The first 200 lines.
تا حالا به عمرم جايي نبودم . که توش قهوه نباشه
تازه مردم هم دائم سعي ميکنن . به شما قهوه بدن
کي قهوه ميخواد ؟ قهوه ميخواي ؟" "دوست داري يه قهوه برات بيارم ؟
قهوه يکي از اون معدود چيزهايي هستش ... که شما ميتوني داشته باشي
. بعد ملت هم سعي کنن دوباره به شما بدن
پيشخدمتها مدام ميپرسن : " ميخواين پرش کنم ؟ "ميخواين گرمش کنم ؟ ميخواين چيزي روش بريزم؟
: کم مونده در چاه رو برداريم يکي بگه
. تازه يه قوري دَم کرديم" "يکمي ميخوري برات بریزم ؟
. ارزشش داره از انسانيت بيشتر ميشه
زماني ميرسه مجبور ميشيم ماشينهاي . قهوه ساز رو آقا صداشون کنيم
"کسي قهوه نميخواد ؟" ". يارو ، محض اطلاعت اسمش آقاي قهوهست"
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. بعد حرفهاي اون خاخام رو توي تلوزيون شنيدم . يعني تصورش رو بکن
. "من واقعاً عذرميخوام "جرج
. به تو حسادت نميکردم . فقط قضيه ازدواج و اين حرفها بود
. ميدوني ، يکمي غافلگير شدم
چرا يه نفر بايد ميوهي کمپوت شده بخوره ؟
يعني ، کسي هست جواب اين سوال رو بده ؟
اون قضيه "بازنده" و اينها چي ؟ - . نميدونم اينو خاخام از کجا آورد -
. ميدوني من اصلاً همچين حرفي نزدم . "من گفتم : "تا حالا نديدم اينقدر نازَنده باشي
. باز اگه توي ارتش باشه ميتونم کمپوت رو تصور کنم
. ولي الآن که ميوه تازه در دسترسه . موجوده
. دوتا کوچه بگردي هست
. خب ، مثل هميشه گپ پرباري بود
کجا ميري ؟ - . با "سوزان" ميرم خريد -
چه جور خريدي ؟ - . خريد لباس -
کجا ميرين ؟ - . "فروشگاه "راس -
. فروشگاه خوبيه - . مال عموشه -
تخفيف ميده ؟ - . اميد ما هم به همينه -
... خلاصه من و دوستم ، داشتيم ميرفتيم سينما
. بعد وايستاديم و اين قهوه لاته رو خريديم
قهوهش ايتاليايي بود ؟ - . آره ، درسته -
نصف شير ، نصف قهوه ؟ - . بله -
مزه کردي ؟ - . آره ، کردم -
وقتي مزه کردي ، متوجه شدي داغه ؟
تونستي به اندازه کافي مزه کني ؟
. نه ، نميتونستم به اندازه کافي مزه کنم
. خيلي خب ، خيلي خب
جرعههاي سنگين ميخوري ؟
. خب ، فکر کنم جرعههايي که ميخورم معموليه
. باشه ، جرعههات معموليه . اين قضيه هيچ مشکلي نداره
بعد چي شد ؟ - ... خب ميدوني -
اونها اجازه آوردن نوشيدني ... از خارج سينما رو نميدن
من هم مجبور شدم بذارمش . توي پيراهنم و دزدکي ببرمش تو
آره خب ميدوني اونها دوست دارن . قهوههاي خودشون رو بفروشن
اين قضيه دردسرساز ميشه ؟ - . معلومه که دردسرساز ميشه -
. واسه اونها دردسر ميشه
يه تجاوز آشکار به حقوق تو به . عنوان يه مصرف کنندهست
. نقض حقوق قانوني تو محسوب ميشه
. ظالمانه ، فاحش و غير معقوله
. صددرصد غيرمعقوله
خب بعد چي شد ؟
، خب ، من داشتم سعي ميکردم برم سر صندلیم . و مجبور بودم پام رو از روي يه نفر رد کنم
، و يه جورايي تعادلم رو از دست دادم . قهوه هم ريخت روم
روش در داشت ؟ - . آره -
، تو در رو گذاشتي روش يا اينکه فروشندهها برات گذاشتن ؟
. اونها گذاشتن - . و اونها هم در رو درست ميکنن -
تو که در رو درست نکرده بودي ، کرده بودي ؟
سوزي" ، ازت ميخوام بري" . "فروشگاه "دنياي جاوا
. يه قهوهلاته با در براي من بگير
. بايد اون در رو يه امتحاني بکنيم
