The first 200 lines.
اگه کسي بگه نميتونم فيلماي بروس لي رو نگاه کنم منم نميتونم باهاش صحبت کنم
بروس لي يه مظهر جهاني براي مبارزه است
اون شبيه يه سلاح کشنده ي پنجاه کيلويي بود
بروس و روش مبارزه اش روش بازي رو عوض کردن
در ابتدا قصد نداشتم که تمريناتم
و تمريناتي که الآن انجام ميدم به اينجا برسه
بروس لي, باب ديلن, علي, جي زي, تايگر, کوبي و جوردن,
همه يک روحيه دارن
هيچ بلدکاري بلدلکاري هاشو انجام نداد همشو خودش انجام داد
شخصيتي که از بروس لي در فيلم هاش ميبينيد شبيه شخصيت خودشه
زود عصباني ميشد
بروس لي خداي منه
او کارگرداني مي کرد،مينوشت و بازي مي کرد
من اصلا به عنوان يک آسيايي بهش نگاه نميکنم بروس لي خداي منه
وقتي در مورد بروس لي فکر مي کنيد به يک کاراته کار آسيايي فکر نميکنيد
به يک گنجينه(افسانه)فکر ميکنيد
وقتي مبارزه ميکنه
شما فکر ميکنيد سرعت فيلم رو بالا بردن
بروس لي يک ابر قهرمان آسيايي بود
محمد علي و مالکوم ايکس هم بودند
بروس لي هم به سرعت اونها پيش رفت
حرکات تکنيکي فوق العاده
شما عرفان و مردانگي رو ياد ميگيريد بروس لي حرف نداره
او به چيني ها جرئت داد
کاراي باحالي ميکنه
مثلا:"اون مرده که خيلي باحاله باباي منه"
-هيچ وقت کسي شبيه بروس لي نمياد -بچه جون...من اينجام
من بروس لي هستم
چطور يه آسيايي ريزه ميزه به بزرگترين استاد هنر هاي رزمي تبديل ميشه؟
توليد 263-05-224-10. تست X1, برداشت 1.
بروس مستقيم به دوربين نگاه کن
اسمت رو به ما بگو چند سالته و کجا به دنيا اومدي
من بروس لي هستم
در سال 1940 در سانفرانسيسکو به دنيا اومدم و الآن 24 سالمه
بحث بود بر سر برگردوندن او به آمريکا
ولي او عاشق زماني بود که قبل از همه اينا در سياتل زندگي ميکرد
همسر بروسلي براي بچه هاي من مهم بود که بدونن پدرشون کجاست
من يهو..ناراحت شدم و گريه کردم
من تمام راه برگشت از سياتل رو گريه کردم
همچنين تما راه رو تا مرز کاليفرنيا و تا ساکرامنتو
کار سختي بود که اون زمان هنگ کنگ رو ترک کنيم
و...پسر محبوبشو رو از خونه اش دور کنيم
کليد جاودانگي اين است که طوري زندگي کنيم که ارزش به ياد آوردن را داشته باشد-بروس لي
کودکي بروس لي بسيار جالبه
از اين نظر که چطور به اينجا رسيد
در ابتدا،در دهه 40 هنگ کنگ
در طول جنگ جهاني دوم در تصرف ژاپني ها بود
و اين موضوع روي بروس تأثير گذاشته بود
از بچگي براش مهم بود که مستقل باشه
و به همين خاطر،مسئوليت خيلي از کارها رو خودش به عهده ميگرفت
در طول تاريخ جنگ هاي خونيني بين چين و هنگ کنگ و ژاپن رخ داده
مادرش برام ميگفت که چطور بروس کنار بالکن مي ايستاد
و مشتشو به هواپيماهاي ژاپني که در هنگ کنگ فرود ميومدند نشون ميداد
اگه کسي چيزي عليه چيني ها ميگفت واکنش نشون ميداد و ناراحت ميشد
و شما در سينماي هنگ کنگ کار ميکنيد؟
بله،از وقتي حدوداً شش سالم بود
بروس به تأثير از پدرش به يک کودک بازيگر تبديل شد
پدرش در اپراي چين يک بازيگر بود
و همچنين بعداً در فيلم هاي کانتوني بازي ميکرد
به مردم بگو چه زماني در هنگ کنگ فيلم برداري ميکنيد؟
خب،معمولاً صبح چون هنگ کنگ سر و صدا زياد داره
ميدونيد که،حدوداً سه ميليون نفر جمعيت داره
بنابراين معمولاً فيلم برداري رو
از ساعت 12 شب تا 5 صبح انجام ميديم
خيلي از مردم اين موضوع رو درک نميکنن
ولي او در بچگي بزرگترين ستاره ي بازيگري در هنگ کنگ بود
