The first 200 lines.
"درود بر خداوند عادل"
خوشا به حال کسي که ميگه" "حقيقت اوست
"کمي ترش"
"کمي شيرين"
"کمي ترش"
"کمي شيرين"
"کمي ترش"
"کمي شيرين"
"کمي ترش"
"کمي شيرين"
"کمي ترش"
"کمي شيرين"
مرد به اين گندگي هنوز بلد نيستي کراواتــت رو ببندي!؟
يه خورده گيج ميشم تو که هستي، واسم ميبندي
جواب سونوگرافي اومد؟- آره-
خب؟- دوقلو-
دوقلو؟
راج، اين رانجيتــه دوست دوران دانشگاـم
سلام، رانجيت هستم راج کانا، از ديدنتون خوشوقتم-
ببخشيد نتونستم عروسيتون بيام ...اما همين که فهميدم
آرچنا بارداره گفتم... شخصا بيام بهتون تبريک بگم
ممنون
رانجيت حتما خستهاي، بيا اتاقت رو نشون بدم بعدا ميبينمتون-
بفرماييد بيا-
راج، چرا اين آقا اينجا بمونه؟- چرا؟ دوست آرچناست-
معمولي بنظر مياد
خب که چي؟ميتونه بره هتل من که خوشم نمياد، بقيهش باخودتون
رانجيت، تو اصلا عوض نشدي
همه چي رو فهميدم، راج تو دانشگاه، آرچنا و رانجيت خيلي با هم صميمي بودن
مردم همش درباره اونا حرف ميزدن رانجيت هم دختر بازه حرفه ايه
راج، بنظرت با يه غريبه اينجوري بخندي و حرف بزني، درسته؟
راج، ازش بپرس با رانجيت چه صنمي داره؟
راج، خواهرت داره تهمت ميزنه طلاق گرفته اومده اينجا که چي؟
نميتونه خوشبختي کسي رو تحمل کنه- حرف مفت نزن-
تو و رانجيت با همديگه رابطه دارين
!!!آرچنـــا
راج، روي من دست بلند کردي؟- من جواب اين سوال رو ميخوام-
بين تو و رانجيت چه خبره؟- ...من به اين سوال-
مزخرف جوابي نميدم..- جواب بده، آرچنا-
راج، من از اين خونه ميرم
راج، من براي هميشه از اين خونه ميرم
توي تصادف يکي از بچهها نجات پيدا کرد و آرچنا اون يکي بچه رو بهم داد
و گفت از اين به بعد تو هيچ رابطهاي با اين بچه نداري نه ما باهاش رابطهاي داريم
خيلي تلاش کردم بهش بفهمونم ولي قبول نکرد
اگه بزرگ بشه بگه مادرم کجاست، چي؟؟ بهش بگو توي تصادف مرده-
راج، چيکار ميکني؟ ديوونه شدي؟
چيکار ميکني؟
همش دارم از درون زجر ميکشم بايد يه روزي خودمو تموم کنم
فقط يه دختر دارم امروزم تولدشه
اما از صبح که پيداش نيست- دختره اصلا حواسش به پدرش نيست-
اما من هستم، خواهر ناتنيت- نه آبجي، اينجوري نگو-
...تو از خواهر واقعيم بيشتر بهم محبت داشتي و گرنه
حرف از مردنت نزن قلبم به درد مياد
راج، امروز روز اول ماهــه بايد از بانک، پول نقد برداشت کنيم
تدي، از داييــت امضاء بگير بعد اون به اتاقش ببر.باشه؟
بريم دکتر
تا کي ميخواي اينجوري ادامه پيدا کنه ...بهتره تموم بشه، چرا نذاشتي
راج خودکشي کنه؟- ...زده به سرت اگه خودکشي کنه
همه اموال به اسم سويتي ميشن- چه فرقي ميکنه؟-
به هرحال همه اموال به سويتي ميرسن راج که به اسم تو وصيت نميکنه
22سال پيش اگه بهم گوش ميدادي حال و روزمون اين نبود
غيرممکنه دکتر
اگه نميخواي يکي رو بکشي پس دوتارو به آرچنا بده
نه، اگه دوتا بچه رو آرچنا ببره ...راج هوس بچههاش رو بکنه
احتمالش هست دوباره پيش آرچنا برگرده
بچهها دوباره به آغوش خانوادهشون برميگردن
خيلي مهمه که اينا از همديگه جدا بشن يه بچه پيش آرچنا ميمونه
يکي هم پيش راج ميمونه- ..حالا همون دختره-
سر راهت قرار گرفته...- ...اگه من بتونم دختره رو از پدرش متنفر کنم-
پس ميتونه حواسم بهش باشه- منظورت چيه؟-
دختره ازدواج ميکنه يه روزي از اين خونه ميره
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: نعيم و سميرا
