Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Seinfeld S07E03-Maestro-HDTV&DVDRip IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR || www.IMDB-DL.com

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
HDTV
hdtv
HD
Published on: 2013-11-21
Downloads: 41
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تا حالا به عمرم جايي نبودم . که توش قهوه نباشه

تازه مردم هم دائم سعي ميکنن . به شما قهوه بدن

کي قهوه ميخواد ؟ قهوه ميخواي ؟" "دوست داري يه قهوه برات بيارم ؟

قهوه يکي از اون معدود چيزهايي هستش ... که شما ميتوني داشته باشي

. بعد ملت هم سعي کنن دوباره به شما بدن

پيشخدمتها مدام ميپرسن : " ميخواين پرش کنم ؟ "ميخواين گرمش کنم ؟ ميخواين چيزي روش بريزم؟

: کم مونده در چاه رو برداريم يکي بگه

. تازه يه قوري دَم کرديم" "يکمي ميخوري برات بریزم ؟

. ارزشش داره از انسانيت بيشتر ميشه

زماني ميرسه مجبور ميشيم ماشينهاي . قهوه ساز رو آقا صداشون کنيم

"کسي قهوه نميخواد ؟" ". يارو ، محض اطلاعت اسمش آقاي قهوه‌ست"

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

. بعد حرفهاي اون خاخام رو توي تلوزيون شنيدم . يعني تصورش رو بکن

. "من واقعاً عذرميخوام "جرج

. به تو حسادت نميکردم . فقط قضيه ازدواج و اين حرفها بود

. ميدوني ، يکمي غافلگير شدم

چرا يه نفر بايد ميوه‌ي کمپوت شده بخوره ؟

يعني ، کسي هست جواب اين سوال رو بده ؟

اون قضيه "بازنده" و اينها چي ؟ - . نميدونم اينو خاخام از کجا آورد -

. ميدوني من اصلاً همچين حرفي نزدم . "من گفتم : "تا حالا نديدم اينقدر نازَنده باشي

. باز اگه توي ارتش باشه ميتونم کمپوت رو تصور کنم

. ولي الآن که ميوه تازه در دسترسه . موجوده

. دوتا کوچه بگردي هست

. خب ، مثل هميشه گپ پرباري بود

کجا ميري ؟ - . با "سوزان" ميرم خريد -

چه جور خريدي ؟ - . خريد لباس -

کجا ميرين ؟ - . "فروشگاه "راس -

. فروشگاه خوبيه - . مال عموشه -

تخفيف ميده ؟ - . اميد ما هم به همينه -

... خلاصه من و دوستم ، داشتيم ميرفتيم سينما

. بعد وايستاديم و اين قهوه لاته رو خريديم

قهوه‌ش ايتاليايي بود ؟ - . آره ، درسته -

نصف شير ، نصف قهوه ؟ - . بله -

مزه کردي ؟ - . آره ، کردم -

وقتي مزه کردي ، متوجه شدي داغه ؟

تونستي به اندازه کافي مزه کني ؟

. نه ، نميتونستم به اندازه کافي مزه کنم

. خيلي خب ، خيلي خب

جرعه‌ها‌ي سنگين ميخوري ؟

. خب ، فکر کنم جرعه‌هايي که ميخورم معموليه

. باشه ، جرعه‌هات معموليه . اين قضيه هيچ مشکلي نداره

بعد چي شد ؟ - ... خب ميدوني -

اونها اجازه آوردن نوشيدني ... از خارج سينما رو نميدن

من هم مجبور شدم بذارمش . توي پيراهنم و دزدکي ببرمش تو

آره خب ميدوني اونها دوست دارن . قهوه‌هاي خودشون رو بفروشن

اين قضيه دردسرساز ميشه ؟ - . معلومه که دردسرساز ميشه -

. واسه اونها دردسر ميشه

يه تجاوز آشکار به حقوق تو به . عنوان يه مصرف‌ کننده‌ست

. نقض حقوق قانوني تو محسوب ميشه

. ظالمانه ، فاحش و غير معقوله

. صددرصد غيرمعقوله

خب بعد چي شد ؟

، خب ، من داشتم سعي ميکردم برم سر صندلی‌م . و مجبور بودم پام رو از روي يه نفر رد کنم

، و يه جورايي تعادلم رو از دست دادم . قهوه هم ريخت روم

روش در داشت ؟ - . آره -

، تو در رو گذاشتي روش يا اينکه فروشنده‌ها برات گذاشتن ؟

. اونها گذاشتن - . و اونها هم در رو درست ميکنن -

تو که در رو درست نکرده بودي ، کرده بودي ؟

سوزي" ، ازت ميخوام بري" . "فروشگاه "دنياي جاوا

. يه قهوه‌لاته با در براي من بگير

. بايد اون در رو يه امتحاني بکنيم

پيش دکتر رفتي ؟ - . نه ، نه . نرفتم -

. سوزي" به دکتر "بايسون" زنگ بزن"

