The first 195 lines.
=خانم گو که سکوت میکنه=
دکتر شو
اون دوبار سعی کرده خودشو بکشه
لطفا بهش کمک کنین
بیا باهم بهش کمک کنیم
باشه
جو چینگ زو کسیه که میخواد تو رو بکشه؟
تو چه ربطی به
مرگ برادرش داری؟
از کجا بدونم؟
هشت سال پیش
چن آن یه دفتر خاطرات از خودش به جا گذاشت
آزار و اذیت های همه رو نسبت به خودشو اونجا نوشت
هشت سال بعد هم
چینگ زو دنبال تک تک شون افتاده
ده ژوئن 2010
من تو بارون رفتم دنبال یائو یائو
اون یکی از ادمایی بود ک به اون شب مربوط بود
امیدوار بودم اون بیاد
و به بی گناهیم شهادت بده
یائو یائو
یائو یائو
یائو یائو
بهم اعتماد کن
من نکشتمش
قسمت دوم
اون بود که هی زی چین راه افتاده بود
یه کاسه نودل سبزیجات
باشه
خوش اومدین. چند تا؟
یکی
بشین الان منو رو میارم
چی میخوری؟
چی پیشنهاد میدی؟
نودل گوشت خوک یا سبزیجات؟
همه اشون از غذای تند مخصوص ماست
کدومش؟
یکی از هر دو
چقدر زیاد میخوری
مگه من
مولی
من ون مولین هستم
اها درسته
تو اینجا چیکار میکنی؟
من رئیس اینجام
پس بگو
رستوران شیائو لین
پس بگو چرا کی آر پیشنهاد داد بیام اینجا
جای خوبیه
مگه دیشب مست نکرده بودی؟
همینو بخور
این
غذای مخصوصتونه؟
خوشمزه است
واقعا خوشمزه است
تو چیکاره ای؟
معدن دارم
معدن حفر میکنی؟
=آرایشی بیگ رن=
این اطراف معروف نیستی نه؟
تازه از لندن برگشتم
صبح دو روز پیش داشتی چیکار میکردی؟
کجا بودی؟
اسباب کشی
مگه تو پلیسی؟
داری از مجرم بازجویی میکنی؟
برادر لین
سفارش داریم
راستی چقدر شد؟
لازم نیست
به حساب من
ممنون
خانم ون دارن میان
خانم ون
هردوشون از دفتر امنیت عمومی اومدن
باشه میتونی بری
باشه
زودباش
بشین حرف بزنیم
سلام
ما از اداره ی پلیس
برای استعلام یه سری اطلاعات اومدیم
خانم ون
میرم سر اصل مطلب
خانم ون
به این عکس نگاه کنین
میدونین این زن کیه؟
نه
خانم ون
ما امروز اومدیم اینجا
چون ما مدارکی داریم
که ثابت میکنه شما زن تو این عکس هستین
اگه اینجا حرف نزنین
باید با ما بیاین اداره ی پلیس
اونم جلوی این همه آدم تو شرکت تون
صورت خوشی نداره درسته؟
میتونی دربارش فکر کنی
میتونین رازمو نگه دارین؟
سلام
اومدم خانم ون رو ببینم
ما قرار ملاقات داریم
ببخشید خانم ون مهمون دارن
تو
دکتر مو؟
مو سن
مو سن
من خیلی دربارت شنیدم
گو چینگ زو
خوبه
بیا داخل حرف بزنیم
باشه
از این طرف
خانم گو درباره ی
... خانم ون
خانم گو کار دیگه ای براش پیش اومده
منو فرستاده بیام ببینمت
باشه
هر چی تو بگی
یائو یائو گفته
تو بهترنی جراح
بیمارستان پایین شهری
باعث افتخاره که تو با
تو شرکت کوچیک مون همکاری میکنی
مشکلی نیست
خانم گو
ما قبلا همدیگه رو جایی ندیدیم؟
واقعا؟
مثلا کجا؟
شاید اشتباه میکنم
از این طرف لطفا
باشه
تایگر
من شائو شائو رو شخصا دیدم
اون عکاس یا پرستار نمیتونه اون باشه
ممنونم که منو تو تیم شرکت تون میبری
خواهش میکنم
یکم دیگه عادت میکنی
خانم گو من اول میرم
باشه
چرا احساس میکنم
این لباسش یکم برام بزرگه
بذار بهت کمک کنم
ببین
چطوره؟
خوبه
کارت خوبه
معلومه
تو دانشگاه
طراحی لباس میخوندم
پس چرا به همون کارمشغول نشدی؟
بازم به خاطر یه مرد؟
راستش
من میدونستم یه جای کارش میلنگه
حالا که فکرشو میکنم
فقط داشتم به خودم دروغ میگفتم
چطوری همدیگه رود دیدین؟
وقتی دانشگاه بودم
یه مدت
روحیه ی خرابی داشتم
اونم تو این مدت همیشه کنارم بود
برای همینم تا الان باهم بودیم
اون موقع
اتفاق خاصی افتاد؟
من
خانم گو
الانه که شروع بشه
زودباش برو
یه لحظه
داره شروع میشه؟
چطوره ما اول بریم
وگرنه دیر میشه
بریم
یه لحظه
کارم تمومه
گو چینگ زو
خواهر یائو یائو
تو زیادی جدیش گرفتی
من جدی گرفتم؟
پس خودت چی؟
واقعا از چشمم افتادی
دروغگوی دغل کار
فکر کردی نمیدونم داری چیکار میکنی؟
من دنبال هی زی چین بودم
چون شنیدم
رابطه ی شما فقط به یه برگه کاغذه
مترسیدم طلاق شما
رو شرکت تاثیر منفی بذاره
برای همینم دربارش تحقیق کردم
تحقیق؟
تحقیق چی؟
چیزای زیادی درباره زی چین شنیدم
ولی انتظار نداشتم
تو کمتر از اون نیستی
یائو یائو
مگه با همکلاسی قدیمیت ملاقات نکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.