The first 164 lines.
راهی که در آن بودیم
قسمت اول -
بیجنگ-2013 پخشمون داره شروع میشه
از سال 2009 که وارد دانشگاه شدیم تاالان ، زمان توی یه چشم بهم زدن گذشته
الان تابستون 2013 هست
4سال پیش هممون اینجا با برگه های پذیرش ورودی های جدید ایستاده بودیم
امروز جای برگه های پذیرش با مدرک فارغ التحصیلی عوض شده
مدارکی که نشون میده ما 4سال عمرمون رو توی تسونگ ها گذروندیم
ارزو میکنم کاش تکالیف بیشتری بود تا روشون بخوابم
ولی فردا دیگه کلاسی نداریم
و فردا زندگی توی خوابگاه برای ما تموم میشه
همه ی کاری که الان میتونیم انجام بدیم اینه که هیچوقت این دوران رو فراموش نکنیم
ما برای اخرین بار صبح زود بیدار میشم تا توی صبحگاه شرکت کنیم
و برای اخرین بار غذای کافه تریای دانشگاه رو بخوریم - نینگ مینگ
کمیسیون تنظیم امنیت کمسیون تنظیم ارتباطات
یا بانک بین الملل چین یکی کمکم کنه . کدومشو انتخاب کنم ؟
فقظ یکیشو همینجوری انتخاب کن
فک کنم اخرش همین کارو کنم
تو نمرات همه عالی بودن مگه نه ؟ بالاخره کجا میری؟
فعلا که رو هوام ، معلوم نیس
جدا ؟
الان دیگه وقت فارغ التحصیلیه
برای بعضیا یه شروع امیدوارانه ایه
برای بعضیا هم ..........
یه پایان فوق العاده!
چه اینده ات تامین باشه چه اینکه ندونی تو اینده میخوای چیکار کنی
بی رحمانه پرت میشی به چیزی که بهش میگن جامعه
جامعه تورو بزرگ میکنه
و دائما
به صورتت سیلی میزنه
برای بار اخر ازت میپرسم ، میمونی یا میری؟
پدر مادرم همین الانشم همه چیو برام ردیف کردن
اگه برم خونه همه چی برام فراهمه . اینجا تو بیجنگ هیچی ندارم
پس رابطه امون چی ؟
- چقدر می ارزه ؟ - اینا دوتا موضوع کاملا متفاوتن
بیا فقط بهم بزنیم
این موقع ها ، وقت بهم زدنه
معمولا باهم موندن ها این موقع عواقب خوبی نداره
شجاعت زیادی می خواد ، توانایی ، استقلال و حتی بیشتر از اون
در حالیکه با چند کلمه توی چند دقیقه راحت میشه بهم زد
خیلی وقتا همون چند کلمه هم لازم نیس
برای من ، الان یه پایانه
پایان زندگی ای که ارزو میکردم اصلا شروع نمیشد
من مثه یه رودخونه ام میدونم کجا شروع شدم و کجا باید برم
بعد از امروز میرم به اون سمتی که باید برم
جشن فارغ التحصیلی دانش اموختگان سال 2013 دانشجو ها فارغ التحصیلیتون رو تبریک می گیم
میو یینگ
چیزی که مشتاقش بودم ولی هرگز شروع نشد
فقط توی قلبم وجود داشت
با اینکه نقش اول این داستان هنوز از این داستان بی خبره
امروز ...
از کنار هم رد میشیم و میگذریم و بعدش هر کی راه خودش رو میره
و اون برای سال های زیادی توی خاطرات ارزشمند من به یادگار میمونه
درست تا اخر دنیا
سپتامبر 2009 دختر خوشگلا دارن میان
چشماتونو درویش کنین ، به چی زل زدین ؟
جلو خودتو بگیر.اب دهنت راه افتاده
طبیعتا ، من نتونستم جلوی خودمو بگیریم که توی یه نگاه عاشقش نشم
ولی متاسفانه اون به من نمیخورد
باباش پولداره
سهامدار و وارث شرکتیه که چند بیلیون می ارزه
میو یونگ ؛ بودن با من تنها راهیه که نزاری زیباییت به هدر بره
میو یونگ به زندگی غمگین و تاریک من
نور امید بده
میویونگ فقط یه جور کار خیر در نظر بگیرش
معذرت ..من دوست پسر دارم
تنها فرق من با همه ی خواستگارای دیگه اش اینه که
من میتونم مرگ از قبل ببینم
من تصمیم گرفتم اگه خودم نرم دنبال مردن ، مرگ هم سراغم نمیاد
اگرم اعتراف نکنم هیچ وقت رد نمیشم
عشقی که بیان نشه یا حتی رد نشه برای خودش رشد میکنه
عشق نامحسوس من براش به طرز شدیدی رشد میکنه
امتحان فاینال کلاس زبان
میو یونگ 96 نین مینگ 95 - بالاخره کنار هم قرار گرفتیم
اولین چیزی که بهم گفت
ببخشین . میخوام رد شم
اه، البته
اون توی ساز زدن حرفه ای بود -پس منم تلاش کردم که یادش بگیرم
صخره نوردیش عالی بود پس منم شروع کردم به یادگرفتنش
تو؟
یه دلیل برام بیار که من چرا باید اینجا راهت بدم؟
من نه از افتادن میترسم نه از مردن دلایل خوبی نیس؟
محکم بگیر
دستمو بگیر
- نیرو واسم نمونده -منم همینطور
میو یینگ ، نین یینگ
صب کنین . میام که درتون بیاریم
نین مینگ . مشکل چیه؟
نین مینگ؟
نین مینگ؟ نین مینگ؟
بیدار بمون - خواب نرو
نین مینگ نین مینگ
بیدار شو
بیدارشو
نمیشه بخوابی
بیدار شو
نین مینگ
یک ماه بعد
سلام
اون تجربه ی نزدیک به مرگ افتادن از کوه یخی
راهی بود که احتمالات جدیدی به وجود بیاره و فاصله امون کمتر بشه
برای قلب من دیگه فاصله ها اونقدر مثل گذشته زیاد نبود
و ..
