Anger Management

Anger Management

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Anger Management S02E63 By De PALMA - Juybari
A Commentary by De PALMA
"کـــاری مشـــتـــرک از احـــســان و مـحـــمـد"

Tags

TS
Published on: 2014-08-07
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.هی - .هی -

خواهرم امروز با پرواز داره میاد به اینجا

.و الان برام یه پیامک فرستاد

.اون یادش رفت که پاک کننده آرایش و لاک پاک‌کن رو بیاره

تو از این چیزها توی کشوی چیزهایی که دخترها جاگذاشتن داری؟

چیزهایی که دخترها جاگذاشتن؟

آره، تو از این کشوها نداری؟

.اوه، آره. فقط اسمش رو این نگذاشتم

.بگذار ببینم

.کلی برق لب .یه سری هم رژ لب

.چند تا بسته لنز چشم .دو تا عینک

تو بیشتر با دخترهایی سکس داری .که چشم ضعیف و لب خشکیده‌ای دارن

.این برای مادرته

اون شبی که باهاش سکس کردم .این رو جا گذاشت

.در صورتی که هنوز نفهمیدی منظورم چیه

.آره، این چرندیاتت اونقدر خنده‌دار نیست

این چیزهایی که گفتم رو داری یا نه؟

...من مطمئنم مادرت یه کم از اینها جا گذاشته

.رفیق

.متاسفم، شرمنده

اوه، می‌دونی چیه؟

من یکی دیگه از این کشوهای .وسایل جا مونده طبقه بالا دارم

تو دو تا کشوی وسایل جامونده داری؟

.سه تا

.هی - .اوه -

.سلام

چارلی" کجاست؟"

.طبقه بالاست

.تا یه دقیقه دیگه میاد پایین

باشه. خب، می‌تونی اینو بهش بدی؟

.پرونده‌ایه که لازم داره

.البته

خب چه خبر؟

.خیلی خوب تو چطور؟

.خوبم. خوبم

،امشب نمی‌تونم بیام پیشت

،ولی فردا شب .قراره برات مشکل پیش بیاد

شش. من نمی‌خوام کسی بفهمه که ما

.هر چند وقت یه بار با هم ملاقات‌های خودمونی داریم

همین که سعی کردی از کلمه‌های تمیزتر .استفاده کنی، یعنی کارمون خیلی جذابه

.لاک‌پاک‌کن ندارم .فقط دستمال مرطوب دارم

اونها یه چیز هستن؟ - .فکر نکنم -

.آره، هستن - .آره، هستن -

.باشه، من باید برم - .بسیار خب، فردا می‌بینمت -

.اوه، من الان یه ایده‌ای به ذهنم رسید

وقتی اومدی من در حالی که فقط دو تا لاک‌پاک‌کن .و یه دستمال مرطوب پوشیدم میام جلوی در

.خواهی دید که هردوشون شبیه هم هستن

.بفرما - .اوه، این عالیه -

.ممنونم. خواهرم الان یه کم نگرانه

اون برای اولین بار برای نمایشگاه .هنریش داره میاد به لس‌آنجلس

.واو. عالیه از کجا داره میاد؟

.تو نمی‌تونی با خواهرم سکس کنی

.چی؟ این سوال من نبود - .اوه، متاسفم -

.اون توی شهر "نرو توی کار شلوار خواهرم آباد" زندگی می‌کنه

.ایالت ایلینوی

واقعا؟ چونکه من اهل

."تا الان مسئله‌ای نبود تا تو بحثش رو پیش آوردی"

.بزار بگیم فلوریدا

ببین، من جدی میگم، باشه؟

،رفتن طرفش ممنوعه. اون دختر خوبیه .ولی یه خورده ساده لوحه

.ببین، تو دوست من هستی

.من مخ خواهرت رو نمی‌زنم .من واسه خودم حد و حدودی دارم

.تو هیچ حد و حدودی نداری

تو راه می‌افتی و راحت با همه توی .تمام نقاط کشور سکس می‌کنی

.من قرار نیست با خواهرت کاری داشته باشم

این خیلی کار عجیبی میشه که هم خواهرت .رو زده باشم و هم مادرت رو

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــویــبــاری De PALMA & Juybari

