The first 200 lines.
«« عــکــاســـي »»
.اي شاهين، فرود بيا .فرود بيا به اينجا
،فرود بيا، فرود بيا .فرود بيا، فرود بيا
،فرود بيا، فرود بيا .فرود بيا، فرود بيا
اي شاهينِ ،منقار طلا
اي شاهينِ ،منقار طلا
اي تو را از زرِ ناب .چنگالها
،بدران پيراهنِ ابريشمينم را .بدران پيراهنِ ابريشمينم را
،عريان بنما، عريان بنما .عريان بنما قلبم را
،عريان بنما، عريان بنما .عريان بنما قلبم را
،عريان بنما، عريان بنما .عريان بنما قلبم را
.اگر زندهام، بگذار بزيام کنارت و باشم تو را همراه .اگر زندهام، بگذار بزيام کنارت و باشم تو را همراه
.اگر ميسوزم، بگذار بسوزم فقط برايِ تو را .اگر ميسوزم، بگذار بسوزم فقط برايِ تو را
.اگر زندهام، بگذار بزيام کنارت و باشم تو را همراه .اگر زندهام، بگذار بزيام کنارت و باشم تو را همراه
.اگر ميسوزم، بگذار بسوزم فقط برايِ تو را .اگر ميسوزم، بگذار بسوزم فقط برايِ تو را
: کارگردان «پال زولناي»
.فقط يه دقيقه
معذرت ميخوام. ميشه يه لحظه بيايين اينجا؟
خيلي ازتون ممنونم. آدرستونو بذارين .تا براتون ارسالش کُنم
،اگه ازش خوشتون اومد، برش دارين وگرنه برش ندارين. قبوله؟
.يه لحظه منو ميبخشين .لطفاً بفرمايين اينجا
آقايِ عزيز، ميشه بهمون اجازهبدين در اين شبِ سالِ نو ازتون عکس بگيريم؟
.بله - بله؟ -
.پس لطفاً بفرمايين
.خواهش ميکُنم همونجا بايستين .فقط يه لحظه
.لطفاً بفرمايين
خيلي ازتون ممنونم. آدرستونو بذارين .تا براتون ارسالش کُنم
،اگه ازش خوشتون اومد، برش دارين وگرنه برش ندارين. قبوله؟
!هي
آخرش مياي يا فقط داري حرف ميزني؟
وگرنه يهنفرِ ديگه رو .همراهم ميبرم
،رفتيم هنگامِ سپيدهمان ما .من و دوستم از اينجا
،رفتيم هنگامِ سپيدهمان ما .من و دوستم از اينجا
،رفتيم هنگامِ سپيدهمان ما .من و دوستم از اينجا
،و آمديم به درياچهاي بزرگ و زيبا .من و دوستم آنگاه
،نشستم من بر ساحل و کنارِ آبها .و روشننمودم پيپم را
،دوستم تني به آب زد تنها .و شکار کرد يک اردکماهي را
همه، همه، همه، خواهيم آمد به خانهتان .اگر ندا دهيد ما را
همه، همه، همه، خواهيم آمد به خانهتان .اگر ندا دهيد ما را
،و عکسي فوري خواهيم گرفت ما .و پرداخت خواهيم کرد لبخندتان را
،و عکسي فوري خواهيم گرفت ما .و پرداخت خواهيم کرد لبخندتان را
.اوه، اوه، اوه .عکس است حرفهيِ ما
.آه، آه، آه .آينده متعلق است به عکسها
،ميچرخانيم ما دوربين را .عکس برميداريم ما با دوربينها
،هم از حيوانات و جانورها .و هم از کودکان هنگامِ بازيها
جاودانه ميسازيم ما .ايام را
،ميچرخانيم ما دوربين را .عکس برميداريم ما با دوربينها
اينها چيه سرِ هم ميکُني؟
.ولي البته قشنگه
.آه، آه، آه .آينده متعلق است به عکسها
.آه، آه، آه .آينده متعلق است به عکسها
همه، همه، همه، خواهيم آمد به خانهتان .اگر ندا دهيد ما را
همه، همه، همه، خواهيم آمد به خانهتان .اگر ندا دهيد ما را
،ميچرخانيم ما دوربين را .عکس برميداريم ما با دوربينها
جاودانه ميسازيم ما .ايام را
جاودانه ميسازيم ما .ايام را
من ديگه هيچ عکسي .نميخوام
.آخه هيچ پولي ندارم
حتي 10 فورينت هم .ندارم
،و تا موقعِ سررسيدِ حقوق .زمانِ زيادي باقيمونده
