The first 200 lines.
فکر میکنم که تکرار رابطه جنسی بینمون
تو ششمین سال ازدواجمون
یه جورایی یکنواخت شده
اگرچه واسه من سال خیلی خوبی بود
...من - !کی اهمیت میده؟ -
!به درک کی اهمیت میده!؟
.چارلی"قبل اینکه به درک واصل شیم اینو خاموش کن"
یا شایدم جالب تر بشه
...وقتی که
به روابط جنسی "هیتلر" گوش بدیم؟
...یا حتی ترسناکتر
.هیتلر" دزد دریایی"
.حاکم المان از هفت دریا
.اما هنوزم تو گروه ها سرگرم کنندست
و اون وقت تو فکر میکردی ما نمیتونیم .با هم کار کنیم
شاید باید به جای تحقیق درباره پروژه .بشینیم مانیتور رو خط خطی کنیم
.میتونیم موقع شام دربارش صحبت کنیم
."جاده خطرناکیه "چارلی
.جاده اونقدرها هم خطرناک نیست
.من عادت دارم همیشه از اون جاده میرم
.نه، نه، نه، نه، نه
واسه همینه که یه سگ شکاری گرفتم .واسه خاطر ادمایی مثل تو
.بگیرش "رکس"، بگیرش
،ظرف سه سال وقتی یاد گرفت از این کارا بکنه
.پشیمون میشی
پس تصمیم گرفتی نگهش داری؟
.نه،برش میگردونم پیش مربیش
کارش خیلی سخته .و اینام که خیلی احساسی هستن
.هر چیزی واسشون انگار بهترین چیزیه که تا حالا دیدن
یه توپ تنیس کثیف واسشون مثل یه .رنگین کمون دوبل میمونه
."نگران دختر رباطی نباش "رکس
.یه روزی یه انسان سرپرستی تو رو قبول میکنه
.اگه خیلی دوسش داری
چرا نمی بریش پیاده روی؟
.میخوام،اما باید برم خونه وسایلمو جمع کنم
.صبح میخوام گروه رو برای جشن به "تاهو" ببرم
.برای بار اول به مدت سی روز عصبانیتشون رو کنترل کردن
پس داری بهشون بابت کار درستی که مجبور بودن
.انجام بدن جایزه میدی
.مثل اینه که به "رکس" بابت دراز کشیدن تو اونجا جایزه بدی
.خدایا خیلی کار میکنه
قضیه مسافرت نیست .قضیه مرحله مهمی از زندگیه
.اونا شایستگی جایزه گرفتن، بابت این سی روز رو دارن
.اگرچه که فردا میشه 29 روز
.این دختر رباطی رو بابت این بد گمانی ببخشید
اما تو اخرین روز ماراتن عصبانی نشدن تو
.میخوای گروهت رو به فرودگاه ببری
.نظر پزشکی منو بخوای، تو احمقی
.شاید تو اینطور فکر کنی
..اما صبر کن تا دلایلم رو بشنوی
،وقتی بلیط ها رو از اینترنت خریدم
.روزش رو اشتباهی زدم
ترجـــمـــه از ..: De PALMA احـســـان :..
