The first 200 lines.
نه خورشید پدر اوست نه ماه شاهد اوست
نه خورشید پدر اوست نه ماه شاهد اوست
این کودک از زنی رها شده به دنیا آمده است این کودک از قحطی سیر شد و رشد کرد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
آنجا درخت بزرگ قدیمی بانیان (انجیر هندی) می باشد بر بلندترین شاخه ان نشسته است
آنجا درخت بزرگ قدیمی بانیان (انجیر هندی) می باشد بر بلندترین شاخه ان نشسته است
گرچه تنهاست اما پاراکت (طوطی کوچک دراز دم) نام او را می خواند
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
همه این معابد بی شمار روستا
همه این خدایان بیشمار معابر
کارنان
همه این معابد بی شمار روستا
همه این خدایان بیشمار معابر
و حتی یک بت از او وجود ندارد اما جزء خانواده من است
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
حادثه پودیانکولام مرد جوان،کارنان، زندانی شد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
هرگز به دنبال زره نبود هرگز به دنبال جواهرات زینتی نبود
کارنان
به گونه ای شمشیرش را می چرخاند که هیچ یک از دشمنانش زنده نمی ماندند
به گونه ای شمشیرش را می چرخاند که هیچ یک از دشمنانش زنده نمی ماندند
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
اگر او را دیدید به او بگویید بیاید یکی به بهانه ای کارنان را بیاورد
کارنا!
کارنان
قبل از سال 1997
اون می خواد تورو ببینه
اه، نه! بگیرش
جوجمو گرفت، جوجمو گرفت! بچه ها بجنبید
مامان
مامان، مراقب باش.
مگه بهت نگفتم منو برای رفتن به دریاچه بیدار کنی؟
از کجا باید می دونستم؟ فکر کردم نمیری
ای درغگو، منو از قصد بیدار نکردی
مادرت برای چی میدوه؟
عقاب دزد جوجمونو دزدید
مادرت به دیدنش رفته
اون هر روز یکی از جوجه ها می دزده و می خوره
و ما التماس و دعا می کنیم که برگرده
ایمن اومده؟- نه-
موندم این احمق کجا رفته.
پیراهنم کجاست؟
اوه. نگاه کن
بلند شو.... بلند شو
اونو زیرت قایم کردی!
هی کارنان
مگه بهت نگفتم بیا و زود بیدارم کن؟
عصبانی نباش. بشین
دیر کردیم، عجله کن
اما چیزی نخوردی
وایسا. قبل از صبحانه کجا رفته بودی؟
بدجور می زنمت. وقتی خواب بودم روم لگد کردی رفتی، فیلم بازی نکن
فقط برو ببین ماهی بریده میشه و مثله یه پسر خوب برگرد
اگر سعی کنی ماهیو ببری، تیکه تیکت می کنم
بریم عمو، مراقبش باش.
جوجه با ارزشمو برگردونید. لطفا، این یک کوچولوی فقیر است.
اون میخواد جوجشو بخوره و اونا هنوز برای پرستیدنش جمع می شن.
اوه خفه شو چطوری دعوتت نکردن؟
من شنیدم حتی دوریودونانم نرفته. به نظر می رسه یک معبد ساخته.
چرا به منو صدا می زنن؟
چرا اون نرفت؟
چه فایده ای داره؟
به هر حال کسی امسال ماهیو نمی بره.
اونا فقط وایمیسن و نگاه می کنند. اون از این موضوع ناراحته
چرا همه از بریدنش می ترسن؟
چند بار اخری که ماهیو بریدن، مرگ به روستا اومد
همه در موردش می ترسن
اما نمی تونیم به دروغ فقط شمشیر را بیاریم
پس یک نماز ساده می خونیم و دوباره اونو به داخل برمی گردونیم.
باید امسال ببرمش؟ تو؟
پس مادرت منو می کشه؟
همشو فراموش کن می تونم ببرمش یا نه؟
جدی هستی ؟
جدی هستی ؟
اره، عجله کن
وای، این باید 5 کیلویی باشه درسته؟
پس باید رنگ شنگرف (قرمز) به اون بمالیم؟ صبر کن
اول باید بپرسی کسی می خواد ببردش یا نه.
صورتی می بینی که علاقه ای به این کار داشته باشه؟ اونا فقط اینجان که تماشا کنن.
جداً روی اونا حساب می کنی؟
کسی علاقه داره یا باید اینو تو آب بندازم؟
فکر می کنم از قبل اونا انداختنش تو آب
اگر نمی خواید ببریدش پس ساکت باشید. می خوای جنگ راه بندازی؟
بیاید تمومش کنیم، باید مغازمو باز کنم
ای ترسوها. یعنی امسالم باید بهش شلنجر بمالیم؟
یک سال بی فایده دیگه.
و اونا وقتی فیل عاج نداره ناراحت می شن.
پس قوانینو تغییر بده.
