The first 200 lines.
سیندرلا، با لباس زرد،
رفت بالا تا رفیقشو ببوسه،
اشتباه کرد و یه مارو بوسید.
چند تا دکتر لازم شد؟
یک، دو، سه، چهار، - بیا، توپو پاس بده.
پنج، شش، هفت، هشت.
انجی، برو سر جات.
بالاتر!
بیاین ریتم پا کوبیدنو بگیریم.
سیندرلا، با لباس زرد،
رفت بالا تا رفیقشو ببوسه،
اشتباه کرد و یه مارو بوسید.
چند تا دکتر لازم شد؟
یک، دو، سه، چهار،
پنج... شش...
هفت... هشت...
نُه... ده...
یازده... دوازده...
سیزده... چهارده... پانزده...
شانزده... هفده.
باشه، بیاین. - سیندرلا، با لباس زرد،
رفت بالا تا ببوسه--
سلام.
چی میخوای، کودن؟
هی! هی!
هی! هی! چیکار میکنی؟
بازنده! بازنده! بازنده! بازنده! با--
# ادنا میلیون با یک کت و شلوار مرگبار #
# داچ پینک در قطار مرکز شهر #
# یک هفتتیر دو دلاری که شلیک نمیکنه #
# من توی گوشهام زیر باران شدید #
# شانزده مرد روی سینه یک مرده #
# و من از یک فنجان شکسته مینوشیدم #
# دو تا شلوار و یک جلیقه موهر #
# پر از بوربونم، نمیتونم سر پا وایسم #
# هی، پرنده کوچولو پرواز کن برو خونه #
# خونهت آتیش گرفته، بچهها رفتن #
# هی، پرنده کوچولو # - نه، اون روزا،
اگه یه تیکه گوشت میخواستی، میدونستی کجا بری.
زنتو خونه میذاشتی. تو-- میرفتی جاهای خوب.
با یه کلهگنده راه میرفتی-- میدونی، یه مفتخور.
قبل از اینکه چشم بهم بزنی، یه دختر سکسی تو بغلت بود...
شیرین مثل پنیر هلندی.
حالا ایدز کوفتی رو داری.
آگاهی فمینیستی مزخرفت رو داری،
هر خری که باشه.
بعدش هم جنبشهات رو داری-- یه جنبش واسه این، یه جنبش واسه اون.
به نظر من، زیادی جنبش داری.
تنها حرکت خوب، حرکت لعنتی رودهاس.
هی!
ببین کی اینجاست! جیمی قدیس!
زد و فرار کن، مالت. - باشه.
چه خبره، جیمی؟ - چه خبره، جو؟
در مورد این موضوع شنیدی، اون برنارد بیناموس؟
نه، چی شده؟ - میدونستم پسره خنگه، ولی نه تا این حد خنگِ لعنتی.
توی حیاط مدرسه گرفتنش که دنبال بچههای کوچیک میگشت.
نه بابا. - باید اون پسرک کثافت رو اخته کنن.
قضیه برنارد یه مشکل فکریه، جو، نه جنسی.
آه، یه اسم روش بذار. بیا دیگه. هر چیزی که بگی، مشکلیه که یه مرد داره.
مشکل چیزشه.
هی. - نوشیدنی قایقی.
نوشیدنی قایقی.
جیمی قدیس از فلتبوش.
رفت حوزه علمیه اما رسالتشو از دست داد.
اما تو زمان خودش، حرومزادهای به تمام معنا بود.
# بپیچ سر کوچه، احمق، اینو گفت #
# صد دلار باعث میشه حرف بزنی #
# ادنا میلیون با یک کت و شلوار مرگبار #
# داچ پینک در قطار مرکز شهر #
# یک هفتتیر دو دلاری که شلیک نمیکنه #
# من توی گوشهام روی زمین #
چون بعد از اینکه تو رفتی،
پول تو میره دست یکی دیگه،
یه مرد دیگه میاد و زنتو میگیره.
بچههات عاشق غریبهها میشن.
اما اگه خوب بودی، اگه آدم درستی بودی،
نمیتونن یادتو لکهدار کنن،
نمیتونن تغییرش بدن.
