The first 200 lines.
تفرجگاه وستينگ دره ناپا ، کاليفرنيا
به 23 امين مسابقه سالانه
انتخاب بهترين سرآشپز . تفرجگاه " وستينگ " خوش آمديد
. من " برترام ديوستربرگ " ميزبانِ شما هستم
سرآشپزهاي شرکت کننده -- امروز ما عبارتند از
... " اولين ، از رستورانِ 182 در " سونوما - ! نمک -
، " جوانترين برنده " شيلينگ پالم ديسن
. " سرآشپز " هانا دياز
از سانفرانسيسکو ، کساني که برنامه
راديويي تحسين برانگيز ، دو برتر " رو اجرا مي کنن "
. " سراشپزان " آرليس و جوليا ست جرمين
. عجله کنين ، بچه ها
جِف " ، خامه مي خواي ؟ "
جف ؟ - . آره ، آره -
، آموزش ديده در پاريس
اون سرآشپز اجرايي در ، لا پيتي ميسون " هستش "
. " سرآشپز " ادرين لودو
! پيازچه هاي من کجان ؟ زود باشين ،بچه ها
... و اول از همه قبل از داوران ما امروز
! باشه ، زود باشين
! يالا ، بجنبين ، بجنبين . عجله کنين ، بچه ها
. " جفري بارج "
. ممنون
... اولين
... اولين غذاي
... امروزِ من ... هست
... هست
. نفس نمي کشه - مطمئني ؟ -
. نفس نمي کشه - اينجا دکتر نيست ،خواهشاً ؟ -
! يکي به اورژانس زنگ بزنه - ! جفري -
! جفري ! يه نفر
! جفري ، يه چيزي بگو
صدامُ مي شنوي ؟ جفري ؟
نماينده پزشکي قانوني چيزي گفته ؟
. فقط اينکه اون هنوز چيزي نمي تونه بگه
. بهش بگو ما به علتِ مرگ نياز داريم
اگر اين يارو به مرگِ طبيعي . مُرده ، ما برمي گرديم خونه
چرا اينقدر اخمويي ؟ - . نيستم -
ما چرا اينجاييم ؟ هنوز حتي . نمي دونيم که قتل هست يا نه
يکي از سرآشپز ها به باباش ، که يه سناتورِ ايالتيه زنگ زده
، که اون به دادستان زنگ زده ، که اون به داديار زنگ زده
. که اونم بمن زنگ زده . بهمين خاطر ما اينجاييم
. از سياست متنفرم
. اين شايد سريع حل بشه
. قرباني با مدير مراسم کتک کاري کرده بوده
. چه روزِ خوبي
. مي خوام خيلي روشن بگم
. اونچه که اتفاق افتاد يه حادثه محض بود
. کارِ خلافي نکردم
بزاريد فقط واقعيات رو در نظر . " بگيريم ،آقاي " ديوستربرگ
گفتين که با قرباني دعوا کردين . سَرِ چي بود ؟
. قارچِ دنبلان - قارچِ دنبلان ؟ -
بله ، اونا -- اونا يک نوع . قارچِ خيلي گرون هستن
. مي دونم قارچِ دنبلان چيه
جفري يه دسته سفارش داده . بود و خودش پولشُ داده بود
، چند ساعت قبل از مسابقه
. نتونست پيداشون کنن
تقاضاي جايگزين کردنشونُ کرد ، . که هزارها دلار خرج بر مي داشت
گفتم نه ، شروع کرد به . داد زدن و بعدش هُل دادن
. بطور طبيعي ، از خودم دفاع کردم - . البته خيلي با ملايمت -
و بعدش اون ... با کله اَش حمله کرد ؟ چيزي تو اون مايه ها ؟
. همونطور که گفتم -- اون يه حادثه بود - . خواهيم ديد -
. جفري بنظر دعوايي ميومد سريع مُشت مي زد ؟
. نه ، نه درحقيقت . اون -- اون يه نابغه بود
. نابغه ها مي تونن پُر سر و صدا باشن
ولي اون -- اون تا حالا . دست رو من بلند نکرده بود
نابغه ، جدي ؟
سلام ، مي خوره کارِ اون باشه ؟ - هنوز مطمئن نيستيم . اون چيه ؟ -
