The first 159 lines.
**سريال شاه سجونگ کبير**
ملکه بايد عزل بشند
تو ميخواي ملکه را عزل کني ؟
کمک کردن به مجرمي که مرتکب خيانت بزرگ شده , جرم سنگينيه
بسيار خب
اين بهترين کاريه که ميشه انجام داد
اين به نفع خودش هم هست
اين قصر , حتي براي زن آهنيني مثل من , مکان سخت و دردناکيه
براي من راحت نبود که مرگ تک تک برادرانم رو نگاه کنم
انجامش بده
بهشون بگو که ملکه رو عزل کنند و بعدش از قصر بيرونش کنند
ولي واقعاً برات متاٌسفم , همسر عزيزم
تو مجبور خواهي بود که با شمشير فجيحت , خون بيشتري بريزي
و وقتي که ما ملکه ي جديدي را جايگزينش کرديم , تو باز هم خويشاوندانش را
...قتل عام مي کني تا يه موقع از قدرتشون سوء استفاده نکنند ...حالا جه اونها از قدرتشون سوء استفاده نکنند و چه استفاد ه نکنند
من ازشون خواستم که به اينجا بياند
ممکنه يه لحظه به تالار شرقي بريم ؟
ما نبايد اجازه بديم که اين موضوع , ادامه پيدا کنه
ما کساني رو که در پشت قدرت پادشاه سابق , دارند با کارهاشون شما را
تا سر حد نابودي آزار ميدند , رو نخواهيم بخشيد
لطفاً اجازه بديد که کمکتون کنيم , عاليجناب
فرمانده چويي
بله عاليجناب
در واقع , تو فرمانده ي ارتشي
آيا تو با افرادت مي موني ؟
خدمتگزاران و فرمانبرداران سلطنتي , براي خدمت به
پادشاه هستند , نه براي ترساندن پادشاه
ميخواي يه راهي براي محافظت از پادشاه , پيدا کني ؟
اگر اين وفاداري تو نسبت به من من با خوشحالي قبولش مي کنم
منشي يي
فکر مي کني بزرگ ترين دشمن سياسي من کيه ؟
چي باعث شده که در اين وقت شب به اقامتگاه من بياي ؟
اومدي تقلا کني تا يه راهي براي نجات دادن صميمي ترين افرادت پيدا کني ؟
نه...اومدم بگم که بالاٌخره منظور شما را عميقاً درک کردم
پادشاهي که درستکار بود و ميل به قدرت داشت
پادشاهي که ميدونست قدرت نميتونه بين پدر و پسر , فاصله بندازه
به خاطر همين پدرش , پادشاه تاجو کبير , رو به هامهئونگ تبعيد کرد
من بالاٌخره منظور شما را درک کردم , پدر
پادشاه
ايندفعه شما بايد منو نصيحت کنيد
اگر شمشيرم رو دربيارم , بايد به کدوم سمت بگيرمش ؟
ميخواي بگي که قصد داري شمشير رو به سمت من بگيري ؟
اين نصيحت شماست ؟
تو فکر مي کني مي توني منو شکست بدي ؟
شما چطور ؟
شما باور مي کنيد که پادشاه تاجو را شکست داديد ؟
بهم بگو که براي چي به اينجا اومدي
ميخوام بي خيال پدرخانمم , نخست وزير شيم اوُن بشم
ولي
اون بايد آخرين نفر باشه
من نمي تونم بي خيال همسرم بشم
اون سعي کرده براي يه مجرمي که متهم به خيانت بزرگه , پناهگاه سياسي فراهم کنه
اون زن , مادر پسرمه
اگر شما ملکه رو به خاطر خيانت , عزل کنيد
دوباره حقانيت خانه ي سلطنتي چوسان , از بين خواهد رفت
صاحب منصبان , مخالفت خواهند کرد
من مطمئنم که اين بازي رو بدون نقشه , شروع نکرديد
ميخواي از نقشه ي من متابعت کني ؟
شما بايد اول به من قول بديد که ديگه کسي کشته نخواهد شد
به خاطر بعضي دلايل , احساس مي کنم که با پسرم بازي کردم
اعليحضرت
اون خيلي خوب مي تونه مذاکره کنه
اون بزرگ شده
شما هوز هم ميخوايد با شمشير , دشمن سياسي خودم را به قتل برسونيد ؟
پس شماها لايق سرباز بودن نيستيد
شمشير يک سرباز متعلق به ارتشه و فقط براي نابودي دشمنان خارجي بايد ازش استفاده بشه
عاليجناب
من نميخوام از شمشيرهاي گرانبهايي که براي محافظت از مردم استفاده ميشند
براي به قتل رسوندن دشمنان سياسي استفاده کنم
* اداره ي بازرسي سلطنتي *
...شمشيرتون ...از شمشيرتون استفاده کنيد
پارک يون , يو جونگيون , همه ي اونها را بکشيد
همه ي اون دشمنان سياسي تون رو دستگير کنيد و بعدش هم تکه تکه شون کنيد
اين همون چيزيه که پدرتون دارند سعي مي کنند که بهتون ياد بدند
نه اينکه چطوري افراد و وردستانتون رو اداره کنيد بلکه اينکه چطوري دشمنانتون رو پايمال کنيد
اين همون چيزيه که هوانگهي به من گفته بود
