The first 144 lines.
زمین ... سیاره آبی و درخشان ما.
ولی زمین هرگز اونقدر که فکرش رو می کردیم آروم نبوده .
اگه پدرت یه وقتی بمیره ...
دایچی ؟
وقتشه که بیدار شی .
درسته ...
امروز ، ترم اول سال دوم دبیرستانم تموم میشه .
به عبارت دیگه ، تعطیلات تابستونی شروع میشه .
دنیای انیمه تقدیم می کند
Temari :کاری از
فکر می کردم اون برای تمرکز روی درساش تیم دو میدانی رو ترک می کنه ...
اون عادتای بدی مثل تا دیر وقت بیرون موندن پیدا کرده ؟
نه ، همچین چیزی نیست .
فکر کنم یه دلایلی برای اینکه نمراتش اینقدر افت کرده وجود داره .
تو اتاقم خیلی بازی می کردم .
البته ، بازی کامپیوتری و از این جور کارا می کردم .
ولی بیشتر وقتم رو با مطالعه کتاب ، یا پای اینترنت گذروندم .
از چیز خوندن خوشم میاد .
ولی اسم اینو نمی ذارن "مطالعه کردن " . این فقط یه جور بازیگوشیه .
اینو می فهمم .
بایدکم کم به فکر این باشی که بعد از دبیرستان می خوای چیکار کنی .
رویایی چیزی داری ؟
مثل این که بخوای دنباله رو پدرت باشی ؟
آقا ...
بله ؟
پدرش هیچ ارتباطی با برنامه های آینده اون نداره .
بعضی وقتا ...
فکر می کنم یه چیزی درونم اشتباهه و یه چیزیم هست .
ولی ، به احتمال زیاد ، این فقط تصوراتمه ،
و در واقع فقط دارم سعی می کنم از زیر کار در برم
چون از چیزایی که تو مدرسه یاد می دن خوشم نمیاد .
وایی ، دایچی ...
کاگاوا !
داری کار می کنی ؟
ملک خانوادگیمه اینجاست.
اشکالی نداره ناخونده بیام تو ؟
نگران نباش . والدینم خونه نیستن .
بیا تو .
اوه ، این دایچی کونه .
تو گذرگاه پیداش کردم .
اوه ؟ ساساکی و ؟
تو محشری ، دایچی کون !
واقعا ؟
هی ، بیاین دایچی کونم دعوت کنیم .
اگه اینکارو بکنیم ، آیانو میادش .
هر چی بیشتر باشیم بیشتر خوش میگذره !
راست می گی
هی ، ما می خوایم به یه ویلا تو ایزو بریم.
شما هم می خواین باهامون بیاین ؟
یه ویلا ؟
پیرمرد عینکییه می خواد غر بزنه ؟
اون پدر واقعیت نیست ، درسته ؟
از کجا می دونستی ؟
پدر دایچی یه فضانورد بوده .
موندم که شما اینو می دونین .
"بوده "؟
اون مرده .
این فیلم توسط یک شهروند محلی گرفته شده .
رنگین کمان عجیبی بر فراز مینامیتان دیده شده .
رنگین کمان عجیب مدور بر فراز آسمان شهرمینامیتان
به مدت 5 دقیقه ظاهر شده ، و بعد ناپدید شده .
این تویی ؟
و حالا ، پیش بینی وضعیت هوای فردا ...
دایچی کون ؟
چی شده ؟
متاسفم ... من به ویلا نمی یام .
ولی ...
از اینکه دعوتم کردین ممنونم .
ورود ممنوع
چقدر بزرگه !
هی ...
اون چیز آبی که روی سینه ته چیه ؟
این ؟
اسمش ستاره آبیه .
پدرم بهم دادتش .
خیلی قشنگه .
ضمنا ...
"یه پدر " چیه ؟
از کی بود که
تنفرم از بادی که در این روستا می وزه شروع شد ؟
این رنگین کمان آلبیونه ؟
بله ، قطعا .
موکو چان !
فردا ، بالاخره می تونی خلبان ماشین اون آدم خوبه بشی !
آره ، شنیدم که ...
بالاخره ، می تونم مفید واقع شم .
شما دوتا همیشه باهمین . چی ،شماها شی ایین ؟
ما نیستیم !
اصلا همچین چیزی نیستیم .
واقعا ؟
بعد تو تعطیلی بعدی ، بیاین با هم قرار بزاریم .
اوه ، جدی گرفتمتا .
چه بهتر !
فصل درو ئه .
بالاخره آخرین نفر رو پیدا کردیم ،
و ماشین آدم خوبه فعال میشه .
ما چرخ دنده های نجومی هستیم !
ما رویای جهان رو فاش می کنیم .
قضیه داره جالب میشه ...
دمای بدنش 38 درجه سانتی گراد زیر صفره .
خوشحالم که اینو می شنوم .
ولی منحصر به فرد بودنش باعث این پدیده شده ، نه ؟
خب ، هر چی باشه ، اون یه آواتاره .
هی خبرای دیروز رو دیدی ؟
اون رنگین کمان مدور ، درسته ؟
موندم که چی بود ...
هوای عجیب ؟
جدا ؟
رنگین کمان عجیب بر فراز مینامیتان
من قبلا اون رنگین کمان رو دیدم .
درد داره ؟
اصلا !
به هر حال ،
اگه بتونی تعجبم بندازی ...
اینو میدمش بهت !
تعجب می کنی
اگه از یه جایی بلندتر از این نرده ها بپرم ؟
امکان نداره ... نمی تونی از اونجا بپری !
صبر کن !
اصلا درد نداره .
مطمئنی ؟
من قول دادم ، درسته ؟
خب ، اگه بتونی سوپرایزم کنی ، پسش می دم .
خب ؟
باد این جزیره حس خوبی میده ، اینطور نیست ؟
اسمم دایچی ماناتسوئه .
من تپه آراشی ام .
هی ، دایچی ... می خوای بهت آخرین چیز جالب رو نشون بدم ؟
جالب ؟
این واقعا جالبه ، تپه !
تو عجیبی ، دایچی .
چطور ؟
به جزیره رمانتیک تانگاشیما خوش آمدین !
من برگشتم .
یه تماس از توشیاکی سان داشتم ...
اون گفت که تو نامه ت ننوشته بود کجا می خوای بری
ولی اون فکر می کرد که احتمالا میای اینجا .
وقتی کارت اینجا تموم شد ، برو خونه .
هی ...
پدرم واقعا تو یه تصادف مرده ؟
آنالیز نئو !
این ...
به نظر میاد یه آیو باشه !
این علامت ستاره ست .
No comments yet. Be the first to leave one.