نمي دونم . يه جور پيش غذا که به . اونا به بدبخت بيچاره ها مي دَن
مي خوري ؟ - نه ، ممنون . چيزي رو که - . ندونم چيه نمي خورم
ببخشيد . اين غذاي قربانيه ؟
. بله
. ببخشيد
. عذر مي خوام
. يارو نابغه نبوده . نمکش خيلي زياده
دکتر " استاينر " ؟
. خيلي وقته نديدمت . لباسِ جديد پوشيدي . قشنگه
. بله . رفتن از ساکرامنتو خيلي خوب بود
شرابِ خوب ، آب و هواي ... عالي ، نبودن پاتريک جين
. يا اميدوارم اينطور باشه
بچه پُر رو . دهنشُ بررسي کردي ؟
واسه جراحتِ احتمالي سَر ؟ - . فکر نکنم اينطور باشه -
. نترسي . مي خوام لَمسِت کنم
- آقاي جين ، خواهش مي کنم ، من تو يه
! ليسبون
. ببخشيد
چي -- چي باعث شد اونجا رو بخواي نگاه کني ؟
. خُب ، غذاي بَد مزه يعني حِسِ چشايي بد
. اين به جراحتِ سَر نمي خوره
. کارِ ديوستربرگ نيست . واسه افتادن نَمرده
بايد جلسه بزاريم تا بازجويي - . ها رو بين خودمون تقسيم کنيم چي باعثِ مرگش شده ؟ -
. سَم
روان کاو فصل دوم - قسمت پانزدهم : شاه ماهي قرمز
کاري از ...::: WwW . TvCenter . ir :::...
. جوابِ آزمايشاتِ مقدماتي اومده
نماينده پزشکي قانوني ميگه . که سَم احتمالا " ريسين " بوده
. قرباني يا سمُ خورده يا نوشيده
. خُب ،منطقي بنظر مياد
اگر سَم از طريق هوا منتقل . شده بود تعدا زيادي مي مُردن
. و ريسين ساختش به اندازه کافي آسونه . کافيه يه کم " کَرچک " رو بکوبي
. با کُلي مظنون سر و کار داريم
. اونا غذاي مقتول رو آزمايش کردن
نه تو غذاش نه تو . آشپزخونه اثري از سم نبود
. و ريسين ساعت ها طول ميکشه تا اثر کنه
بايد يه چيزي بوده باشه . که قبلاً قورت داده باشه
پس لازم نبود که بالا بياري ، ها ؟
. با مزه بود
اتاق رو بگرد . هر غذا يا مايعي - . رو که پيدا کردي آزمايش کن الو ؟ -
. آره ، باشه ، آره . همسرِ مقتول الان رسيد
خودم ميرم سراغش . تو . با بقيه سَر آشپزهاحرف بزن
ديوستربرگ گفتش که
. نفرِ اول 100 هزار تا جايزه ميگرفت
داري چيکار مي کني ؟
دارم سعي مي کنم مزه غذايِ . شور رو از دهنم برطرف مي کنم
دي کريمِ ديگي " . در اصل " . يه دسرِ شکلاتي پُر مدعاست
خيلي خوشمزه است . يکم مي خواي بخوري ؟
. نه . بايد بريم و با زنِ مقتول حرف بزنيم
. خُب ، شايد اون يکم بخواد بخوره
. جفري يه دوستِ عزيز بود
. سالهاست که همديگه رو مي شناختيم
. بهمين خاطره که پاي پدرمُ وسط کشيدم
. مي خوايم بدونيم کارِ کي بوده
جالبه که شما قبل از اينکه کسي بدونه
سَمه ، تماس گرفتين . چيزي مي دونيد که بقيه نمي دونن ؟
. نه ، فقط ميدونستم يه مشکلي پيش اومده
همهشما تو يه مسابقه . باجايزه نقدي بالا هستين
به برنده شدنتون کمک مي - کنه اگر يکي تون بميره ، نه ؟ کمک ؟ -
با هم غذا مي خوريم . با هم . کار مي کنيم . با هم دوستيم
چيزي واسه اضافه کردن داريد ، خانم دياز ؟
، رفقا ، اگر ما همه با هم دوست هستيم
چرا سعي کردي کمک آشپزِ جف رو بدزدي ؟ - . واقعيت نداره -
. فقط درخواست کردم ، همين - . آره ، باشه -