من به خودم جرئت دادم که اینکارو کنم
ده-نه - هشت- هفت - شش - پنج- چهار- سه - دو -یک
سا ل نو مبارک
سال نومبــــــــــــــ....
اونجارو - -نگاه کن
میو یونگ اینجا جایی نیس که میری کتاب بخونی؟
برای اینکه وقتتو میگیرم منو ببخش
و منو ببخش که اولین دقایق سال نوتو میگیرم
من فقط میخوام این دختر بدونه که
این کیه ، بجنب یا بیرون
یکی اون بیرون ..
وجود داره که با تمام قلبش دوستش داره
نمیخواد بدونی کیم ، چون اهمیتی نمیدی
حتی اگه نتونمم باهات باشم ولی دوست داشتنت هم فوق العاده اس
و حتی مردن برات هم خودش یه پایان خوشه
میویینگ میویونگ میوینگ
میویینگ میویونگ میوینگ
- سلام - سلام
اون شب سال نو
من بودم
من از وقتی وارد تسویانگ شدیم دوستت داشتم . الان سه سالی میشه
سال نو چی ؟
ببخش ،بزار اول این تماسو جواب بدم
سلام؟ شوچه؟
پاشو سرپا و جلوتو نگاه کن
اون بار اولین باری بود که اون پسر خوش شانسو میدیدم
اسمش شو چه بود
اون دلیل همه ی بی توجهی های میویینگ به پسرای دیگه بود
با این اوضاع کس دیگه ای هیچ شانسی نداشت
هیچی بین ما اتفاق نیوفتاد
جشن فارغ التحصیلی دانشگاه تسویانگ
اینده امون کاملا
ازهم جدا هس با عناوینی که میگیریم با عنوان یه وارث شرکت و یه پسر معمولی
سرنوشتم این بوده که یه پسرمعمولی باشم ومنم باهاش مشکلی ندارم
ولی نمیخوام تو سکوت راهمو ازش جدا کنم
پس امروز یه چیزی هست که برای اخرین بار میخوام انجامش بدم
امیدوارم همتون به عنوان دانش اموختگان اینجا از قوانین هفتگانه رو رعایت کنید
و زندگیتونو به خلاف اون الوده نکنید و به خوبی زندگی کنید
اونا درست همینجورین که پشت سرهم میان
سیاست بی مدیر شادی بدون اگاهی
دانش بدون داشتن شخصیت علم بدون انسانیت
اعتقاد بدون ایمان ثروت بدون کار
و در اخر تجارت بدون اخلاق
خاطرات من همش میشه یه باغچه
<
راستش یکم قبل فهمیده بودم که نین مینگ پشت همه ی این اتفاقاس
تو نمیخواد بفهمی من کیم چون اهمیتی نمیدی
حتی اگه باهات نباشم عاشقت بودن خودش فوق العاده اس
حتی مردن برات خودش یه پایان خوشه
حتی اگه برات بمیرم.......
خودش یه پایان خوشه
حتی مردن برات خودش یه پایان خوشه
اون نفمهیده بود که خودشو لو داده
چون من فقط این حرفا رو از خودش شنیده بودم
تو بهترین چیز تمام این چهارسال بودی
من کیم مهم نیس و حتی نمیتونم توضیح بدم چرا اینقدر زیاد دوستت دارم
همه ی چیزی که میخوام بدونی اینه که من دوستت دارم
خداحافظ دانشگاه خداحافظ عشق من
میدونم نین مینگ هیچ وقت بهم نمیگه که اون ادم خودش بوده
و همونطوری
من عشقمو بهش نگه داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.