The first 200 lines.
چی؟
این چه مرگشه؟
!زنگ بزن 911، همین الآن
اوه آتیش - بیارش بیرون، سریع -
این آدم؟ - جعلیه؟ -
ما اصلمون صداقته
اون مسئول کل امور توی بیمارستانه
کجا داری میری؟
!هی تو
هی
بزار صورتتو ببینم
!اینجا اینجا
اون مرده
پس من اینو به تو میسپرم
اگه جایی نیست که بخوای بری
پس چرا با من نمیایی؟
حالت خوبه؟ - بله، خوبم -
...اون عوضی کُجا
هی تو
" اهریمن آتشین، پارت دوم "
" قسمت دوم "
پتاسیم پرمنگنات
گلیسیرین
اون شورشو درآورده
!دکتر هان
بله
خوبی؟
حالت خوبه؟
مشکلی نیست
من یه افسر پلیسم
یه مرد بد تورو آورد اینجا؟
با... بابا
بابا؟
پدرت کیه؟
...هو
اون شوکه شده بخاطر همین به زور حرف میزنه
مشکلی نیست
به نظر میرسه که اون بیمارستان
نقش اصلی رو در این پرونده داره
اون هیچ مدرک جرمی باقی نذاشته؟
نه
اما ما نیاز داریم که یه نگاه مجدد به این موضوع بندازیم
دوتا بیمار که نیاز به جراحی دارن دزدیده شدن
سرپرست امور عمومی بیمارستان و پارک جه سونگ
حتما یه ارتباطی بینشون هست
اما نميتونم بفهمم
شاید سازمان قاچاق یه ربطی بهش داشته باشه
اما نمیفهمم پارک جه سونگ چجوری توی این داستان نقش داره
دونگ گون
میتونی پرونده پزشکی مادرشو پیدا کنی؟
مادرش؟
چرا مادر پارک جه سونگ؟
چطوری باید بگم؟
خب اگرچه این خیلی دور از انتظار به نظر میرسه
ولی حسم اینو بهم میگه
این ممکنه مارو به سمت یه کشف بزرگ راهنمایی کنه
چرا فقط نمیتونی بگی همینجوری
همیشه باید اینجوری اغراق کنی؟
چی؟همینجوری؟
تو همین حالاشم دیدی که شم من مارو به کجا رسوند
!تو این ده سال گذشته
همینجوری فقط بهمون دستور نده
حداقل یه دلیل بهمون بده
اگه صادق باشم... فقط همینجوری
پس لطفا دونگ گون
خیلی خب، بیا شروع کنیم
آخ من واقعا نمیتونم بهش عادت کنم
!جدا نمیتونم
اما لطفا بهش اعتماد کن فقط یکم دیگه
بریم
همونطور که انتظار داشتم
دلیل مرگش شوک بر اثر سوختگی بوده
اما برخلاف قربانی های اخیر، اون پیوند نداشته
کبد هم سالمه
پس این مورد کاملا از دوتای دیگه متفاوته، درسته؟
درسته
این یه مورد مرگه که در نتیجه آتش خارجی رخ داده
پس چرا قاتل از همون روش استفاده نکرده؟
شاید فقط نمیخواست به خودش زحمت بده
اگه واقعا نمیخواست به خودش زحمت بده
از اول تلاش نمیکرد که از اون کاتالیزور های شیمیایی استفاده کنه
...شاید
این بار قاتل میخواست خودنمایی کنه
اون میخواست با روشش خودنمایی کنه؟
واو، تو واقعا خیلی تیز بینی
واقعا هان جین ووعه کوچیکی
فکر کردم بهت گفتم که از این اسم مستعار متنفرم
تو گفتی ازش خوشت نمیاد، نگفتی متنفری
مشخصه که هردو یه معنی دارن
لطفا، تمومش کنید
اوه باشه
اوه درسته
تو اون جسد رو یادته؟
که فقط پا داشت
آره - درسته، بعدش تو گفتی که -
فکر میکنی قاتل سعی داره یچیزی بگه
بله
برای اولین بار موضوع احتراق خود به خودیِ انسان
در کتاب سفر لاویان از انجیل گفته شد
در اون زمان
مردم شدیدا از این پدیده ترسیده بودند
باور داشتن که خدا عذابش رو نازل میکنه
پس شاید قاتل ما هم
همه این چیزا رو شروع کرده که
عدالت خودش رو اجرا کنه
عدالت؟
چطور باید بگم؟...تو خیلی آتیشی حرف میزنی
یه مشت خرافات از زبون یه نابغه
...بیخیال، اما اینجوری نیست که طمع انسان میتونه
