The first 200 lines.
مترجمین = Negarrin, Hamzeh, pichak, mary_fall
دیگه کافیه
جانگ هان سوک
لعنتی
گیرم انداختی
چجوری فهمیدی؟
میتونی آتش رو مخفی کنی
ولی دودش رو نه
فکر کنم با اینکه درجه پنکه رو زیاد کردم
بازم یکم دود باقی موند
آخرین درخواستتو بگو
سریعتر منو بکش
مافیای حرومزاده
هرطور مایلی
اون جا خالی بود، ولی دفعه بعدی گلوله واقعیه
اسلحه تو بنداز
این مرد رئیس واقعی بابله
رئیس جانگ هان سوک
من جانگ هان سوک نیستم
چرا این کارو باهام میکنی؟- خفه شو-
اگه اون واقعا رئیس جانگ هان سوک باشه
خودم حواسم به همه چی هست
من جانگ هان سوک نیسم. من نیستم
وکیل کاسانو
واقعا شلیک میکنیم
اگه میتونی بهم شلیک کن مافیای عوضی
اسلجه تو بنداز
شلیک کن
وکیل کاسانو
بعد از اینکه اخبار رو دیدم، رفتم زیرگذر یانگ دونگ
تمیز شده بود، ولی رد گلوله و خون اونجا بود
از اون روز حواسم بهت هست
بگیرینش
لطفا باهامون بیاین
بله
دارین تشریف میرین جناب رئیس؟
سونبه- البته-
جانگ جون وو قربانی یه اقدام به قتله
هیچ دلیلی نداره که اینجا بمونه
سونبه، حتما سوءتفاهم شده
زده به سرت؟ داری چیکار میکنی؟
سونبه، لطفا به حرفم گوش کن
وکیل چوی، یه لحظه
من اصلا نمیدونم چه خبره
خیلی خب، بگیم هیچ ایرادی نداره یه آدم بقیه رو دور بزنه
به تو خوش گذشت، من حالم داغونه
و دیگه هرگز همو نمیبینیم
ولی این یه مرحله دیگه ست
تو بیرحمانه مردمو کشتی
و بدون هیج احساس گناهی نسبت به کشتنشون
بیشرمانه نمایش راه انداختی
این یعنی تو حتی از انسان هم کمتری و
لیاقت زندگی کردنو نداری
فهمیدی؟
سونبه، من بی گناهم، قسم میخورم
لطفا اینطوری نگو
هی حرف خودتو میزنی. بزنم لهت کنم عوضی
چرا نمیری و به وینچنزو کمک نمیکنی؟
...حمل غیرقانونی سلاح گرم، اقدام به قتل
این دیگه آخرشه
اینکه این آخرشه یا اولش به خودم مربوطه
خوب مراقب رئیست باش
سونبه
آقای کاسانو، معلوم شد اسلحه تون قلابی بود
گلوله تون هم همینطور
سرگرمی آقای وینچنزو کاسانو اینه که اسلحه های قلابی جمع کنه
اون مافیا ایتالیایی هم هست
مشاور خانواده کاسانو
این فقط یه وجه از زندگی شخصی موکل منه
و از این اسلحه قلابی استفاده کردین؟
غیرمنتظره بود
پس اون فقط ماده11 قانون حمل سلاح رو با
حمل سلاح گرم قلابی نقض کرده
این ایجاد رعب و وحشته، ولی اقدام به قتل نیست
شما اصلا قصد کشتن جانگ هان سوک رو نداشتی، درسته؟
من به عنوان وکیلش به این سوال جواب میدم
نه، میخوام آقای کاسانو جواب بدن
اگه جواب بدم، نمیذارین زندانی شم؟
با آزاد کردن من بیشتر گیرتون میاد
این برای قانع کردنم کافی نیست
جانگ هان سوک رو میکشی؟
نه. برنامه م عوض شد
قانونای انتقام ایتالیایی رو یادم اومد
"یک
به دشمنت چیزی که بیشتر از همه ازش میترسه رو بده
دو
ارزشمندترین چیزشو ازش بگیر"
چیزی که جانگ هان سوک بیشتر از همه ازش میترسه اینه که هویتش فاش شه
اون از
سقوط بابل، چیزی که بیشتر از همه براش ارزش داره هم میترسه
بیا هر دوتاش رو بهش بدیم
....ولی این یعنی
باید بیشتر تو کره بمونی
راستش این تا اندازه ای بخاطر توعه
حتی اگه من جانگ هان سوک رو بکشم و برم
بابل قوی میمونه و تو به مبارزه باهاش ادامه میدی
نمیخواستم تو تنهایی درگیر مبارزه تو یه جنگ طولانی مدت باشی
اول، به جانگ هان سوک فشار میاریم که خودش هویتش رو فاش کنه
با استفاده از
دادستان جونگ شروع میکنیم
بله؟- اون کسی که از دیروز داره تعقیبتون میکنه-
