The first 200 lines.
...آنچه در "روزی روزگاری" گذشت
اسم من لوسیه. من دخترتم
درست مثل کتابت
یادت نمیاد چون طلسم شدی
!لوسی، این یه طلسم نیست
از کجا میدونی؟
میدونم چون قبلا یه خانواده داشتم
و از دست دادمشون
من و شاهزاده به خوبی و خوشی زندگی میکنیم؟
معمولا قبلش مشکلاتی پیش میاد
ممنون بابت درسها
!اون دختر شاهزاده رو کشت
موتورم رو بردار و همونجا که همدیگه رو دیدیم منتظرم باش
دروازهی رو به سرزمینم نیمه شب باز میشه
هنری؟
!هنری
هنری؟
...همین الان همراهم بیا
قاتل
نه، دروغه. من کاری نکردم
یه قاتل دقیقا همینو میگه
فکرشم نکن
سلام
من "تیانا" هستم
سیندرلا
«روزي روزگاري» قـسـمـت سه از فـصـل هفتم "باغ مسیرهای سه راهه"
و مهرناز DCمترجم: شيرين Shirin DC , Mary Gold
صبح بخیر، جی
چی شده؟
از طرف لوسیه؟
آره
انقدر دلم براش تنگ شده که قلبم به درد اومده
از وقتی ویکتوریا اونو با خودش برده برای هم نامه مینویسیم
و کنار چاه باغ عمومی میذاریم
تا مبادا ویکتوریا بفهمه
ای جانم، عزیزم. خیلی متاسفم
لیلیـه. دیرم شده
ببین، من باید برم
ولی تو طاقت بیار
دخترتو پس میگیری. قول میدم
نمیدونم
شاید حق با لوسیه
شاید من واقعا طلسم شدم
نخیر، نشدی
بیا بغلم
بیا بغلم
بیا تو
کاراگاه یه دست ما قبلا اومده
اون چیه؟
مطمئن نبودم برای همچین دورهمیای چی مناسبه
بخاطر همین کمی دونات خریدم
درسته، چون کلید شکست دادن ویکتوریا بلفری
دونات پنجه خرسیه
دمت گرم، رفیق
باید رونی رو ببخشی یه کم بدخلقه
آره، خب تو اینجا تازه واردی، هنری
به زودی توام بدخلق میشی
بذار یه مدت بگذره
ما رو اینجا جمع کردی چون گفتی یه چیزی پیدا کردی
آره
دیشب یه مشتری داشتم
که برای هیئت ساختمان سازی کار میکنه
حسابی مست کرد
از دهنش پرید که قراره
از بلفری حسابی پول بکنه
ویکتوریا ازش خواسته بهش یه لطف بکنه
یارو گفت امروز ظهر قراره همدیگه رو
توی "هایپریون پلازا" روبروی برج بلفری ببینن
رشوه، مقامات رسمی، بازسازی محله
به قیمت رشوه به یه یاروی تازه وارد... خیلی خوبه
واقعا خوبه
منظورم اینه که بده
خیلی بده
داستان خوبیه، اتفاق... بدیه
گل گفتی
ممنون
من میرم سر و گوشی آب بدم
اگر دستم به یارو برسه
شاید بتونم ازش در مورد کثیف کاریای بلفری اطلاعات بگیرم
مثل اون پروندهی دختر گمشده؟
آره، عزیزم- میخوای زیر نظر بگیریش، هان؟-
خیلی... باحال به نظر میاد
همیشه کنجکاو بودم چطور میتونه باشه
اشکالی داره همراهت بیام؟
شرمنده، رفیق تنها باشم کمتر توجه جلب میکنم
نظرت چیه بچسبی به مهارتهای خودت
و کمی تحقیقات انجام بدی؟
ببین هدفمون کیه
پس من محققتون شدم دیگه
خیلی هم عالی
گاماس گاماس
من به کارم ادامه میدم ببینم خبر تازهای گیرم میاد یا نه
هی. انقدر اخم و تخم نکن
شیرینی پنجه خرسی خیلی خوبی خریدیا
پس واقعا حرفمو باور میکنی؟
آره. میدونم کسی که شاهزاده رو کشت بانو ترمین بود
چطور؟
چون به مراسم رقص نیومدم تا دل شاهزاده رو ببرم
اومدم تا حواسم بهش باشه
تو یه جاسوسی؟
من رهبر سازمان مقاومتی هستم
که برای براندازی مادر ناتنیت و خاندان سلطنتی شکل گرفت
الان؟
تا الان کجا بودین؟
وقتی که شاهزاده پدرمو کشت
و وقتی مادر ناتنیم منو زندانی کرد و مجبورم کرد خدمتکار اون و