با دلیل و منطق توضیح داده بشه
به علاوه ،اگه این اجرای عدالتش نیست
ما نمیفهمیم که الگوی این جنایات مخوف چیه
درسته
با این اتفاقایی که افتاد فراموش کردم که بهش اشاره کنم
اما ما نتایج بازرسی ماشین خانوم جانگ هیو یون رو دریافت کردیم
و مقدار مورد نظر اتانول در مایع شستشو
چهار برابر بیشتر از مقدار معین بود
...اوه، درباره ی اون
پارک جه سونگ احتمالا
اتانول بیشتری بهش اضافه کرد
بنابراین واکنش شیمیایی صددرصد انجام میشد
اگه واقعا یه سازمان قاچاق درگیر این موضوع بود
میتونستم یه نگاهی به مرکز عملیاتش بندازم
اما هیچ سرنخی از این مورد پیدا نکردیم
بجز اینکه چطور سرپرست کل امور یه تلفن سوخته داشت
...هنوزم
نمیفهمم کجا بهم ربط دارن اگه بخوایم بگیم که موضوع شخصی بوده
اما میدونی
از اونجایی که پارک جه سونگ
دختر مین بیونگ ته رو دزدید
اون باید یه کینه ای ازش داشته باشه
درسته، بله
اما میدونی، این خیلی عالیه
بعد از مدتها نصف شب اومدیم باهم غذا بخوریم
آدم باید گاهی یکم گوشت بخوره
به هرحال، خسته نیستی؟
تو از من خسته تر به نظر میرسی
از برگشتن پشیمون نیستی؟
من حتی یه بارم از برگشتن پشیمون نشدم
به علاوه، اگه بخوام از چیزی پشیمونم بشم
اینه که چرا زودتر برنگشتم
اما هنوزم باید برات سخت باشه
ممنونم که مارو اولویت خودت قرار دادی
انگار که من یه عالمه آدم کنارم دارم
تو و دکتر جو همه چیزی هستین که الان دارم
وقتی این پرونده رو حل کردیم، بیا بریم دیدن پروفسور جانگ
باید اینکارو بکنیم، آره
از آخرین باری که دیدیمش خیلی وقته میگذره
و وقتشه که
تو هم برای یه نفر دیگه پروفسور جانگ بشی
نه من هنوزم راه درازی در پیش دارم تا بتونم به اون برسم
نه
من میگم تو حالا بیشتر از هرکسی لیاقتشو داری
ببینش توروخدا، حرفات مبهم شده
خیله خب دیگه، شب بخیر
به هر حال دکتر هان - بله؟ -
میخوای این ریشو سیبیل رو نگه داری؟
چرا، ازش خوشت نمیاد؟
...نه بیشتر از اون
تو شبیه مردایی شدی که تو دبی سیگار میفروشن
این دیگه چی بود؟
تو قبلا دبی رفتی؟
با کی؟
زود باش، با کی؟
"بیمارستان دانشگاه ملی کره "
آیگو، سلام آقای کواک
سلام و سلام
من درباره موفقیت های شما شنیدم
موفقیت؟ نه بابا
این یه بادوم در مقایسه با
افتخارات گذشتمه
من نمیدونستم شما به علم شیمی هم آشنایی دارین
به هرحال
درباره احتراق خود به خودیِ انسان
و فرضیه انفجار اتوماتیک
ما اعتراف میکنیم که اونجا یه اشتباه رخ داد
واو,عجب مردی هستی
من انتظار نداشتم کوتاه بیایی و بهش اعتراف کنی
اما باید بگم
اینکه رییس به من گفته اینجا باشم
یکم حالمو بهتر کرد
در شرایط قانونی، این تنها کار صحیح بود
اوه، میفهمم
و من فکر کردم سعی داری منو تحت نظر داشته باشی
هرجا که برم مردم منو تنها نمیزارن
پس بهتره که زودتر برم
باید برید، بله
کوداس باید برای یه بازی دیگه آماده بشه درسته؟
دکتر هان
کاری که ما داریم انجام میدیم بازی نیست
این برای عموم مردم مفیده، برای مصلحت مردم
هست مگه نه؟
اما میگم
این تویی که با عنوان مصلحت مردم
باهاشون مثل یه بازی رفتار میکنی
پس اینو به تو میسپارم
پس داری میگی
کلیه های پیوند شده ی جانگ هیو یون و شین سونگ گوک
هردو واسه یه نفرن؟
بله
No comments yet. Be the first to leave one.