از اسب افتاده؟
حالش خوبه؟
راج، چي شده؟
چي شده؟
سويتي، يه اسب سوار معموليه ..اما رفته با چابک سوارا
مسابقه داده..- گفته بودم-
يه روز اين دختره آبروت رو ميبره
يه جوري افتادي همه فکر کردن خودت نيوفتادي بلکه اسب روي افتاده و لهت کرده
هنوز هيچ اسبي از مادر نزاييده من رو زير بگيره
با باختن توي مسابقه تا حالا کسي اينقدر پول در نيورده
قرار نيست همش ببري گاهي وقتا با باختن هم ميشه پول زياد در آورد، مثل تو که امروز سود کردي
يه دختر زرنگي مثل تو بايد بره انگليس ...اونجا يه رفيق صميمي دارم
اسمش چاولاس اگه پيش اون بري پولدار ميشه
و تو هم يه چيزي به جيب ميزني...- درباره ش فکر ميکنم، خداحافظ-
!!سويتي
سويتي، از اسب افتادي؟ چيزيت که نشده؟ حالت خوبه؟
ناراحتي که با پاهاي خودم دارم ميام؟ ..شايد يه چند نفر من رو
ميوردن خوشحال ميشدي؟...- چي داري ميگي؟-
من شنيدم با چابک سوارا مسابقه دادي؟- درست شنيدي-
من براي برنده شدن مسابقه دادم امروز هزاران نفر براي برنده شدنم جيغ ميکشيدن
اما همين که عمدا از رو اسب پريدم همه اونايي که جيغ ميکشيدن، باختن
و مني که همش توي زندگيم بازندهم ...امروز با باختم، پيروز شدم
چه نيازي به اين کاراست؟ تو چي کم داري؟
اين خونه، اين همه پول- تف توي ثروتـت--
چرا اينقدر از من متنفري؟ من چيکار کردم؟
و چه کارا برات نکردم؟ تلاش کردم به نحو احسن تربيتـت کنم
چرا اشتباه برداشت ميکني، من که توي مدرسه شبانه روزي بزرگ شدم شما فقط پولش رو دادي
مثل يه خدمتکار اصلا براتون فرقي نميکرد که يک دختر دارين
يه نگاه به خودت بنداز همش در حال مشروب خوردني
...شايد بخاطر مشروب، سهل انگاري کردم- سهل انگاري نه بلکه مرتکب جرم شدي-
تو مادرم رو کشتي- !!نه-
اون توي تصادف مرده- دليل اون تصادف کي بوده؟-
!شما بودي !!عمه همه چي رو بهم گفته
شما رو مامانم دست بلند کردي
اونم با ناراحتي رفته و بين راه تصادف کرده
نه تنها پدر بدرد نخوري هستي بلکه قاتل مادرم هم هستي
!ازت متنفرم
!ازت متنفــــرم
!ازت متنفــــرم
عين مامانشه !بي ادب
ديگه نميتونم تنفر سويتي رو تحمل کنم
بعضي وقتا ميخوام بهش واقعيت رو بگم
چي ميخواي بهش بگي، راج؟ که مادرش سرکش بود؟
که با يه مرد ديگه رابطه داشته؟
!تولدت مبارک تينــا !!مامان-
اين يکي مال تو مرسي-
يه بوس هم بده بياد
!مامــان
!دخترم
22سال پيش خواهر دوقلوـت قبل از اينکه متولد بشه، مرد
ميدونم ديگه برنميگرده ولي مادرم ديگه
...بعضي وقتا ميگم معجزه ميشه و برميگرده
و تموم هديههاي تولدش رو بهش ميدم
چقدر خوشحال ميشه، نه؟
خوبم، خوبم
!تينــا
تينـــا
مامان، عمو رانجيت اومد
!تينـــا
عمو رانجيت
تولدت مبارک
!مرســي
تولدت مبارک تيــنا مرسي خاله جون-
هديه تولدم کو؟
حتما، بيا ببينم
نه تو رو خدا، مامان
نکن عمو رانجيت
مثل باباش قلقلکيه
چي شده دخترم؟- فقط ياد بابام افتادم-
من برم چايي درست کنم
آرچنــا
تينا بزرگ شده درک و فهمش بالا رفته
چرا بهش نگفتي که راج زندست هنوز نمرده؟
چرا بگم؟ راج تا حالا دنبال دخترش اومده ازش چيزي پرسيده؟
...نه رانجيت، هنوز نميتونم اون روز رو فراموش کنم
متاسفم، آرچنـا
...بخاطر تصادف نتونستيم بچه دومت رو نجات بديم
راج ميدونه؟- آره راج همه چي رو ميدونه-
...اونم بهم گفت بهت بگم که از الان
به بعد نه با تو و نه با اين بچه هيچ صنمي نداره...