،بسیار خب، قبل از اینکه بریم

،"اد"، "نولان"

هفته قبل ازتون خواسته بودم .که زمان مناسبی رو با هم بگذرونید

چطور پیش رفت؟ - .خوب -

من می‌خواستم خونه بمونم و بازی کامپیوتری کنم

.و "اد" هم می‌خواست خونه بمونه و آبجو بخوره

.برای همین باهم به یه نتیجه‌ای رسیدیم

،آره، من خونه موندم و آبجوم رو خوردم

.اون هم موند خونه و بازی کامپیوتری کرد

ما هم هر یه ساعت با هم تماس می‌گرفیتم تا مطمئن شیم

.که داریم با هم وقت می‌گذرونیم

اون تو بودی؟

...خب، حداقل شما دو تا یه راهی پیدا کردین تا

.نه، شما هیچ کاری نکردین

پاتریک"، "لیسی"، فکر کنم شما هم" .قرار بود همین کار رو بکنید

.در واقع، ما دیشب هر دومون به یه کلاب رفتیم

.خب، همینه .اینطوری باید انجامش بدین

خب، ما خبر نداشتیم تا وقتی که آخرهای اون شب

.همدیگه رو توی کلاب دیدیم

.آره، خیلی برامون ضایع بود

.خب، پس هیچکدوم تکلیف هفته قبل رو انجام ندادید

:خب، این تکلیف این هفته‌تونه

.تکلیف هفته قبل رو انجام بدین

،که اگر یادتون باشه

.تکلیف هفته قبل‌ترتون هم بود

.بالاخره مجبورتون می‌کنم این کار رو بکنید

.پنج‌شنبه می‌بینمتون

،در ضمن .من دیشب توی کلاب با یه مردی آشنا شدم

،اون موهای بلوند داشت، چشم‌های آبی

.بدنی فوق‌العاده و شخصیت عالی

تو دیشب با یه مرد بلوند .دیوونه جذاب آشنا شدی؟ منم همینطور

.اون روی بازوش عکس یه بول‌داگ خالکوبی شده بود

.ماله منم همینطور

صبر کن، اسم اون یارو که "بنجامین مدکس" نبود؟

.نه، خدا رو شکر

.اسم اون "لنجارمین هدکس" بود

مرد، صدای موسیقی دیشب خیلی بلند بود، مگه نه؟

.آره، همینطور بود چطور؟

چونکه تو واقعاً فکر کردی که یه انسان توی

.این سیاره با اسم "لنجارمین" وجود داره

!لنجارمین"؟"

