Real Girl

Real Girl (3D彼女 リアルガール)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

[AnimWorld][Night Fury] 3D Kanojo - Real Girl S2 - 15
A Commentary by AnimeKhor
Night Fury :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2019-01-25
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

زندگی آروم‌مون دوباره به ما برگشت.

حالا که فستیوال فرهنگی تموم شده، بالاخره فهمیدم...

داشتن روزهای معمولی که هیچ اتفاقی نمی‌افته چه نعمتیه.

درسته.

صبح بخیر.

توی فستیوال مدرسه کارتون خوب بود!

یه کم فرق کردی، ایشینو.

واقعا؟

اگه عجله نکنیم دیرمون میشه!

ایشینو رو قبلا اینجوری دیدم وقتی که عاشق بود...

فکر کنم توی فستیوال فرهنگی بهش خوش گذشته.

آیادو.

صب... صبح بخیر، آیادو.

صبح تو هم بخیر!

چرا اینا اینجوری کردن؟

نمی‌دونم.

ایشینو، ها؟

آره.

قسمت 15 درباره بحران غیر منتظره خانواده من

ولی نمی‌تونم فکر کنم همه اون انرژی قراره تو سه روز محو بشه.

فقط یه حسه.

امیدوارم این بار پسر خوبی باشه. عشق جدیدش.

آره.

و همینطور نماینده‌های کمیته فستیوال از کلاس ما هست. فکر کنم اونا واقعا خوب با هم جفت شدن.

وای. انگار فستیوال برای همه یه موفقیت بوده.

خبر خوبیه.

می‌دونی، مدتی میشه. دوست دارم دوباره خونه‌ت رو ببینم.

باشه

یادا!

دلم برای صحبت با مامانت تنگ شده.

زندگی من...

خیلی آرومه.

به طرز ترسناکی آرومه.

این حس بدی بهم میده.

باید مراقب باشم.

من برگشتم.

چیکار داری می‌کنی؟

یوگا.

من یه تجدید دیدار دارم، بنابراین وقت رژیمه.

فکر نمی‌کنم چند کیلو کم کردن نظر کسی رو عوض کنه.

منظورت چیه؟

باور کنی یا نه، وقتی مادرت مدرسه می‌رفت

20 کیلو سبک‌تر بودم، و به طرز مسخره‌ای بین پسرها معروف بودم.

نباید همچین دروغ‌های شاخ و دم داری بگی.

اه، بله، مامان

چی؟ این کیه؟!

بهت که گفتم، منم!

شوخی می‌کنی!

امکان نداره این مامان من باشه!

چه بی ادب.

می‌دونی، اینطور نیست که وقتی به دنیا اومدم مامانت بودم. منم یه زمانی جوون بودم.

بی فایده‌ست. مغزم نمی‌کشه.

قبل

بعد قبل

این؟

اه، این پدرته.

چه جوون...

اون روی تحقیقش کار می‌کرد. اون ساده بود و واقعا خوب به نظر نمیومد.

ولی اون کسی بود بیشتر از همه تحسینش می‌کردم!

واقعا...؟

اه، ناکاگوشی! ناهار هفته بعد؟

اه-ها. می‌تونیم پسرا رو ول کنیم. چیزیشون نمیشه!

هیچوقت نمی‌خواستم اینقدر از رابطه پدر و مادرم بدونم

ساعت دو! می‌بینمت!

داداش! اونجایی؟

یه چیزی ازت می‌خوام.

میشه یکم بهم پول قرض بدی؟

فکر کردم بهم احتیاج داری، ولی فقط پول ازم می‌خوای؟

برو از مامان بگیر.

نمی‌تونم. می‌خوام آنزو رو ببرم آکواریوم.

اگه به مامان بگم، زجرکشم می‌کنه.

برای آکواریوم میخوای؟

مم-همم.

آنزو واقعا ماهی دوست داره. می‌خوام یه کم بهش نشون بدم.

باشه. بگیر.

باقیش رو بهت پس میدم.

پول رو هم قسطی پس میدم.

خیلی با وجدانی.

فقط نمی‌خوام زیاد بهت مدیون بشم.

به هر حال، اوضاع تو و آنزو چطور می‌گذره؟

می‌دونی پرسیدن این سوال بی ادبیه.

اه...

اینکه ازش بپرسم چی شده بی ادبیه.

من به طور دردناکی این حقیقت رو فهمیدم که کاری از من بر نمیاد.

تنها کاری که میتونم بکنم عقب بایستم و تماشا کنم.

سه روز تعطیل!

چیکار کنیم؟

اگه کاری هست که دلت می‌خواد بکنی، من هستم.

بریم سفر!

سفر؟!

مهمان خانه فانتزی جنگلی

داخل چشمه آب گرم واقعا عالیه!

این یوکاتا رو ببین!

تخیل بسه! کافیه!

ها؟ سوتسون؟!

ببخشید، سفر نمیشه.

من به اندازه کافی از زندگی آروم فعلیم می‌ترسم!

اگه همچین سفری برم، فکر کنم بمیرم

شوخی کردم. ببخشید.

اه... شوخی بود.

رئیس، فکر کنم بهتره دیگه هم رو نبیبنیم.

تو زن و بچه داری.

الان من... متاسفم.

نه، تقصیر من هم بود.

این دوتا بی‌حیا وسط روز تو یه رستوران خانوادگی دارن چیکار می‌کنن؟

ولش کن، بریم.

ام... چی شده، سوتسون؟

بابا...

اون بابام بود.

