Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba

Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba (鬼滅の刃)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

[AnimWorld] Kimetsu no Yaiba - 19 [Anime Khor & Prometheus]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

TS
Published on: 2019-08-10
Downloads: 83
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

!امکان نداره

!شمشیرم

!محشره

!کلا توی یه سطح دیگه است !اصلا ضربات شمشیرش یه چیز دیگه است

!یه سر و گردن از بقیه بالاترـه

!عین کره اون هیولای پوست‌کلفت رو برید

!محشره! محشره! محشره! محشره

این یارو دیگه کیه؟

!کف کردم، لعنتی

!یه لحظه وایسا

!با من بجنگ، هائوری ناسازگار

!تو یکی از دوازده کیزوکی رو شکست دادی

!و من تو رو شکست میدم !این نتیجه‌ایه که بهش رسیدم

...اگه بتونم

!باعث میشه من قوی‌ترین باشم

.برگرد و بیشتر تمرین کن. نادون

...چــــی

.اون نه یکی از دوازده کیزوکی بود نه چیزی نزدیک بهش

اینم نمی‌تونی تشخیص بدی؟

!معلومه که می‌تونم

!منم اصلا فکر نکردم اون یکی از دوازده کیزوکیه

!تانجیرو گفت اون یکی از دوازده کیزوکیه

من فقط حرف اون رو تکرار کردم، فهمیدی؟

چی شد؟ الآن منو بستی؟

!خیلی سریعه

!این یارو خیلی فرزه

!هی، وایسا بینم

اگه حتی نمی‌تونی تشخیص بدی چقدر صدمه دیدی .بهتره نزدیک میدان جنگ نشی

!صدات رو نمی‌شنوم !صدات خیلی کمه و زیادی تند راه میری

!مگه نمیگم وایسا؟

!همین الآن بازم کن

!هی! هی

!هـــــــــی

!الو

حالت خوبه؟

...بابابزگ

به کی میگی "بابابزرگ"؟

،تازه، بابابزرگ اومده بود

.و بهم گفت که تسلیم نشم

.پس حتما زندگیت از جلوی چشمات رد شد

طبق یه فرضیه، دلیل اینکه فرد موقع مرگ اون رو می‌بینه

اینه که دنبال راهی برای فرار از مرگ می‌گرده

.برای همین توی خاطراتش دنبال جواب می‌گرده

،خب، چون خودم هرگز تجربه‌ش نکردم .پس نمی‌تونم با اطمینان بگم

.آره. کارت خوب بود که با تنفس جریان پخش شدن زهر رو کند کردی

،اگه نمی‌تونستی این کار رو بکنی .تا الآن دیگه عنکبوت شده بودی

الآن پادزهر رو بهت تزریق می‌کنم، باشه؟

!عجله کنین! اینجا! اینجا

می‌تونی بیاریشون پایین؟

مراقب باش، باشه؟

!مشکلی نیست! همه‌شون زنده‌ن

!شمشیرم شکست

!باورم نمیشه

...تارهایی که این پسره کنترل می‌کنه

یعنی اونا از بدن اون شیطانی که نتونستم ببرم هم سخت‌ترن؟

!اوروکوداکی سان، هاگانزوکا سان، منو ببخشید

!بخاطر بی‌تجربگی من، شمشیرم شکست

!نه، الآن وقتش نیست

!فکر کن! فکر کن

،اگه نمی‌تونم اون تارها رو ببرم

!پس باید مستقیم برم تو صورتش

!فایده نداره

،اون تارها عین موجود زنده می‌مونن !نمی‌تونم ازشون رد بشم

،با اینکه داره خودداری می‌کنه که منو نکشه

!بازم تا این حد به من برتری داره

خب؟

هنوزم نمی‌خوای حرفت رو پس بگیری؟

.باشه

.در این‌صورت، تیکه‌تیکه میشی

!نمی‌تونم از همه‌شون جاخالی بدم

!نزوکو

!نزوکو! نزوکو

!از من محافظت کردی! ببخشید

.یه دختر از جعبه اومد بیرون و پرید روی شونه‌ش

!ولی هاله‌ی شیاطین رو داره

...تو

...اون

...دختر

خواهرته؟

اگه باشه چی؟

!زخمش خیلی عمیقه

!دست چپش داره جدا میشه

!زودباش خوب شو! زودباش خوب شو !زودباش خوب شو

...خواهر و برادر

...خواهر و برادر

.خواهره تبدیل به شیطان شده

ر-رویی؟

.با این‌حال، پیشش مونده

.خواهره از برادرش محافظت کرد