. يه وقت ويزيت براي آقاي "کريمر" بگير . بهش بگو از طرف منه

خب نظرتون چيه آقاي "چايلز" ؟ - . "جکي" -

جکي" . منظورم اينه شانسي داريم ؟" - شانس داريم ؟ -

... يه دونه قهوه خور توي هيئت منصفه باشه

. از دادگاه که بري بيرون ميليونري

. خوشم نمياد . قرمزه . زيادي پر رنگه

. خب ، بد نيست يکمي چيز پررنگ بپوشي

. خيلي خب، نخواه منو تغيير بدي . سوزان" نخواه که منو تغيير بدي"

يه عالم زن هستن که ميميرن . براي اينکه تو موقعيت تو باشن

.يکيشون رو نام ببر

خب چيزي پيدا کردين ؟

. "غيرممکنه بشه براش چيزي خريد عمو "ند

. "من تعطيلات دارم ميرم "کاستا ريکا

. احتمالاً چند هفته ديگه ميبينمت

. "ببخشيد آقاي "راس

. ميدوني ، اينو درک نميکنم - چي رو ؟ -

. نگهبان - نگهبان چي شده ؟ -

چرا مجبوره سرپا باشه ؟

. چون يه نگهبانه

. يعني نگاهش کن

کل روز بايد اينطوري سرپا باشه ؟ . ظالمانه‌ست

. ميخوام در اين مورد با عموت حرف بزنم - . جرج" تو تازه باهاش آشنا شدي" -

. هيچي بهش نگو

تو دلت به حال نگهبان نميسوزه ؟

. راستش نه

. دلش به حال نگهبان نميسوزه

اين ديگه چطور آدميه ؟

... دارم با کسي ازدواج ميکنم که براش

اهميت نداره اين مرد روزي ... هشت ساعت سرپا باشه

. در حالی که خيلي راحت ميتونه بشينه

خيلي خب ، "جرج" . نظرت چيه ؟

خب ، ديشب چيکار کردي ؟ - . هيچي -

ميدونم . ولي واقعاً چيکار کردي ؟

. دقيقاً هيچي . نشستم روي يه صندلي و خيره شدم

. واه ، اين واقعاً يعني هيچي - . بهت که گفتم -

. سلام - . سلام -

واسه چي لباس پوشيدي ؟

. الآن از جلسه با وکيلم اومدم

اوضاع چطوره ؟ - . بهت ميگم اوضاع چطوره -

وکيلم "جکی" گفت اگه يه قهوه خور ... توي هيئت منصفه باشه

. من پولدار ميشم

. واي اين نفرت انگيزه

از کجا ميدونه که قهوه خور جماعت چطوري راي ميده ؟

، من هم قهوه خورم . اگه توي هيئت منصفه بودم . يه پاپاسي کف دست تو نميذاشتم

. خب ، نميتونستي توي هيئت منصفه باشي . با اردنگی مینداختت بیرون

. رک بگم ، غافلگير شدم که اينقدر دعوايي هستي

. ببين من ميتونم حسابي دعوايي باشم

کي اصلاً تا حالا همچين چيزي به گوشش خورده ؟

شکايت از يه شرکت به خاطر اينکه قهوه‌شون خيلي داغ بوده ؟

. قهوه قاعدتاً بايد داغ باشه - . ولي "جکي" ميگه مشکل از درش بوده -

. جکي" ميگه مشکل از درش بوده"