چی؟! نه، ولی اونا داشتن می‌گفتن...

باورم نمیشه.

فکر می‌کردم اون یه پسر حوصله سربر بوده که فقط به توسعه چسب فکر می‌کرده.

پدر، میتسورد تو این 22 سال چسب درست می‌کرده

باورم نمیشه اون معشوقه داشته!

می‌دونم مامان خودش گذاشت بره، ولی دلیل نمیشه که!

نه، این حتما یه سوءتفاهمه!

گوش کردی...؟

به طور واضح این صحبت آدماییه که تو کار زنا بودن.

و اون پدریه که نه یکی، دوتا بچه داره.

اون نفرت انگیزه!

بیخیال، اون خونوادته!

اینکه بهش اعتماد نکنیم چه خوبی داره؟

آره. حق با توئه. ببخشید.

مطمئنم خوبه!

من برگشتم...

خوش اومدی. شام می‌خوری؟

اه، نه، ممنون.

اه، واقعا؟ باید بهم می‌گفتی.

ببخشید.

اه، هی! هیکاری!

لعنتی! کاش این راز رو نداشتم!

نه! فعلا، بهش اعتماد می‌کنم.

بابا معشوقه نداره!

بازم، کدوم زن جوونی از بابای من خوشش میاد؟

البته که کسی خوشش نمیاد!

باید بخوابم.

این فقط یه خواب بده.

این چه جو تاریکیه؟

اه، هیکاری. صبح بخیر.

هیکاری، بشین.

چه خبره؟

ببین، پدرت یه معشوقه داشته.

کجا داری میری؟

منظورتون چیه؟

مزخرف تحویلم نده!

مطمئنم این فقط سوءتفاهمه.

مدرک داری؟

این ایمیل و این قبض یه شام تجملی رو پیدا کردم.

غذای ایتالیایی از: سائوری کونو ممنون بابت دیروز. شام لذیذ بود. خیلی ممنونم. دو دیس شام خیلی بهم خوش گذشت!!

اون مدرک داره...

اون به من خیانت کرده.

نه، صبر کن، مامان! گریه نکن! و به اندازه کافی بزرگ هستی که بدونی نباید تو ایمیل مردم جاسوسی کنی!

اول، باید بشینی و صحبت کنی!

اینطور نیست که فکر می‌کنی. شرط می‌بندم فقط یه دوست تو محل کاره!

"یه دوست تو محل کار" ایمیل با این همه اموجی نمی‌فرسته!

هی، بابا، از خودت دفاع کن!

ببخشید.

من 20 سال بهت اعتماد کردم...

وای...

یه جوری زندگی خونواده‌ام سریال تلویزیونی شده. چه اتفاقی داره می‌افته؟

دور شدن از واقعیت

اه، وای.

می‌دونستم بعضی وقتا که برنامه‌هامون رو توی خونه‌ت لغو می‌کردی یه چیزی شده.

ولی صبر کن، مطمئنی این که اینجوری با من میای بیرون اشکال نداره؟

اشکال نداره.

اینطور نیست که خونه موندن من مشکل رو حل کنه.

تنها کاری که می‌تونستم بکنم این بود که دسر درست کنم.

واقعا آرامش قبل طوفان بود.

وقتی اتفاق خوبی می‌افته، چیز بدی هم مطمئنا پشت سرشه.

این درست جوری که زندگی من همیشه می‌گذره.

حالا، وقتایی که با تو ام، تنها چیز آرومیه که دارم.

اگه اتفاقی افتاد، فورا بهم بگو.

هر وقت بهم احتیاج پیدا کنی میام پیشت.

حالا که بهش فکر می‌کنم، مامان و بابا حتما وقتی تو زندگی‌شون داشتن که درست مثل ما بودن.

و تو این مورد، حسم میگه همه چیز درست میشه.

آره. ما هم سهم منصفانه‌ای از دعواها داریم.

بعد 20 سال زن و شوهر بودن، اونا رابطه‌ای دارن که ما نمی‌تونیم درک کنیم.

درست میشه.

درست میگی. آره.

برگه طلاق

اینا اینجا چیکار می‌کنن؟

اون رابطه زن و شوهریتون چی شد؟!

خوب بهش فکر کن مامان!

خوب بهش فکر کردم.

ما یه رابطه داشتیم. من بهش اعتماد کردم.

نمی‌تونم ببخشمش.

همه این سالها، به عنوان یه زن خونه‌دار برای اون کار کردم جوری که حتی باهاش کنار اومدم.

ولی اگه اون داره من رو فریب میده، نمیتونم این کار رو بکنم.

این... این تقصیر باباست؟

این اتفاقیه که زنی غفلت کنه سرش میاد.

ولی حتی وقتایی که اون سرش خیلی شلوغ بود، اون آخر هر شب میومد.

حتی وقتی تمام روزهای تعطیل کم یابش رو می‌خوابید، من اهمیت نمی‌دادم

چون فکر می‌کردم اون داره برای خانواده‌ش سخت کار می‌کنه.

ولی هر روز که از سر کار میاد خونه چطور باید بهش خوش آمد بگم؟

بابا!

متاسفم!

چیزی غیر از متاسفم نداری بگی؟! نمی‌تونی بذاری اینطوری تموم بشه!

من هیچ وقت با تصمیم‌های مادرت مخالفت نکردم.

می‌دونم مرغش یه پا داره. سعی برای متوقف کردنش بی فایده است.

اون... خیلی راجع به همه اینا بی خیاله!

Real Girl subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Real Girl

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left