Release info

The Seven Deadly Sins Grudge of Edinburgh Part 2 [AioFilm org]
A Commentary by AioFilm
🔷 Dead Son آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-08-09
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

اون احمق الان داره چیکار میکنه؟

!هاه؟ تو

فکر کنم پیکان ها واسه این جثه زیادی کوچیکن

برگرد! این جونور زیادی قویه

فکر میکنی به اندازه کافی قوی نیستم، ها؟

...آره، خب، من پر از چیزای غافلگیرکننده ام

ها؟

ها؟

...تو

!امکان نداره

!لنسلوت

هفت گناه کبیره

کینه ادینبورگ پارت 2

...امکان نداره

این همه مدت خودت بودی؟

حس میکنم تازه از یه کابوس بیدار شدم

فکر کنم یه انسان رومون یه طلسمی گذاشت

غول و شیاطین؟

از کجا اومدن؟ اینجا چیکار میکنن؟

اون هیولایی که باهاش جنگیدیمو دیدی؟ یه نفر اون موجوداتو تبدیل به اون هیولا کرد

و برای اون یکی هم از نژاد پریا استفاده کردن

.خیلی ازتون ممنونم شما ما رو نجات دادین درسته؟

.آدمیزاد تا ابد مدیون توییم

،از امروز ما دین سنگینی به تو داریم

.حرفشم نزن صرفاً خوش شانس بودین که من اینجا بودم

باید از اینجا برید. چون ممکنه هرلحظه نیروی پشتیبانی بفرسته

ها؟

،هرکی که این کارو کرده مشخصاً دنبال موجودات غیر انسانه

پس هدفش مردم من هستن

.پس ما میریم بازم ازت ممنونیم، آدمیزاد

هرکاری برای جبران از دستمون برمیاد بگو

همونطور که گفتم، حرفشم نزن

خب پس

پس دنبال کسایین که از نژاد انسان نیستن

حالا فهمیدم. توی حالت پری بودی چون از قصد میخواستی دستگیرت کنن

اصلاً یادم رفته بود

.مادرت ملکه پری هاست اصلاً حواسم نبود

...هی، لنسلوت

...یه چیزی هست که باید

هی تریستان- ها؟-

ها؟

این چه کاری بود؟ همه رفقاتو کتک میزنی؟

شاید والدینمون با هم دوست باشن ولی ما با هم دوست نیستیم

خب حالا هرچی به این معنی نیست که باید منو بزنی

!توام که خودداری بلد نیستی !خیلی درد گرفت

درد رو حس کردی چون هنوز زنده ای

گوش کن، اگه به خاطر من نبود تا الان مرده بودی بی شعور

چرا وسط مبارزه یهو ماتت برد؟

ها؟

دوباره جلو خودتو گرفتی، نه؟

...مثل همون موقع که جلوی من این کارو کردی

...فقط

ترسیدم که دوباره همون کارو کنم

بعضی وقتا حس میکنم تبدیل به چیز دیگه ای میشم

نمیدونم چرا دارم اینارو بهت میگم

تو که درک نمی کنی

چرا؟

تو اصلاً چیزی در مورد من نمیدونی

نه نمیدونم

و برامم مهم نیست

چی؟

اگه میخوای همونطوری خشکت بزنه و بمیری، تصمیم خودته

ولی اگه بمیری مادرت چی میشه؟

ها؟

خودت گفتی یکی بدجور نفرینش کرده

شدیداً براش احترام قائلم

و برای مادرم هم عزیزه

تبش فروکش کرده

دیگه رنگ پریده هم نیست

مثل اینکه معجونی که پادشاه آورد داره کار میکنه

پس معجون باستانیِ پری ها اینطوریه

...واقعاً مثل معجزه ست

این نکتار از گل های روی درخت مقدس درست شده

خیلی کمیابه

میشه منم بخورم؟ اوه- شرمنده، نه-

متاسفانه اکسیر تا همینجا جواب میده

فقط تونست یک لایه از نفرین رو برداره

ولی کلیت نفرین هنوز توی ذهن بانو الیزابت لونه کرده

مثل یک سایه ی شیطانی

کاش میشد حتی واسه ...یه لحظه این نفرین رو برداریم

میتونست با جادوی خودش این نفرین رو از بین ببره

کاپیتان

به چی فکر میکنی؟

به نظرت کی ممکنه عامل این نفرین باشه؟

مطمئن نیستم

مضنون های احتمالی زیادی هستن

همم.. فکر کنم حق با تو باشه

...وایسا ببینم. همین الان فهمیدم که

از وقتی اومدم تریستان نبود، درسته؟ کجاست؟

