The first 200 lines.
مشکلي نيست شما بيرون باشين
مشتاق ديدار
يادت رفته من قاتلم؟
خودت اين اتهامو بهم زدي
نمي خواي بشيني؟
تو آدم نکشتي
مي دونم بي گناهي
مي دوني؟
از کِي؟
از 12 سال پيش؟
يا امروز فهميدي؟
نمي تواني زمان را به عقب برگرداني) (و از نو شروع کني
سلام يه تُست به من مي دين؟
اين چه کفشيه پوشيدي؟
چشونه؟
به نظرت به تيپت مي خوره؟
بايد پرونده جانگ سوک هيون رو دوباره باز کنيم
برو همه مدارکو بررسي کن
همشونو حفظ کردم
ولي مي خواين دوباره از نو همه رو چک کنين؟
مي خوام به عنوان وکيل ازش دفاع کنم
خودتون فرستادينش زندان
حالا مي خواين ازش دفاع کنين؟
مي خوام تقاضاي محاکمه مجدد بدم
محاکمه مجدد؟ محاله
گفتم که فراموشش کن
اون 12 ساله تو زندانه
نمي تونم چشممو رو اشتباهم ببندم
دادگاه مجدد به اين راحتيا تشکيل نمي شه
سخت موافقت مي کنن
بعدم اگه معلوم شد بي گناهه چي کار مي کني؟
چه جوري مي خواي با عواقبش کنار بياي؟
عواقبش هرچي باشه قبول مي کنم
تو شريک ارشدي، يعني نماينده کل شرکت
اجازه نمي دم به خاطر خودت
شرکتو به خطر بندازي
من نيومدم اجازه تو رو بگيرم
اگه بخواي مي تونم جايگاهمو به عنوانِ شريک ارشد بدم به تو
کانگ سوک لج کردي؟
من نه عذاب وجدان دارم نه مي خوام عدالتو برقرار کنم
فقط اشتباه کردم و بايد اصلاحش کنم
مثل کاري که دو سال پيش
وقتي آقاي هام اشتباه کرد ازش خواستي
ببخشيد خودکار دارين؟
اگه زحمتي نيست اينا رو با هم بخونيم
خدانکرده بازم ناراحتت کردم؟
نه ممنون
آها يه چيز ديگه
اين چيه؟ از کجا آورديش؟
پيداش کردم... يعني از دستگاهِ بازي برنده شدم
زياد بازي مي کني؟
نه، دفعه اولم بود
مي دوني
همه زوايا رو اندازه گرفتم
و از انگشتاي فوق حساسم استفاده کردم که همون اول بگيرمش
اي بابا
خيال کردي نمي تونم بگيرمت؟
ايول
ببينم
من ديگه برم
خوشم اومد که با يون وو جور شدي
واقعا؟
واقعا؟؟
انگار بينتون اتفاقاي خوبي داره ميفته
نه بابا از اين خبرا نيست
پس چي؟ يون وو عشقشو بهت اعتراف کرده؟
گفته با هم قرار بذارين؟
راستشو بخواي اوني که اعتراف کرد من بودم
من يون وو رو دوست دارم
واه، تو بي حيا شدي يا من سنم رفته بالا؟
تو" دوستش داري" چرا "من" دارم از خجالت آب مي شم؟
آره هم خجالت کشيدم، هم بهت حسوديم شد
دوهام
منظور واقعيت چيه؟
اين جا واردِ رابطه شدن سخته
نگه داشتنش سخت تر
مي دونم که تو خطا نمي کني
ولي از يون وو مطمئن نيستم
گفته باشم
آقاي جانگ متهم به
قتل يه خانوم دانشجو بوده
که با وجود تقاضاي تجديدنظر به زندان محکوم شده
و به خاطر سابقه فروش مواد ... همه فکر کردن گناهکاره
گناهکار نبود گناهکار به نظر ميومد
"دادستان چويي کانگ سوک از دادگاه مرکزي سئول"
"براي نشان دادن عزم دادستاني در"
"حمايت از زنان و کودکان"
"وي را به حبس محکوم کرد"
اشتباهه گفتم که خطا کردم
پس
مي خواين اعتراف کنين که 12 سال پيش اشتباه کردين؟
چرا؟
اگه اشتباهي صورت مي گيره بايد بعدا اصلاح بشه
تو رو نمي گم نرو تو حس
نه، شما خودتون خبر نداشتين دارين اشتباه مي کنين
ولي من خودم انتخاب کردم که اشتباه کنم
تو هم يه روز بايد همه چيو درست کني
ولي الان نه ... اگه الان اين کارو کني
اگه اين وسط اتفاق ناخوشايندي بيفته
... من و شما
