Frozen Love

Frozen Love (빙구)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Bing Goo-E01
A Commentary by Mehdi_Rain
مترجم : مهدی (Mehdi_Rain) http://uptobox.com/av9giu6bauzb

Tags

other
Published on: 2017-04-11
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

‫(اين برنامه با بودجه ارائه شده توسط وزارت علوم، ‫فناوري اطلاعات، ارتباطات و برنامه ريزي تهيه شده است)

‫(سئول، سال 1979)

‫قسمت اول

‫اصلا خوب نيست ‫صبر کن تا موهات رو بچینم! تکون نخور

‫اوه، تو، دوچرخه ‫بیا اینجا

‫حرومزاده

‫امروز هر دوتون گیر افتادید ‫بیا اینجا

‫نگاش کن

‫هی! نمیخوای بیای اینجا؟

‫نباید اینکارو کنید ‫حتی نمی دونید چقدر طول کشیده که موهام بلند شده

‫این خیلی کوتاهه؟

‫یه لحظه صبر کن

‫این یه درخواست برای آهنگه

‫این مشکل ساز میشه، مشتری

‫دیروز بهم گفتید نمیتونم اینو درخواست کنم و روز قبلِش هم همینو گفتید ‫آخه کدوم دی جی، پخش یه آهنگ رو اینقدر به تاخیر میندازه؟

‫این مثل تاخیر پرداخت اجاره ماهیانه یه اتاق نیست؟

‫بخاطر اینه که

‫شما دیروز و روز قبلِش، آهنگ های غیرمجاز درخواست کردین ‫منو یادت میاد؟

‫موندم که باید گزارشتون رو بدم یا نه

‫پس یه آهنگ دیگه برام بذار

‫میتونی یه آهنگی که مناسبِ من باشه رو پیشنهاد بدی

‫میتونید به چیزی که الان داری پخش میشه گوش بدید

‫صبر کن

‫اوپا، لطفا اینا رو قبول کن

‫من بخاطر اون لباسِ خوشکل پوشیدم ‫اینو متوجه شد یا نه؟

‫یه لحظه صبر کن ‫یه لحظه صبر کن

‫معذرت میخوام. چی...

‫هی، دیگه گیر افتادید ‫حرومزاده ها

‫مامورا دارن میان

‫صبر کن

‫حالا چیکار کنم؟

‫اون کجاست؟

‫معذرت میخوام

‫چرا اومدی این طرف؟ ‫معذرت میخوام

‫فکر میکردم دارید میرید اون طرف

‫چطور میتونید همچین چیزایی بپوشید؟

‫نمیشه بری یه جایِ دیگه؟

‫خودمم دلم میخواد اینکارو کنم،

‫اما تو شرایطی نیستم که همچین کاری کنم

‫گذاشتم موهام شیش ماه بلند شده

‫من برای اولین بار این دامن کوتاه رو پوشیدم

‫هی

‫دامن کوتاه

‫بیا اینجا

‫اییشش، واقعا که

‫معذرت میخوام

‫اگه یکی بهتون میگه کاری نکنید ‫باید ازش اطاعت کنید

‫اگه طولِ دامن کسی حتی کوتاه تر از یه میلیمتر بود، ‫اون آدم رو ببر ایستگاه پلیس

‫اول موهایِ اونُ کوتاه کن

‫به کجا داری دست میزنی؟

‫فقط... دامنتون خیلی کوتاه ـست

‫یعنی اگه دامنم خیلی کوتاه باشه، ‫مثل موهای پسرا کوتاه میکنی؟

‫نه! نه

‫من همچین آدمی نیستم

‫انگار نمیدونی حتی اگه اینکارو کنم، هیچ اتفاقی نمیفته

‫معنیش اینه اگه کسی با قصد بدی نگاه نکنه، ‫هیچ مشکلی با پوشیدن دامن کوتاه پیش نمیاد

