The first 200 lines.
...مقامات اعلام کردند در دو ماه گذشته
به دنبال دختر کوچکی میگردند
امیدواریم بتونند به زودی پیداش کنند
شما در حال شندین ایستگاه کی دبلیو دی دی
هی. پس من چی؟
خب، تو چطوری درباره دختره میدونی؟
خب میدونم دیگه
لعنتی. یه نفر خیلی عجله داره
برادرش توو واحد من بود
PFC Reynolds- اوه، واقعا؟-
و چطوری اولین احساسی که بین تو و خواهرش به وجود اومد رو فهمید؟
من شک دارم براش مهم بوده باشه
و چرا اینو میگی؟- چون اون مرد-
اونا مرتب بهم نامه مینوشتن
اون یه بار از هردومون عکس فرستاده بود و خواهرشم درباره من پرسیده بود
تنها کسی که منو مجبور به نوشتن کرد
در حالی که مثل من اونجا زیاد بود
من و اون سال ها اینو پیش خودمون نگه داشتیم
اسمش چی بود؟
سارا
ازش عکس داری؟
واو ،اون جیگره
اون خیلی خشگله
اوه منم میخوام ببینمش
تو باید حواست به جاده باشه ،آقا
بیخیال
خب،بهتر بود دعوتش میکردی
به چی؟
تو بهش نگفتی؟
عزیزم، به هیچکس چیزی نگفتم
واقعا؟
خب این معامله بزرگ چیه؟
ما داریم ازدواج میکنیم
چی گفتی؟
تبریگ میگم
رفیق،قضیه جدیه؟
آره،مرد،بهار آینده
اوه ،عزیزم نگاه، بهتره وایستی من دستشوئی دارم
شماره دومش
اه، حال بهم زنه
ممنون
برای چی؟
برای این،شما رفقا با من اومدین
و منو رانندگیمو این حرفا،ممنون
حرفشم نزن
درست مثل قدیما
رفیق نمیتونم باور کنم شما میخوان ازدواج کنین
آره،خودمم همینطور
...من مثل این آخرین چیزیه که بهش فکر میکنم
خب،به نظر میاد اینجا جُود پیر میخواد آخر شه
آره،آره،خب،پسرا ،باید برم با یه مرد درباره اسب صحبت کنم
هی،اون خانما سمت راستن
عزیزم من بیرونم
هی
هی،جیگر
میخوای بری سواری؟
تو میخوای به من نشون بدی چطوری اون چیزارو میرونی؟
همیشه ،عروسک
هی،رفقا برا رفتن آماده اید؟
هی،آلیس،جیل کو؟
همون جائی که من بودم
در حال ریدن ،رفیق
آلیس،میتونی بری یه سر بزنی؟
آره
هی ، تا صبر میکنیم دخترا بیان، اینو ببین
هی ،هنوز اینجائی؟
جدی میگم،ما داریم را میوفتیم
این تنها چیزیه که پیرمرد قبل از مرگش به من داد
جیل؟
جیل؟
نولان،اون اونجا نیست
منظورت چیه اونجا نیست؟
اون اونجا نیست
جیل
تو دیدی اون بیاد بیرون؟
نه
منم ندیدم
اون نمیتونه خیلی دور رفته باشه
جیل
جیل
جیل
جیل جیل
واقعا؟
جیل
جیل
اون کجاست؟
تو مطمئنی قبل از تو بیرون نیومد؟
نه،اون اون توو بود وقتی اومدم بیرون
خیلی خب،آروم باشید بیاین فکر کنیم
نه
کجا میتونه رفته باشه؟
بیخیال رفقا داریم درباره جیل حرف میزنیم
منظورت از این حرف لعنتی چیه؟
من فقط یه حرفی زدم ،مرد
دیلان،خفه شو
شاید ترسیده میدونین،آخه موتور سوارا اونجا بودن
موتوریای لعنتی- چی؟-
موتوریای لعنتی - چطور مگه؟-
زود باشین باید بریم دنبالشون
زود باشین
...شاید ما فقط باید - خفه شو ،جود-
نمیخوای کمک کنی میتونی همین الان بری
آخه تو چطوری مطمئنی اون بردنش ؟
نولان،رفیق
مرد، خفه شو لعنتی
شاید جود درست بگه؟
شما ندیدین اونا با آلیس چطوری رفتار کردن؟
آره،اما این دلیل نمیشه اونا جیل رو برده باشن
شما ایده دیگه ای دارین؟