نه، کل کارمنداي اين شرکت ممکنه از کار بيکار شن
يعني چي که هممون ممکنه از کار بيکار شيم؟
من
از همه شرکاي ارشد خواستم در اين مورد نظر بدن
چي؟ چي کار کردي؟
بقيه شرکا هم
نظر منو داشتن
اگه کانگ سوک جلوي دادستاني وايسه
به نظر من و بقيه شرکا
... کل شرکتمون ممکنه
اوني که شرکتو تو خطر ميندازه کانگ سوک نيست
تويي، تو
چي؟- دادستاني؟-
بدتر از فشار از بيرون
اختلاف داخليه هنوز نفهميدي؟
بعدشم شرکتي که سنگشو به سينه مي زني
مال منه
پس خواهشا وقتتو تلف نکن
کاري که بهت گفته شده رو انجام بده
چرا يهو عصبي شدي؟
خودت نشونم دادي که اشتباه کردم
بله دقيقا براي همين
اگه به خاطر من ... موقعيت شما به خطر بيفته
مي ترسي آتيشش دامن تو رم بگيره؟ آره؟
نه
بدترين کاري که تا حالا کردم استخدام تو بوده
اخراجت کنم همه چي حله
نمي شه زمانو به عقب برگردوند و از نو شروع کرد
ولي اگه الان همه چيو درست کنم جانگ سوک هيون
مي تونه سرنوشت متفاوتي داشته باشه
الان دلتون واسه جانگ سوک هيون سوخت؟
نه
مطمئنين احساساتي نشدين؟
احساساتي نشدم دارم منطقي قضاوت مي کنم
فقط مي خوام همه چيو درست کنم
در ضمن از کي تا حالا احساسات من واسه تو مهم شده؟
خيله خب پس از کجا شروع کنم؟
تو کاري نمي کني من، من بايد بکنم
پس بايد اول جانگ سوک هيون رو ببينين
... اين
آره
اين نامه ايه که کيم مين جو قبل از مرگش واسه تو نوشته
شما که مي گفتين همچين چيزي وجود نداره
خب واقعا اون موقع
وجود نداشت- پس يعني-
يهو از آسمون واستون نازل شد؟
يه نفر 12 سال پيش مدارکو زد نابود کرد
من مسئوليت اين اشتباهو قبول مي کنم
ديدي گفتم؟
...مين جو و من
هان سون ته
کيم جين گيو
اوني که از خونه کيم مين جو فرار کرد
الان اين جا حضور داره؟
از روزي که اومدم اين جا تا حالا
هر روز بهش فکر کردم
تو ذهنم گاهي هان سون ته رو مي کشم
گاهي هم
کيم جين گيو رو
... بعضي وقتام
منو مي کشي؟
درک مي کنم
ولي چون اونا عليه تو شهادت دادن
نمي شه نتيجه گرفت متهم واقعي ان
پس واسه چي اومدي اين جا؟
مي خوام وکيلت بشم و
ازت دفاع کنم
از من؟
چي؟ تو 12 سالِ تموم
منو انداختي اين تو، اون وقت چي؟ مي خواي ازم دفاع کني؟
چرا؟ که سه سال زودتر بيام بيرون بيفتم به پات؟
خيال کردي قدِ يه جو بهت اعتماد دارم؟
کي گفت بهم اعتماد کني؟
تو فقط باور کن که مجرم واقعي نيستي و
من تو رو از اين جا ميارم بيرون
خودتو مسخره کن
من مجازاتي که تو برام بُريدي رو تموم مي کنم و
انتقاممو ازت مي گيرم
فهميدي؟
جانگ سوک هيون با باز شدن پرونده مخالفه؟ چرا؟
فکر مي کنه اوني که زندگيشو خراب کرده من بودم
حق داره
پس با دادگاه موافقه با شما مخالفه
اون فکر مي کنه دو تا شاهد پرونده قاتل واقعي ان
اونا شهادت دادت که از صحنه جرم فرار کرده
شهادت اونا سند محکمي شد
واسه محکوميت سوک هيون
...اگه سوک هيون قاتل نباشه
اون دو نفر بيشتر از همه مشکوک مي زنن
اول بايد نظر سوک هيون رو عوض کنيم
منم مي خوام امتحان کنم
يه کار فوري ديگه هم داريم که بايد به اون برسيم
چي؟
مشتاق ديدار استاد
نمي خواستم واسه همچين مساله اي باهاتون تماس بگيرم
شرمنده
اشکال نداره وظيفمونه
بفرمايين داخل
ديروز تولد 20 سالگيش بود
نه استاد
No comments yet. Be the first to leave one.