طفلکی

سعی کرد از جادوش استفاده کنه

..تا نفرین رو از روی مادرش برداره ولی

بیش از حد توانش بود

بلافاصله بعدش از اتاق دویید بیرون

حتماً خیلی شوکه شده

وایسا ببینم. یعنی برنگشته؟

ها؟ همم-

ها؟

اوه الیزابت، واقعاً امیدوارم بتونی سریع از این نفرین خلاص شی

دیان- ها؟-

اندازه ات کامل شده. نکنه قرصای کوچک کننده ای که مرلین بهت میداده رو تموم کردی؟

.آره

یه خبرایی شده ها؟

راستی، گوتر، لازم نیست اینجا پیش من وایسی ها

،متاسفانه

من تو زمینه نفرین ها تخصصی ندارم

درسته که میتونم به راحتی ،وارد ذهن الیزابت شم

ولی نمیتونم نفرین رو از روش بردارم

میدونم چه حسی داری

کاش منم میتونستم یه جوری کمکش کنم، ولی نمی تونم

ولی بعد یادم میاد که کاپیتان

و تریستان چه قدر ناراحتن

تریستان بچه خوبی شده؟

آره

مهربونیش به مادرش رفته

و درست مثل پدرش قویه

راستش تنها چیزی که به نظر من ...این پسر کم داره

خب دیگه، شما دوتا- مم-

همم؟ کاپیتان؟ ها؟

الیزابت؟

گوتر- همم

ازت میخوام هاله جادوی تریستان رو ردیابی کنی

چشم کاپیتان

تا میتونی به مکان دقیقش نزدیک شو

..و دیان

ها؟

ازت میخوام اون کاره رو بکنی

اوه... کدوم کار؟

اینو نمی فهمم

،اگه اینقدر از مبارزه میترسی

پس چرا تصمیم گرفتی تنهایی این کارو بکنی؟

چرا نذاشتی بابات این کارو بکنه؟

اون کاپیتان هفت گناه کبیره ست

آره راست میگی

تمام کاری که باید میکردم این بود که بگم توی ذهن مادر چی دیدم

...و اگه اینکارو میکردم

اون به جای من میومد و احتمالاً تا الان مادر رو نجات داده بود

...ولی بازم

...ولی بازم

،تو خواستی نجاتش بدی

در نتیجه تکی از قلعه زدی بیرون

درسته؟- آ-

هی آره، دقیقاً همینطوری شد

از کجا فهمیدی

چرا تعجب نکردم؟ مثل همیشه قابل پیش بینی هستی

خب ببخشید که همه نمیتونن اندازه تو تغییر کنن

اوه، لنسلوت؟

چی؟ قلعه رو ببین

...اوه

ها؟ داری با کی حرف میزنی؟

نگاه کن- ها؟-

باورم نمیشه یه ارتش کامل رو

سراغ دوتا بچه فرستادن

تف! باید سریع در بریم

!هی، اسکانور

!وایسا

بزن بریم

هیچی جلومو نمی گیره

دیگه برگشتنی وجود نداره

نه وقتی اینقدر به کسی که مادرم رو نفرین کرده نزدیک شدم

!حالا برو بالا، اسکانور

اوه، امکان نداره

..وای

داریم... پرواز میکنیم؟

!معلومه که نه ابله گاو

اوه لنسلوت تویی! الان با عقل جور در میاد

با خودت چی فکر کردی که مثل گاو سرتو انداختی پایین زدی به دل دشمن؟

همینه لنسلوت! تو میتونی

الان دارن چیکار میکنن؟

...راستش

.اون دوتا مرگ منن

،پرواز کن پرواز کن نمی تونی ارتفاعتو بیشتر کنی؟

!اگه اینقدر سنگین نباشی چرا که نه

!نه! اوه ننننننه نه

چی شد؟

این یخا یهو دراومدن

...وایسا بینم، این

یه پل یخیه

باورم نمیشه لنسلوت، کار توئه؟

چی؟ چه فرقی داره؟

بریم تو قلعه و کار هرکی که هست نفله ش کنیم

!راست میگی! بزن بریم

.عالیه هیچوقت از یادم نمیره

!ضد حمله

!دیگه تمومه

!واینسا

!ببخشید

.نباید پای تو رو وسط می کشیدم ...تو به خاطر من

من کی گفتم این کارارو به خاطر تو کردم؟

من که خودم داشتم میومدم که تو تِر زدی تو نقشه ام

تا الان کارو تموم کرده بودم

لنسلوت

توام واسه نجات کسی اومدی؟

فکر کردی حتماً باید به خاطر کسی این کارو کنم؟

پس چرا اینجایی؟

حس کردم حال میده

آه. ها؟

اوه؟

.تحت تاثیر قرار گرفتم جرئت و روحیه تون رو تحسین می کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left