Release info

★ ★ Man Who Sets The Table E45 ★ ★ Man in the Kitchen ★ ★
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
Published on: 2018-03-05
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آخرِ وقتِ دیشب این پرونده رو از آمریکا برام فرستادن

‫این عکسو همراه با پرونده فرستادن

‫اونا تو دوتا عکس دقیقا شبیه هم دیگه ان

‫این اونجوئه. این اونجوئه

‫شما دوتا همدیگه رو نمیشناسین؟

‫اون کیه؟ ‫خواهر پرستار جونگه

‫تو مرکز آزمایشگاه ژنتیک کار میکنه

‫اینجا نوشته تکنسینِ مسئول، جونگ سوئه

‫جونگ سوئه؟

‫اولین باره دارم شما رو می بینم

‫نگاهتون خیلی آشناس

‫شما هم آشنا به نظر میاین ‫احساس میکنم قبلا خیلی دیدمتون

‫واسه همین برای چند لحظه ‫با دقت بهتون نگاه کردم

‫خدای من

‫آدما چند صد سال زندگی میکنن؟

‫بچرخ و بچرخ ‫من گریه می کنم

‫میدونین گروه خونیِ سو می چیه؟

‫گروه خونیِ سو می مثل خودم آ ئه

‫امیدوارم گروه خونی هان گیول هم آ باشه

‫گروه خونیِ من و تو آ ئه

‫بی ـه

‫یادت باشه ‫گروه خونیت بی ـه

‫تو چی مامان؟

‫مالِ منم بی ـه

‫پس یعنی من به تو رفتم

‫معلومه. تو دخترمی

‫مامان، بابا بهم گفت دهنت رو باز کن

‫گفت دهنتُ باز کنی؟ ‫منظورت چیه؟

‫بهم گفت دهنتو باز کن و اینکارو کرد

‫اینطوری

‫همون کاری که خیلی وقت پیش با پدربزرگ کردم

‫چی گفتی؟

‫دوباره بگو

‫تو قبلا با پدربزرگ چیکار کردی؟

‫نترس. من فقط میخوام بدونم

‫بابا بعد از اینکه گفت دهنتو باز کن، ‫چیکار کرد؟

‫همون کاری که خیلی وقت پیش با بابا بزرگ...

‫تو بیمارستان کردم

‫بابا اونکارو کرد

‫اینجا کجاس؟ اینجا چه بَخشیه؟

‫مرکز تست دی ان ای

‫اگه مرکز تست دی ان ای باشه،

‫پس برای تست رابطه پدر فرزندیه؟

‫تست رابطه پدر فرزندی؟

‫منم، پدر ‫شما امروز خونه این؟

‫همین الان نسخه اصلی رو بهم بده

‫نسخه اصلی اصلیِ آزمایش ‫دی ان ایِ هان گیول رو بهم بده

‫همین الان بدش به من

‫با اینکه خودت دکتری ‫اما همچین چیزی ازم میخوای؟

‫چرا باید نتیجه آزمایش دی ان ایِ ‫یه بچه غریبه رو نگه دارم؟

‫من نسخه اصلی رو ندارم، ‫پس لطفا از اینجا برو

‫میدونم که موظفین برای پنج سال ‫نتیجه ها رو نگه دارین

‫بازم این چیزی رو عوض نمیکنه!

‫مَرد باش و مسئولیتشُ قبول کن

‫انقدر یه دنده ای که چاره دیگه ای برام نمیذاری

‫بخاطر هان گیول نمیخواستم دوباره ازش آزمایش بگیرم

‫اما میرم یه جای دیگه ازش آزمایش میگیرم

‫و اگه نتیجه ـش با اون چیزی که بهم دادی متفاوت بود،

‫بهتره خودتُ برای عواقبش آماده کنی

‫ازت شکایت می کنم

‫جونگ سو می، من دارم بخاطرِ تو اخراج میشم!

‫چی داری میگی؟

‫لی سو وون الان اومد پیشم

‫ازم نسخه اصلی آزمایش دی ان ایِ ‫هان گیول رو میخواست

‫خب تو بهش چی گفتی؟

‫فکر کنم میخواد دوباره آزمایش بگیره

‫چی؟

‫واقعا دارم دیوونه میشم

‫حتی برای خواهرمم نباید اینکارو میکردم

‫تو باعث شدی آبروم بره و محکوم بشم

‫دیگه هیچوقت بهم زنگ نزن

‫دیگه ازت خسته شدم

‫این چیزی بود که میخواستی؟

‫ نتیجه آزمایش دی ان ای

‫بله، درسته پدر

‫اشکال نداره اینو با خودم ببرم؟

‫نه اصلا

‫حواست باشه دست هان گیول نیفته

‫اما چی شده یهویی اینو میخوای؟

‫چیزی نیس

‫مربی مهدکودکِ هان گیول ‫میخواست گروه خونیش رو بدونه

‫آها، اینطوریه؟

‫سو وون هم راجبش ازم پرسید

‫میخواستم بدونم مشکلی پیش اومده یا نه

‫سو وون راجب این پرسید؟ ‫آره

‫ازم پرسید چرا تو بیمارستان هانگوک ‫تست دی ان ای گرفتم

‫خب؟ ‫راستش...

‫مادر واقعی هان گیول...