خانوادهی ظالمش باشم
هان؟
بابت تمام اتفاقاتی که برات افتاده متاسفم
ولی داریم نهایت تلاشمون رو میکنیم
و بهت اطمینان میدم میتونیم تمام این اتفاقات رو خاتمه بدیم
دیدم چطور شمشیر زنی میکردی
خیلی میتونی به جنبش ما کمک کنی
من به جنبش شما هیچ علاقهای ندارم
شاهزاده برای کشتن پدرت به تنهایی اقدام نکرد
مادر ناتنیت... همه چیز رو برنامه ریزی کرد
توی صورتت میخونم میدونی که راست میگم
باید چیکار کنم؟
همراهم بیا
همین نزدیکیا یه کمپ مقاومت داریم
بهمون کمک کن جلوی مادر ناتنیت رو بگیریم
اون خونهت رو گرفت
و حالا میخواد خونهی تمام ماها رو بگیره
تمامی قلمرو
پدرت حین ایستادگی در برابرش مُرد
اجازه نده همهش پوچ بشه
سوار شو
!بجنب- این چیه؟-
از هر اسبی سریع تره
همینو بدونی کافیه
سوار شو
محکم بچسب
کفشت
...برای یه دوست میذارمش تا بدونه باید پیدام کنه
!چقدر قشنگ
از نامهها خبر دارم
و متاسفانه لوسی قرار نیست اون نامه یا هر چیز دیگهای
که براش روی اون چاه میذاری رو دریافت کنه
اینجا چه غلطی میکنی؟
برنامههام رو جلوتر آوردم تا زودتر آپارتمانها رو بسازم
تخریب امروز شروع میشه
ویکتوریا، تو نمیتونی
اگر بخاطر من نمیشه، حداقل بخاطر لوسی
ببین اینجا چیکار کرده
این باغ براش یه دنیا ارزش داره
کاریه که شده
مجوزهام همینجان
پس اگر نمیخوای همینجا چال بشی
پیشنهاد میدم منطقه رو تخلیه کنی
جلوت رو میگیرم
حفاری رو شروع کنید
کاغذ بازی... سخت ترین بخش شغلمونه
آره، خسته کنندهترین
اینم یه چیز خسته کنندهی دیگه
اینو برام به عنوان مدرک ثبت کن، باشه؟
متاسفانه نمیتونم
باید به یه کار دیگه رسیدگی کنم
اوه، جدا؟
چه کاری؟
...باید برم دادگاه
بخاطر یه جریمهی پارک ممنوع که قبل از ترفیع نوشته بودم
حقیقت یه کم دیرم شده
آهان
خب، به گمونم چرخ عدالت باید بچرخه دیگه
آره. ببین، دیر نمیکنم
من کیام که مانع عدالت بشم؟
سلام، جسیندا چه کاری از دستم برمیاد؟
به کمک نیاز دارم
باغ عمومی در خطره
اگر هر بار یکی با چنین جملهای میومد ...بهم یه سکه میدادن
جدی میگم
نمیدونم چطور انقدر سریع داره اتفاق میفته
ولی ویکتوریا الان داره از هم میپاشدش
تا برای آپارتمانهای مسخرهش آمادهش کنه
لوسی خیلی اون باغ رو دوست داره نمیتونم اجازه بدم این اتفاق بیفته
فکر کنم بالاخره فهمیدیم اون مبلغی
که به هیئت ساختمانسازی داده شد برای چی بود
کدوم مبلغ؟
هنری؟
سلام
اینج چیکار میکنی؟
آم... کمک میکنم
اگر برای مجوز به مردم پول میپردازه
به نظرم توی بازی خودش شکستش بدیم
"قوانین ساختمان سازی هایپریون هایتز
اگر توی این محله مجوز خرید مشروب بخوای
...باید از خیلی چیزا سر در بیار و من از خیلی چیزا سر در میارم
بخش 8، کسب و کارهای اطراف محله
زمانی که مردم ملکی را"
برای صلاح عمومی ضروری بدانند
"عملیات تخریب را میتوان لغو کرد
خب، چطور اینکارو بکنیم؟
یه دادخواست
به اندازهی کافی از مردم امضا بگیر اونوقت کار بلفری تمومه
ببین کی رهبر مردم شده
آره. من یه ملکهی عامه هستم
اومدیم ببینیم مستقر شدی یا نه
و میخوام به یکی معرفیت کنم
این "جرمایا"ست یکی از معتقدترین افراد جنبش ما
No comments yet. Be the first to leave one.