The first 200 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
خوبی؟ محلت صدمه ندیده؟
چهطور میتونم مثل تو بشم؟
اسمت چیه، خانم کوچولو؟
!مگومین
.اون دختر با نور قرمز انفجار روشن شده بود
.گرما و نوری که ازش ساتع میشد، بر روح آن تأثیر گذاشت
این داستان دختریه که پیشها اون، رو به عنوان یه جادوگر استثنایی میشناسن
ـگیزانـشگفت یک انفجار در این دنیای - سوبانوکو
اکثریت اونو به عنوان یک جادوگر دیوونهای جادوی انفجار میشناسند
،این داستان آن از زادگاهش
.و سفرش تا دیدار با همراهانشه
قسمت اول: جادوگران چشم لاکی
مگومین؟ اسم مستعارته؟
.نه اسم واقعیمه
.اوه... باشه
یعنی کی منو از اون مهر و موم آزاد کرد؟
وایسا، اون
جادوت یه چندتا از قطعات پازلی که بالأخره تموم کرده بود رو پرت کرد
کمکم میکنی پیداشون کنم؟
پازلت...؟
،خانم کوچولو، بگو ببینم
آدم بزرگای روستاتون بهت هشدار ندادن که اینورا نیایی؟
مامانم همیشه میگه جاهایی که راهت نمیدن
.معمولاً برای قایم کردن گنج استفاده میشه
.پس منم هرروز میآم اینجا
تو، ها؟
.انگار یه تشکر بهت بدهکارم خانم کوچولو
بهم بگو، آرزویی داری؟
آرزو؟
.خجالت نکش، هرچی میخوای بگو
.شاید به نظر نیام، ولی یه جادوگر عالی و خیلی قدرتمندم
!سلطهی جهانی
.بـ ببخشید، این یه خورده بود
خودمو تو چه دردسری انداختم؟ این دختر از آن چیزی که فکر میکند دردسر بیشتریه دارد؟
آم، چیز دیگهای هست بخوای؟
.پس بهم سینه گاوی عطا فرم
.فکر کنم اونم نشه
تازه خانم کوچولو، الآن چند سالته؟
هنوز به نظر تو سنی نمیرسی .که نگران این جور چیزا باشی
!پس... میخوام پادشاه شیاطین بشم
!بـ ببخشید! چیزی که گفتم رو اصلاح کنم
.در مقایسه با یه خفنی مثل تو، من فقط یه جادوگر با قدرت متوسطم
!پس فکر کنم فقط بتونم یه آرزوی متوسطت رو ارزه کنم
خب، من این تیکههای پازل رو گم کردم، کمکم میکنی پیداشون کنم؟
.هی، وایسا
!یه بزرگتر از اونم میتونم بدما انجام داد
تازه، باید یه چیز دیگه هم باشه، باید یه رویای بزرگتر داشته باشی
یه رویای بزرگ؟
.آره
.میخوام جادویی که الآن استفاده کردی رو بهم یاد بدی
...اون
!باید! لطفاً
.واقعاً پیشنهاد نمیدم این جادو رو یاد بگیری
.باشه پس. کمکم کن چندتا خرچنگ بگیرم
!اشتبا برداشت کردی
!لطفاً عین آدمای بدبخت نگام نکن
.فقط سعی میکنم بگم این طلسم کلی منفی داره
چه نوع جادوییه؟
...خب
.اسمش جادوی انفجاره، و قویترین نوعش هم هست
قوی ترینش؟
!قویترین
!ایول داری خواهر
.نگا اینا! فکر کنم خرچنگ کبابی بخوریم
.بریم چندتا گیاه خوراکی هم تا اینجایم جمع کنیم
!آره
!شام فردا خرچنگ
.که اینطور، که اینطور
!فرداشم خرچنگ! و ملخ
!شام فردا خرچنگ !فرداشم خرچنگ! و ملخ
!شام فردا خرچنگ !فرداشم خرچنگ
.خوشمزهن
...ممنـ.... واقعاً من نمی
بای
صدقه دادی؟
.چشماش گرسنه بودن
!ایول داری خواهر! چه بخشنده های
ها؟
!یکی خونهست
!هی مگومین، نگران شدم کسی خونه نبود
!برگشتی
!یوهو! باباس
هی، کومـ
!اوه، کلی هم گرفتید
!گرفتمت! گرفتمت
!عه نه! قلقلک نده! تمومش کن
.مامان
....ولی امشب
!سوکیاکی داریم
گوشت واقعی! چند ماه شده بود؟
، و امروز هم خاصه .چون هر نفر دوتا تیکه گیرش میآئ
گفتی دوتا!؟
بابا که سه تا میگیره! مگه نه؟
!نه خیر
خواهر، سوکیاکی چیه؟
.یه غذای لاکچریه که فقط تو مناسب های خاص میخورن
.با تخم مرغ میخورنش
تخم مرغ؟ یعنی همونایی که از مرغ در میآد؟
فکر کن روزی برسه که من کنار دخترهای عزیزم
.سر میز سوکیاکی داغ و تازه بشیم
.کار درستی کردم که خودم رو وقف هنرم کردم
کار این اخیراً اینقدر خوب بوده است؟
!آره که بوده
یه آدم بینظیر دیدم که ارزش .واقعی اجناس منو درک میکنه
.هی، مامانم سخت کار کرده
!البته! فروشتون معجزه کرده
.باید بگم مشتریمون خوب معاملهای گیرش اومد
...واقعاً قبولش سخته
چی!؟
این مشتری دقیقاً کیه!؟
عزیزم، چایی میآری؟
عزیزم... چایی؟
اوه عزیزم، البته که نمیآرم
