The first 200 lines.
کارول در سال 2004 به جرم قتل چهارده دختر جوان محکوم شد
"اين کار رو نکن "جو
بين اون و "کلر" يه اتفاقي افتاده
و حالا ميخواد که اون رو بکشه
و ميخواد بهت فرصت نجات دادنش رو بده
اون فقط ميخواد فرصت شاهد مرگش شدن رو بهم بده
ما يه مشکل داريم پارکر" مفقود شده"
اي واي، چه بد شد
فقط يه کوچولو دير رسيدي
رايان" اين کار رو نکن"
عجب ضد حالي شد
يعني ماجراي من و تو
چجوري ميخواد به پايان برسه "رايان"؟
يعني خوبي ميخواد بر پليدي پيروز بشه؟
يعني قهرمان دخترک رو نجات ميده؟
بيا شروع کنيم
!نه! نه
اون مرده؟ جسدش رو پيدا کردند؟
آره، اون چيزي رو که ازش باقي مونده
تو بايد مطمئن بشي که خودش بوده، مطمئني؟
به زودي تاييديه ي رسميش به دستمون ميرسه
"زندگي قاتل زنجيره اي "جو کارول اوايل صبح امروز وقتي که توي آتش
سوخت و مرد به پايان رسيد
رسماً تاييد شده که "جو کارول" مرده
حقيقت داره؟
اون مرده
گرسنه اي؟ - آره، خيلي -
من ميرم خودم رو تميز کنم
اين رو پايين پله ها تحويل گرفتيم
ممنون، رفيق
خب، مثل اينکه داره بوي غذا مياد
!"کلر"
!رايان"، نه!، نه"
!نه
!نه، نه
!نه، نه
...نه، خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
MiLaD & T.O.B با افتخار تقديم ميکنند
برگردان فارسي ميلاد و آرکو VMiLaD & Normal
کلر" کجاست؟" اون حالش خوبه؟
فشار خونش داره مياد پايين
داره خونريزي ميکنه
فشار نداره
داريم از دستش ميديم
..."مايک"
کلر" حالش چطوره؟"
"قسمت اول از فصل دوم سريال "دنبال کننده Resurrection - رستاخيز
يک سال بعد
اين هفته کتاب جديدي تونسته پرفروشترين بشه
که اسمش "تراژدي هيونپورت" هستش
کتابي درباره داستان حقيقي جو کارول" و فرقه ي قاتلينش هست"
اثر "کري کوک" هستش
اين هفته سالروز
مرگ "جو کارول" پيش رومونه
و در واقع قراره به زودي کري کوک" به ما بپيونده"
تا درباره ي فرقه ي قاتلينش صحبت کنه
که ردي از خون و آشوب توي کل سواحل شرقي به جا گذاشتن
و مردم رو بهت زده کردند
آره واقعاً، اتفاقات ترسناکي افتاده باورت ميشه که يک سال از اين ماجرا گذشته؟
اولاش که اومده بودم اينجا داشتم راه رو اشتباهي مي رفتم
احساس پوچي ميکردم و از درون مرده بودم
شما دوباره من رو به زندگي برگردوندين
شما بهم نشون دادين که بايد با گذشتم کنار بيام
امروز يه زندگي دارم
بهتر از قبله؟ بعضي وقتها
حداقل متفاوته
...و گاهي وقتها لحظاتي هست که
ذره اي اميد پيدا ميکنم
اونروزها روزهاي خوبي هستند
و بقيه ي روزها
به همون اميدها تکيه مي کنم
اين شام بخاطر خواهرزاده اته؟
آره، ازم ميخواد که با دوست پسر جديدش آشنا بشم
خودمم دقيقاً نميدونم چرا؟
شايد از اينکه تو رو کنار خودش داره خوشحاله
و ميخواد که زندگيش رو باهات به اشتراک بذاره
ممکنه
راستش رو بگين، چقدر ديوونه ام من نه؟
"کارت عالي بود "مليسا
واقعاً حس خوبي داره که با بقيه درد و دل کني، مگه نه؟
چرا هميشه اينطور به نظر ميرسه که مخاطب حرفهات منم؟
من پشتيبانت هستم
فکر کنم بايد يادآوري کنم که فقط 5 ماهه که پاکم
خب اينم يه دليل ديگه براي اينکه دهن مبارک رو باز کني تا يکي بفهمه که درونت چه خبره
باشه، باشه، باشه، باشه
خب، همه جا ريخت و پاش هستش
با يه قاتل بي نظم طرف هستيم
ديگه چي ميبينين؟
قاتل چپ دست بوده
زخم چاقو از چپ به راسته
مطمئني؟
ممکنه با دست راست به سمت راستش ضربه زده باشه
اگه مهاجم اين شکلي بهش زده باشه
لباس زيرش روي زمينه
اما قرباني لباس زير پوشيده
...و اين به اين معناست که
دختر اصلاً سليقه نداشته
چرا رفته طرح پنگي خريده؟
پس احتمالاً رقاصه هستش و براي بزرگسالان برنامه اجرا ميکرده
يه جنايت از روي نفرته؟
ميتونه يه قتل بخاطر مسائل مذهبي باشه با خشونت و انگيزشي ناگهاني رخ داده