‫اصرار داشت اونجا آزمایش بگیریم

‫نگران بود که شاید نتیجه آزمایش رو دستکاری کنیم

‫چون بهم اصرار میکرد ‫منم رفتم اونجا آزمایش گرفتم

‫صبر کن

‫شاید برای این قضیه فکری تو سرش داشته؟

‫نه

‫اون همچین کارِ شَنیعی نمیکنه

‫درسته

‫فقط مشکل اینه دروغ میگه

‫یه لحظه فکر الکی به سرم زد

‫نسبت به هان گیول احساس گناه میکنم

‫هان گیول مطمئنا از نسلِ خودمه

‫نمیشه گفت تقلبیه ‫صورتش رو نگاه کن

‫اون دقیقا شبیه من و سو وونه

‫بله، درسته پدر

‫ نتیجه آزمایش دی ان ای

‫امکان نداره. نمیتونه اینطور بشه

‫مطمئنم

‫من اومدم

‫اوه، عزیزم چرا امروز زود اومدی خونه؟

‫همینطوری

‫اما داشتی چی میخوندی؟

‫ نتیجه آزمایش دی ان ای

‫چرا این دستِ توئه؟

‫راستشو بهم بگو

‫میخوای دوباره از هان گیول ‫آزمایش دی ان ای بگیری؟

‫چرا؟

‫این آزمایش جعلیه؟

‫بهم بگو. چرا یهویی میخوای ‫دوباره آزمایش دی ان ای بگیری؟

‫پایین صفحه اسمِ تکنسینِ مسئول رو بخون

‫ تکنسین مسئول : جونگ سوئه

‫جونگ سوئه؟

‫پس اون با جونگ سو می نسبت داره؟

‫خواهر کوچیکترشه

‫نه امکان نداره

‫ولی این دلیل نمیشه که آزمایش رو جعل کرده باشه

‫درست مثل جونگ سو می، ‫نگران بوده که شاید آزمایش رو جعل کنیم

‫واسه همین میخواسته اونجا آزمایش بگیرم

‫گروه خونی یکی نیس

‫گروه خونی من آ ئه، ‫و مالِ سو می هم آ ئه

‫اما گروه خونی هان گیول بی ـه

‫نکنه...

‫امکان نداره

‫چی؟ لی سو وون فهمیده؟

‫حالا باید چکار کنیم؟

‫یعنی نمیدونی باید چیکار کنیم؟

‫من و تو میخوایم تو یه کشورِ دیگه ‫یه زندگی جدیدی رو شروع کنیم

‫فکر میکنی با یه بچه میتونیم اینکارو کنیم؟

‫اونم با این وضعیتی که تو داری؟

‫حتی فکرشم نکن ‫وانمود کن اصلا وجود ندارن

‫فکر میکنی همچین کاری شُدنیه؟

‫اگه اونا هان گیولُ ول کنن...

‫واسه همین میگم نباید جواب گوشیتُ بدی

‫اونا نمیدونن کجا زندگی می کنیم ‫نمیتونن همینطوری ولش کنن

‫آخرش مجبور میشن بزرگش کنن

‫فکر میکنی به نفع هان گیوله که بزرگش کنن؟

‫باید بشی مادر نمونه ی سال

‫تو تا الان اصلا بهش اهمیت نمیدادی

‫چرا حالا وانمود میکنی که برات مُهمه؟

‫بس کن. تو نمیدونی من چی کشیدم

‫من بخاطر دخترم دست به هر کاری زدم

‫چت شده؟ ‫دوباره سرت گیج میره؟

‫دیدی؟

‫تو حتی نمیتونی از عهده خودت بر بیای ‫بیخیالِ بزرگ کردنِ اون شو

‫فقط کاری که من میگمُ بکن ‫وانمود کن که هیچی نمیدونی و نادیده ـشون بگیر

‫تنها راه چاره ـمون همينه

‫وای، خدای من

‫اوه خدای من

‫آخه تو چی میدونی؟

‫دیگه برو اونور ‫حالا نوبت منه

‫زود باش برو اونور

‫خواهشا دهنتو ببند

‫کمرم درد میکنه

‫ای وای، توئه بادام زمینی که ‫نباید کمرت درد بگیره

‫منو که می بینی خیلی زندگی کردم ‫واسه همین کمرم درد میکنه

‫زود باش برو اونور

‫بذار رو این چیزایی دایره ای ماساژ بگیرم

‫اوه خدای من، خیلی خوبه ‫خدای من، خیلی خوبه

‫نباید جایِ منو بگیری

‫مادربزرگِ کلاهدار، برو بیرون

‫داری چیکار میکنی؟ داری قلقلکم میدی

‫من بیشتر از چیزی که به نظر میام، قلقلکی ام

‫تو هم قلقلکی هستی

‫آی، آی، آی!

‫بیا اینجا. بیا اینجا ‫دیگه اینکارو نکن

‫میخوام قلقلکِت بدم

‫تو هم قلقلکی هستی

‫قلقلکی هستی

‫قلقلکت میدم

‫اگه بچه ـت نباشه چی؟

‫چه اتفاقی واسه هان گیول ـمون میفته؟

‫ما الان خوشحالیم

‫نه، امکان نداره گروه خونی سو می آ باشه،

‫خودت که چِکش نکردی

‫درسته. اینم ممکنه

‫پس بیا فردا صبح یه آزمایش دیگه بگیریم

‫تا اون موقع بیا اینو از خانواده هامون ‫مخفی نگه داریم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ رسوایی شرکت اس سی با مواد غذایی ‫باعث خشم مشتریان شد

‫ تحریم رستوران های زنجیره ایِ ‫شرکت اس سی در سراسر کشور

‫خدای من، چه خبر شده؟

‫ رو ری

‫ مشترک مورد نظر قادر به پاسخگویی نمی باشد

‫چرا گوشی رو برنمیداره؟

‫ یونگ هه

‫وقتی خیلی ازم بدت میاد،

‫چرا به خودت زحمت میدی و زنگ میزنی؟

‫تو هنوز نمیدونی من واقعا چی میخوام

‫من از همین وضعیت خوشم میاد

‫و میخوام همینطور ادامه بدم

‫پس تو هم...

‫خیلی بهم دلبسته نباش

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left