Herostratus

Herostratus

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Herostratus (1967) BluRay Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian

Tags

BluRay
Published on: 2021-12-31
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 163 lines.

«« هــروســتـــراتـــوس »» شخصي اهلِ يونان در قرنِ 4 پيش از ميلاد که برايِ] جاودانه‌کردنِ نامِ خود در تاريخ، اقدام به ايجادِ حريقِ عمدي در معبدِ آرتميس، يکي از عجايبِ [.هفت‌گانه‌يِ جهانِ باستان، نمود

سنگــين، هوم؟

مي‌توني؟

!آهاي، مردم

!گوسفند! گوسفـنــد

!«هي، «سندي !«سندي»

سندي»؟» - جان؟ -

.سلام

اوضاع چطوره؟ - .مشکلي نيست. خوبه -

خيلي وقته که .اين دور و برها نديدمت

همين بالا .تويِ اتاقم هستم

.«بايد يه سري بزني، «سندي

.مي‌توني بياي پايين پيشم .آخه ما همسايه‌ايم، مي‌دوني

.مي‌خواستم تنها باشم

.منم همينطورم .منم دوست دارم تنها باشم

داري کجا ميري؟ - .تا سرِ ايستگاه -

تا ببينم مي‌تونم مردي پيدا کُنم که .اجاره‌مو بده و برام آبجو بخره

خُب، تو چي مي‌خواي؟

اوه، فقط از زندگيِ زيبايِ خودم .حيران هستم، همين و بس

!خونه‌يِ اکبيري .از اين مکان حالم بهم مي‌خوره

ببين، من الان ديگه .بايد برم

!هي «سندي»، نرو .اينقدر عجله نکُن

.آخه خيلي وقته که اين دور و برها نديدمت .منظورم اينه که، ديدنِ دوباره‌ات هميشه خوشاينده

منظورم اينه که، ما جفت‌مون تويِ اين تلِ آشغال هستيم، مگه نه؟ .منظورم اينه که، بيا با هم صادق باشيم

.تلِ آشغالِ کهنِ بشري .آره، من و تو

منظورم اينه که، من تنها کسيم .که برايِ مصاحبت باهات مناسبه

،منظورم اينه که، چرا تشريف نمياري تويِ آپارتمانم تا حسابي درباره‌اش صحبت کُنيم؟

.ببين، من واست منفعت به‌همراه دارم .من بهترين معامله‌يِ هفته‌ام. «مکس»، خودِ من

يه سبدِ پيشنهاديِ .مفت و ارزون‌قيمت

،«اوه، چه چشم‌هايِ دوست‌داشتني‌اي داري، «سندي .و چه پوستِ بي‌نقصي

!اوه، محضِ رضايِ خدا !تمومش کُن «مکس». ميشه؟ تمومش کُن

اصلاً تو چي مي‌خواي؟ - .سندي»، موضوع چيه؟ بيا تو» -

.کفش‌هاتو بکن و استراحت کُن

ببين، الان يک دقيقه‌ست .که جلومو گرفتي

.تو يه چيزي مي‌خواستي .حالا بگو ببينم چي مي‌خواي؟ يالا ديگه

.آره، آره

.صادقانه بهم بگو ببينم چي مي‌خواي - !خدايا شکرت بابتِ اين همسايه‌ها -

.يا شايدم خواسته‌تو برآورده کُنم !يالا، خطر کُن

اين الم‌شنگه واسه چيه، «سندي»؟ - ... اون عزتِ‌نفسِ گُنده و چاق‌چله‌تو به خطر بنداز -

و صادقانه بهم بگو ببينم .چي مي‌خواي

!اوه، تو همه‌چيزو به گاء ميدي - .در عوضِ اينکه عينهو يه پسر کوچولو بازيگوشي کُني -