‫درسته

‫چیه؟ چرا به تموم دنیا نمیگی از شر همه دامن کوتاه ها خلاص بشن؟

‫این دامن بیشتر جلب توجه میکنه، ‫اما چرا بهم میگی مخفیش کنم؟

‫نه، اصلا چرا داری نگاه میکنی؟

‫حالا راضی شدی؟ ‫بله شدم

‫کی راضی شده؟ ‫از جاتون تکون نخورید

‫هی. تو که اونجایی

‫تو، دوچرخه سوار. تو اونجا بودی، ها؟

‫به کی میخوای کلک بزنی؟

‫دارید چیکار میکنید؟ ‫اون پسر رو بگیرید

‫هی! امروز گیر افتادی

‫بیا اینجا

‫حرومزاده

‫موهات رو می چینم

‫این صدای چیه؟

‫فرار کنید

‫هی! بیا اینجا

‫صبر کن

‫هی

‫شما از اون طرف برید

‫چیه، چیه، چیه؟

‫برو گمشو، دیکتاتور

‫باید صورتِت رو می دیدم

‫خب چه اتفاقی افتاد؟ ‫همه به سلامت فرار کردن؟

‫نمیدونم

‫خیلی دوییدم، پاهام درد میکنه

‫مثل یه احمق به نظر میام، نه؟

‫نه! تو هنوزم خیلی جذابی

‫گلبرگا پژمرده شدن

‫اما هنوزم...

‫خیلی قشنگن، نه؟

‫دیگه نیا بیمارستان

‫چرا؟ بابات بهت چیزی گفته؟

‫نه

‫نکنه، بخاطر مویِ بلندم عصبانی شدی؟

‫اصلا اینطور نیست

‫چرا باید همه ـشو کوتاه کنم؟

‫من موهای بلندِت رو دوست دارم

‫بیا از این به بعد بیشتر با همدیگه بریم بیرون ‫و خونه های همدیگه بریم

‫وقتی توی بیمارستانی چطوری میخوای بریم خونه ی همدیگه؟

‫شین یونگ

‫اینطوری موهات خراب میشه

‫اشکال نداره مرخص بشی؟

‫دکتر گفت میتونم برای درمان برم و بیام

‫شین یونگ

‫باید هر روز یه جعبه غذا بیارم سالن تئاتر

‫آره. حالا یه نفر لازم دارم که برات گل بخره

‫بیا با همدیگه بریم

‫بیا با همدیگه بریم سینما و آهنگ گوش کنیم

‫آه، باید بهم دوچرخه سواری هم یاد بدی

‫باشه، بیا همه ی اینکارا رو کنیم

‫برات همه ی اینکارا رو میکنم

‫بهش گفتم مرخص شدم، بابا

‫حالا اوپا میتونه بیاد خونه ـمون، نه؟

‫اینا خیلی خوب رشد نمی کنن ‫واسه همین نمی تونیم بفروشیمِ ـشون

‫هی، یونگ جا، ‫میخوای اینا رو به قهوه خونه ای که بیشتر وقتا میری اونجا، بدی؟

‫من یونگ جا نیستم ‫یونگ شیلم

‫و دیگه قهوه خونه نمیرم

‫مگه یونگ جا چه مشکلی داره؟ ‫چرا همش بهم میگی با یه اسم دیگه صدات بزنم؟

‫اون دانشجویی که دی جیه، دست رد به سینه ات زد؟

‫بهت گفته چون دانشجو نیستی ازت خوشِش نمیاد؟

‫اینطور نیست

‫نظرتون چیه، رئیس؟

‫اونا تازه شروع کردن، درسته؟

‫چیز جالبی نیست

‫اگه نمیتونی یه چیز آسون رو بکشی، ‫چطوری میخوای زندگی کنی؟

‫برو رنگِ بیشتری بیار

‫چشم

‫و تو... سعی کن یه گل رز بکشی

‫واقعا؟ واقعا میتونم یه گل رز بکشم؟

‫اگه نمیتونی اینکارو درست انجام بدی، ‫حرفمو پس میگیرم

‫نگران نباشید! یه گل رز با حال و معرکه و سکسی میکشم

‫ممنونم، رئیس

‫رئیس، به نظرتون بهش خیلی لطف نمی کنید؟

‫مگه تازه همچین چیزی رو می بینی؟ رئیس همیشه به مان سو لطف میکنه ‫انگار که بچه خودشه