در موردِ مقتول چه احساسي داريد ؟ - . از پُرخوريش متنفر بودم -
، خودخواه ، متقلب
. شايد نصفِ اونچيزي که فکر مي کرد خوب بود
که هنوزم همون باعث مي شد . دو برابرِ تو کارش درست باشه
چرا نمي ري يه خالکوبي ديگه بکني ؟ - . گُم شو ، جوليا -
مسئولِ تحويل ميگه که
قارچ دنبلاني هاي جفري رو ، امروز صبح تو قسمت جفري گذاشته
بعدش ناپديد شدن . حالا کي قارچ ها رو دزديده ؟
خُب ، دزديدن قارچ ها
يکي از ما رو قاتل ميکنه ؟ - . يه شروع محسوب ميشه -
چيه ؟ - . اينکار کاريه که از دستِ اون بَرمياد -
. اين و جفري هيچ وقت باهم کنار نمي اومدن
. عوضيِ چاق - و اون نوع قارچ خيلي گرون هستن ، درسته ؟ -
. و دورش نمي اندازن
کجا غذاهاشُ نگه مي داره ؟
. پايين سمتِ چپِ آبدارخونه
مي دونيد کي واسه هيچي متوقف ميشه تا ببره ؟
. نه . واقعيت داره
اَزشون درباره معامله کتابي . که دارن دنبال مي کنن ، بپرسيد
جايزه مسابقه به اون - معامله کمک مي کنه ، نه ؟ . قارچ هاي دنبلاني -
. باشه ، خوبه . منُ دستگير کنيد
ولي من اون قارچ ها رو ندزديم ، باشه ؟
اونا رو از يه سرنوشتِ - . خيلي خيلي شوم نجات دادم . متوجه هستم -
، جفري مشکلي داشت که شما اَزش مطلع بودين
مشکلِ شخصي يا کاري ؟
... خُب
. ما با هم مشکل داشتيم
. از هم جدا شده بوديم
. يه ماهه که با جفري حرف نزدم
علت جدايي چي بود ؟
خدايا ، چي نبود ؟
. بيشتر مشروب خوردن
. بيماري شغلي سرآشپزها
. فشار زياده . بايد يه جوري تخليه بشه
... اون ، و
. به چيزايي که ميگه گوش ندين
. از جِف متنفره
و شما آقاي ؟ - . برادرِ مقتول -
. استخوان هاي گونه . بي خيال . خودت ميتوني متوجه بشي
کوين " ، چرا بعداً حرف نزنيم ؟ "
آره ، من - من اينطور فکر . " نميکنم ، " ابيگيل
برادرم يه نابغه غيرِعادي بود ، باشه ؟
فکر مي کنيد کسي تو خانواده اَم بهش آشپزي ياد داده بود ؟
خواهش ميکنم . ميخواست يه سرآشپزِ عالي . باشه ، و اون چيزي بود که واقعاً هم بود
و همشُ تنهايي خودش انجام داد . و تو ؟
، از خرج کردنِ پول هاش کاملاً شاد بودي
مگه نه ، ابيگيل ؟
، برادرت مَردِ عالي بود . خودش خودشُ بالا کشيد ، نه ؟
. ولي تو نه
. فکر همين باعث يکم دعوا شده باشه
چيزي برات ارث گذاشته -- داداشت ؟
يا همه چيزُ واسه برادر خانمت گذاشته ؟
- پول ، رستوران
چرا کوتاه نمياي ؟ - کوين ، بسه ، باشه ؟ -
نه ،تو بمن نگو چيکار کنم ، باشه ؟
همونطور که مي بينيد ، مشروب . خوردن -- تو خانواده شون رايجه
متوجه شدي ،در حقيقت معلوم . شد چقدر اشتباه مي کني
. جف ديگه الکل نمي خورد . دو هفته بود که داشت ترک مي کرد
. باشه . قبلاً هم اينُ شنيده بودم
. احتمالاً بهمين خاطر بود که زنگ زده بود
. گفتين که باهاش حرف نزدين
. من - من حرف نزدم
صبر کنيد . دو هفته . مشروب نخورده بود . جالبه
و ديگه داريد چي از ما مخفي مي کنيد ؟
. ببنيد ، اون ديشب ساعت 12:30 زنگ زد
. قطع کردم
چي گفت ؟
... گفت که
No comments yet. Be the first to leave one.