.من هيچ پولي ندارم
.نه
.مستمريِ من 300 فلورينته
بالاخره آدم بايد .زندگي هم بکُنه
از خودم بيش از حدِ لزوم .عکس دارم
ولي کاش يه عکس .از مادرم داشتم
.يالا. سريع .يالا
.بالا نگهشدار
.محکم نگهش دارين باشه؟
يه دقيقه .دست نگهدارين
همينالان .عکسو بگير
خوبه؟
،خُب راستش .من جاهايِ زيادي بودم
... «مثلاً «بِکِشچابا
.«و «تاتراس
... اين همونجاييه که
از کوهش .آبِ آبيرنگ سرازير ميشه
درست مثلِ .آبيِ رنگرزي
،ولي من اونجا از يه ارتفاعِ کوتاه سقوطکردم .و افتادم همونجا جلويِ آب
،و ديدم موقعيکه آب پايين ميومد .ديگه رنگش آبي نبود
کِي اين عکس ازتون گرفتهشده؟
ببينم. اون زمان چند سالم بوده؟
،يادمه به همون زودي .سه تا بچه داشتم
مايلين چند تا عکسِ خوب ازتون بگيريم؟
،ولي پس عکسِ بزرگ بگيرين .نه کوچيک
پس قبوله؟
.نميدونم
،عکس، يادگاريِ قشنگيه اينطور نيست؟
.آره
اون چند تا عکس داره، ولي معمولاً .به ديوار آويزونشون نميکُنيم
مگه زياد خوب نيستن؟ - ... چرا خوبن، ولي -
،وقتي زماني برسه که ديگه تويِ اين منزل نباشه .اونوقت آويزونشون ميکُنيم
يعني همون وقتيکه که .بايد بره به انتهايِ دهکده
ايشون چند سالشونه؟ - .حدوداً 89 سال -
ايشون هم .دوستِ عکاسِ منه
لطفاً بيايين به .اون يکي اتاق
پاتون درد ميکُنه؟
الان 9 سال ميشه که .پام درد ميکُنه
اون مردِ جوون کيه؟ - .طفلک پسرم بود -
مگه فوت کرده؟ - .حدوداً 26 سال قبل. 30 سالش بود -
.سربازِ پيادهنظام بود
.اينجور سربازها رو سوارِ ماشين نميکردن .اونها پياده ميرفتن
،بنابراين دچارِ سينهپهلو شد .ولي به بيمارستان نبردنش
پس همينطور به رژه ادامهداد. همقطارهاش هم .لباسهايِ مرطوب تنش کردهبودن
پس خودشو تويِ اون لباسهايِ خيس پوشوندهبود .و همينطور با بقيه رژه ميرفت
،و موقعيکه به منزل برگشت .ريههاش شديداً عفونت کردهبودن
.اينم پدرشه .که سالِ 1950 فوتکرد
،موقعيکه تويِ تابوت دراز کِشيده بود .زنش هنوز داشت سبيلهاشو تاب ميداد
آخه من از مُردهها .نميترسم
جالب نميشه اگه از شما هم عکس بگيريم؟
.نه، نذارش اينجا
چطور شد که هيچوقت ازدواج نکردين؟
مادرم نميذاشت .از پيشش برم
خُب چرا خودتون نرفتين؟
والا ما خيلي احمق بوديم. حتي نميدونستيم .تويِ دهکدهيِ بغلي آدم وجود داره
.برامون فقط اينجا خوب بود .فقط تويِ منزلِ خودمون
شما چرا نذاشتين ايشون برن؟ - .آخه بخاطرش ميترسيدم -
ضمناً اون خودش نميخواد .ازدواجکُنه
.و اصلاً اينطوري بهتره .واسه منم بهتره
چون هيچکس نميتونه .آزاري بهم برسونه
.تو دادي مرا غذا، فقط برايِ آنکه بکُشي مرا .و من تبديلگشتم به زندگيت تا جاودانها
،خونِ من است که جريان دارد درونِ تو رگها پس ديگر چه لزوميست به دعواها و نزاعها؟
ميخوريم و ميکُشيم ... هر روز ماها
و هر روز با خونها .ميشکفند لاشهها
.خوب نيست
.ولي بهنظرِ من خوبه
.بايد حقيقتو بهتون بگم .واقعاً ازش خوشم نمياد
يه چيزي بهتر از اين .نشونم بدين
خدايا! يعني من همچين تهريشِ زبري دارم؟
اصلاً اين منم؟
.آره، منم .اينه. نه، اينجاست
پسرم کجاست؟ .الان همينجا بود
.همون سربازه
.صداش بزنين - .پيتييو»، بيا اينو نگاهکُن» -