‫حتی به عنوان نقاش تبلیغات تئاتر، ‫باید یه پشتیبان داشته باشی

‫ها، خیلی احساس بدی دارم

‫شما بچه ها با دهنِتون نقاشی می کنید؟

‫تو داری چیگار میکنی؟ برو رنگ بیار

‫چشم. باید برم ‫الان میرم

‫اوه، شین یونگ

‫سلام

‫اوه، شین یونگ ‫مشتاق دیدار

‫وای، مان سو، امروز روز خیلی خوبی داشتی ‫حتی دوست دخترت اومده دیدنِت

‫چه مرد خوش شانسی! مرد خوش شانس

‫یه مرد و یه زن

‫پدر

‫الان باید سَرِ نقاشی تئاتر باشی ‫بله؟

‫بله

‫دیگه به دیدن شین یونگ نیا

‫ مترجم : مهدي ‫(Mehdi_Rain)

‫فیلم عالی بود

‫تو هم خوشِت اومد، اوپا؟

‫راستش نه. آدم باید فقط عاشق یه نفر باشه،

‫مثل داستان عاشقانه رومئو و ژولیت

‫به نظرم اگه اینجوری بود واقعا عالی میشد

‫اما، حتی اگه یه نفر بترسه،

‫احساسی که بینِ شون هست کمتر نمیشه

‫اگه تو منو نداشتی،

‫با آدمای دیگه آشنا شو

‫بخاطر من چیزای خوب و قشنگ رو از دست نده

‫دلم میخواد مثل آدمای دیگه زندگی کنی،

‫مثل دو تا شخصیتِ فیلمی که با هم دیدیم

‫معلومه داری چی میگی؟

‫فقط... میخواستم بدونی که این چیزیه که من میخوام،

‫محض احتیاط

‫نه، من نمیتونم اونکارو کنم

‫میخوای با آدمای دیگه آشنا بشی؟

‫همینو میخوای؟

‫آدم هیچوقت نمیدونه، ‫آینده چه اتفاقی میفته

‫احتمال داره دوباره مریض بشم

‫من میخوام با تو خوشبخت زندگی کنم، شین هی یونگ

‫اوپا. ‫بهم قول بده که فقط با من خوشبخت زندگی میکنی

‫باشه

‫از این به بعد، به جای تو، من مریض میشم

‫حتی اگه قلبم وایسه، ‫همیشه ازت محافظت میکنم

‫تو هم، منو تَرک نکن

‫میخوام یه خواهشی ازت کنم، دی جی هیونگ نیم ‫من باید یه آهنگ بخونم

‫اما هیچ آهنگی بلد نیستم ‫و اصلا استعدادشو ندارم

‫اینجا برنامه تلویزیونی شخصی نیست

‫دی جی : وارد نشوید

‫زندگی یه مرد به این بستگی داره

‫اینطوری نباش. اینکارو برام بکن ‫باشه؟

‫تو قبلا هیچوقت عاشق نشدی، دی جی هیونگ نیم؟

‫من مثل تو نیستم

‫به چی نگاه میکنی؟ ‫منظورم این نیست

‫هر روز برات قهوه میخرم ‫همه نوع قهوه بهت میدم

‫دو تا فنجون... نه، سه تا فنجون؟

‫پس، بعد از کار، یه دِیقه بیا پیشم

‫خیلی ممنون! ممنون

‫وقتی کارم تموم شد برمیگردم

‫معذرت میخوام، معذرت میخوام

‫دامن کوتاه

‫امروز نپوشیده

More Farsi Persian subtitles for Frozen Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left