...جونش رو به خطر انداخت

!اون یه رابطه‌ی واقعیه

!می‌خوامش

!یـ یه لحظه صبر کن

!صبر کن! خواهش می‌کنم

!من خواهرتم !منو ول نکن

!خفه شو

.هیچ کدومتون نتونستین نقشتون رو خوب انجام بدین

.هیچوقت. حتی یه بار

.صـ صبر کن

من خواهری بودم که می‌خواستی، مگه نه؟

!یه فرصت دیگه برای جبران بهم بده

.پس برو اون آدمایی که دارن توی کوهستان پرسه می‌زنن رو بکش

.اگه این کار رو بکنی، برای اتفاقی که افتاد می‌بخشمت

.بـ باشه

.میرم می‌کشمشون

...پسرک

.پسرک، بیا حرف بزنیم

.بیا بیرون

پسرک؟

حرف بزنیم؟

.حقیقتش، واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

.دیدن رابطه‌ی شما باعث شد مو به تنم سیخ بشه

فکر نکنم کلمه‌ای توی این دنیا بتونه میزان .تحت تاثیر قرار گرفتنم رو توصیف کنه

.ولی الآن فقط مردن بدست من براتون مونده

اگه این اتفاق بیفته ناراحت‌کننده است، نه؟

.ولی یه راهی هست

.راهی که می‌ذاره از اون سرنوشت فرار کنین

...خواهرت

.خواهرت رو بده به من

،اگه بدون مقاومت بدیش به من .حداقل از جونت می‌گذرم

!نمی‌فهمم چی داری میگی

.خواهر تو میشه خواهر من

.از امروز

!واقعا که فکر نمی‌کنی قبول کنم

!بعدشم، نزوکو که شئ نیست

!احساس و اراده‌ی خودش رو داره

!امکان نداره خواهر تو بشه

.مشکلی نیست

.لازم نیست نگران باشی

.چون بین خودمون رابطه درست می‌کنم

.من از تو قوی‌ترم

.درباره‌ی رابطه‌ی ترس حرف می‌زنم

.بهش یاد میدم اگه ازم سرپیچی کنه چی میشه

!به اندازه‌ی کافی به مزخرفاتت گوش دادم

!استفاده از ترس برای بستن دست و پاشون رو نمیشه گفت پیوند خانوادگی

،تا وقتی این مشکل اساسی رو رفع نکنی

!هرگز به چیزی که می‌خوای نمی‌رسی

.خیلی رو اعصابی

میشه داد و بیداد نکنی؟

چشم تو چشم نیستیم، نه؟

!هیچوقت نزوکو رو بهت نمیدم

.من که مشکلی ندارم .می‌کشمت و می‌گیرمش

!قبلش من سرت رو می‌برم

!به این می‌گن روحیه

.می‌تونی تلاشت رو بکنی

پنج پایین

!البته اگه می‌تونی یکی از دوازده کیزوکی مثل من رو شکست بدی

...خانواده

،پدر نقش پدرانه‌ش رو داره

.و مادر هم نقش مادرانه‌ش رو

،والدین از فرزندانشون محافظت می‌کنن

.و خواهر و برادر بزرگتر از برادر یا خواهر کوچک‌ترشون محافظت می‌کنن

.هر اتفاقی هم بیفته

.حتی اگه جونشون به خطر بیفته

،از دید من

،اگه نتونی نقش خودت رو درک کنی

.دلیلی برای زنده موندنت نیست

تو چی؟

نقش تو چیه؟

.نقش تو اینه که خواهرت رو بدی به من و ناپدید بشی

،اگه نمی‌تونی این کار رو بکنی .پس فقط می‌تونی بمیری

.چون نمی‌تونی منو شکست بدی

...پنج پایین

...همونطور که فکر می‌کردم! اون قدرت

!این بچه یکی از دوازده کیزوکی واقعیه

.بریدن اون تارها کار آسونی نیست

باید چی‌کار کنم؟

...با این شمشیر شکسته

...اگه گردنش از تارهاش سفت‌تر باشه

.از طرز نگاهت خوشم نمیاد

...اونجوری خیره شدی

.چه احمقی هستی

...نکنه

فکر می‌کنی می‌تونی منو شکست بدی؟

!نزوکو

.خب، گرفتمش

حالا می‌فهمی نقشت چیه؟

!ولش کن

.بهت گفته بودم اگه مقابلم نایستی از جونت می‌گذرم

!نزوکو غیبش زد

!نزوکو

.انقدر داد و بیداد نکن

.مطمئنم این برای کشتنش کافی نیست

.هرچی نباشه شیطانه

.ولی ظاهرا باید بهش یه درس حسابی بدم

.می‌ذارم یه مدت خونریزی کنه

،اگه بازم مطیع نشد

...می‌ذارم تا غروب همین‌جوری بمونه

.و یکم بپوسه

...بذار نزوکو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left