The first 200 lines.
...آنچه در جیغ گذشت - چی می خوای؟ -
می خوام ببینم وقتی اما از حقیقت باخبر بشه چه اتفاقی میفته
لطفا نکن - تو طعمه نیستی، آدری، تو قاتلی -
هر کاری می کنم تا مخفی نگهش دارم
من پایپر رو به لیک وود آوردم
چیزی که نمی فهمم اینکه قاتل از کجا
درباره این فایل ضبط شده خبر داشته
مگر اینکه به ما ربط داشته باشه - اوه، نه -
زوئی، شاید من پات رو این وسط کشیده باشم - می خوام برگردی به این پرونده -
.این عکس اما توی مزرعه خوک ـه می دونی منظور من چیه
کلانتر بهم گفت که علیه ایلای حکم عدم نزدیک شدن هست
ظاهرا، توی آتلانتا وراد اتاق خواب دختری شده
این دیوونگیه محضـه
میشه بهم فرصت بدی توضیح بدم، لطفا؟
!اما، وایسا - الان، این چیزهایی که درباره ایلای می دونیم -
بنظرت کارِ ایلای ـه؟ ممکنه اون اینکارها رو کرده باشه؟
اوه، خدای من، اوه، خدای من .اون پایپرـه
قاتل می خواست ما باهم جسد پایپر رو پیدا کنیم چون ما باهم اونو کشتیم
و حالا، می خواد از ما انتقام بگیره
.پایپر شاو، سفید مونث 25ساله
1.80قد، ظاهرا 70 کیلو وزن
علت اولیه مرگ، ضربه گلوله به سر
همونطور که در گزارش قبلی ذکر شده
جسمش پوسیده شده ولی زمان مرگش معلوم نیست
شخص رو از قبرش خارج کردند
و در یخچال نگه داری کردند
یه برش تازه روی جاغ سینه هست
این بخیه ها تازه اند
.لازم نیست اینکارو بکنی اون دخترته
بله، لازمه
...اوه
.عجیبه
یه قلبه
قلب خوک
Scream - S02E10 "غیب شدن"
به پاس زحمتی که برای ترجمه این سریال شده خواهش می کنیم اسم مترجمین رو حذف نکنید
چند وقتی بود توی اتاقت نیومده بودم
عوض شده - بله -
،بعد از دیشب باید درباره پایپر بهم توضیح بدی
این درباره ما و پایپرـه
و دیگه نمیتونی چیزی رو مخفی کنی
می فهمم
...باشه
اینجا دادگاه توئه، هر سوالی می خوای بپرس
رحم نکن
...باشه، خب
می دونستی این همه وقت پایپر خواهرمه
که توی لیک وودـه؟
بله
،و سال پیش وقتی داشتم به این فکر می کردم
که قاتل شاید خواهر خودم باشه
چرا چیزی نگفتی؟
من اصلا فکرشم نمی کردم اون قاتل باشه
و قسم خورد که قاتل نیست
،و دونستن این چیزها بنظرت کافی بود؟
...نه، اون و من
،شبی که راچل مرد من پیش پایپر بودم
تا دیروقت توی مسافرخونه کرسنت پالمز بودیم
با وسایل برندون جیمز مشغول بودیم
،اگه اون راچل رو نکشته پس چطور ممکن بود قاتل باشه؟
و... من فکر کردم اون دوستمه
باشه
باشه، پس تو پیش پایپر بودی
بله
از کجا بدونم بهم دروغ نمی گی؟
من موقع دروغ گفتن اسم راچل رو نمیارم
بعد این همه اتفاقی که افتاده نمی تونم باورت کنم
تو منو می شناسی - نه -
می شناختمت، بهترین دوستهای هم بودیم
و بعدش، از هم جدا شدیم - این هم یه طرف قضیه است -
و بعدش، تو پایپر رو آوردی تا بهم نزدیک شی
نه - حتی اگرم نمی دونستی اون یه روانیه -
با این حال سعی داشتی بهم آسیب بزنی
نه، نمی خواستم - بله، می خواستی -
پس برای چی آوردیش؟
می خواستم درباره برندون جیمز مستند بسازم
این درباره تو نبود، اما
درباره لیک وود و دورویی بود
و من حین این ماجرا آسیب ببینم؟
اوه، خدای من. آدری، این آخرین فرصت توئه، باشه؟
.حقیقت رو بهم بگو دروغ بسه، لاپوشونی بسه
الان باید طرف هم باشیم
و من مطمئنا طرف تو نیستم
دیگه نمی دونم چی بگم
باشه
این فکر خیلی بدی بود
از گوشی هایلی مایرز چیزی پیدا کردی؟ یا شماره ای چیزی از دوست پسرش؟
هنوز هیچی، قربان - پسرم چی؟ -
مسئله اینکه استاوو دیشب توی جشن بوده ولی بعدش دیده نشده
خیلی خب، به همه خبر بده اگه کسی دیدش، بیاره پیش من
حتما، قربان - مگی، میشه حرف بزنیم؟ -
حتما، ممنون
،کلی احتمال هست
ولی باید چیزی که من می بینم رو ببینی