،شما هر دوتون با یه نفر قرار دارید .احمق‌ها

تو هم با "لنجارمین" قرار داری؟

.اسمش "بنجامین"ـه و نزدیکش هم نشو

.اگه من بخوامش، اون برای منه - !ها -

.یه دقیقه وایسا

این مرده هم از تو خوشش میاد و هم از تو؟

این چطور امکان داره؟

.شاید طرف دو جنس‌گرا هست - .نه -

یعنی، این دو تا هر دو آدم‌های .بدجنس و خودخواهی هستن

.هی

.واو

من الان گفتم سلام؟ .آخه منظورم سلام بود

.بگذار-- بگذار دوباره امتحان کنم

.واو

.پس تو باید "چارلی" باشی

.من "لورن" خواهر "شان" هستم

.اوه .پس بگذار دوباره امتحان کنم

.سلام

.من از واو بیشتر خوشم میومد

.برادرت خوشش نمیاد

.بیا تو

من نمی‌دونم اون چشه؟

اون با تو درباره اینکه به خواهر دست نزن حرف زده؟

.آه، فکر کنم همین رو بهم گفته بود

آخرش اینطور تموم میشد که "وگرنه می‌کشمت"؟

اوه، اون بهت گفت "وگرنه می‌کشمت"؟

.اون حتماً خیلی بهت مشکوکه

.عجب

بسیار خب، من اومدم اینجا ببینم .تو روغن کتان داری

.می‌خوام بمالمش روی بومم

ببین، تو بوم فوق‌العاده‌ای داری

،و من خیلی دوست دارم به بومت روغن بمالم

.ولی اگه این کار رو کنم، برادرت منو میکشه

.من نقاشم

.اوه، درسته، درسته

.آره، نه، متاسفم .من روغن کتان ندارم

.ولی یه چیز بهم میگه تو این رو می‌دونستی

.بسیار خب، باشه

حقیقتش اینه که من اومدم اینجا تا مردی رو ببینم

.که برادرم بهم گفت بهش نزدیک نشم

.و من هم ناامید نشدم

خب، خوشحالم که این رو می‌شنوم

.من هم نامید نشدم

...ولی فکر کنم بهتر اینه که این کار رو

.نکنیم

.به برادرم نگو که اینجا بودم

.بعداً میبینمت

.لعنتی نمیشد یه کم شبیه "شان" باشه؟

.اوکی، بچه‌ها

امروز می‌خوایم درباره جلوگیری از

.سوء تفاهمی که میتونه منجر به خشم بشه حرف بزنیم

مثل زمانی که یه نفر سعی کنه کمتر از یه کیلو بهت جنس بده

و تو مجبوری بهش شلیک کنی .تا بتونی ارزش‌های باراز رو تثبیت کنی

.نه. اصلاً منظورم این نبود

موضوع درباره گفتنه حقیقته تا بشه .جلوی مشکل رو گرفت

،برای مثال

خواهر بهترین دوستم اومد روی کار من و من حالا باید برم بهش بگم

قبل از اینکه خودش باخبر بشه و فکر .کنه من این کار رو شروع کردم

چرا اون باید فکر کنه که تو این کار رو شروع کردی، "چارلی"؟

چونکه اون فکر می‌کنه من با زن‌های زیادی می‌خوابم

اونم بر اساس تعداد زن‌هایی که ...توی خونه من رفت وآمد دارن

.که البته باهاشون خوابیدم

.خب، پس نمی‌تونی بهش بگی

خب، چرا نه؟

."بگذار برات یه داستان بگم، "چارلی

چند روز پیش رفتم توی اتاق لباس‌شویی

.که "دینو روسینی" رو مرده یپدا کردم

.سی و دو بار چاقو خورده بود

،با اینکه اونها در نهایت فهمیدن که کار من نبوده

.ولی من اولین کسی بودم که تقصیر گردنش افتاد

می‌خوای بدونی چرا؟

چونکه سابقه بی‌نظری توی کشتن مردم داری؟

و به خاطر اینکه تو خیلی دوست داری

مردم رو به تعداد مضرب 32 بار چاقو بزنی؟

.همینو دارم میگم

.مردم زود نتیجه‌گیری می‌کنند

.مثل اداره پلیس تولسا

.بیاین رد خون تا خونه "وین" رو دنبال کنیم

.بیا جسد رو از حیاط پشتی "وین" در بیاریم

بیا ببینیم جمجمه‌ای که اون برای گلدون استفاده می‌کنه

.با اون مرد بی‌خانمانی که سرش بریده شده مطابقت داره

.همش کار من نیست، مردم

پس اونها فکر کردن که تو "روسینی" رو چاقو زدی

چونکه تو قاتلی و اون یارو هم به قتل رسیده بود؟

.دقیقاً

."تو معروف به خانم‌بازی هستی، "چارلی

،مهم نیست که به دوستت چی میگی

.اون هرگز حرفت رو باور نمی‌کنه

پس باید چیکار کنم؟

.نزدیک اون دختره نشو

،وقتی که میاد نزدیکت .برای خودت یه نگهبان بگیر

More Farsi Persian subtitles for Anger Management

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left