The first 200 lines.
حيف که دير ـه وگرنه مثلِ خرس گرسنمه
خيله خــــب خبري نيست؟
فقط و فقط دارم يه صبح فوق العاده زيبا تو تگزاس رو مي بينم
اين چيه؟
اون دو تا تاکو مرغ ـه
چيه؟ مگه همين رو سفارش ندادي؟
نه ، من تينگا مرغ خواسته بودم
اين مولا مرغ ـه
تازه سس پيکو د گايو هم روش ريختي
مگه نمي دوني مولا خودش سس ـه؟
"آدم که رو خود سس ، سس نمي ريزه "سث
مگه اينکه اصلا حس چشايي نداشته باشي
يا هنوز نتونستي خودتُ با شرايط تطبيق بدي
من که راضي ـم آشغال گوشت و پنير پرورده نيست
....پــس
پنج سال زمان زيادي ـه
اوهوم
حالا تو اين مدت چه کارا کردي؟
...مي دوني
بايد زمانُ بکشي وگرنه زمان تو رو ميکشه
خب....منم حرف زدم ، حرف شنيدم
دومينو بازي کردم
، تو 5 سال وقت داشتي خودتُ اصلاح کني
اون وقت نشستي دومينو بازي کردي
يعني من بخاطر هيچي
تو رو از زندون لعنتي نجات دادم؟
"منم همينُ دارم ميگم "سث
تو نتونستي خودتُ تطبيق بدي
اگه من جاي تو ، اون تو بودم ...الان مدرک گرفته بودم
نه بابا؟ - شايد مدرک مهندسي... -
، اگه تو اون تو بودي
همون روز اول بخاطر مهارت هاي عامه پسندت
تيزي مي خوردي
من نيازي به مهارت هاي عامه پسند ندارم من خودم يه نابغه ـم
واقعا؟ نه بابا؟
حتما هم بخاطري که همه رو از دست خودت کلافه کردي؟
هيشکي تو کانزاس سراغي ازت نمي گيره
آخرين خبري که شنيدم اين بود که تو يه کلبه تو جنگل نزديک 'ايمپوريا' زندگي مي کني
گمونم نابغه ها همشون اينطوري زندگي مي کنن ، نه؟
اولا اينکه بستگي داره اينارو از کي شنيده باشي؟
از اون "کورتني" خوشگله که فقط يه مدت باهاش بودي؟
!ببين! پاي اونو نکش وسط - ، و دوما -
اهميت بي نياز شدن از ديگران رو از قلم ننداز
به دنياي اطرافت نگاه کن داداش
داره عوض ميشه
واقعا؟
آره
آره ، ديگه به اون باحاليِ سابق نيست
خب مي بيني؟ اينا به اين خاطره که تو يه سلول 8 در 10 زنداني بودي
اين روزا تو اخبار هم
همه ـش خبر از يه فاجعه جديد تو مايه هاي
فاجعه مالتوس ميدن - بي خيال -
و آدمي هم که نتونه سرپناه خودش رو پيدا کنه
، و غذاي خودش رو فراهم کنه داره عامل فاجعه ميشه
اون چيه ديگه؟
اين؟
اين تيغه شانس منه
تو يه مسابقه پرتاب چاقو بردمش
اين چاقو ـه؟
هان
خب ، چطوري ميشه بازش کرد؟
دکمه اي چيزي داره؟
ديگه روتُ زياد نکن
خب ببينم ، هورچاتا نداشتن؟
هور...چي چي؟ - بي خيال پسر -
، همون نوشيدني خوشمزه
که از برنج و دارچين و شير درست ميشه - خداي من -
ببينم چي شده يهو علاقه ـت به غذاي مکزيکي اينقدر زياد شده؟
جدي دارم ميگم ، خانومي چيزي اومده تو زندگيت
که من ازش خبر ندارم؟
اسمش "کارمن" ـي چيزي ـه؟
نکنه ساندويچ فروشي چيزي داره؟ داستان چيه؟
سث" ، من فقط دارم ميگم" بايد خودتُ با شرايط تطبيق بدي
خودمُ تطبيق بدم ، باشه
خب الان که خيلي دوست دارم اين مشت ـمُ به اون صورت لعنتي ـت تطبيق بدم ، ميفهمي؟
غذاتُ کوفت کن
حالا چون دارم تو جنگل زندگي مي کنم
دليل نميشه که ديگه نمي تونم واسه کارامون طرح ريزي کنم
بايد بذاري نقشه اين يکي رو خودم بکشم
ريچارد" ، گوش کن چي ميگم"
امروز تو ايالت تک ستاره روز قشنگيه
پس بهتره آزادي منو
و اين حقيقت انکارنشدني رو جشن بگيريم
که قراره همين جا و همين حالا تاريخ سازي بکنيم
برادران "گکو" دوباره برمي گردن
تخم هات که سرجاشه؟ - آره بدجوري هم بهم چسبيدن -
...هر حرومزاده اي که اذيتت کرد
تو هوامو داري
وقتشـه يه کم پولدار بشيم
و تو دستاي يه زن خوشگل بميريم
صبح بخير عزيزم
تـي وـي سنتر » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
'S!CAR!O | CyrusGreat' مـحـمـدرضــا و حـــمـــيد
از غـــروب تــا طلــوع
فصل اول - قسمت دوم رابطه خوني از همه چيز مهم تره
، و حالا اعلاميه اي فوري
اداره امنيت ملي در مورد دو مردي
که در سرقت وحشيانه امروز صبح
در "ابلين" دست داشته اند ، هشدار داد
، آنها به دنبال دو مرد
در حدود سي سال و داراي کت شلوار سرمه اي هستند
