The first 200 lines.
پرودنس باید بیای بیرون
بزرگترین سنگ دنیا رو پیدا کردم!
-اوه! -اوه زیک!
پرودنس خیلی متاسفم... فکر میکردم پوشیدهای.
اشکالی نداره زیک... فقط مچ پائه دیگه.
میخوای کمکم کنی خنکشون کنم؟
پرودنس تو یه زن متاهلی.
بیخیال زیکی!
از اون انجیل گندهت استفاده کن
تا مچای داغ کوچولومو خنک کنی...
مثلا آم...
اینطوری؟
آره... خیلی خوبه.
باورم نمیشه این اتفاق واقعا داره میوفته!
-بیشتر! -مچات خیلی استخونین...
استخونش واقعا زده بیرون...
سریعتر!
بیشتر اوه زیک!
-زیک زیک زیک زیک!
زیک بیدار شو مرد!
تو خواب داشتی وول میخوردی اینور اونور
اوه درسته... ببخشید.
چیزی که نمیگفتم، نه؟
نه.
البته یه بار گفتی "مچا حشریم میکنن"
این میتونه هر معنیای بده
-نه نمیتونه... -نه نمیتونه.
مترجم: Negar FD
از این بخش سفر متنفرم.
چرا توماس جفرسون
این زمین کوفتی لجن رو خرید؟
لطفا دوباره بحث توماس جفرسون رو شروع نکن.
-خب کلاهبردار بود! -باز شروع شد...
همشون کلاهبردارن!
اما حزب ویگ از طرف دیگه... ( یک حزب سیاسی اولیه آمریکا بود که برای مخالفت با سیاست های رئیس جمهور سازماندهی شد.)
به اونا میگن حزب مردم!
فکر میکنم بهتره حرف سیاسی نزنیم.
یک میلیون و یازده...
یک میلیون و دوازده...
یک میلیون و سیزده...
یک میلیون...
تابلو!
هی نگاه کنین!
هی ببین یه تابلو!
آره، برنچ واتر...
چندشترین شهر مشروبخوریایه که تا حالا رفتم...
و اینو کسی میگه که لحظه تحویل سال
رو تو طویلهی الاغ فروشی آلابما گذروند.
-اووه... -به نظر خفن میاد! بریم!
نه نه بچهها! اگر بخوایم
قبل از زمستون به اورگن برسیم
وقت برای تغیر مسیر نداریم...
بیخیال زیک
این مردم به استراحت نیاز دارن! من به استراحت نیاز دارم!
برای روحیه دادن خوبه!
-نمیدونم... -لطفا؟
بیخیال لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا!؟
لطفا لطفا لطفا لطفا
اوه باشه اوکی... یه شب... فقط همین.
هی رفقا! میریم سمت برنچواتر!
آره!
خب خب خب
دیدی چیشد آنجلا؟
مثل اینکه میریم سمت برنچواتر...
اوه آنجلا باز گوزیدی؟
بهت گفتم اینقدر لبنیات نخور!
خیلیخب رفقا... رسیدیم.
وقت خوشگذرونیه!
قراره اینقدر مست کنم که به خودم بشاشم!
منم همینطور عزیزم!
داری میای؟
نه من کنار واگن منتظر میمونم...
و از روحم در برابر لعن ابدی محافظت میکنم.
-ولی شماها خوش باشین! -بیخیال!
فقط میخوام با بهترین دوستم خوش بگذرونم!
و اوووه! صبر کن! صدای خداست که میشنوم؟
"زیک، بهت دستور میدم که برای یه بارم که شده
تو زندگیت خوش بگذرونی!"
نه، این کار توهین به مقدساته پرو!
"و برای پرودنس نوشیدنیهای زیادی بگیر... کلی نوشیدنی!"
و منم میگم نه ممنونم
یه همچین جایی مکان مناسبی برای یه کشیش نیست!
خیلیخب باشه
میدونی باید سعی کنی بیخیال بشی یه کم!
فقط یه بار! نمیدونم شاید خوشت بیاد!
انجیل چیزیه که ازش خوشم میاد!
"و اینها اسامی فرزندان ابراهیمند،
طبق خانوادههای آنها، از طبقات آنها...
توسط اسامی آنها..."
تفریح
تفریح تفریح تفریح
خیلیخب رفقا
من میگم اول بریم بار مشروب بخوریم
بعد یه سر به فاحشهخونهها بزنیم...
اوه خیلی عذر میخوام، متاسفانه
-فعلا ظرفیتمون تکمیله -ظرفیت؟
قبلا اینجارو یه جوری پر آدم میکردین
که اصلا جای نفس کشیدن نبود!