ببين، تو هر از گاهي .آدم‌هايي رو مياري اينجا

.مي‌بريشون بالا و بهت پول ميدن - .يالا «مکس»، بگو ببينم چي مي‌خواي -

موضوع چيه؟ تو پول مي‌خواي. همينه؟

،خودت مي‌دوني چي مي‌خوام .و مي‌دوني منظورم چيه

مي‌خواي بهت پول داده بشه؟

،يالا، به خطر بندازش .اون عزتِ‌نفسِ گُنده و چاق‌چله‌تو

تمامِ چيزي که ممکنه اتفاق بيفته .اينه که عزتِ‌نفست يه کوچولو خُرد بشه

.يا ممکنه بعدش دست‌نخورده بذارمش .ممکنه جوابِ مثبت بدم

،هيچوقت نخواهي فهميد .«مگر اينکه خطرشو بپذيري، «مکس

.خيله‌خُب «سندي»، حق با توئه - .واسه يه بار تويِ زندگيت -

داري سعي مي‌کُني واسم مسابقه بذاري؟

.امتحان کُن

!خواهش مي‌کُنم! بفرما

.ببين «سندي»، من کمي پول لازم دارم .من ورشکسته‌ام

.باشه

،هر وقت جورش کردم .کمي بهت ميدم

امروز؟

بستگي داره به اينکه .چقدر خوش‌شانسم

ميشه اون قشقرقِ اعصاب‌خُرد‌کُن رو خاموش کُني؟

گفتم ميشه اون قشقرقِ اعصاب‌خُرد‌کُن رو خاموش کُني؟

اون داخل داري چکار مي‌کُني؟

،غير از تو، آدم‌هايِ ديگه‌اي هم تويِ ساختمون هست مي‌فهمي؟

،آهنگِ درخواستيه !شک نکُن

صدايِ اون لامصبو !بيار پايين

اون سر و صدايِ مصبيو !خاموش کُن

!انگار ناقوسِ جهنمه !آدم اينجا نمي‌تونه حتي صدايِ خودشو بشنوه

ديگه از دستت !به اينجام رسيده

واست دارم! همين الان مياي پايين !و کرايه‌تو حساب مي‌کُني

!زنيکه‌يِ حشري

،ببين، اگه اون صدا رو قطع نکُني !همين الان ميرم پاسبان ميارم

!يالا

،اون صدايِ اعصاب‌خُرد‌کُن رو خاموش کُن !وگرنه ديوونه ميشم

.«خيله‌خُب، خانمِ «سيمز !تا يه دقيقه‌يِ ديگه بيرونم

مي‌شنويش، «سيمز»؟ مي‌شنوي صدا رو؟

!بهم دست نزن !بهم دست نزن

!بايد انداختت بيرون !نبايد هيچوقت اجازه داد، پاتو بذاري اينجا

!ديگه برنمي‌گردي تويِ اين خونه‌ها !اصلاً فکرشو نکُن که مي‌توني برگردي

!از اينجا گُمشو ببينم !نمي‌خوام ببينمت

!اوه، ايول

!جُفتيم‌ها

.خانمِ «بنت‌وود» منشيِ شخصيشه .ايشون سمتِ راست هستن، سمتِ راستِ همين رديف

هيچوقت تا حالا يه تراژديِ شخصي داشتي؟

.سمتِ راست از اونطرف - کي؟ -

.سمتِ راست از اونطرف

خيلي متأسفم. اميدوارم اون تراژدي .مربوط به کسي نبوده باشه که خيلي بهت نزديکه

.آره

!هووووم

.اينجا يه جايِ کارش مي‌لنگه

.مايلم آقايِ «فارسون» رو ببينم

«بله. با آقايِ «فارسون قرار ملاقات دارين؟

از لحظه‌اي که جلويِ اون در ... چشمم بهت افتاد، با خودم گفتم

اين دختره از اون دخترهاست" ".که قرار ملاقات تنظيم مي‌کُنه

اون زندگي‌شو صرفِ تنظيم‌کردنِ" ".قرار ملاقات مي‌کُنه

،پس چطوره که بياي يه کارِ متفاوت انجام بدي ... و تنظيم‌کردنِ قرار ملاقات رو بي‌خيال بشي

و بهم اجازه بدي برم آقايِ «کينگ کونگ» رو ببينم؟

.نه، متأسفم .بهتون که گفتم

اگه با ايشون قرار ملاقات ندارين .نمي‌تونين ببينيدشون

.عيسي مسيح» اومده. ولي لطفاً بلند نشو» .مي‌توني بعداً به صليبم بکِشي

.ببين، خواهش مي‌کُنم وضعِ لباس‌هام تويِ ذوقت نزنه .مي‌دونم که فکر مي‌کُني من فقيرم

احتمالاً فکر مي‌کُني که من اين لباس‌ها رو قسطي خريدم، مگه نه؟

ببين، بيا موضوع رو روشن کُنيم، باشه؟ .من واسه يه کاري اومدم اينجا، يه کارِ خيلي جدي