که انتظار ميره مسلح و خطرناک باشند
The Stanley Brothers | Angel Band
Oh Come, Angel Band اوه ، بياين دسته فرشتگان
Come & Around Me Stand بياين و کنار من بايستين
Oh, Bear Me Away On your Snowy White wings منو به روي بال هاي سفيدتون
To My Immortal Home به خانه ابدي ـم ببرين
گمونم بايد يه خورده از اون پول جمع آوري شده رو
خرج کلاس آواز مي کردم
بابايي گمون نکنم کليسا تحمل صداتو داشته باشن
خب تصميمت رو گرفتي؟ ميريم سمت ساحل؟
خب ، "کيتي" راستش منم نمي دونم
چطور ، تو دوست داري بريم ساحل؟
مگه تو مکزيک غير اين چه کاره ديگه اي ميشه کرد؟
خب ، من مطمئنم خيلي کاراي ديگه هم ميشه کرد
، درسته ساحل دارن
ولي کوه دارن دشت و صحرا هم دارن
خب سمت کدوم از اينا ميريم؟
هر کجا که بايد ما رو ببره
يالا ، با من بخون
I Am Weak But Thou Art Strong من ضعيف ـم ولي تو قدرتمندي Randy Travis | Just a Closer Walk with Thee
باشه ، بابا ممنون
Jesus, Keep Me From All Wrong خدايا منو از گناهان دور کن
I'll be... ....من راضي خواهمـ کيه؟
هيشکي
همون پسر "وينثروپ" ـي تو کليساست؟
اسمش "کايل"ـه
و مي خوادست بدونه کي برمي گرديم
کايل" مي تونه منتظر بمونه" ، راستش
خوبه که يه کم صبر کردن ياد بگيره
ها ها ، با مزه بود
...بابايي
اين قضيه خيلي يهويي بود ، اينطور فکر نمي کني؟
خب ، من ترجيح ميدم بگم خود بخود
ما که زياد نمي مونيم ، درسته؟
منظورم اينه من بايد برم مدرسه
خب تو و برادرت دانش آموزاي باهوشي هستين
پس يا خودتون رو ميرسونين يا براتون معلم خونگي مي گيرم
داري شوخي مي کني ديگه ، نه؟
بابا ، من امسال سال آخرمه
مراسم بازگشت به خونه دارم ...و دوستام و
کلي کار و زندگي دارم
، البته که داري
ولي خب فقط با من و برادرت اونم تو اين ماشين
!خداي من ، حداقل يه آتيشي روشن کن
اينطوري بدترش مي کنه
، و تا موقعي که به مکزيک برسيم
ممکنه ديگه با يه نوع
گاز ديگه بوش ادامه پيدا کنه
!خيلي حال بهم زني
من محشرم
...مثل اينا اون آدم تقديس يافته ، تندباد
اصلا بلدي اونو بخوني؟
عکساش رو دوست دارم
خبر که داري اون چيزا ساختگيه ، نه؟
آره ، ولي فقط قوانين ـش مثلِ قوانين بازنده ها
و اينکه ، هرچي عجيب غريب تر باشي
محبوب تر هم ميشي
هوم ، خب پس خيلي به درد اينکار مي خوري
!بدش به من !پسش بده
مناجات 46:1
!لطفا بدش به من
تو مثلِ يه دختر عقب مونده پيرو فرويد ميموني ، مي دونستي؟
دختر يه کشيش که عاشق پسري ـه که براش مناجات هاي انجيل رو ميفرسته
تو هم اشعار مسخره شيطاني مي نويسي
و تو هم داري مثلا با بابات قرار ميذاري
!آشغال
دوباره داري يادم ميندازي چرا مامان و بابا نصف چين رو سفر کردن
تا تو رو به فرزندي قبول کنن
هي ، اونجا چه خبره؟
داريم انجيل مي خونيم بابا
خب ، هنوز بهت نگفته داريم کجا ميريم؟
نوچ
نمي خواي بدوني؟
نه راستش
ولي اين سفر خيلي واقعا ديوونگيه محضه
آره
چون از وقتي که مامان مرده تو تفاوتي برات نکرده ، درسته؟
الان 6 ماه شده
آدما وقتي يکي ـشون ميميره يه کم عجيب ميشن
آره ولي مثلا موهاشون رو ميزنن ، يا مست مي کنن و اينا
نه اينکه کاروان مزخرف بخره ، و بچه هاشون بدزده
و به سمت مکزيک فرار کنه
خب اولا ما که فرار نمي کنيم
و اونم ما رو ندزديده
فقط....به يه کم استراحت نياز داره
!چه باحاله - "اسکات" -
گمونم صداي ماشين آتش نشاني شنيدم
خب ، بهتره از سر راهشون بريم کنار
من تکاور "تگزاس" ، "فردي گونزالس"ـم
يه تکاور کشته شده ، اينجا آتش سوزي شده
تو فروشگاه مشروب فروشي "دنياي بني" تو بزرگراه 83
ارل"ـه"
ارل مگ گرا"ـه"
نيروي کمکي فوري لازم دارم
و مي خوام تو تموم جاده هاي به سمت جنوب ايست بازرسي قرار داده بشه
"مظنونين سارقين بانک "ابلين سث" و "ريچي گکو" هستن
سوار يه ماشين فورد مرکوري کوگر مشکي مدل 1960 هستن
من در تعقيب اونا هستم
!تکاور "تگزاس"! برو کنار
No comments yet. Be the first to leave one.