حدوداً بيست و چند تا فيلم در اون دوران بازي کرد
بروس اون زمان شبيه Macaulay Culkin بود
اون زمان هنگ کنگ توسط بريتانيايي ها اداره ميشد
اونا انگليسي ها رو هدف گرفته بودند
تو ديوونه اي
ولي رقابت سختي بين انگليسي هاي ساکن در اونجا
و چيني ها بود
او همچنين رگه اي از نژاد هندي-اروپايي دارد
فکر ميکنم او خيلي از تبعيض نژادي ناراحت بود
نه تنها با در مورد ديگران بلکه در مورد خودش
و او با بچه هاي انگليسي در مدرسه درگير ميشد
بنابراين هميشه از اينکه ديگران آيندشو رقم بزنند
احساس رنجش ميکرد
زماني که 13 سالش بود براي تمرين نزد آقاي يپ ميرفت
من زماني کونگ فو را شروع کردم که احساس ناامني ميکردم
به اين فکر ميکردم که چي ميشد اگه دوستانم نزديکم نبودند
!به عنوان انسان،جنگيدن در خون ماست !جنگيدن رو ياد ميگيريم و دوستش داريم
آقاي يپ هنر رزمي وينگ چون رو به بروسلي ياد داد
و آقاي يپ يک استاد کونگ فوي فوق العاده بود
بروس خيلي با قانون مشکل داشت
و مدام با ديگر نوجوانان در هنگ کنگ درگير ميشد
عاشق دعواي خيابوني بود و کساني که توي خيابون دعوا ميکردن
روش مبارزه بروس براي زنده موندن در دعواي خيابونيه
او با مبارزه و دعوا در هنگ کنگ بزرگ شد
بروس چند تا فيلم 8 ميليمتري داشت که مدام به ما نشون ميداد
توي فيلم به روش قديمي مبارزه ميکردن
و يکي ميومد و چند تا ضربه ميزد
و اون يکي به زمين ميوفتاد
دو دسته ي اصلي وجود داشت دسته ي چوي لي فوت
و دسته ي وينگ چون
که آقاي يپ و شاگردانش بودند و اين دو گروه هميشه با هم درگير بودند
هر چند موضوع مبارزه بين اين دو دسته افسانه اي به نظر ميرسه
ولي حقيقت داره
...در هنگ کنگ
کينه و دشمني بين دو گروه وينگ چون و چوي لي فوت هنوز وجود داره
آقاي يپ تأثير بسياري روي بروس گذاشت
و بروس رو به سمت فلسفه هدايت کرد
آقاي يپ بدون بروس لي يک افسانه نميشد
وينگ چون يک هنر رزمي بسيار گمنام بود
ولي اکنون يک هنر جهاني است و اين بخاطر بروس لي است
نهايتاً،هنر هاي رزمي به معني اينه که خودتونو صادقانه نشون بديد
اکنون،کار سختي است
اين روحيه ي جنگجويانه براي من خيلي قابل احترامه
کاملاً خالصه
در هر فرهنگ،زبان و قوميتي وارد ميشود
همش درباره ي محترم بودنه
يعني اگه ميخواي به من صدمه بزني بايد تواناييشو داشته باشي پدرسوخته
از سه بچه،من کوچکترين بودم
من ديوانه ي بروس لي و هنر هاي رزمي شدم
من ميخواستم روي برادرامو کم کنم و ارزش خودمو ثابت کنم
وقتي يه جايي دعوا ميشه خيلي هيجان زده ميشم
و واکنش نشون ميدم
خيلي طول کشيد ولي به تعداد دفعاتي که برادرام منو شکست دادن
منم اونا رو شکست دادم و همينو ميخواستم
نميتونم خوب در موردش حرف بزنم
حرف زدن در موردش فايده اي نداره بيايد بريم اونجا
ولي ناگهان خجالت ميکشم و ميگم اين کار خيلي بچگانه بود
ميتونستم اين کارو بهتر انجام بدم ولي حس خوبي داره
اگه نميتوني سرتو بندازي پايين بايد دعوا کني
بزار حال اين پدر سوخته رو بگيرم
يانگزتان شهر خوبي براي زندگي بود
تمام وجودم با مبارزه عجين شده بود
موضوع اين نيست که من چکار ميکنم موضوع اينه که من اينم
پدرم به من ميگفت جنگجوها ساخته نميشن،متولد ميشن و بروس لي يک جنگجو متولد شده بود
وقتي شما مشت ميزنيد الآن يه کم به سمت جلو متمايل شدم
که زاويه ي دوربين رو به هم نزنم
بايد تمام قدرت رو پشتش بزاريد و خيلي سريع ضربه بزنيد
