The first 190 lines.
(اين برنامه با بودجه ارائه شده توسط وزارت علوم، فناوري اطلاعات، ارتباطات و برنامه ريزي تهيه شده است)
(سئول، سال 1979)
قسمت اول
اصلا خوب نيست صبر کن تا موهات رو بچینم! تکون نخور
اوه، تو، دوچرخه بیا اینجا
حرومزاده
امروز هر دوتون گیر افتادید بیا اینجا
نگاش کن
هی! نمیخوای بیای اینجا؟
نباید اینکارو کنید حتی نمی دونید چقدر طول کشیده که موهام بلند شده
این خیلی کوتاهه؟
یه لحظه صبر کن
این یه درخواست برای آهنگه
این مشکل ساز میشه، مشتری
دیروز بهم گفتید نمیتونم اینو درخواست کنم و روز قبلِش هم همینو گفتید آخه کدوم دی جی، پخش یه آهنگ رو اینقدر به تاخیر میندازه؟
این مثل تاخیر پرداخت اجاره ماهیانه یه اتاق نیست؟
بخاطر اینه که
شما دیروز و روز قبلِش، آهنگ های غیرمجاز درخواست کردین منو یادت میاد؟
موندم که باید گزارشتون رو بدم یا نه
پس یه آهنگ دیگه برام بذار
میتونی یه آهنگی که مناسبِ من باشه رو پیشنهاد بدی
میتونید به چیزی که الان داری پخش میشه گوش بدید
صبر کن
اوپا، لطفا اینا رو قبول کن
من بخاطر اون لباسِ خوشکل پوشیدم اینو متوجه شد یا نه؟
یه لحظه صبر کن یه لحظه صبر کن
معذرت میخوام. چی...
هی، دیگه گیر افتادید حرومزاده ها
مامورا دارن میان
صبر کن
حالا چیکار کنم؟
اون کجاست؟
معذرت میخوام
چرا اومدی این طرف؟ معذرت میخوام
فکر میکردم دارید میرید اون طرف
چطور میتونید همچین چیزایی بپوشید؟
نمیشه بری یه جایِ دیگه؟
خودمم دلم میخواد اینکارو کنم،
اما تو شرایطی نیستم که همچین کاری کنم
گذاشتم موهام شیش ماه بلند شده
من برای اولین بار این دامن کوتاه رو پوشیدم
هی
دامن کوتاه
بیا اینجا
اییشش، واقعا که
معذرت میخوام
اگه یکی بهتون میگه کاری نکنید باید ازش اطاعت کنید
اگه طولِ دامن کسی حتی کوتاه تر از یه میلیمتر بود، اون آدم رو ببر ایستگاه پلیس
اول موهایِ اونُ کوتاه کن
به کجا داری دست میزنی؟
فقط... دامنتون خیلی کوتاه ـست
یعنی اگه دامنم خیلی کوتاه باشه، مثل موهای پسرا کوتاه میکنی؟
نه! نه
من همچین آدمی نیستم
انگار نمیدونی حتی اگه اینکارو کنم، هیچ اتفاقی نمیفته
معنیش اینه اگه کسی با قصد بدی نگاه نکنه، هیچ مشکلی با پوشیدن دامن کوتاه پیش نمیاد
درسته
چیه؟ چرا به تموم دنیا نمیگی از شر همه دامن کوتاه ها خلاص بشن؟
این دامن بیشتر جلب توجه میکنه، اما چرا بهم میگی مخفیش کنم؟
نه، اصلا چرا داری نگاه میکنی؟
حالا راضی شدی؟ بله شدم
کی راضی شده؟ از جاتون تکون نخورید
هی. تو که اونجایی
تو، دوچرخه سوار. تو اونجا بودی، ها؟
به کی میخوای کلک بزنی؟
دارید چیکار میکنید؟ اون پسر رو بگیرید
هی! امروز گیر افتادی
بیا اینجا
حرومزاده
موهات رو می چینم
این صدای چیه؟
فرار کنید
هی! بیا اینجا
صبر کن
هی
شما از اون طرف برید
چیه، چیه، چیه؟
برو گمشو، دیکتاتور
باید صورتِت رو می دیدم
خب چه اتفاقی افتاد؟ همه به سلامت فرار کردن؟
نمیدونم
خیلی دوییدم، پاهام درد میکنه
مثل یه احمق به نظر میام، نه؟
نه! تو هنوزم خیلی جذابی
گلبرگا پژمرده شدن
اما هنوزم...
