

اين براتون مهمه ، نه ... جيگر داشتن ؟

. البته . جيگر ، دِل مگه اونجا ديگه چي هست ؟

. طحال ، کبد ، کليه ، اندام هاي تناسلي

. چيزهاي مهمِ زيادي اونجا هست

شما داشتيد منُ سرکار ميزاشتيد ؟

. پسرم مُرده

. منُ ببخشيد . من ... يکم سرِکارتون گذاشتم

. يه لحظه خودمُ گم کردم . يادم رفت کجا بودم

... ولي ، مي دونيد ، اون . اون خيلي نقاشيِ زيباييه

. کارِ خيلي خوبشه ، آره - ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم ؟ -

! اونُ تمومش کن - چي رو ؟

. کِرم ريختن به اون آدمِ کله گنده رو

" . کِرم ريختن به اون آدمِ کله گنده "

. خوشم اومد . تيکهِ باحالي بود

، ميدونم دستِ خودت نيست که خودتُ کنترل کني

. ولي اي کاش حداقل سعي ميکردي

اگه اينکارُ ميکردي خيلي . کارمونُ آسونتر ميکرد ... سعي کن

اونُ ديدي ؟ - چي رو ؟ -

. درست بيرونِ پنجره

! يه تکشاخِ صورتي بود. جالبه

. حالا هم دچارِ توهم شدي

. نه ، نه ، نه ، نگاه کن . درست بيرونِ پنجره است

! جدي ميگم ، ببين . يه تَکشاخه

! منم ميخوام ببينم

. من تَکشاخي نميبينم - . درست اونجاست -

. مي خوام گولش بزنم

. آره

. يه تَکشاخِ خوشکلي

. آره ، تکشاخِ خيلي خوشکليه

پس خوشت مياد مهموني چاي مخفيانه داشته باشي ؟

از کجا ميدونستيد خاله بازي ميکنم ؟

ميدوني ، منم يه جورايي از . خاله بازيِ مخفيانه خوشم مياد

. من پاتريکَم . اونم تِرِسا ست - . سلام -

. اَشلي هارينگتون " هستم "

. از آشناييتون خوشبختم - . منم ، همينطور -

مامان و بابات کيَن ؟

زاندر هارينگتون " و " . " سيدي کاردوزو هارينگتون "

آدرسِ خونه و شماره . تلفنِ خونمونُ هم بلدَم

خيلي خوبه . من و پاتريک . راستش دنبالِ مامانت ميگشتيم

مي دوني کجاست ؟

. بيرونه . ميتونيم بريم خوشحالش کنيم

مگه ناراحته ، عزيزم ؟

. دلش واسه بابا تنگ شده . بابا رفته مسافرت

. آره ، همينطوره

آقاي هارينگتون ، شما هيدر اَونسُ ترغيب کردين که

به دفترِ برادرتون بره ، درسته ؟

. من بهش گفتم که پوشه رو ميز بود

اونکاري که با اون طلاعات . انجام داده ، مشکلِ خودشه

شما رييسِ بخشِ اجرايي ، استرالياي غربي هستين

و درباره يک ليستِ تعديلِ نيروي محرمانه با يک کارمند حرف ميزنيد ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left