The first 200 lines.
راتانلال باگولا
دستيار بازرس
شما تحت بازداشت ما هستين
تا وقتي جواب ندي به سوال کردن ادامه ميديم
اون کي بود؟
از کجا ميشناختيش؟
بذار بهت يادآوري کنم که خودت هم يه افسر پليسي
حرف بزن، اين اتفاق چطور افتاد؟
براي اين کار از کي پول گرفتي؟
چه رابطهاي بين تو و اون دختر وجود داشت؟
چه رابطهاي بين تو و اون دختر وجود داشت؟
...قربان, اين ساتياکتم هست
شيام کادا
آقاي جي-بي
رابطهتون چي بود؟
قربان
باگولا
من مسئول اين بازجويي ام
آرون روي
طبق تحقيقات من
براي يه مدت طولاني مياُفتي پشت ميلهها
مطمئن باش
من ميتونم کمکت کنم
فقط اگه تو بهم کمک کني
ببين
باگولا, من ميدونم
کسي که قانون و دولت رو به چالش کشيده يه دختره
اسمش سيگري نيست
اسم واقعيش کانچيه
ميتونم از چشمهات بخونم که حرفهام رو تاييد ميکني
درسته؟
گيرش ميندازيم.... خيلي زود
مطمئن باش
خيلي زود ميندازيمش پشت ميلههاي زندون
شايد مجازات سنگيني هم در انتظارش باشه
چه فرقي ميکنه قربان؟
حتي اگه اعدامش کنيد هم تفاوتي ايجاد نميکنه
اون فقط لبخند ميزنه
ديوونه ست
فراموشش کنيد قربان
ببين باگولا
من ميخوام همه چي رو بدونم
ميخوام داستان حقيقي رو بدونم
دختر جووني مثل اون, نميتونه همچين کار بزرگي رو انجام بده
غيرممکنه
واقعيت چيه؟
تو چه رابطهاي با کانچي داري؟
دوستيم
از بچگي
تو يه روستا, تو يه مدرسه درس ميخونديم
سال پاييني من بود
من هفت سال پيش اومدم بمبئي
و اون همونجا موند
تو روستا
روستاي کوشامپا
يه روستا براي سربازهاي بازنشسته تو اوتاراکند
اونجا همه ميشناختنش
کانچي
"کانچي"
اونا چطور بدون اجازه وارد کاکرالند شدن؟
"چه زير گرماي آفتاب و چه زير سايه"
"اون به تنهايي جلوي همهي روستا وايميسته"
"حالا ميخوايد اسمش رو بپرسيد"
"اسمش چيه؟"
"اسمش کانچيه"
"چه زير گرماي آفتاب و چه زير سايه"
"اون به تنهايي جلوي همهي روستا وايميسته"
"حالا ميخوايد بپرسيد اسمش چيه؟"
"اسمش کانچيه, کانچي"
"کانچي"
"اسمش کانچيه"- "کانچي"-
"تو مثل شيشه شکننده و حساسي"
"اما مثل آتش زبانه ميکشي
"اون دختر اهل وطن منه"
"اون دنيا رو درک ميکنه"
"و با همه احوالپرسي ميکنه"
"اون مثل رنگين کمان از خودش رنگ ساتع ميکنه"
"اون تمام دنيا رو بررسي ميکنه"
"کانچي"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: سميرا
"کانچي"
"کانچي"
آره
"کانچي، کانچي، کانچي"
"کانچي، کانچي، کانچي"
"کانچي، کانچي، کانچي"
"کانچي، کانچي، کانچي"
"کانچي، کانچي، کانچي"
"کانچي، کانچي، کانچي"
"کانچي، کانچي، کانچي"
ميخواستي ناجوانمردانه بازي کني
گمشو بابا
کثافت- "کانچي"-
"کانچي"
بايد در مدت يک سال, درهي کوشامپا رو
به شهر جي-بي کوشامپا تبديل کنيم
درهاي در حد استانداردهاي جهاني
اگر کسي سعي کنه مانع اين کار بشه
مسئوليت موقعيت و زندگيش به پاي خودشه
ميدوني به کي سيلي زدي؟ ميدوني اون کيه؟
آره ميدونم
پسر اون بازرس فاسد, بهاگواته
کاپ مسابقهي ام-ال-اي رو انداختي دور
مگه تو شاهزاده اي؟- ديگه چيکار ميتونستم بکنم؟-