اوه شما یکی از قدیمیایی!
آره،جاده اورگن
کلی مشتری جدید برامون ایجاد کرده
برای همین مدیریت یه سری تغیرات داده
تا بتونیم از مهمونای بیشتری از طبقات بالانر پذیرایی کنیم!
ولی اگر میخواین میتونین کنار فروشگاه هدیه منتظر بمونین
به محض اینکه جای خالی داشتیم بهتون خبر میدم.
فروشگاه هدیه؟
جا سوئیچی؟ تیشرت؟
"کتاب آشپزی فاسد شیطان"؟
چه بلایی سر اینجا اومده؟
کاملا خودشونو فروختن!
حرومزادهی پشمالو
این روزا به این میگن درگیری مشروبخوری ؟
چه ضعیف!
مثل اینکه جای خالی داریم
-لذت ببرید -بریم
" و شما خواهید دانست که من خداوند هستم..."
وووه! شب خوش دوست عزیز!
مرد جوون خوشتیپی مثل تو
چرا به جای چرخیدن تو شهر اینجا تنهایی نشسته؟
اوه خب نه.... اونجا جای من نیست...
من... من ... من یه کشیشم.
پس جفتمون به خدا خدمت میکنیم
من درمانهای معجزه میفروشم
-روغن مار دستفروشی میکنم -روغن مار؟
جسارت نمیکنم ولی....
-اونا یه مشت چرت و پرت نیستن؟ -اصلا
روغن مار یه داروی تقویت قوای جنسی خیلی موثره
ممکنه با اون خانمی که چند دقیقه پیش
باهم دیدمتون به کارت بیاد!
اوه اون خانم من نیست.
فقط دوستیم
اشتباه از من بود. روغن مار فقط برای تقویت قوای جنسی نیست
برای ریزش مو هم خیلی خوبه
اوه من این مشکل رو ندارم
خب، چی داری؟ کمر درد؟
-نه -آرنج تنیسباز چی؟ (یه بیماریه)
-نه -آبله مرغون؟
-نه، نه هنوز. -مدفوع خونی؟
-نه -اضطراب؟
اوه دوستم چند لحظه پیش بهم گفت
نمیتونم یه کم شل و بیخیال باشم
روغن مارم برای همینه!
ولی فقط به حرفم اتکا نکن!
بیا، یکی از نمونههامو امتحان کن!
خودت ببین!
ممنونم
اوه اوه خوبه!
آره... مزهش تو دهن میمونه!
آره یه کم مزه مار میده
فقط یه کم نیاز داری...
فقط یک یا دو قطره...
جواب میده...
هی مرد به من نگو چطور زندگی کنم!
لعنتی این خیلی خفنه
-اینجا بمونی چیزیت نمیشه؟ -آره
فقط خودمو با نگاه کردن به بطریهای خوشگل سرگرم میکنم
خیلیخب من میرم میز پوکر رو پیدا کنم
یه کم با کلهگندهها شرطبندی کنم...
برام دعا کن
هی بارکیپ! ویسکی بده بیاد!
و برای همینه که
قیمت چرخش کص تیجوانا رو بالا بردم
ایول دختر! اون حرکت ارزشش رو داره
ببخشید
شما خانما شب کاره هستید؟
الان دیگه تو دههی 1840 هستیم!
بهتره بهمون بگو فاحشه!
ببخشید نمیخواستم توهین کنم... فاحشهها.
فقط فکر میکنم کارتون خیلی فوقالعادست.
همیشه خیلی شهوتانگیز به نظر میومد
خب میخوای یه امتحانی بکنی؟
چی؟ نه...
من...؟ بیخی... واقعا؟
زودباش بیا اول لباس تنت کنیم!
یه دونه دقیقا سایز تو داریم
یکی از دخترا توش تا سر مرگ چاقو خورد
اوه... شانس منه دیگه.
ببخشید پسرا
اشکالی نداره منم بازی کنم؟
این بازی مناسبی برای یک مرد متشخص نیست
شاید مرد متشخصی باشم
ولی آ...
دوستم اینجا...
خب... خیلی کثیف بازی میکنه!
بشین
جالبه
همهرو میزارم
فول هاوس
لعنتی
این...
اوکی بزارین فقط
اوکی
الان متمرکزم
متاسفم خانم
این منوی فاحشگی خیلی مسخرهست!
گزینهها خیلی زیاده!
یادمه یه زمانی تنها چیزی که میتونستی سفارش بدی
یه بکن درروی دو دلاری بود!
و تمام چیزی که نیاز داشتی هم همین بود!
بنی نوجوون!
No comments yet. Be the first to leave one.