خیلی خب،پس این چراغ رو شب روشن بزار .نامه ها رو بزار اینجا
و اگه تونستی حواست باشه ببین .کی مجله های ورزشی منو میدزده
.چهار تای آخری به دستم نرسیده
.دو تا، حواسم هست
.بابا،من 16 سالمه
چرا نمیزاری بمونم خونه وقتی نیستی؟
.فکر خوبیه
.مایکل" نمیخواد اینجا بمونی"
یادت باشه عزیزم ،اگه کسی به زور اومد تو
.فقط زیر تخت قایم شو، یا تو کمد
جواب نمیده اما باعث میشه حس !کنی یه کاری انجام دادی
...اگه فکر میکنی اون کار جواب میده
.حق با توئه، بزار "مایکل" بمیره
.نگران خونه نباش، من هستم
..و وقتی تو "تاهو" هستی یه لطفی به خودت بکن
.کیت" رو بیخیال شو، خوش باش"
.نمیتونم "کیت" رو فراموش کنم
تازه واسه بار اول تو این مدت
.داریم از کنار هم بودن لذت میبریم
.راستش فکر میکنم دلش واسم تنگ میشه
."خب درسته "چارلی
وقتی چند روز تو رو نبینم .کارا یه کم خوب پیش نمیره
.خورشید اونطوری که قبلا درخشان بود درخشان نیست
.گل ها بوی خوبی نمیدن
.من هنوزم مجله های ورزشیم رو میخوام
.باشه، گدا گولیه عوضی
"لیسی" میدونی دمای هوا تو "تاهو" نزدیک 45 درجه ـست؟
میدونم ولی اینطوری میتونم برم لای .آدمای ویژه امنیتیه فرودگاه
.من خیلی از این سفر خوشحال نیستم
.از پرواز متنفرم،خیلی خسته کننده ـست
،تنها چیزی که نمیتونم تحمل کنم
،کله کچلای هندی و سیاه سوخته های دایره ای یه زن مذهبیـه
.که تو فرودگاه میخوان مذهبشون رو بهت غالب کنن
"اروم باش "اد .لازم نیست دیگه نگران این هندیای سیاه سوخته باشی
.با تروریست ها جایگزین شدن
و منظورش از تروریست ادمایی هستن .که تو بخش امنیتی کار میکنن
اما وقتی سوار هواپیما شدی، اینجاشو دوست دارم
.ِمنظورم دیدن اتاق خلبان
.صحبت کردن با کاپیتان
.استراحت تو یه صندلی راحت
سیگار کشیدن و یه بطری ویسکی مفتی که
.یه مهماندار جوون جذاب واسم میاره
اد" بار آخری که پرواز کردی کی بود؟"
.سال 1975
خب خبر خوب اینه که اون مهماندارا .هنوز مشغول کار هستن
.پرواز از "لوس انجلس" فاجعه بود
صندلی های کوچیک، بدون غذا
.و مشروب ها رو هم خلبان ها سرو میکردن
."اونا خلبان نبودن "اد
.اونا خدمه های مرد هواپیما بودن
!چی؟
،خب من اینو میفهمم که یه زن کار یه مرد رو بخواد
اما اون مردا با خودشون چی فکر میکردن؟
مثل این بود که ادم تو یه لوله پرنده .پر از بچه ننه باشه
.حداقل یه بچه جیغ جیغو کل وقت پشت سرت نبوده
.گفتم که ببخشید
.لطفا توجه کنین
به دلیل مشکلات مکانیکی ،"پرواز 145 به مقصد "تاهو
.به مدت نامشخصی تاخیر خواهد داشت
.به زودی اخبار جدید رو به اطلاعتون میرسونیم
به مدت نامشخص؟
.اون هرزه تو هر فرودگاهی هستش
.و هیچ وقت خبرای خوبی نمیده
.زود باشید بچه ها
تا الان کار بزرگی انجام دادین .این برای ما امتحان بزرگیه
اگه بتونین عصبانیتتون رو .برای 5 ساعت کنترل کنین
.به روز سی ام میرسید
.سلام دوست من
.ما اسکی سوارهای خداوند هستیم
.ما باید تو این سفر 13 روح رو نجات بدیم
.و شما نفر اول خواهید بود
.لعنتی،اینم از راهبه ـهای مسیحی
..خب دوست من بزار ازت یه سوالی بپرسم
اگه الان بمیری فکر میکنی میری به بهشت؟