ببين، اينطور نيست که گويا .من همين الان از جايي در رفتم

ببين، من بايد .آقايِ «فارسون» رو ببينم

راستش، يه معامله‌يِ واقعاً شيرين و .شگفت‌انگيز واسه «فارسون» دارم

که تمامِ اين کار‌و‌کسب رو .زير و رو مي‌کُنه

تمامِ صنعتِ تبليغات ... بايد فقط از جلويِ مسير بکِشه اونور

وقتيکه «فارسون» روبرو بشه با پيشنهادي که ... من در عرضِ يک دقيقه جلوش ميذارم

موقعيکه اون بالا ببينمش يا هر جايِ ديگه‌اي که .برحسبِ اتفاق قايم شده

مي‌دوني؟ خودتم دنبالم مياي؟

تنها دليلي که من اينجا هستم .تنظيم‌کردنِ قرار ملاقات‌هاست

،و اگه شما قرار ملاقاتي نداري .پس متأسفم که نمي‌تونم کمکت کُنم

نه ببين، به حرفم گوش کُن. ميشه فقط آروم بگيري و اين حالتِ عصبي رو بذاري کنار؟

ببين، «فارسون» بالاست، مگه نه؟ .من مطمئنم

و قصد دارم برم ببينمش، چون يه چيزِ شگفت‌انگيز ... واسه «فارسون» دارم، عظيم‌ترين

ببين، نمي‌توني انتظار داشته باشي که .همينطوري آقايِ «فارسون» رو ببيني

چرا واسش يه نامه نمي‌نويسي؟ - .ببين، من تصادف کردم. برام غيرِممکنه -

!حتي نمي‌تونم دستمو برسونم بالايِ دوات حتماً متوجهي، مگه نه؟

ميشه يه کوچولو ... مدارا و آزادگي بکار ببري

و اون کشيشِ اعظم رو بياري پايِ تلفن؟

چون من واقعاً بايد با «فارسون» صحبت کُنم .و اونم بايد با من صحبت کُنه

،خُب ببين

آقايِ «فارسون» رئيسِ يکي از عظيم‌ترين .شرکت‌هايِ تبليغاتي در اين کشور هستن

آدم‌هايي هستن که پيشاپيش از ماه‌ها قبل ... نامه مي‌نويسن و قرار ملاقات مي‌ذارن

،و هنوز ايشون رو نديدن .مي‌دوني

.نميشه همينطوري واردِ همچين اداره‌اي شد .ايشون مردِ خيلي‌خيلي پُرمشغله‌اي هستن

،خُب پس چرا نميري منزل ... واسش يه نامه بنويسي

و ببيني چي ميشه، ها؟ - !آره. اوهوم -

اعصابتو بهم مي‌ريزه؟

تو دقيقاً اين دور و بر چکار مي‌کُني؟ .منظورم اينه که بايد خيلي سرت شلوغ باشه

کُلي خط‌کش و ماشين‌تحرير و چيزهايِ ديگه ،مي‌تونم رويِ ميزت ببينم

و همينطور دفترچه‌هايِ يادداشت ... و مداد و

!آخرش گرفتمت! گيرت آوردم .آره، مي‌دونم تو چه کاره‌اي

چرا قبلاً متوجهش نشدم؟ تو يه ملکه‌يِ زيبايي هستي، مگه نه؟

.يالا، اعتراف کُن ديگه .تو يه ملکه‌يِ زيبايي هستي. من مي‌دونم

،شرط مي‌بندم قبلاً ملکه‌يِ زيباييِ سال بودي نبودي؟

،شرط مي‌بندم رويِ صحنه .خيلي خوشگل، با عشوه و ناز قدم زدي

،مطمئنم کُلي کار واسه انجام‌دادن داري .و به‌هيچ‌وجه قصد ندارم مانعت بشم

پس چرا به اون محافظه‌کارِ پير که طبقه‌يِ بالاست يه تلفن نمي‌زني، ها؟

«و بهش بگي آقايِ «نابغه .منتظرِ تماسشه

متأسفم که مجبوري ... خيلي بهتر از اينها عمل کُني، گُل‌پسر

اگه واقعاً مي‌خواي مهم‌ترين آدمِ اين دنيا رو .تحتِ تأثير قرار بدي

پس چرا نمي‌زني به چاک، ها؟

و مي‌توني اين کارو با برداشتنِ شلوارِ شلخته‌ات !از رويِ ميزِ من شروع کُني

!آوووخ

!اين ديگه زياده‌رويه

!اين، خانم، جنگه

ببين، ميشه منو به «فارسون» وصل کُني؟ .يه موردِ اضطراريه. آره

.تا جايي که مي‌توني سريع

فارسون»، خودتي؟»

.ببين، اين شگفت‌انگيزه .ما همه اينجا گير کرديم

.«ببين، اينجا پُره از يه توده‌يِ عظيمِ آت‌آشغال، «فارسون .ما همه‌مون گير کرديم. همه‌مون افتاديم زيرش

: [آلن گينزبرگ» [نويسنده و شاعرِ آمريکايي» "... آه، از سرِ نفرت، زندگيم را صرف کرده‌ام از برايِ انکارِ تصويرِ خودم"

".و نفرينِ پستان‌هايِ پندار"

".انکار کرده‌ام قدرتم را"

،پس زندگي مي‌کُنم اينچنين" "!و خواهم مُرد چنين

و في‌الحال" "... بس است استفراغ

،جمجمه‌يِ نامرئي" "... ترس از استخوان‌ها

چنگ‌زدن بر" "... مرد و زن و کودک

تا آنگاه که" "... فرا مي‌رسد نوبتم

،و وارد مي‌گردم به آن حفره‌يِ کور" ".و مبدل مي‌گردم به صخره‌اي کور

بشين. تا يه لحظه‌يِ ديگه .کارم تموم ميشه

ببين، اگه به‌نظرت قراره که ... اين سرگرم‌کُننده باشه

Herostratus subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left