کاپ تو دستم بود منم پرت کردم سمتش
زبون باز کردي؟
با اينکه دختري اما با بيشرمي, هرچي مياد دهنت ميگي
پس چيکار کنم؟
...بهشون عرض ادب کنم؟- خفه شو-
چرا ميزنيش؟
شوهرش بده- ببرش-
خانوادهي شوهر درستش ميکنن
برو
آقاي نيرمان سينگ, کانچي درست بشو هست؟
هرگز
چي؟
ديپو پيش مامان چغلي کرد؟
آره, کرد
تازه جلوي مامان گريه هم کرد
کانچي, کجا ميري؟
به من بينوا کمک کنيد
به من بينوا کمک کنيد
بگيرش
بزن قدش
کثافت, رفتي پيش مامانم؟
آره, رفتم، که چي؟
مادر به خطا
حالا دوباره برو پيشش چغلي کن که دوباره زدم تو گوشت
و آره, براي دفعهي بعد که خواستي
چغلي کني اين رو به عنوان پيش پرداخت ميزنم
فردا بهت پول ميدم- اشکال نداره, خداحافظ-
گوش کن آقا اون به پسر من سيلي زده
حالا ببين چه بلايي سر خودش و خانوادش ميارم
مراقب حرف زدنت باش بهاگوات- باشه, مراقبم-
وقتشه که شما مراقب حرف زدنت باشي آقا
وقتي خانوادهي کاکرا بيان به کوشامپا
همهي شما رو بيرون ميکنن
بيندا اسم خوبي روي کانچي گذاشته
سيگري
کانچي دختره شجاعه پسر شجاع منه
اگه کسي سر به سرش بذاره حسابش رو ميرسه
شما زنها ميخواييد همه چي رو به آتيش بکشيد, نه؟
پدرت توي جنگ کشمير کشته شد
يه کم زمين برامون گذاشت
حالا کاجرا و بهاگوات اينقدر اذيتمون ميکنن تا زمينها رو بفروشيم
ما تو کوشامپور به دنيا اومديم همينجا هم ميميريم
يه نگاه به بيندا بنداز
اينقدر رفته دادگاه و اومده که ديوونه شده
و تو
اگه با کارکنان دولت دربياُفتي
زندگيمون رو جهنم نميکنن؟
حتي اگه هممون کنار هم وايسيم
باز هم نميتونيم با اين طوفان روبرو بشيم
مامان, با کي داري حرف ميزني؟
با تو
"بخواب عزيزم, بخواب تا آرامش بگيري"
"بخواب عزيزم"
"فرشتگان محافظ رو خدا ميفرسته برات"
مامان, داري اشتباه ميخوني
شعرش هم که غلطه
مامان
نوزده ساله که اين لالايي اشتباه رو برام ميخوني
مادر شايد اشتباه بخونه اما معنيش کاملا درسته
يه چيزي بگم مامان؟
اگه معذرت خواهي کنم, من رو ميبخشي؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ببخشيد مامان
حالا گريه نکن گريه نکن ديگه
آره, مامان داره گريه ميکنه
باشه پس ... گريه کن
کثافت
فقط يه مرد ميتونه درستت کنه
بيندا
اون اول بايد خودش رو درست کنه
چطور جرات ميکنه بخواد من رو درست کنه؟
از شهر برگشته؟
نه, هيچوقت به من نميگه
دو, سه, چها, پنج, شيش, هفت, بريد
...يک, دو, سه
برو برو برو, عجله کن
سريعتر
بله آقا- دو, سه, چهار, پنج-
سريعتر, سريعتر
بروييد, بدوييد
بجنبيد
سي.. بيست و نه
آفرين.... برو- بيست و هشت-
بيست و هفت
بيست و شيش
برو برو- بيست و پنج-
بريد سر تمرين تون, بريد
بيست و چهار
دستهات جادو ميکنن
هي کاملا, حالا باش تا جادوي من رو ببيني
بشين بابا, من جادو رو بهت نشون ميدم
هي- ساکت-
الکي خودش رو ميندازه زمين فکر کرده من نميدونم
تا بيندا بلندش کنه و
رو بدنش مرهم بماله
اگه حسادت ميکني پس نبايد وارد محوطهي من بشي
No comments yet. Be the first to leave one.