چهطوری میتونیم وقتی هیچ کوفتی نفروختیم چاییم؟
.میتونی بعد از جمع شدن کارمون فکر لاکچری بازی باشی
!اوه
.واقعاً تعجب کردم که این چیزا رو اینجا میبینم
.مسافرید؟ لطفا راحت باشید
!مــم، فکر کن که انسانها توان ساختن چنین چیزی را داشته باشند
.اونو، بگذار ببینمش
!اوه عالیه !اولین مشتری امروزمون
.برو
.اون یکی از بهترین کارامه که کلی روش کار کردم
.به کسی که ارزشش رو ندونه نمیفروشمش
.اوه، دوباره داری اینا رو بی هیچ دلیلی بلغور میکنی
واقعاً میخوای به بچههای گرسنهمون دوباره بگی چیزی نتونستی بفروشی؟
.نه، واضحه که همچین چیزی رو همچین بازاری نمیفروشن
.میتونم بگم که یه جادوگر سازنده با مهارت خفنی
!قشنگ معلومه جنس رو میشناسید خانم
این باعث میشه سفرمون به .اینجا کاملاً ارزششو داشته باشه
دقیقاً قدرت جادویی که توی .این گذاشته شده خیلی زیاده
یه شاهکار واقعی، نه عین اون آشغالایی که .فقط به عنوان طلسم خوششانسی استفاده میشن
کـی اینطور؟
!این قابلیت کشش شخصی که میخواید رو داره
.واقعیتش من خیلی وقته دنبال یکی از عزیزانمم
.به نظر برای سفرم عالی میرسه
خب، با با این، ما صنعتگرهای شیاطین لاکی
!تضمین میکنیم که سفر شما موفقیتآمیز خواهد بود
!ده هزار اریس میشه
تضمین؟ یه جور پیمانه؟
!ها؟ آره، البته
!جالبه. میخرمش
!از خریدتون ممنونم
!واقعاً دختر شیرینی بود جنس خوبو هم میشناخت
!احتمالاً یه ماجراجوی مشهوره
.خب انگار کار خوبی انجام دادید
.مطمئنم که از خریدش راضیه
.و به لطف اون، ما میتونیم گوشت بخوریم
.و حالا من پول لباس جدید برای دخترم رو هم دارم
!غرور پدرانه منو گرفته
.درسته، مگومین
واقعاً واقعنی؟ اونم بعد از اینکه گفتی قراره لباسای قدیمی تو رو بپوشم؟
.خب، به نظر نمیرسید ازش خوشحال شده باشی
منظورم اینه که، با توجه به اینکه خودت دستکاریش ...کردی تا با مد روز بخونه
!هوی هوی! مادرت بود که کاری کرد اون استایل بگیره
!کاملاً لولهای بود
مردم از تعجب میپرسیدن: این دختر واقعاً رئیس آخره؟
.بیخیال، اون مال خیلی وقت پیشه
دقیقاً به همون دلیل .لولهایه که باهاش مخالفم
!کاملاً لولهای
،وقتی لباس آکادمی ما رو میپوشید
فقط وقتی بهتون میآد، که ست خودتون !رو به سبک خودتون بپوشید
!خیلی خفنی خواهر
!چه ناز
!دختر کوچولوم خیلی بزرگ شده
.اون تازه ثبتنام کرده عزیزم
!عزیزم، چای گرون گرونامون بیار
آب جوش داریم، نظرت راجع به اون چیه؟
...مامان، بابا، من قصد دارم توی آکادمی درس بخونم
!تا یه استاد خفن تو جادوی انفجار بشم
.به همگی برای ثبتنامشون تبریک میگم
و به معبد آموزش شیاطین لاکی
!و برترین آموزشگاه جادوی جهان خوش آمدید
!رد پریزن *زندان سرخ*
باشد که سفر شما در مسیر سحر و جادو غرق !در نور سرخ لاکی پوشیده شود
من اکنون از متن به تپش درآورندهی کتاب دوم
.خوب نیست، اگه مدیر بره تو بحر داستان دیگه تا شب توشه
تا دانشآموزان جدید ما
این فرصت را داشته باشند که به طور کامل با جزئیات زیاد
!اوه، و بدین وسیله پایان مراسم ثبت نام امسال رو اعلام میکنم
!هی! تازه داشت به جاهای خوبش میرسید
!حداقل بذار تا کتاب سوم حماسه برم
!پارسال که مشکلی نداشتی
.خب، برای همهتون توی کلاسای درس از فردا آرزوی موفقیت میکنم
.رد پریزن، اینجا جایی که اولین صفحه داستان من نوشته شده
اینها هم معاصرین من هستن که به زودی .تبدیل به پلهی ترقی من خواهند شد
.بالأخره تموم شد. مدیر نمیدونه کی باید بس کنه
کلاس 11 نفری، ها؟
.خب، روستای بزرگی نیست
.یازده برگزیده. یازده عدد جادوییه
.اوه ایول! به نظر خفن میآد
نمیآی مگومین؟
.تو خونهی نریماکی جشن داریم. خانوادهش میخونه دارن
.من برای دوست پیدا کردن اینجا نیومدم
تحسین برانگیزه. همین اولی کار از مراسم .ثبت نام ادای گرگ تنها رو در میآره
.اون میگیره
...بـ ببخشید
میتونم کمکتون کنم؟
عه... شما کی بودی دیگه؟
No comments yet. Be the first to leave one.