کسی که نتونه تو هوا ماهیو ببره سرش جلوی همه تراشیده می شه
هیچ مرد جوانی قدمی بر نمی داره. چرا باید اینکارو کنه؟
سال به سال بی فایده می گذره. اوه بله
می دونی، به دست گرفتن شمشیر دهکده جگر می خواد ؟
اینطوریه؟ پس چرا تو نمی بریش؟
این «جگر» باعث شده شمشیر برای 8 سال بی استفاده بمونه.
پس ببرش نه تو ببرش
تو انجامش بده
عجله کن
اگر ماهیو بندازن تو آب می کشمت
وادامالایان، آرام باش. وایسید
وایسید هی وایسید
ورمیلیون روش نمالید، روش زردچوبه بمالید.
می خواید ببریدش؟ من نه
یکی باید ببردش
پدربزرگ، این موضوع شوخی نیست که مسخره بازی در میارید.
اگر نتونست ببردش، سرشو جلو همه بتراشید
فقط اگر نتونه اونو ببره.
برادر، فقط زدنش مهم نیست.
باید با یه ضربه تمیز ماهی درست به دو نیمه بریده بشه.
شمشیر کجاست؟
خوب گفتی
شمشیرو بیارید
کارنان، شمشیر خوب و تیز است
فقط یک ضربه سنگین
و حتی میتونی یک فیلو از وسط نصف کنی. ماهی بچه بازیه
بفرما
برو
راهو باز کنید
گرچه از تو خواهش کردم، اما تو جوجمو گرفتی
شخصی میاد و بال هاتو می بنده.
و تا حد مرگ کتکت می زنه
مردم، طبل ها را بزنید. منتظر چی هستید؟
ما شروع کردیم. بزنش بله!
محکم بزنش، جوری که همه خدایان برای بریدن ماهی پایین بیایند
بزنش،بزنش
بزنش
بزنش
هی بندازش
بندازش مرد
کارنان، نباید اشتباه بزنی
دوریودانان، ماهیو برید
کی؟ پسرمون، کارنان
دو نیمش کرد؟
یک ضربه تمیز و دو تیکه مساوی
هی پادمینی چی شده پدر بزرگ؟
برادر کوچیکت ماهیو بریده و روی فیل سوار شده
اون موفق شد ماهیو ببره. دست از داد زدن بردارید
بیا بریم
پسره از من سرپیچی کرده و ماهیو بریده
بزار تا ببینم انقدر غر نزن
فقط گفتم ماهیو بریده و سوار فیل شده
اون تونست ماهیو ببره. پس داد نزنید
بیا مامان
ماشین هاتونو نگه دارید. جادرو نبندید.
زود باشید برقصید
پدربزرگ، چی کار می کنی؟ مارو تو دردسر میندازی
اگر یکمی صبر کنن می میرن؟
هی، نگاه کن مرد
ببخشید آقا خیلی شلوغ شده
پانیر، برو نگاه کن
برقصید
کارنان بیا پایین و برقص
تو می رقصی!
اوه، فقط بیا پایین
وایسا، منو نکش پایین خودم میام
بیا، بیا
آره، بزنش
وادامالایان، اونجا واینستا برقص
آقا....
آقا! چی شده؟
انگار جشنی برگزار شده اونا دارن دور یه فیل می رقصن
باید ساکنان پادیانکولام باشن.
اونا با شمشیری که خودشون برای دهکده خریدن این آشفتگی رو درست کردن.
باید با اونا چکار کنیم؟
یه زمانی خیلی از ما می ترسیدند. حالا دور فیل می رقصند؟
بیش از حد لوس شدن.
روستاشون اینجاست؟ اوه بله؟
اسم روستاشون پودیانکولامه
حدود یک کیلومتر با اینجا فاصله داره
اونا حتی ایستگاه اتوبوس ندارن.
حتی برای سوار شدن تو اتوبوس باید تا روستای ملور بروند.
وقتی این مردم ناچیز چنین نمایشی با فیل ها برگزار می کنند
طبیعیه که ساکنین ملور عصبانی می شوند.
هر بار که این مردم از ایستگاه اتوبوس انها استفاده می کنند درگیری پیش میاد.
چه خبره؟ دوباره نه.
اختلافات همیشه هست
جلوی راهم هستی، میتونی بگیریش
چرا قربان؟ دو روستا با هم کنار نمیان؟
اصلاً نپرس از کجا شروع کنم ؟
اونا مثل سگ و گربه می جنگن
اونا نمی دونن چرا با هم میجنگنو به هم آسیب می زنن
و ما هم این وسط گیر افتادیم.
پس باید کجا سوار اتوبوس بشن؟
جای دیگه ای هست؟
آنها از وسایل دیگر استفاده می کنند و برای داشتن ایستگاه اتوبوس خودشان التماس می کنند.
از ایستگاه اتوبوس ملور استفاده نمی کنند.
اما کی برای آنان می ایستد؟ هیچ کسی اینکار را نمی کند.
هی ، وایستا
چاره دیگه ای ندارن، بیهوده وایمیستن و منتظر می مونن
و سوار یک کامیون یا وانت می شن
قربان، اونا جادرو بستن و برای انتقام می رقصند؟
بله، وحشی ها
No comments yet. Be the first to leave one.