پيش دکتر رفتي ؟ - . نه ، نه . نرفتم -
. سوزي" به دکتر "بايسون" زنگ بزن"
. يه وقت ويزيت براي آقاي "کريمر" بگير . بهش بگو از طرف منه
خب نظرتون چيه آقاي "چايلز" ؟ - . "جکي" -
جکي" . منظورم اينه شانسي داريم ؟" - شانس داريم ؟ -
... يه دونه قهوه خور توي هيئت منصفه باشه
. از دادگاه که بري بيرون ميليونري
. خوشم نمياد . قرمزه . زيادي پر رنگه
. خب ، بد نيست يکمي چيز پررنگ بپوشي
. خيلي خب، نخواه منو تغيير بدي . سوزان" نخواه که منو تغيير بدي"
يه عالم زن هستن که ميميرن . براي اينکه تو موقعيت تو باشن
.يکيشون رو نام ببر
خب چيزي پيدا کردين ؟
. "غيرممکنه بشه براش چيزي خريد عمو "ند
. "من تعطيلات دارم ميرم "کاستا ريکا
. احتمالاً چند هفته ديگه ميبينمت
. "ببخشيد آقاي "راس
. ميدوني ، اينو درک نميکنم - چي رو ؟ -
. نگهبان - نگهبان چي شده ؟ -
چرا مجبوره سرپا باشه ؟
. چون يه نگهبانه
. يعني نگاهش کن
کل روز بايد اينطوري سرپا باشه ؟ . ظالمانهست
. ميخوام در اين مورد با عموت حرف بزنم - . جرج" تو تازه باهاش آشنا شدي" -
. هيچي بهش نگو
تو دلت به حال نگهبان نميسوزه ؟
. راستش نه
. دلش به حال نگهبان نميسوزه
اين ديگه چطور آدميه ؟
... دارم با کسي ازدواج ميکنم که براش
اهميت نداره اين مرد روزي ... هشت ساعت سرپا باشه
. در حالی که خيلي راحت ميتونه بشينه
خيلي خب ، "جرج" . نظرت چيه ؟
خب ، ديشب چيکار کردي ؟ - . هيچي -
ميدونم . ولي واقعاً چيکار کردي ؟
. دقيقاً هيچي . نشستم روي يه صندلي و خيره شدم
. واه ، اين واقعاً يعني هيچي - . بهت که گفتم -
. سلام - . سلام -
واسه چي لباس پوشيدي ؟
. الآن از جلسه با وکيلم اومدم
اوضاع چطوره ؟ - . بهت ميگم اوضاع چطوره -
وکيلم "جکی" گفت اگه يه قهوه خور ... توي هيئت منصفه باشه
. من پولدار ميشم
. واي اين نفرت انگيزه
از کجا ميدونه که قهوه خور جماعت چطوري راي ميده ؟
، من هم قهوه خورم . اگه توي هيئت منصفه بودم . يه پاپاسي کف دست تو نميذاشتم
. خب ، نميتونستي توي هيئت منصفه باشي . با اردنگی مینداختت بیرون
. رک بگم ، غافلگير شدم که اينقدر دعوايي هستي
. ببين من ميتونم حسابي دعوايي باشم
کي اصلاً تا حالا همچين چيزي به گوشش خورده ؟
شکايت از يه شرکت به خاطر اينکه قهوهشون خيلي داغ بوده ؟
. قهوه قاعدتاً بايد داغ باشه - . ولي "جکي" ميگه مشکل از درش بوده -
. جکي" ميگه مشکل از درش بوده"
. "سلام "استاد - . "کريمر" -
. من اينجام - چطوري ؟ -
. خوبم - . "سلام "باب -
. "ببخشيد . "استاد
. پسر . غافلگير شدم . تو رو باش
فقط اومدم اين پماد چيني . رو براي سوختگيت بهت بدم
. ميگن جنسش حرف نداره . کامل گياهيه
واي "استاد" اين چه کاري بود کردي ؟ . مجبور نبودي اين کار بکني
اين "استاد" ما رو باورت ميشه ؟ - . کاري نکرديم -
. ميدوني چند وقتي بود پيدات نبود
. آره ، خونهم تو "تاسکاني" بودم
تاسکاني" هان ؟ ميشنوي "جري" ؟" . تو ايتالياست . آره
. شنيدم اونجا قشنگه
خب ، اگه تو فکري که اونجا . خونه بگيري به خودت زحمت نده
. هيچ خونهي خالي اونجا نيست
. سلام - . به سلام -
و شما کي باشي ؟ - . من "الين" باشم -
. ايشون "باب کاب" هستن - . "استاد" -
استاد" ؟" - . واقعاً که باعث نهايت سعادته -