تمام انرژيتون رو اونجا جمع کنيد و مشت رو تبديل به يک سلاح کنيد
زماني که بروس لي حدوداً 13 يا 14 سالش بود و وينگ چون تمرين ميکرد
آنها متوجه شدن که بروس لي يک رگه ي هندي-اروپايي دارد
فکر کنم يک چهارمش آلماني باشه آره؟
بقيه ي رزمي کاران ميگفتند او اجازه نداره وينگ چون ياد بگيره
چون او کاملا چيني نبود
وقتي شما خودتان تنها هستيد
و آنها نميخواهند شکست بخورند خيلي احساس تنهايي خواهيد کرد
چيزي که من از زندگي آموختم
اينه که زود عصباني ميشم
در واقع،خيلي عصباني ميشم
تمام زندگيش بازي کردن بين شرق و غرب بود
او از ظلم به مردم ناتوان بيزار بود
و اين چيزي بود که همه جا ميديد در استخدام کردن ژاپني ها
در شورش باکسر
قدرت هاي خارجي که در امور چين دخالت ميکردند
فکر ميکرد اين کار اشتباه است
براي اينکه به زندگي مورد علاقه اش برسه بايد ميجنگيد
بايد ميرفت اون بيرون و براي زندگيش ميجنگيد
ميخوام بگم که خيلي راحته اگه بخوام تظاهر کنم
اگه بخوام خيلي مغرور باشم
و انگار نه انگار که اتفاقي افتاده
يا اينکه بخوام حقه بازي کنم ميدونيد که منظورم چيه؟
يا اينکه ميتونم چند تا حرکت جالب به شما نشون بدم
ولي براي اينکه راست گفته باشم و به کسي دروغ نگفته باشم
براي اينکه راست گفته باشم
...دوست من...اين
به گونه اي اين کاملا برعکس خشمه
زيباست،آرامش بخشه،پر از هنره
شبيه نقاشي کشيدن بدون ابزاره
غافلگير کننده هست ولي ميشه درکش کرد
که بروس لي در مسابقات رقص چاچا اول شده بود
ميشه تأثيرشو توي مبارزه اش ديد
او قهرمان مسابقات چاچا در هنگ کنک در سال 1957 شده بود
اينو نشنيده بگيريد:رقص پاهاش بي نقص بود خيلي خوب سامبا ميرقصيد
حرکاتش شبيه کسي نبود حرکاتش شبيه خودش بود
در يک مبارزه شما بايد رقص پا،فرم ايستادن
فاصله و قدرت رو در نظر بگيريد
و اينگونه رقص و هنر هاي رزمي دست به دست هم ميدهند
بروس در ريتم هنرش غرق ميشد و اين بيان ميکنه که چرا
!سياه پوست ها با بروس لي و روش مبارزه ي او شناخته ميشدند
چيزي که من از بروس به عنوان يک ورزشکار ياد گرفتم اين بود که
اکثر ورزشکارها مثلا به اين روش کار ميکنن درسته؟مستقيم
ولي من از کنار کار ميکنم
مثل اينکه بروس هميشه آماده ي مبارزه
به اين شکل بود
در واقع براي کسي مثل من که ميرقصه کل موضوع اينه که
خودتو نشون بدي
مطلب بسيار بسيار مهمي که من تا حالا از بروس ياد گرفته ام اينه
پس من اينجوري مبارزه ميکنم "Bah, bah! Bah, bah, bah, bah!"
سعي ميکنم که در خودم عميق و عميق تر فروبرم
انعطافي رو احساس کنم که هيچ کس نميتونه دوباره بهم برگردونه
اين روش مبارزه ايه که بروس لي به من ياد داد
بايد اينو هميشه به خاطر بسپاريد
اين چيزيه که از بروس لي ياد گرفتم
چه زماني هنگ کنگ رو ترک کرديد؟ سال 1959،وقتي که 18 سال داشتم
در يک طرف با پليس درگير بود
و در طرف ديگر با دارودسته هاي خياباني
به يه نفر دعوا کرد ولي نميدونست که اون
پسر يه پليس بلند مرتبه توي هنگ کنگ بود
تا 18 سالگي خيلي توي خيابون دعوا ميکرد پس پدرش 100 دلار بهش داد
و فرستادش آمريکا
اگه ميخواست که مهاجرتش به عنوان شهروند آمريکايي ثبت بشه
بايد در 18 سالگي برميگشت
مهاجرت در زماني که يک ستاره شده ايد بسيار عجيبه
او ميتونست فيلمهاي بيشتري بازي کنه ولي بايد ميرفت
و بايد تصميم درست رو ميگرفت که کجا ميخواد بره
No comments yet. Be the first to leave one.