عاليجناب
اين تنها فرصتيه که براي نجات دادن صميمي ترين خدمتگزارتون داريد
شمشيرتون را بگيريد بالا و دشمنان سياسي تون را نابود کنيد
به نظر ميرسه که من تو را به طور نابهنگام , از محدوده ي نظم و انضباط , رها کردم
عاليجناب
متوقفش نکنيد
نه , اميدوارم که شما را از خواب تون بيدار نکرده باشم
خيلي خسته به نظر ميرسيد
شما يه روزي به من گفتيد که بايد سعي کنم تا شبيه ليو بئي بشم
...مردي که ميدونه چطوري از سياست , مثل يه بازي , لذت ببره
عاليجناب
همچنين گفتيد که ايشون خيلي زود همه چيز رو ياد گرفتند طوري که هرکسي نمي تونه در تمام طول زندگيش ياد بگيره
من شک دارم که اين براي اون يه بازي بوده باشه
تصميم گيري براي اينکه چه چيزي را بايد ....به دست اورد و چه چيزي رو بايد بي خيالش شد
امکان نداره مثل يک بازي , راحت باشه
حتماً هردفعه که ميخواسته انتخاب کنه , براش دردناک بوده
عاليجناب
از چيزهاي شيرين دور بمونيد
فراموش نکنيد که سبزيجات بخوريد
شما غذاهاي گوناگوني بخوريد
شما نبايد در درس خواندن , تنبلي کنيد و يا خدمتکارانتون رو اذيت کنيد
...جونگسو
قراره که جاي من رو بگيري
مراقب برادرانت باش
مادر
شايد فراموش کردن من براي تو سخت تر باشه چونکه تو از برادرانت بزرگ تري
ولي بايد سعي خودتو بکني
فراموش ؟ ميخوايد جايي بريد , مادر ؟
به من قول بده که دختر موفقي خواهي شد
اونوقت ديگه نگران من نخواهي بود و از برادرانت مراقبت خواهي کرد
و در اينصورت يک شاهزاده خانم پاکدامن و مهربان خواهي شد
مادر
تو بايد قوي و سالم بموني
يي سون
بله بانوي من
حالا مي توني بچه ها را به اتاق هاشون برگردوني
شما چطور مي تونيد اين کار رو بکنيد ؟
اگر نگران بچه ها هستيد پس نبايد اين کار رو بکنيد
حرف هاي منو شنيدي ؟
فقط به اونها بگيد که من اين کار را به تنهايي انجام دادم و شما چيزي نمي دونستيد
من رو به دادگاه محکمه بفرستيد و بذاريد که من مقصر شناخته بشم
تو ميخواي من با چنين کاري , احساس شرمساري کنم ؟
همه روي خودشون رو از من برگردوندند...حتي شوهرم
ولي تو تنها کسي هستي که تا آخرش با من موندي
از اينکه نتونستم ازت محافظت کنم دائماً افسوس ميخورم و پشيمونم
بانوي من
مراقب فرزندانم باش
وقتي که بفهمم اونها تو را دارند , اونوقت براي ترک کردن قصر , راحت تر قدم برميدارم
بانوي من
به طريقي الان زمان استراحته بچه ها رو به اتاق هاشون ببر
پدر , مادر کجا ميخواند برند ؟
مادر , خيلي ناراحت هستند
ايشون حالشون خوب ميشه
پدرتون , قدرتمندترين فرد اين کشور هستند
پس ايشون کاري مي کنند تا براي مادرتون اتفاقي نيفته
تو مطمئني ؟
اون درست ميگه , پدر ؟
شما نبايد به اينجا ميومديد
بايد ميومدم
من تو را عزل نخواهم کرد
ميدونيد اين کلمات , چقدر وحشتناک و بيرحمانه هستند ؟
شايد در آينده مجبور بشم که کلمات وحشتناک تري بگم
صيغه ها ؟
هر 8 تا صيغه ؟
من به اونها يه ماٌموريت ميدم تا با تشريفات سرو کار داشته باشند و
تو بتوني شخصاً اقدام به انتخاب کني
...يک حيوان با چهره ي انسان
خسته شدم از بس که بهت گفتم يه کمي نجابت داشته باش
حيثيت و آبروي خانه ي سلطنتي بايد حفظ بشه
پس فقط از نجيب ترين خاندان انتخاب کن
کافيه
ازت خواهش مي کنم که ديگه تمومش کني
تو چطوري ميخواي عواقب اين کارهاي شرورانه ت رو تحمل کني ؟
به جاش ملکه رو عزل کن
پادشاه و ملکه , زوج خوشحالي هستند
ملکه داره پدرش رو از دست ميده و
اونوقت داري ميگي که اون بيچاره , بياد شوهرش رو با بقيه ي زن ها تقسيم کنه ؟
تو نسبت به سياست , تازه کار نيستي ولي نمي تونم باور کنم که اينقدر داري نپخته حرف ميزني
ملکه , فقط همسر پسر سوم ما نيست
اون مادر مردم ِ ما و مادر پادشاه آينده ست
پادشاه
خوب نيست که پادشاه , فقط عاشق يه زن باشه
چونکه اونوقت همه ي قدرتش در دامن لباسش خواهد بود
No comments yet. Be the first to leave one.