...فکر میکردم جنگ از تو یه مرد ساخته
...اما تورو به یه بچه لعنتی تبدیل کرده
مواظب زبون لعنتیت باش
این احمقانست
آلیس،خفه شو
اونجا جز اون آشغالا کسه دیگه ای نبود
نولان ،رفیق
چیه؟ توهم میترسی؟
اگه میخواین میتونم همتون همین جا پیاده کنم ،خودم میتونم مواظب خودم باشم
من نمیگم ترسوام
فقط دارم میگم از کجا میدونی که اونا بردنش؟
چون کَسه دیگه ای جز اونا اونجا نبود
...چون ...لعنتی،چون
جیل همه چیزیه که دارم،مرد
اوناهاشن
چیزی میبینی؟
صد مایل در ساعت داری میری ازشون رد شدی
چطوری قراره بفهمیم اون با اوناست؟
لعنتی،اون توو ونه
آلیس ،اینجا بمون دیلان،زودباش،صندوق عقب رو باز کن
چی؟- ببین،مرد-
کمتر از سه ثانیه اون موتور سوارا بهمون میرسن،صندوق عقب رو باز کن
...خب،حالا
لعنت بهت نولان ،زود باش دیگه
عزیزم،توو ماشین بمون
شما پسرا میخواین بگین چه کاره لعنتی میخواین انجام بدین؟
دارم دنبال دوست دخترم میگردم
...مرد،ببین
نه تو ببین
اون کجاست،مادر به خطا؟
هیچکس تفنگشو توو صورت من نمیگیره
آره،خب،من میگیرم،کونی
چون یه تفنگ داری فکر میکنی مردی؟
بهش بگو بیاردش بیرون
دوباره حرفمو تکرار نمیکنم تکون نخور
بگو اون کونی اونو از ون بیاره بیرون
حالا،نگاه
هیچ نظری ندارم که چی شما پسرارو اینجا کشونده
حالا ،بهت یه شانس میدم
تو ماشینه کوچولوئه خشگلتو سوار میشی
و راهتو میگیریو میری و مام همه چیو فراموش میکنیم
من اینجا قانون میزارم نه تو
دوست دخترم اونجا بود و شما لعنتی ها بردینش
و شما لعنتیا تنها کسائی بودین که اونجا بودین
بشین لعنتی
سوال لعنتیمو جواب بدین
...خب من خسته شدم خسته، که مناسب و معقول باهات رفتار کردم
اما حالا،تو گند زدی
...حالا
حالا به یه بن بست مکزیکی رسیدیم
میدونی اون چیه ،پسر؟
اون جائیه که من به تو
و اون شلیک میکنم
و منم کله لعنتیت رو میترکونم
هی،گنده بک
مگر اینکه تو هم بخوای مثل این شی
پیشنهاد میکنم بندازیش
حالا،هر چیزه دیگه ای که دارین
یا حتی مامان خرسه و تینکربِل؟
خیلی خب واقعا سخته، هان؟
اونجا توو یه خط شین
مگه من لکنت دارم که نمیفهمین چی میگم؟
حالا،دوست من یه سوال کوفتی ازتون پرسید
لایق جواب لعنتیش هست
شما اون دختر رو دیدین؟
لعنت بهت
کوچکترین تردید توو کشتن هیچ کدوم از شماها ندارم
کلیدای کوفتیتو بده
خیلی خب حالا مسئله اینه که چطوری برین
شما پسرا تا زمانی که دیگه نتونین مارو ببینین
پیاده میرین سمت اون تپه ها
به اندازه کافی آسون هست؟
این پایان راه نیست
این یه مسیر انحرافیه آخرش نیست
آره،اینطوره حالا برید مگرنه به پاتون شلیک میکنم
تو مُردی
از کدوم گوری اومدن؟
آره،نمیدونم چی بگم؟
چه اتفاقی افتاد؟
پیشه اونا نبود
منظورت چیه پیشه اونا نبود؟ از کجا میدونی؟
خب،ون رو دیدم اون توو نبود
برمیگردیم به اون استراحتگاه
فقط برون
نه،من برنمیگردم
نولان ،اون انجا نیست
من هنوزم فکر میکنم باید برگردیم به استراحت گاه
نولان،فقط برو
اما اگه اونجا باشه چی؟
آره،منم همینو میگم،نمیشه اونجا ولش کنیم
اون اونجا نیست
No comments yet. Be the first to leave one.