The first 134 lines.
جایی که ما هیجانُ حس میکنیم
معرکه اس
فقط با عشق بمیر
فقط با عشق بمیر
من ساکورا میناموتو ام
امروز دارم سال دوم دبیرستانُشروع میکنم
معمولاً، یه جور کلوتزم ، وقتاییم هست که فکر نمیکنم همه رو باهم داشته باشم
ولی دیگه اینطوری نمیشه
من میخوام یه دختر خوب باشم
...واسه همین ، میدونم
روزای پر از هیجانُ خوب منتظرمه
...الان میرم تا
چیکار کنم ؟ چیکار کنم ؟
...زدم بیرون
فکرکنم زدم بیرون
رودخونه ی ماچیدا
استان ساگا
ساگا ؟
من تو ساگام ؟
سلام ، خانوم ،شما نمیتونیندیر وقت بیرون باشین
پلیس ساگا
قضیه چیه ؟
مگه میخوایی بازداشت شی ؟
چون من تورو بازداشت میکنم
من خودم میخوام بپیچم خونه شورتم خیس شده
جناب سروان ، لطفا کمکم کنین
... چی ... تو
خوبین ؟
سیک کن عقب
تو دیگه چه موجودیی ؟
چی ؟
یه زامبی ؟
چی شده ؟
اینن دیگه چیه ؟
...چرا من
یادم نمیاد
یه چیزی نیست
چرا من ؟
تو ساکورا میناموتویی
...دادا قبل
تو ده سال پیش مُردی
چی گفتی ؟
ولی الان برگشتی و یه زامبیی
مُردم ؟
زامبی ؟
از الان به بعد ، تو به عنوان زامبی شماره یک با تیمت واسه نجات ساگا کار میکنی
ام ... نظری ندارم تو چی گفتیُ اینجا چه خبره
زود میفهمی میخوای یا نه
گوش کن
از حالا به بعد ، باید هرکاری که میگن بکنی
اگه کارتُ انجام بدی ، مشکلی پیش نمیاد
چرا ؟
اسم من کوتارو تاتسومیه
... اون خیلی عجیبه ... اون
من اونیم که تورو بُت میکنه
....واسه چی اون
تو جیبش ماهی مرکب داره ؟
اوکی خانوما ، صبح بخیر
گفتم صـــبــح بــخــیــر
صبـ...ح ... بخیــ...ر؟
لازمته یکم ادب یادت بمونه
تو نمیتونی سیکیم خیاری کار کنی
بقیه رو ببین
هیچکدوم قبولت ندارن
سلام ، رومرو
خسته نباشی ، امروز دخترارُ گیر خودت کردی
توصیه ی انیمه : هیچوقت ماهی مرکب رو به سگ ندین
...خب ما الان اینجاییم
بیاین از امروز سخت کار کنیم تا شما بزرگترین بُت ها بشین
...اجازه
من میتونم بگم شاید تو امروز خیلی سرحالی ساکورا
...من فقط ... میخوام یه چیزی رو بگیرم
زود باش ازم بپرس
من ... مُردم ، درسته ؟
مطمئن باش ، تو زامبی شماره یکی ، خودتی
...من موندم ... چطوری زامبی شدم
بیخیال
قبلا فیلم زامبی ندیدی ؟
من فقط ... ضبط میکردم
خب تو رفتی اونجا
کجا ؟
کجاس که ما بهش نیاز داریم ؟
یکم اینطرف ، یکم اون طرف ، انفجار بوم و تو میری تو گور خودت درسته ؟
واقعا نمیگیری تو نیاز داری زامبی بشی ؟
فقط همینُ میخواستی بپرسی
...نه خب ،همینطورم
چرا من بُت شدم ؟
تا ساگا رو نجات بدی
یه بُت ؟
دقیقا
تو این روز و سال ، بُتای منطقه تبدیل به یه چیزی از گذشته میشن
ولی واسه همین رقابت از بین رفته
تو همه چی تو بزار روی این کارُ ساگا رو نجات بده
که خودت داری تبدیل میشی به یه چیزی از گذشته
و بوم
ما بهش میگیم پروژه ی زامبی لند ساگا ، بچه جون
ولی ... من حتی از وقتی زنده بودم چیزی یادم نمیاد
...پس تو ازم میخوایی یه بُت بشم یا ساگا رو نجات بدم
نه نمیخواد بگُرخی
بقیه بیشتر از تو بار سفرشونُ بستن
...عه ، خب اونا
عجیبن ؟
...خب آره
منظورم اینه ، این دختر از صبح ، 13 دفعه منو گاز گرفته
اونا افسانه ان
افسانه ؟
دقیقا
اونا دخترای افسانه ای ان که من من انتخاب کردم تا ساگا رو نجات بدن
و با خودت ، تیم نهایی تشکیل میشه
اوایل قرن اون با بکسش یه تنه همه ی کیوشو رو گرفت دورامی
رئیس موتور سوارای افسانه ای ، ساکی نیکایدو
این دختر تو دهه 1980 بُت بمب شد که تو کلاس خودش بود
بُت افسانه ای شوآ ، جونکو کوننو
From the turbulent time spanning the death of the shogunate to the Meiji era,
این زن تو لحظه ی انقلاب بود
جنده ی افسانه ای ، یوگیری
بعد از یه جمگ بزرگ تو یه نمایش طولانی
موفق شد علامت خودشُ بزاره توی هر شبکه ای
جادوی دختر بازیگر افسانه ای ، لیلی هوشیکاوا
تو مدت جنگ 2000
اون یه سنگدل از یگان ایرون فرای بود
بُت هیزیه افسانه ای ، آی میزونو
...وایسا ... اون نیست
یامادا تای افسانه ای
...و اونا عضو تو میشن تا
یه ثانیه وایسا ، فقط یه ثانیه
...اون یکی مونده به آخری
یامادا تای افسانه ای
شرمنده ، فکر نکنم این بود
...کدوم افسانه ای
یامادا تای
منظورم ، نمیشه ... یه چی دیگه باشه ؟
باید باشه بنظرت ؟
...ولی راجب افسانه ی اون
No comments yet. Be the first to leave one.