. من بايد برم - . من بايد برم -
. قاقَم . يه نوشابه برام بخر
. عاشق وقتي هستم که اين اتفاق ميفته - ... ميدونم ، ميدونم . خيلي -
. تصادفيـه - . آره -
. خب ، بچهها خدافظ - . آره ، آره -
. به سلامت - ... بعداً ميبينمت . راستي -
. از بابت پماد دستت درد نکنه . آره
. ميدوني احساسات "استاد" رو خدشهدار کردي
چرا ؟ چون بهش نگفتم "استاد" ؟ - . درسته -
. "يکمي مضحکه برام به يه نفر بگم "استاد
چرا ؟ - . چون کلمهي احمقانهاي واسه صدا کردنه يه نفره -
. جري" طرف رهبر ارکستره" - رهبر ارکستر ؟ -
. ارکستر خيريه پليسان نيکوکار رو رهبري ميکنه بابا
. خب ، بازَم رهبر ارکستره
. روي "الين" که زود استاديش رو به نمايش گذاشت
. بايد وقت اجراي "پرواز زنبور" ميديديش
... اون جدّاً
پيراهن نو خريدي ؟
آره ، خوشت مياد ؟ - . نه . نه راستش -
چرا ؟ واسه رنگش ؟ - . آره -
. خيلي پررنگه - . آره ، داره شبکيه چشم منو ميسوزونه -
سوزان" برات انتخاب کرده ، درسته ؟"
. نه
. خيلي خب ، بذار ببينيم چي بخوريم بهتره
. بذار يه چيزي ازت بپرسم
، وقتي توي يه فروشگاه هستي ... اين قضيه که مجبور ميکنن
نگهبانها کل روز سرپا باشن اذيتت ميکنه يا نه ؟
. نه
. ميبيني ، "سوزان" رو هم اذيت نميکرد
. واسه همينه که من با شماها فرق دارم
. کوچکترين رنجهاي بشري رو ميتونم حس کنم
الآن هم چيزي حس ميکني ؟
... فقط بذار اين يه حرف رو بزنم
غيرانسانيه که يه مرد رو ... مجبور کني هشت ساعت
. توي روز روي يه نقطه سرپا بايسته
چرا نبايد يه صندلي داشته باشه ؟
يکي خلاف کنه چي ميشه پس ؟ . طرف بايد تو حال آماده باش ، باشه
نميتونه از صندلي بپره بيرون ؟ مگه اين چقدر طول ميکشه ؟
. اينو ببين . بيا ، نگاه کن . خلاف کردن . بومب ، من پا شدم
. ایست ، ایست ، ایست
، شايد بهش صندلي تعارف کرده باشن . خودش قبول نکرده باشه
گمشو بابا ...کي دست رد به سينهی صندلي ميزنه ؟
خيلي دوست دارم بدونم خود طرف . در اين مورد چي فکر ميکنه
. شايد باهاش حرف بزنم - . ميدونم که ميزني -
. ببين ، ببين ، اينو گوش کن
. جکي" الآن زنگ زد" - کي ؟ -
. وکيلش - .دنياي جاوا" ميخواد باهم کنار بيايم" -
چي ؟ - . آره ، قراره پولدار بشم -
چرا ميخوان باهات سازش کنن ؟ - . از حرف و حديث پشت سرش ميترسن -
همهي اين قضايا از اينه که تو قهوه روي خودت ريختي ؟
. آره ، دقيقاً
! من قهوه ميخوام ! خيلي داغ باشه ! جوش باشه اصلاً
... و بعد ، حدود چهار سال پیش
، "تعطيلات رفته بودم "تاسکاني . و عاشق اين خونه شدم
آمادهاين سفارش بدين ؟
اي بابا ، تو چي ميخوري "باب" ؟
. سوال خوبيه . يه چند دقيقه وقت لازم داريم
. ممنون
... ميدوني ، متأسفم ولي
، تا حالا اينو نگفته بودم ، ولي راستش . من ترجيح ميدم "استاد" صدام کنن
ببخشيد ؟ - . خب ميدوني ، من رهبر ارکسترم -
خب که چي ؟
آهان پس فکر کنم مشکلي نباشه که ... لئونارد برنستين" رو استاد صدا بزنن"
. چون رهبري ارکستر سمفونيک نيويورک رو داره
. پس اون رو ميشه "استاد" صدا زد ولي منو نه
... خب ، فکر نميکني که احتمالاً اون رو وقتي
استاد صدا ميکردن که داشته ارکستر رو رهبري ميکرده نه توي اماکن عمومي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.