نه، متوجه نمیشم
کی می تونه اونطوری به گذشته سرک بکشه؟
حرف من فقط درباره جسد پایپر نیست
قلب یه خوک؟ این برای ما بوده
درباره کاری که کردیم. دیگه کی از اون ماجرا خبر داره؟
.پایپر بنظر خیلی چیزها می دونسته شاید به یه نفر دیگه هم گفته
یا هم که جواب ساده است
،می دونم شنیدنش برات سخته
ولی پایپر دختر اونم بوده
شاید مرگ پایپر اون رو عصبی کرده شاید می خواد انتقام بگیره
...برندون امکان نداشت زنده بمونه
اون هم به تنهایی توی اون جنگل
اگرم زنده می موند، چنین کاری نمی کرد اما رو هدف قرار نمی داد
تو همیشه با دید متفاوتی بهش نگاه می کردی
برای همین برندون رو بهتر از همه می شناسم
باید برگردم سر کار
مگی؟
چی شده؟
الان نمی تونم جواب بدم پیغام بگذارید
سلام، زوئی، زوئولوژیست
.ببخشید، بامزه نبود ...داشتم سعی می کردم با مزه باشم
هی، توی کلاس روان شناسی نبودی چت شده؟
همیشه میومدی به این کلاس، خب فقط می خواستم سلامی عرض کرده باشم
!سلام
به هر حال، تعقیبت نمی کنم
ولی، میدونی، با این اتفاقات اخیر
چطوره یه زنگی بزنی، پیامی بدی با نشان بتمن علامت بدی
تا بفهمم حالت خوبه؟
باشه
بعد دیشب نتونستم بیام رفتم به پاتوق مون
چطوره بیخیال زنگ ورزش بشم و بیام به دیدنت؟
عالی میشه
من اینجام
.منم تو کجایی؟
مستقیم بیا
به سمت راست بچرخ
ادامه بده
چرا وایسادی؟ ترسیدی؟
اوه، زوئی، شاید الان زمان خوبی برای بازی بگرد پیدا کن نباشه
زوئی - سلام نوح -
تو کی هستی؟
کسی که خیلی به حرفهات گوش داده و اولین بار تماس می گیره
چرا تلفن زوئی دست توئه؟
اون کجاست؟ - باهم رفتیم پیکنیک -
و می خواست تو رو برای آخرین بار ببینه
...اگه بهش آسیب بزنی، قسم می خورم
از قوانین باخبری؟
الان که تو و زوئی باهم سکس داشتین هر دو لایق تکه تکه شدنیت
مگه بازی اینطور نیست؟
باید فیلمهای تازه ای ببینی
اون فکرت خیلی قدیمی ــه
،بیا توی جنگل، نوح یا اینکه من
کاری می کنم تابوت دوست دخترت در بسته باشه
کلی داستان های قدیمی و فیلمهای وحشتناک
درباره رفتن داخل جنگل هست
...و آخرش با گرگ و خرس یا
یه روانی به غایت مجنون تموم میشه
من یه جورایی اینجا تنها شدم ...پس
می دونی، چرا یکم بهم اطلاعات نمی دی؟
بهم بگو چرا همه رو می کشی
الو؟
...اوه خدا ...اوه خدا
قرار نبود اینطوری تموم شه
!اما
نه، اما، وایسا
نوح امروز تو کلا نبود، و به تلفنش جواب نمی ده
دارم کم کم می ترسم - امروز ندیدمش -
باهاش حرف زدی؟ - نه، قضیه اینه -
می دونم دیروز بخاطر زوئی ازم ناراحت شده ...ولی
اینجارو کلیک کن
اوه خدای من - نوح رو گرفته -
صبرکن، می تونی بگی کجاست؟
دختران محبوب آخریم چطورن؟
اگه آسیبی به نوح بزنی، پیدات می کنم - اگه دوباره تهدیدی بکنی -
به آتش می کشمش
و می ذارم زنده ببینیدش
اون کجاست؟
باید دنبالش بگردین
...اگه به پلیس دوستی کسی بگین
...یا حتی غریبه های توی راهرو
نوح می میره - این درباره ماست -
.نوح هیچ کاره است چرا اینکارو می کنی؟
چون اینطوری لذتش بیشتره، نه؟
،اگه از نشانه هام تبعیت کنید
شاید بتونید جون نوح رو نجات بدید
فقط 5 ساعت هوا برای تنفس داره
زمان در حال پایان یافتنه
بیا، بیا
من چاقو خوردم
و یه نفر داره ازم فیلم می گیره
این خوب نیست
!کمک! کمک
من زنده به گور شدم
توی تابوت
یه تابوت واقعی
ولی شاید یه نفر منو ببینه؟
...سلام بچه ها
من زنده ام، هنوز زنده ام
لطفا بیایید نجاتم بدید
من توی دریاچه رن بودم، پس باید همونجا باشم
و زوئی، شاید نزدیک من باشه
من می خوام آروم باشم و اکسیژنم رو ذخیره کنم
مگر اینکه دارم با قاتل حرف می زنم
و هیچ کسی قرار نیست بیاد
همینه؟
No comments yet. Be the first to leave one.