بهش تجاوز نشده اما گويا بخاطر رابطه ي جنسي بوده
لباس زيرش که کنار صندليه روش لکه ست
که اين يعني؟
صندلي روي بدن دختره بوده
پسره هم داشته خود ارضايي ميکرده و بعدشم نشسته که ترتيبش رو بده
و خوني هم که روي سمت چپ ميز هستش
جاييه که چاقوش رو اونجا گذاشته
چون از همون دست براي کشتنش استفاده کرده
چون پسر چپ دست بوده
...خيلي خب، خيلي خب
سلام
سلام، دير که نکردم؟
تو اولين کسي هستي که رسيده
خب حالا تنهايي؟
اون داره ماشين رو پارک ميکنه
اسمش "کريس"ه
اهل کاليفرنياست
و توي "ساکرامنتو"يي جايي بزرگ شده
توي "دولچه" به عنوان شيريني پز کار ميکنه
آهان
داري درباره اش قضاوت ميکني
درباره اش قضاوت نکن - !نه بابا، درباره اش قضاوت نکردم -
"نه، من فقط گفتم "آهان
اونم بخاطر اينکه فهميدم يه شيريني پزه، باشه؟
شايد بهتر باشه صداش رو در نياري
سلام
من "رايان" هستم - سلام، منم "کريس" هستم -
از آشنايي باهات خوشوقتم - بفرما -
ممنون
رايان" بهم گفته که براي نيروي پلس کار ميکني"
آره يه پليسم، پليس نيويورک
براي واحد اطلاعاتشون کار ميکنه
تازگي ها هم کارآگاه شده
اين کار خدمت و فداکاري يه رسم خانوادگيه؟
خب پدرم و برادرش يه آتش نشان بود
پدرم يه پليس بود و عموم هم يه پليس بود
خب راستش "مکس" بهم گفت يه چيز سالم براي قلب
اما بايد بگم که از اين بابت تضميني نميکنم
خوشمزه بنظر ميرسه
واقعاً از "بري" خوشم مياد
پشتيبانته مگه نه؟
اين دختر "مليسا" هم تيکه ايه براي خودش
منظورم براي خودته بهتره بري سراغش
من هم از پسر شيريني پزمون خوشم مياد
جدي؟
فقط کاش کمي خشن تر بود
ممنون
بابت چي؟
ميدونم امشب براي چي اينجايي
خب فکر ميکردم تحمل اين هفته کمي برات سخت باشه
حالا هست؟
خب، هنوز هست و
هر جا رو که نگاه ميکنم مي خوره تو صورتم
کمي حواس پرتي ميتونه خوب باشه
"ايستگاه مترو ميدان "يونيون
!رستاخيز
!رستاخيز
!رستاخيز - !رستاخيز -
!جو کارول" زنده است"
رايان هاردي" نميتونه جلومون رو بگيره"
رستاخيز داره فرا ميرسه
رستاخيز داره فرا ميرسه
!کمکم کنين، خواهش ميکنم
چند نفر مردن؟ چند نفر مردن؟
پنج نفر مردن و يه قرباني تونسته نجات پيدا کنه
و در حال حاضر توي بيمارستان
مموريال" منهتن بابت ضربات وارده" تحت درمان قرار ميگيره
مظنوني هم دارين؟
حداقل سه نفر عامل انجام اين جنايت بودن
تحقيقات در اينباره همچنان ادامه داره
کميسر فکر ميکنين که اينها ميتونه
کار فرقه ي "جو کارول" باشه؟
لطفاً گمانه زني نکنيد
قربان اين هفته سالروز تراژدي "هيونپورت"ه
تمام نکات لازم بيان شد ممنون
آيا ميراث "جو کارول" همچنان زنده ست و داره توي نيويورک زندگي ميکنه؟
اين ترسيست که با کشته شدن پنج نفر به دل مردم ...شهر نيويورک رخنه کرده
نميخوان بگن که آيا اين حملات هيچگونه ربطي
به "جو کارول" داره يا نه؟ ...اما در اين هفته اولين
"سلام "مايک
مامور "فيليپس" چه کاري از دستم برمياد؟
مي خوام باهامون به نيويورک بياي
تو يه پرونده ي زنده هستي
ميتوني کمک زيادي بهمون بکني
ميخواين بهتون مشاوره بدم؟
من فعال نيستم و فعلاً از کار معلقم
و قراره که توي ژانويه تجديد نظر کنن
هيئت عالي منصفه عليه ات اعلام جرم نکرده
تورو تبرئه کردن
بيا بريم نيويورک
اگه همه چي خوب پيش بره خودم ترتيب بقيه ي کارها رو ميدم
تمام فکر و دعاهام همراه قربانيان و خانواده هاشونه
اما با کمال احترام در مورد قضيه مترو و "جو کارول" من دخالتي ندارم
سلام به همه. قبل از اينکه بپرسين من دخالتي ندارم
مشاوره هم نمي دم و اصلاً اطلاعاتي در مورد قتل هاي مترو ندارم
"آقاي "هاردي
رئيس پليس منطقه اي "کن فيليپس" هستم
خوش اومدي. مامور ويژه "جينا مندز" هستم
پزشکي قانوني هنوز داره کارش رو مي کنه
No comments yet. Be the first to leave one.