.بيا يه نگاه بنداز
ببين. ميتوني منو تشخيص بدي؟
!عجب! انگار کشتيهات غرقشدن - !محشره -
.وحشتناکه - يعني خوب نيست؟ -
!اين تويي! ببين! اينها !اين خودتي
ماماني داره به بابايي !نگاه ميکُنه
.اينم منم
اين تويي .و اينم باباييه
بهنظرتون چطورن؟
نميدونم. اين چيزي نيست .که مدِ نظرمون بود
مگه چهچيزي مدِ نظرتون بود؟ - .يه چيزِ متفاوت. عکسهايِ جديتر -
اينها عکسهايي نيستن که بشه .از ديوار آويزونشون کرد
ما نميتونم اينها رو .آويزون کُنيم
خُب چرا نميتونين؟
آخه خيلي .طبيعي هستن
.دقيقاً به همين دليله که بايد بتونين آويزونشون کُنين .آخه همهتون شاد و سبکبار بهنظر ميرسين
ولي محيطِ اطرافش .اينجوري نيست
واقعاً ازشون .خوشم نمياد
طبيعت فينفسه برايِ خودشه، و هنرمند بهمثابهيِ .انسانيست که برايِ انسان کار ميکُنه
،اما از اونچيزهايي که طبيعت بهمون ميبخشه ... هميشه تشخيصِ اينو دشوار مييابيم که
کدومش خوشايند .و لذتبخشه
،اونچه که هنرمند به بشريت ميبخشه ... ميبايست تأثيرگذار، دلپذير
،و آرامشبخش باشه .و همچنين روشن برايِ همگان
سلام. حالتون چطوره؟ - .اتفاقاً دنبالتون ميگشتم -
مدام به خودم ميگم اون مردي که موسيقي مينواخت کجاست؟
ولي «ارژيکه» ميگفت .نميدونه
مردي که موسيقي مينواخت؟
.سلام - مامان، حالتون چطوره؟ -
يهخُرده بهترم. قهوه نوشيدم .و کمي هم شراب و سوپ خوردم
.پيشتوکا»، بيا اينطرف» - .دارو هم خوردم -
قهوه نوشيدين؟ - .آره -
ما اومديم چونکه .عکسها آمادهان
.ولي نياز به عينکم دارم .لطفاً به «ارژيکه» بگين بره بيارش
!«ارژيکه»
.ما عينکِ مامان رو نياز داريم - .تويِ کِشو گذاشتمش -
.عکسها حاضرن .مامان ميخواد ببينشون
کاشکي 5 سالِ ديگه .عمر داشته باشم
!«نکُن «چيلاگ
دوستدارم طولانيتر .عمر کُنم
زمانيکه اين بچهها رو ... بزرگ ميکردم
.هم روزهايِ خوب بود و هم روزهايِ بد .ولي حالا ديگه همهشون خوب بهنظر ميرسن
!اوه، اين که من نيستم
.نه. اين من نيستم .اين عکسِ خودم نيست
.نه، من نيستم
.ولي قشنگه - !آخه ميترسونتم -
.ولي واقعاً زيباست. نگاهکُنين .ببينين چشمهاتون چقدر زيبا هستن
ازش خوشتون نمياد؟
نه. و اصلاً عکسِ ديگهاي .نميخوام
ميدونم که زشتم. ولي بازم .ازش ميترسم
ميبينين؟ انگار ناخوشم، نه؟
چرا اينطور فکرميکُنين؟ - يعني شما تشخيص نميدين که انگار ناخوشم؟ -
آخه چرا؟ - .ولي خودم ميتونم ببينم که ناخوشم -
.عکسهايِ ديگهاي که قول دادهبوديم هم هستن .همونهايي که قرار بود به ديوار آويزون کُنين
.اين خوبه .اينها خوبن
.اينها خوبن .اينها خيلي خوبن
ولي اون يکي .منو ميترسوند
اين يکي حتي .از قبلي هم بهتره
چرا اين بهتره؟ - .آخه چهره خيلي سرِحالتره -
.آره، اينها خوبن .اين يکيها هم مشکلي ندارن
!اوه خدايا !عکسِ يه پيرزنِ 90 سالهست
.خيلي ازتون ممنونم
.خُب ديگه خداحافظ. ما بايد بريم .براتون آرزويِ سلامتي ميکُنم
منم برايِ همگيِ شما .همين آرزو رو دارم
و همچنين .آرزويِ عمرِ طولاني دارم
.من نياز به عمرِ چندان بيشتري ندارم .فقط 5 سالِ ديگه. اونوقت عالي ميشد
اميدوارم که عمري بيش از اون .نصيبتون بشه
No comments yet. Be the first to leave one.