بچه رو بردار و هرجا دوست داري برو و ديگه هم براي ديدن راج تلاش نکن
اون روز بود که راج باهام قطع رابطه کرد- ...هر چي بگي آرچنا-
ميخوام تو و راج باز کنار هم باشيد تينا هم باباش رو ميبينه
ديد بدي که نسبت به من داشت هم از بين ميره
نه رانجيت، تو مقصر نيستي راج خودش مقصره
که نتونست جلوي اون خواهر بدخلقش رو بگيره
الان با راج صحبت ميکنم- چرا با اون حرف ميزني؟-
خانم خونه تويي- چرا نميگيري دکتر؟؟؟-
فرماليته ست
دوياني، باهات کار دارم- اين پيرمرد هم نميدونه کي بياد-
باهام درست صحبت کن من 20سال خدمتگذار اين خونهـم
قديميترين خدمتکار خونهم اونم وفادار
!خفه شو تو چشات کم سو شدن، گوشات هم که نميشنون
تاريخ انقضات تموم شده، چطور هنوز زنده ايي؟
بابا برام يه پيام فرستاده- بابات هنوز زندست؟-
نه فقط تو داري؟ مگه تو رو دانلود کردن؟
بابام خيلي ناراحته هفته بعد، تولد بابابزرگه
بابابزرگ هم داري؟- ...بنظر کل خاندانت-
دانلود هستن؟ تو اصلا از خاندانت خبر داري؟
!خفه شو پيرمرد- دکتر گلوش رو فشار نده-
!ولش کن
بعد اينکه راج رو ديدم، برميگردم
!راج، يه خبر خوب
اين خونه خيلي وقته رنگ خوشحالي رو نديده حالا چي شده؟
!عروسي بهترين دليل خوشحالي
متوجه نشدم- مقدمات عروسي سويتي رو فراهم کردم-
هفته بعد
سويتي؟؟؟
پسره کيه؟- پسر خيلي خوبيه-
سويتي پسره رو ديده؟- امروز خانواده پسر رو براي ناهار دعوت کردم-
سويتي هم اون رو ميبينه تو هم ميبينيش
سويتي، عزيزم
چيه عمه؟ امروز مهربون شدين؟
کل خونه رو گشتم اونوقت تو اينجايي؟- ...من که به هر حال
توي اين خونه نيستم...- امروز هيچ حرفات رو به دل نميگيرم-
امروز خيلي خوشحالم عروسيت رو اوکي کردم
چي؟ تو چيکارهاي؟
سويتي
...اگه امروز مامانت زنده بود واسه عروسيت هيچ کاري نميکرد؟
درسته من مامانت نيستم ولي جاي مادرت که هستم
راج همش غرق خوردن مشروبـه نسبت به تو احساس مسئوليت نميکنه
من بايد احساس مسئوليت کنم ازدواج توي زندگي نيازه
کدوم زني بدون شوهر توي زندگيش دووم مياره، از من بپرس
!معذرت ميخوام عمه
من هميشه دربارت بد فکر ميکردم
خانواده پسر کي ميان؟
با شنيدن حرفاي شيرين شما ديگه نيازي نيست شيريني ميل کنيم
بفرمايين- نه ممنون، داداش دخترتون کجاست؟-
No comments yet. Be the first to leave one.