تو چی؟
چون تو میتونی همینطور به حرف زدن ادامه بدی .اون وقت صد در صد میفهمیم
."پاتریک"، "نولان"
چرا "اد" رو به یه مغازه خیلی خیلی دور نمیبرین؟
همچین مغازه ای رو نمیشناسم،کجاست؟
.اونجایی که تا میتونی از اینجا دور شی
.به نظر ناجور میاد
.بنظر امروز روز شانس شماست
.حالا ما میتونیم روح شما رو نجات بدیم
اره،دیگه خیلی دیره .زن قبلیم سر طلاق گرفتش
.لعنتی،باتریش تموم شد
.ببخشید اقا
میشه سیم یکی از دستگاه هاتون رو قطع کنین تا من بتونم گوشیم رو شارژ کنم؟
چطوره بگیم این اتوی مو رو
منظورم اینه که ماموریت انجام شد،درسته؟
این یکی چطور؟
.خواهش میکنم اقا به وسایل من دست نزن
...اینا وسایل گرونی هستن،واسه دخترم خریدم
!تا دوستم داشته باشه
اره میخوام از برنامه ترجمه استفاده کنم .ولی شارژم تموم شده
لیسی" میشه یه لحظه بیای اینجا؟"
.بیخیال من شو
.هر چی تو فرودگاه بخوری حساب نیست
من یکم مشکل تو صحبت کردن با این ادما دارم، میشه کمکم کنی؟
فقط چون فکر میکنی من هندیم میتونم به زبون اونا صحبت کنم؟
.خیلی نژادپرستانه ست
زبون مادری خودت رو بلد نیستی؟
!خیلی ببخشید مگه تو کی هستی،بابامی
...میشه خیلی اروم ازش بخوای یکی از وسایلش رو
.فقط یکی رو دربیاره...تا من بتونم گوشیم رو شارژ کنم
هنوز ورژن هندیه بیلاخ رو بهش نشون ندادم،درسته؟
.خدای من،بزار خودم درستش کنم
.دوست من باید گوشیش رو شارژ کنه
.به یکی از توله هات بگو وسیله شون رو در بیارن
با بزرگتر از خودت همیشه اینطوری صحبت میکنی؟
.فقط با اون بی ادبایی که یه جا رو اشغال میکنن
.لیسی" عصبانیتت، نریزش بیرون"
.عصبانی نیستم، میخوام مودب باشم
.مودب نیستی
تو یه دختر خیلی بدی هستی که .با پسرای سفید خوشگل ریختی رو هم
.آره؟خب من واسم مهم نیست تو چی فکر میکنی
اینجا آمریکاست نمیتونی همینطوری .واسه خودت بچرخی و هر چی دلت میخواد بگی
.قانون آزادی رو بخون لعنتی
...لیسی" فکر کنم تو" - .میدونم اشتباه گفتم،ولی اون نفهمید پس ساکت -
یادت باشه ما فقط چند ساعت تا
.سی روز فاصله داریم، پس خودت رو جمع و جور کن
و آقا من 40 سالمه
.پس ممنون میشم اگه منو یه آقای خوشتیپ صدا کنین
سلام،بله میخوام
.مسابقه "گونزالیس" رو امشب سفارش بدم
65دلار؟ !خیلی نامردیه
.بزارید به حسابم
."چارلی گودسون"
.ممنون
مارتین" اینجا چکار میکنی؟"
فقط اومدم مسابقه رو ببینم
.و یکم پدر پسر با هم وقت بگذرونیم
.خب پسرت الان بیرون شهره
واقعا؟
چرا به من نگفت؟
من خیلی دوست داشتم مسابقه رو .امشب با اون ببینم
.یه لطفی بهم کن، بهش نگو من تنهایی مسابقه رو دیدم
خیلی ناراحت میشه .اگه بفهمه منو ناامید کرده
و به هر حال، میتونم بپرسم تو اینجا چکار میکنی؟
...من؟من
.من اومدم تا خونه رو براش مرتب کنم
.فکر کردم سورپرایز خوبی میشه وقتی برگرده خونه
من اونی نیستم که میخواست یواشکی .از این موقعیت استفاده کنه
...حالا اگه ایرادی نداره ممنون میشم اگه
.بری توی آشپرخونه
آشپزخونه؟ چرا؟
این چه سوالیه؟
.خواهش میکنم برو تو آشپزخونه
No comments yet. Be the first to leave one.