یکی از افراد دادستان جونگه
معمولا خوشم نمیاد زیاد صحبت کنم
اما باید کشش میدادم تا شما برسین
هر طور میلته
ما کارمون رو انجام دادیم و روش فشار آوردیم
حالا نوبت شماست
چرا باید تحت فشار بذارمش؟
مگه هدفتون احضار کردن رئیس واقعی بابل نیست؟
شنیدم آمادهاین که هر شش اتهام رو به گروه بابل وارد کنین
یکی یکی پیش کشیده میشن
و در مقیاس غيرقابل تصورین
حتما خبرنگارا حرف زدن
این دفعه، با خوشحالی کمکتون میکنیم
ما تنها کسایی هستیم
که طرف شماییم
"پیدا کردن یه دوست واقعی مثل پیدا کردن یه گنجه"
لعنتی
کف زمین کثیف شد
چرا باید با کفش میومدن اینجا؟
چرا وینچنزو دستگیر نشده
خب- دادستان جونگ نتیجه گرفت که-
تفنگش قلابی بوده و فقط باید به ارعاب متهم بشه
یه لحظه وایسین
تفنگش قلابی بود؟
فکر کنم دادستان جونگ جعلش کرده
اسم خودشو دادستان درستکار گذاشته
اونوقت با اعضای مافیا ساخت و پاخت کرده
چطوره یه چند هفتهای آفتابی نشین؟
من خوبم
بذار اگه میتونه منو بکشه
وینچنزو نیست، دادستان جونگه
سعی داره احضارتون کنه- احضارم کنه؟-
قضیه اینه که آقای جونگ آمادست که شش اتهام رو علیه بابل وارد کنه
جدی قصد داره منو به دفتر دادستانی احضار کنه؟
هیونگ نیم، من توی بازجویی شرکت میکنم
چرا یه مدت توی خونه تعطیلات پدر نمیمونین؟
صبح بخیر، گیلبرت
یعنی، اینزاگی
گیلبرت کی بود؟
گیلبرت
از اسمت خوشم میاد
گیلبرت
درواقع گیلبوته، نه گیلبرت
به کرهای یعنی رفیق توی جاده
بگذریم
پس توی یه بار دربارهی طلا
شنیدی؟
به کس دیگهای به جز اهالی پلازا گفتی؟
فقط به اونا گفتم
بهم آبجو و پیتزا دادن، به خاطر همین منم این رازو باهاشون درمیون گذاشتم
یه خواهشی دارم
میشه برای همیشه از این محله بری؟
چرا باید برم؟
وقتی میری، همه چیزو دربارهی طلا فراموش کن
نمیخوام
تا آخر عمرم یه گدا توی کومگا-دونگ باقی میمونم
راحت یه محلهی خیلی بهتر از اینجا
پیدا میکنی
شوخی میکنی؟ کومگا-دونگ محلهی مورد علاقه منه
این قدر کافیه که بری و طلا رو فراموش کنی؟
طلا چیه؟ طلا؟
دربارهی چی حرف میزنی؟ کدوم طلا؟
دارم یه کم مست میشم
شما کی هستین؟
این چیه؟
چرا گوشی شما توی جیب منه؟
بابت همه چیز ممنونم- حرفشم نزنین-
قبل از اینکه سرد بشه بخور- باشه-
ته توی شایعهای که توی کومگا پلازا طلا مخفی شده رو درآوردم
راسته، آقای کاسانو؟ راسته؟
اصلا
همش چاخان بود
امکان نداره. گیلبرت حتی یه عکس از چند تا کارگر
جلوی همون طلاها نشونمون داد
اوه، اون عکس؟
مطمئنم از اینترنت دانلودش کرده
چجور گدایی از اینترنت استفاده میکنه؟ حتی نمیتونست پول قبض گوشیشو بده
توی هر خیابونی میتونین از وای فای مجانی استفاده کنین
کره رأس فناوری اطلاعاته
اونایی که توی محیط وحشی زندگی میکنن غریزهی بقای قویای دارن
اون بالا سرده، پس لباس گرم بپوشین دستکش هم بیارین
ممنون
خواهش میکنم- خیلی ممنونم-
چی؟- خداحافظ-
خدا- رئیس-
رئیس، گوش کنین
توی این ساختمون طلا مخفی شده
حتی نمیخوام واکنش نشون بدم
راسته
همه آدمای اینجا دربارش میدونن
چرا انقدر جدی بنظر میای؟ بهت نمیاد
باورنکردنیه
ووی سکتم دادین چیزی میخواین بهم بگین؟
اینو از پدربزرگ یکی از دانشآموزام شنیدم
چیزی که توی این ساختمون مخفی شده طلا نیست، روحه
داخل زیرزمینه
ده سال پیش، اونجا یه دفتر بود
مدیرش کارمندشو کشت
دفنش کرد، و روش سیمان ریخت
No comments yet. Be the first to leave one.