خیلی-- خیلی خوب، آقای جرگن.
ام، بری، میشه شما--
ام، یکم آب. - حتماً.
عالی پیش میریم. - بفرمایید.
چرا یه استراحت کوتاه نکنیم، بعداً ادامه میدیم؟
باشه.
دو-شش-هشت-- - آروم. آروم حالا.
عصر بخیر.
جولی، زنگ بزن و اون رو چک کن--
آقای جرگن اینجان. داره ضبط میکنه.
حالا، همکارم رندال کافلند، که همین الان رد شد،
اون یه لیست سؤالات خیلی دقیق رو دنبال میکنه که از آقای جرگن میپرسه...
و عزیزان آقای جرگن بعد از فوتش میتونن بهشون دسترسی پیدا کنن.
متوجهی؟
میخوام شما رو به کسی معرفی کنم.
بیاین، از این طرف.
این استیویه.
پدر استیوی بر اثر سرطان پانکراس فوت کرد،
تو دوران نوجوانی آخرش که استیوی بیشتر از همه بهش نیاز داشت.
پس حالا اگه استیوی به نصیحت پدرش نیاز داره، دوباره میاد پیش ما.
متوجهی؟ بذار نشونت بدم. - درسته.
هی، چه خبره، استیوی؟
هی، جیمی. حالت چطوره؟
اوه، دخترا. نمیدونم.
این، اوه...
هی، اگه دنبال سگ بدوی، فرار میکنه.
باهاشون مثل آشغال رفتار کن. من با مادر تو همین کارو کردم، عاشق من شد.
دو ماه بعد، ازدواج کردیم.
مثل آشغال باهاشون رفتار میکنی و اونا دوان دوان میان.
ممنون. - متشکرم.
اوه، پدرتون مبتلا هستن به... چی بود؟
اوه، دیابت. - آه، بله، دیابت.
اما وضعیتشون به شدت رو به وخامت گذاشته. - وقت طلاست.
بله. ممنون. - متشکرم.
نوه هم دارن؟ - اوه، هشت تا، روی هم رفته.
آه، متوجهام. مطمئنم از نصایح پدربزرگشون بهرهمند میشن...
شاید الان نه، شاید فردا نه، اما به زودی.
عصر بخیر، آقای یُرگن. - آره. سلام.
مرد خوشحال. - ممنون.
بروشور ما رو بگیرید.
یکی برای شما. یکی برای شما. و لطفاً، اوه، یکی هم به یه دوست بدید.
ممنون. - دم در، اونجا یه دفتر هست.
لطفاً امضاش کنید. لیست پستی ماست. - ممنون.
خیلی ممنونم.
خبری نشد؟ - نه.
اون به نظر میاومد خوشش اومده، ولی اون خانم انگار میخواست ناهارش رو روی آقای یُرگن بالا بیاره.
بعدی رو جور میکنیم، جیمی. - باشه.
اوه...
هپیاور ساعت شش. اونجا میبینمت. - باشه.
# عشق من یه فوق ستارهس #
# اون یه سروگردن از بقیه بالاتره #
# گفتم عشقم، عشق من یه فوق ستارهس #
# اون یه سروگردن از بقیه بالاتره #
# تو فکر نمیکنی که عشق معنی بهتری داره #
# باید داشته باشیش باید برای خودش داشته باشیش # - هی.
همین الان برای آگهی روزنامه گرفتمش.
"فقط به خاطر اینکه اونا رفتن، به این معنی نیست که نمیتونن راهنمایی کنن؟"
کی اینو درآورده؟ - من.
وحشتناکه. - چرا؟
نچسبه. - نچسب؟
لعنتی نچسبه، کاف. - چیه که نچسبه؟
تو چی از نچسب بودن میدونی؟ - من از نچسب بودن سر درمیارم، و این لعنتی نچسبه.
فکر میکردم شما جماعت باید تو این جور کارا خوب باشید.
"شما جماعت"؟ - بله، شما جماعت. همجنسگراها. الان همجنسگرا نیستی؟
"شما جماعت"؟ - شما جماعت.