. "سلام "استاد - . "کريمر" -

. من اينجام - چطوري ؟ -

. خوبم - . "سلام "باب -

. "ببخشيد . "استاد

. پسر . غافلگير شدم . تو رو باش

فقط اومدم اين پماد چيني . رو براي سوختگي‌ت بهت بدم

. ميگن جنسش حرف نداره . کامل گياهيه

واي "استاد" اين چه کاري بود کردي ؟ . مجبور نبودي اين کار بکني

اين "استاد" ما رو باورت ميشه ؟ - . کاري نکرديم -

. ميدوني چند وقتي بود پيدات نبود

. آره ، خونه‌م تو "تاسکاني" بودم

تاسکاني" هان ؟ ميشنوي "جري" ؟" . تو ايتالياست . آره

. شنيدم اونجا قشنگه

خب ، اگه تو فکري که اونجا . خونه بگيري به خودت زحمت نده

. هيچ خونه‌ي خالي اونجا نيست

. سلام - . به سلام -

و شما کي باشي ؟ - . من "الين" باشم -

. ايشون "باب کاب" هستن - . "استاد" -

استاد" ؟" - . واقعاً که باعث نهايت سعادته -

. من بايد برم - . من بايد برم -

. قاقَم . يه نوشابه برام بخر

. عاشق وقتي هستم که اين اتفاق ميفته - ... ميدونم ، ميدونم . خيلي -

. تصادفي‌ـه - . آره -

. خب ، بچه‌ها خدافظ - . آره ، آره -

. به سلامت - ... بعداً ميبينمت . راستي -

. از بابت پماد دستت درد نکنه . آره

. ميدوني احساسات "استاد" رو خدشه‌دار کردي

چرا ؟ چون بهش نگفتم "استاد" ؟ - . درسته -

. "يکمي مضحکه برام به يه نفر بگم "استاد

چرا ؟ - . چون کلمه‌ي احمقانه‌اي واسه صدا کردنه يه نفره -

. جري" طرف رهبر ارکستره" - رهبر ارکستر ؟ -

. ارکستر خيريه پليسان نيکوکار رو رهبري ميکنه بابا

. خب ، بازَم رهبر ارکستره

. روي "الين" که زود استاديش رو به نمايش گذاشت

. بايد وقت اجراي "پرواز زنبور" ميديديش

... اون جدّاً

پيراهن نو خريدي ؟

آره ، خوشت مياد ؟ - . نه . نه راستش -

چرا ؟ واسه رنگش ؟ - . آره -

. خيلي پررنگه - . آره ، داره شبکيه چشم منو ميسوزونه -

سوزان" برات انتخاب کرده ، درسته ؟"

. نه

. خيلي خب ، بذار ببينيم چي بخوريم بهتره

. بذار يه چيزي ازت بپرسم

، وقتي توي يه فروشگاه هستي ... اين قضيه که مجبور ميکنن

نگهبانها کل روز سرپا باشن اذيتت ميکنه يا نه ؟

. نه

. ميبيني ، "سوزان" رو هم اذيت نميکرد

. واسه همينه که من با شماها فرق دارم

. کوچکترين رنجهاي بشري رو ميتونم حس کنم

الآن هم چيزي حس ميکني ؟

... فقط بذار اين يه حرف رو بزنم

غيرانسانيه که يه مرد رو ... مجبور کني هشت ساعت

. توي روز روي يه نقطه سرپا بايسته

چرا نبايد يه صندلي داشته باشه ؟

يکي خلاف کنه چي ميشه پس ؟ . طرف بايد تو حال آماده باش ، باشه

نميتونه از صندلي بپره بيرون ؟ مگه اين چقدر طول ميکشه ؟

. اينو ببين . بيا ، نگاه کن . خلاف کردن . بومب ، من پا شدم

. ایست ، ایست ، ایست

، شايد بهش صندلي تعارف کرده باشن . خودش قبول نکرده باشه

گمشو بابا ...کي دست رد به سينه‌ی صندلي ميزنه ؟

خيلي دوست دارم بدونم خود طرف . در اين مورد چي فکر ميکنه

. شايد باهاش حرف بزنم - . ميدونم که ميزني -

. ببين ، ببين ، اينو گوش کن

. جکي" الآن زنگ زد" - کي ؟ -

. وکيلش - .دنياي جاوا" ميخواد باهم کنار بيايم" -

چي ؟ - . آره ، قراره پولدار بشم -

چرا ميخوان باهات سازش کنن ؟ - . از حرف و حديث پشت سرش ميترسن -

همه‌ي اين قضايا از اينه که تو قهوه روي خودت ريختي ؟

. آره ، دقيقاً

! من قهوه ميخوام ! خيلي داغ باشه ! جوش باشه اصلاً

... و بعد ، حدود چهار سال پیش

، "تعطيلات رفته بودم "تاسکاني . و عاشق اين خونه شدم

آماده‌اين سفارش بدين ؟

اي بابا ، تو چي ميخوري "باب" ؟

. سوال خوبيه . يه چند دقيقه وقت لازم داريم

. ممنون

... ميدوني ، متأسفم ولي

، تا حالا اينو نگفته بودم ، ولي راستش . من ترجيح ميدم "استاد" صدام کنن

ببخشيد ؟ - . خب ميدوني ، من رهبر ارکسترم -

خب که چي ؟

آهان پس فکر کنم مشکلي نباشه که ... لئونارد برنستين" رو استاد صدا بزنن"

. چون رهبري ارکستر سمفونيک نيويورک رو داره

. پس اون رو ميشه "استاد" صدا زد ولي منو نه

... خب ، فکر نميکني که احتمالاً اون رو وقتي

استاد صدا ميکردن که داشته ارکستر رو رهبري ميکرده نه توي اماکن عمومي ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left