خیلی قشنگن، نه؟
دیگه نیا بیمارستان
چرا؟ بابات بهت چیزی گفته؟
نه
نکنه، بخاطر مویِ بلندم عصبانی شدی؟
اصلا اینطور نیست
چرا باید همه ـشو کوتاه کنم؟
من موهای بلندِت رو دوست دارم
بیا از این به بعد بیشتر با همدیگه بریم بیرون و خونه های همدیگه بریم
وقتی توی بیمارستانی چطوری میخوای بریم خونه ی همدیگه؟
شین یونگ
اینطوری موهات خراب میشه
اشکال نداره مرخص بشی؟
دکتر گفت میتونم برای درمان برم و بیام
شین یونگ
باید هر روز یه جعبه غذا بیارم سالن تئاتر
آره. حالا یه نفر لازم دارم که برات گل بخره
بیا با همدیگه بریم
بیا با همدیگه بریم سینما و آهنگ گوش کنیم
آه، باید بهم دوچرخه سواری هم یاد بدی
باشه، بیا همه ی اینکارا رو کنیم
برات همه ی اینکارا رو میکنم
بهش گفتم مرخص شدم، بابا
حالا اوپا میتونه بیاد خونه ـمون، نه؟
اینا خیلی خوب رشد نمی کنن واسه همین نمی تونیم بفروشیمِ ـشون
هی، یونگ جا، میخوای اینا رو به قهوه خونه ای که بیشتر وقتا میری اونجا، بدی؟
من یونگ جا نیستم یونگ شیلم
و دیگه قهوه خونه نمیرم
مگه یونگ جا چه مشکلی داره؟ چرا همش بهم میگی با یه اسم دیگه صدات بزنم؟
اون دانشجویی که دی جیه، دست رد به سینه ات زد؟
بهت گفته چون دانشجو نیستی ازت خوشِش نمیاد؟
اینطور نیست
نظرتون چیه، رئیس؟
اونا تازه شروع کردن، درسته؟
چیز جالبی نیست
اگه نمیتونی یه چیز آسون رو بکشی، چطوری میخوای زندگی کنی؟
برو رنگِ بیشتری بیار
چشم
و تو... سعی کن یه گل رز بکشی
واقعا؟ واقعا میتونم یه گل رز بکشم؟
اگه نمیتونی اینکارو درست انجام بدی، حرفمو پس میگیرم
نگران نباشید! یه گل رز با حال و معرکه و سکسی میکشم
ممنونم، رئیس
رئیس، به نظرتون بهش خیلی لطف نمی کنید؟
مگه تازه همچین چیزی رو می بینی؟ رئیس همیشه به مان سو لطف میکنه انگار که بچه خودشه
حتی به عنوان نقاش تبلیغات تئاتر، باید یه پشتیبان داشته باشی
ها، خیلی احساس بدی دارم
شما بچه ها با دهنِتون نقاشی می کنید؟
تو داری چیگار میکنی؟ برو رنگ بیار
چشم. باید برم الان میرم
اوه، شین یونگ
سلام
اوه، شین یونگ مشتاق دیدار
وای، مان سو، امروز روز خیلی خوبی داشتی حتی دوست دخترت اومده دیدنِت
چه مرد خوش شانسی! مرد خوش شانس
یه مرد و یه زن
پدر
الان باید سَرِ نقاشی تئاتر باشی بله؟
بله
دیگه به دیدن شین یونگ نیا
مترجم : مهدي (Mehdi_Rain)
فیلم عالی بود
تو هم خوشِت اومد، اوپا؟
راستش نه. آدم باید فقط عاشق یه نفر باشه،
مثل داستان عاشقانه رومئو و ژولیت
به نظرم اگه اینجوری بود واقعا عالی میشد
اما، حتی اگه یه نفر بترسه،
احساسی که بینِ شون هست کمتر نمیشه
اگه تو منو نداشتی،
با آدمای دیگه آشنا شو
بخاطر من چیزای خوب و قشنگ رو از دست نده
دلم میخواد مثل آدمای دیگه زندگی کنی،
مثل دو تا شخصیتِ فیلمی که با هم دیدیم
معلومه داری چی میگی؟
فقط... میخواستم بدونی که این چیزیه که من میخوام،
محض احتیاط
نه، من نمیتونم اونکارو کنم
میخوای با آدمای دیگه آشنا بشی؟
همینو میخوای؟
آدم هیچوقت نمیدونه، آینده چه اتفاقی میفته
احتمال داره دوباره مریض بشم
من میخوام با تو خوشبخت زندگی کنم، شین هی یونگ
اوپا. بهم قول بده که فقط با من خوشبخت زندگی میکنی
باشه
از این به بعد، به جای تو، من مریض میشم
حتی اگه قلبم وایسه، همیشه ازت محافظت میکنم
تو هم، منو تَرک نکن
میخوام یه خواهشی ازت کنم، دی جی هیونگ نیم من باید یه آهنگ بخونم
اما هیچ آهنگی بلد نیستم و اصلا استعدادشو ندارم
اینجا برنامه تلویزیونی شخصی نیست
دی جی : وارد نشوید
زندگی یه مرد به این بستگی داره
اینطوری نباش. اینکارو برام بکن باشه؟
تو قبلا هیچوقت عاشق نشدی، دی جی هیونگ نیم؟
من مثل تو نیستم
به چی نگاه میکنی؟ منظورم این نیست
هر روز برات قهوه میخرم همه نوع قهوه بهت میدم
دو تا فنجون... نه، سه تا فنجون؟
پس، بعد از کار، یه دِیقه بیا پیشم
خیلی ممنون! ممنون
وقتی کارم تموم شد برمیگردم
معذرت میخوام، معذرت میخوام
دامن کوتاه
امروز نپوشیده
No comments yet. Be the first to leave one.