هر جاکشی تو دنیا تو این جور کارا خوبه،
و من باید تهش با یه نچسب سر و کله بزنم؟
باشه جیمی. خب، امروز شرکت اجاره ویدئو به "شما جماعت" زنگ زد،
و گفتن اگه تا آخر هفته چک رو دریافت نکنن،
میان و همه تجهیزات رو میبرن.
# گفت اون زن #
# مرد، اون یه رویای محضه آه #
# گفتم اون زن #
# اون شبیه چیزیه که هیچوقت ندیدی، آه #
جیمی.
خب چیکار کنیم؟
جیمی؟ - نمیدونم، کاف. شاید باید جولی رو مرخص کنیم.
مگه تلفن واقعاً زنگ میخوره یا چیز دیگهای؟
یا شاید بتونیم از پول قایقت استفاده کنیم.
منظورم اینه که تو هیچوقت واقعاً یه قایق نمیخری. ما تو دِنوِر زندگی میکنیم، جیمی.
کی تو دِنوِر قایق داره؟
خداحافظ.
سلام.
دَگنی؟ اسمت اینه؟ اسم فوقالعادهای.
اسم من جیمیه، و فقط یه سوال ساده و یهویی دارم:
عاشقی؟ - چی؟
در حال حاضر، عاشقی؟ - چرا؟
چون اگه باشی، وقتت رو هدر نمیدم.
منظورم اینه که من از اون مردا نیستم که مانع خوشبختی یه مرد دیگه بشم.
اما، اگه در حال حاضر عاشق نیستی،
اون وقت به نطق پرشورم ادامه میدم، چون اگه اجازه بدی، دگنی،
تو قطعاً بینقصی.
این نطق تا حالا جواب داده؟
افسوس، تو روزای قدیم. اوه، الان به ندرت فرصت پیدا میکنم امتحانش کنم.
اما به سوالم جواب ندادی.
فراموش کردم. - عاشقی؟
خب، یکی هست. - ولی؟
قرار میذاریم. شماره تلفنش رو حفظ کردم، اما از مسواکش استفاده نمیکنم.
ما یه جایی بین این دو تا هستیم، و اون دیوانهوار عاشقم شده.
حق داره. تو سُر میخوری.
من سُر میخورم؟ - تو سُر میخوری. این یه ویژگی خیلی جذابه.
بیشتر دخترا، اونا فقط لنگلنگان راه میرن. تو، از اون طرف، سُر میخوری.
در موردش بهم بگو. اسمش چیه؟ چیپ؟
الکس. - فرقی نمیکنه. آیا اون... باعث میشه تپش قلب بگیری؟
"تپش قلب" رو تعریف کن.
تپش قلب. وقتی بهش فکر میکنی، نمیتونی غذا بخوری، نمیتونی بخوابی.
وقتی لبخند میزنه، نامردی انسانها نسبت به هم رو فراموش میکنی. اون این کارو برای تو میکنه؟
این یه مفهوم مضحکه. هیچکس نمیتونه این کارو بکنه.
دخترایی که سُر میخورن به پسرایی نیاز دارن که باعث بشن تپش قلب بگیرن.
"دخترایی که سُر میخورن به پسرایی نیاز دارن که باعث بشن تپش قلب بگیرن."
با من شام بخور. - مگه سلطان تغییر موضوع نیستیم؟
ماه قشنگیه. فقط با من شام بخور. - قرار تپش قلب بهم بدی؟
یا در این راه میمیرم. شام.
فقط شام.
از این کار پشیمون میشم. - فقط اگه خوششانس باشیم.
# یه نگاهی از پنجره کردم #
# و فکر میکنی چی دیدم # - همینجا.
# عشقم کنار یکی دیگه نشسته بود... #
میبینمت، جک. - میبینمت.
اوه، مـ... اوه، روز شانس لعنتیم. چی؟ - هی.
جیمیِ قدیس. - سلام، پسرا.
کت و شلوار قشنگیه. ورساچه؟ - نه.
No comments yet. Be the first to leave one.